شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53822
نام: امير حسين
شهر: تهران
تاریخ: 5/10/2008 4:26:34 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم
شهاب گرامیم بقول معروف همه جای ایران سرای من است پس فرقی نمی کنه بچه کجا باشی اخوی فقط این بس که ایرانی باشی یا بقول یکی از معلمین دبیرستانی که بودم اون کسی که از گوشت و پوست منه اگر عقیده اش از من جدا بود با من غریب است و اونیکه توی اون طرف دنیا زندگی می کنه و عقیده اش با من یکی است برادر من بعد هم اشتباه نشود شما جای خودتان هستید گفتم هر گلی یک بویی دارد شما جای خودتان استادی این قلعه را دارید و حاج امیر بزرگوار جای خودشان و این قلعه به هر دوی شما نیاز دارد و در مورد تعبیر از ائمه من دارم پیش اساتیدم درس پس میدهم ضمنا من از امشب چند روزی نائب الزیاره برادران و خواهران گرامیم در حرم امن رضوی در مشهد مقدس هستم تا شاید آقا لطفی بکند و برات کربلا و نجف را در شبهای قدر به من بدهد از همه برادران و خواهران هم ملتمس دعا هستم و نائب الزیاره همگی
53821
نام: هیچ کس
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 5/10/2008 4:25:29 PM
کاربر مهمان
  چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغزها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بت شکن
خدای مادوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای بعضی چه خوب شد نیامدی
53820
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 5/10/2008 4:18:05 PM
کاربر مهمان
  السلام عليكِ يا زينب الكبري

یک هزار شاخه گل صلوات ثبت نماییدشهاب

نام بنده را هم در فهرست ختم سوره ی حمد ثبت نماییدلطفا
53819
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:41:45 PM
کاربر مهمان
  زینب علیها السلام، معلم قرآن
یک سال پس از استقرار امیر مؤمنان علیه السلام در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیده‏ایم که دختر شما حضرت زینب علیها السلام همانند مادرش فاطمه زهرا علیها السلام منبع سرشار دانش و دارای علوم و کمالات است . اگر اجازه دهید در صبح یکی از روزهای عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم .
علی علیه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش زینب کبری علیها السلام، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمی و دینی آنان را حل کند . زینب علیها السلام نیز آمادگی خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهای مقدماتی، جلسه تفسیر قرآن برای آنان تشکیل داده و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب می‏داد
روزی در یکی از جلساتی که حضرت زینب علیها السلام برای زنان کوفی تفسیر می‏گفت، امیر مؤمنان علیه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزدیک ببیند . آن روز حضرت زینب علیها السلام در مورد تفسیر کهیعص سخن می‏گفت . علی علیه السلام ضمن اشاره به تفسیر دیگری از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزی است در مصیبت هایی که بر شما عترت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خواهد شد . سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را برای دخترش و حاضرین شرح داد . زینب علیها السلام با شنیدن آن متاثر شده و صدای ناله‏اش بلند گردید و فضای جلسه قرآن عوض شد
فرهنگبان شیعه
نام زینب کبری علیها السلام به عنوان یکی از محدثان برجسته شیعه، صفحات کتاب‏های رجال را مزین کرده است . روایت‏های آن حضرت در منابع معتبر شیعه از جمله در کتاب‏های من لا یحضره الفقیه ، وسائل الشیعه ،دلائل الامامة ، &بحار الانوار ، ;کفایة الاثر ، مناقب امیر المؤمنین علیه السلام و . . . موجود است .
امین امامت
زینب علیها السلام بعد از مادرش فاطمه علیها السلام امینه اهل بیت علیهم السلام بود و هدایای ارزشمند آسمانی را نگهداری می‏کرد . هنگامی که علی علیه السلام به شهادت رسید و امام حسن مجتبی علیه السلام پیکر پاک پدرش راتجهیز می‏نمود، به زینب کبری علیها السلام فرمود: خواهرم حنوط جدم رسول الله صلی الله علیه و آله را حاضر کن، زینب در اسرع وقت آن را آورد و تحویل امام مجتبی علیه السلام داد . وقتی آن حضرت ظرف حنوط را باز کرد از بوی خوش آن نه تنها منزل، بلکه فضای کوفه عطر آگین گردید
شاهد محراب خونین
واپسین لحظات عمر مبارک امیر مؤمنان علی علیه السلام بود، آن حضرت بر اثر ضربت ابن ملجم، با فرقی شکافته و چهره‏ای خونین بر بستر افتاده بود . زینب کبری علیها السلام به کنار پدر آمد و عرضه داشت: بابا جان! روزی ام ایمن ضمن نقل حدیثی به من چنین و چنان گفت، اگر آن حدیث صحیح است، دوست دارم دوباره از زبان شما بشنوم .
علی علیه السلام فرمود: دخترم! حدیث ام ایمن صحیح است، گویا تو و دختران اهل بیت را می‏نگرم که به صورت اسیر و در نهایت پریشانی وارد این شهر (کوفه) می‏کنند، به گونه‏ای که بیم دارید مردم به سرعت‏شما را بربایند . دخترم! آن روز صبر کنید، صبر کنید . سوگند به خداوندی که دانه را می‏شکافد وانسان را خلق می‏کند، در آن روز در سراسر روی زمین غیر از شما و دوستان و شیعیان شما، دوستی دیگر برای خدا نخواهد بود . هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این خبر را به ما داد، فرمود: شیطان در آن روز از خوشحالی پرواز می‏کند و در روی زمین جولان می‏دهد و به شیاطین و عوامل خود می‏گوید: ای گر
53818
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:39:06 PM
کاربر مهمان
  پاسدار عفت
حضرت زینب علیها السلام در پاسداری از عفت و عصمت، سر آمد دختران روزگار بود . وی با الهام از پیام آسمانی قرآن و طبق آموزه‏های پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام حجاب و عفت را مانند گوهری ارزشمند برای یک زن مسلمان می‏دانست و بر این باور بود که زن هنگامی به خدای خود نزدیکتر است که خود را از معرض دید مردان بیگانه - به غیر موارد ضروری - حفظ نماید . او از مادرش آموخته بود که: «لیس شی‏ء خیرا للمراة من ان لا یراها الرجل ولا تراه ; چیزی برای زن نیکوتر از این نیست که: مرد [نامحرم] او را نبیند و او هم مرد [نامحرم] را نبیند .

برای همین دختر جوان زهرا علیها السلام خود را کاملا از دید نامحرمان پوشیده نگاه می‏داشت .
یحیای مازنی یکی از اهالی مدینه می‏گوید: من در شهر مدینه و در همسایگی امیر مؤمنان علی علیه السلام بودم و منزل من پهلوی منزلی بود که زینب دختر علی علیه السلام در آنجا زندگی می‏کرد . به خدا سوگند! هیچگاه کسی قد و قامت او را ندید و صدای او را هم نشنید . او هر گاه می‏خواست‏به زیارت جد بزرگوارش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برود، در دل شب و به همراه پدرش امیر مؤمنان علیه السلام و برادرانش حسن و حسین علیهما السلام می‏رفت . علی علیه السلام در مورد تشرف این گونه زینب علیها السلام به امام حسن علیه السلام می‏فرمود: اخشی ان ینظر احد الی شخص اختک زینب (6) ; بیم دارم که کسی به خواهرت زینب نگاه کند .

وصلت فرخنده
حضرت زینب علیها السلام به سن ازدواج رسیده بود . از بین خواستگاران متعددی که به منزل علی علیه السلام می‏آمدند، تقاضای عبدالله بن جعفر بن ابی طالب - برادر زاده علی علیه السلام که از طرف خود کسی را برای خواستگاری حضرت زینب فرستاده بود، - مورد پذیرش قرار گرفت . در این وصلت فرخنده مهریه حضرت زینب مطابق با مهریه مادرش فاطمه علیها السلام یعنی 480 درهم معین گردید.

قبل از ازدواج، حضرت زینب به عبدالله بن جعفر گفت: ای عبدالله! من با تو به شرطی ازدواج می‏کنم که اجازه دهی هر روز یکبار برادرم حسین علیه السلام را ببینم و اگر او زمانی به سفر رفت، به همراه او بروم و مانع مسافرت من نباشی .
عبدالله، یادگار شجاع، بزرگوار و پارسای جعفر طیار این شرط را پذیرفت و تا آخر زندگی به آن وفادار ماند .
عبدالله جعفر آن چنان کریم و فقیر نواز بودکه وی را قطب سخا می‏گفتند، او هیچگاه مستمندی را محروم نکرد وهیچ کار نیک را به خاطر پاداش دنیوی انجام نداد
هنگامی که عبدالله فهمید که سفر امام حسین علیه السلام به کربلا قطعی است، دو پسر خود عون و محمد را برای کمک به مادرشان به همراه قافله امام حسین علیه السلام روانه کرد و به حضرت زینب علیها السلام سفارش کرد که اگر جنگی پیش آمد، فرزندانش از امام حسین علیه السلام حمایت کنند .
ارتباط قلبی و انس و علاقه زینب علیها السلام به برادر خود آنچنان بود که هنگامی که عبدالله بن عباس به امام حسین علیه السلام گفت: شما که به این سفر خطرناک می‏روید چرا زن ها را با خود می‏برید؟ ! حضرت زینب با شنیدن این سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: ای پسر عباس! آیا می‏خواهی بین من و برادرم جدایی بیندازی؟ ! هرگز من از او جدا نخواهم شد . امام حسین علیه السلام نیز به حضرت زینب علیها السلام علاقه فوق العاده‏ای داشت و در روایت آمده است: هنگامی که زینب به دیدار امام حسین علیه السلام می‏آمد، آن حضرت به احترام زینب علیها السلام تمام قد بلند می‏شد و او را در جای
53817
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:36:38 PM
کاربر مهمان
  کودک بلند نظر
بطور کلی از دوران کودکی هر فرد تا حدودی می‏توان استعداد و لیاقت ذاتی او را شناخت . همچنانکه شاعر عرب می‏گوید:
فی المهد ینطق عن سعادة جده
اثر النجابة فیه خیر مسدد در گهواره از موقعیت والای خود در آینده خبر می‏دهد . وجود نشانه‏های نجابت [و بزرگی] در آن طفل، بهترین دلیل منطقی [بر آینده درخشان او] می‏باشد .»
دختر والامقام علی علیه السلام نیز از همان دوران کودکی شخصیت معنوی، عرفانی خود را در گفتار و رفتار خویش نشان می‏داد . داستان زیر نشانگر این حقیقت است:
روزی حضرت علی علیه السلام زینب کبری علیها السلام را که دختر خردسالی بود در آغوش خود نشانده و نوازش کرد . آن حضرت به وی فرمود: دخترم! بگو یکی زینب علیها السلام گفت: یکی . سپس پدر گفت: دخترم! بگو: دو تا . زینب سخنی نگفت . علی علیه السلام فرمود: چرا سخن نمی‏گویی؟ زینب علیها السلام گفت: بابا! زبانی که به گفتن یک آغاز سخن کرد، چگونه دو تا بگوید؟ ! علی علیه السلام دخترک با معرفت‏خود را به سینه چسبانیده و او را غرق بوسه ساخت و بدین ترتیب دختر خردسال به حاضرین فهماند کسی که لب به توحید گشوده و به یگانگی پروردگار شهادت داده است، دیگر نباید برای او شریکی قائل شود . همچنین از این روایت معلوم می‏شود که علی علیه السلام، آن مربی کامل بشریت، در تربیت فرزندان خویش از روش‏های کار آمد تربیتی بهره می‏گرفت . او در فرصت‏های مناسب و با شیوه‏های متنوع به پیروان خویش می‏آموخت که مهمترین نیاز کودک، رفع نیاز عاطفی است . محبت، نوازش و احترام به شخصیت کودک، نگرانی‏ها، افسردگی‏ها و مشکلات روحی و روانی وی را از میان برده و آنان را به زندگی آینده امیدوار می‏سازد . امیر مؤمنان علیه السلام با فرزندان خود ارتباط عاطفی وکلامی برقرار کرده، حرف دل آنان را شنیده و برای سخنانشان ارزش قائل می‏شد و به این وسیله روحیه اعتماد به نفس و عزت را در وجود آنان پرورش می‏داد .
روایتی دیگر در این زمینه نقل شده است که هم نشانگر شیوه تربیتی علی علیه السلام در پرورش کودک و هم شاهدی بر کمالات والای حضرت زینب علیها السلام می‏باشد .
میرزا محمد تقی سپهر در الطراز المذهب می‏نویسد: در دوران کودکی حضرت زینب علیها السلام، پدر بزرگوارش در کنار او بود و ضمن نوازش و بذل گرمترین عواطف خود، با وی سخن می‏گفت . زینب علیها السلام، دختر خردسال علی علیه السلام از وی پرسید: پدر جان! آیا مرا دوست داری؟ فرمود: آری دخترم . زینب علیها السلام طبق آموخته‏های خویش از مکتب علوی علیه السلام گفت: ای پدر! دو دوستی در یک دل جمع نمی‏شود، مگر اینکه دوستی دیگران نیز در جهت دوستی خدا و برای خدا باشد .

راز یک رؤیا
هنوز پنج‏سال از تولد زینب علیها السلام نگذشته بود که هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامی اش رسول الله صلی الله علیه و آله فرا رسید .
در یکی از آن روزهای غمبار و حادثه ساز بود که زینب علیها السلام صبح زود برای تعبیر رؤیایی که شب قبل با دیدن آن پریشان شده و روحش ر آزار می‏داد به کنار بستر جدش رسول اکرم صلی الله علیه و آله شتافته و عرضه داشت: ای جد بزرگوار! خواب دیدم که در اثر وزش تند بادی، هوا تاریک شد و من از وحشت آن در پشت درخت‏بزرگی پناه گرفتم، که ناگهان آن درخت عظیم در اثر فشار باد از جای کنده شد . خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت‏بود، اما تند باد سخت آن را نیز از جای برکنده و با خود برد . پس از آن به شاخه‏ای دیگر از آ
53816
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:33:20 PM
کاربر مهمان
  وارث زیبایی‏ها
حضرت زینب کبری علیها السلام دوران کودکی را در آغوش پر مهر رسالت و امامت‏سپری کرده و در دامن عصمت و طهارت بالیده و به صفات والای انسانی و فضایل و کمالات معنوی و ملکوتی آراسته گردید . از این رو، آن حضرت دارای صفات برجسته ایست که وی را از سایر بانوان عالم ممتاز می‏سازد .

صبر و شکیبایی، زهد و تقوی، فصاحت و بلاغت، دانش و بینش، حلم و حزم، تدبیر و سیاست، سیادت وبزرگواری، جلالت‏شخصیت و عظمت روحی، پایداری و ثبات قدم در راه هدف، قوت قلب و اراده‏ای فولادین، راستی و امانتداری، دفاع خالصانه از حق و حقیقت، حمایت از یتیمان وضعیفان، شرافت و فضیلت‏خانوادگی، عبادت و انقطاع از خلق، مهر و عطوفت در حد اعلای خود، تعلیم و تربیت انسان‏ها، پرورش فرزندان پاک و صالح، همسر داری و خانه داری، عزت نفس، وفاداری در عهد و پیمان، از جمله ارزنده‏ترین صفات این شیر زن عاشورایی است که از خاندان وحی و نبوت و پنج تن آل عبا به ارث برده است . بررسی اجمالی تاریخ زندگی این بانوی با عظمت این حقیقت را نمایان می‏سازد .

در مورد شخصیت ‏برجسته عقیله بنی هاشم و فضایل و مناقب آن بانوی بزرگوار کتاب‏ها و مقالات فراوانی به رشته تحریر در آمده است، اما در بسیاری از آن‏ها به نقش زینب کبری علیها السلام در حماسه عاشورا پرداخته و از برکات وجودی آن حضرت از ولادت تا قبل از عاشورا کمتر سخن به میان آمده است . البته این امر شاید بدین علت‏باشد که زینب کبری علیها السلام به عنوان بارزترین جلوه عفت و عصمت، در ایام نوجوانی و جوانی در پس پرده بوده و کمتر کسی می‏توانست از زندگی آن حضرت گزارش دهد . این نوشتار سعی دارد نگاهی هر چند گذرا به فرازهایی از زندگانی آن میوه نبوت و شاخسار امامت تا قبل از عاشورا داشته و آموزه‏های تربیتی را از زندگی آن حضرت به مشتاقان و ارادتمندان ارائه نماید . زیرا از این راه می‏توان نسل جوان رابا بهترین الگوها واسوه‏های تربیتی آشنا کرد و پیوند قلبی و عاطفی آنان را با خاندان عصمت و طهارت مستحکمتر نمود .
53815
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:31:21 PM
کاربر مهمان
  سومین فرزند حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود . این نوزاد که از هر جهت‏با شخصیت‏بزرگ علی علیه السلام سازگار و زینت پدر بود زینب‏ نام گرفت . مادرش پاره تن رسول الله صلی الله علیه و آله و پدرش برادر و وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بود .
زینب ملقب به ام کلثوم که در فضای چنین خانواده‏ای رشد می‏یافت، از همان نخستین روزهای کودکی، با مشکلاتی مواجه شد که تحمل آن‏ها برای غیر او کاری بس دشوار می‏نمود . او در خردسالی با داغ رحلت جدش پیامبر صلی الله علیه و آله مواجه شده و از آغوش پر مهر و محبت‏حبیب خدا جدا گردید، بعد از چند ماه در شهادت جانسوز مادرش زهرا علیها السلام به سوگ نشست و بعد از شرکت در مراسم دفن مخفیانه مادر جوانش به دامان پر مهر و عطوفت علی علیه السلام پناهنده شد . زینب همچنان ناظر سکوت مظلومانه پدر بود و گریه‏های نیمه شبش را در کنار چاه‏های غربت نظاره می‏کرد تا اینکه دست‏شقی‏ترین فرد عالم، محراب کوفه را با خون امیر مؤمنان علیه السلام گلگون نمود و زینب به همراه برادرانش در کنار بستر پدر، فرق شکافته او را دید و اشک فراق ریخت و شهادت پدر را شاهد بود . مدت زمان زیادی نمی‏گذرد که زینب در مدینه مسموم شدن برادرش امام حسن علیه السلام را تجربه کرده و در بقیع با او وداع کرد .
و بالاخره در سال 60 هجری زینب که در کوران مصیبت‏ها آبدیده شده بود، به همراه امام حسین علیه السلام قدم در سفر کربلا می‏گذارد و در فاجعه غمبار کربلا، به خون غلطیدن ده‏ها تن از بهترین عزیزان خود را به نظاره می‏نشیند .
زینب کبری علیها السلام بعد از عاشورای خونین با صبر و استقامتی بی نظیر، پیام جاودانه حضرت ابا عبدالله علیه السلام را به جهانیان می‏رساند .
حضرت زینب علیها السلام بعد از واقعه کربلا و مشاهده آن همه مصائب و تحمل اسارت دوباره به مدینه مراجعت نمود و بنا به نقلی، بعد از حادثه قحطی در مدینه به همراه همسر سخاوتمند خویش، عبد الله بن جعفر طیار به منطقه شام کوچ کرد و در نیمه رجب سال 62 قمری در همانجا وفات یافت و در قریه رادیه دمشق که امروزه به زینبیه معروف است‏به خاک سپرده شد
عقیله بنی هاشم، عقیله طالبیین، موثقه، عارفه، عالمه، محدثه، فاظله، کامله، و عابده آل علی، که از جمله القاب زیبای زینب کبری علیها السلام می‏باشد، نشانگر شمه‏ای از کمالات اوست .
53814
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:27:47 PM
کاربر مهمان
  كرامات
به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نويسد:
«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دچار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:
آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء
و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

شهادت آن حضرت:
حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.
53813
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/10/2008 3:22:31 PM
کاربر مهمان
  السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت همواره الهام بخش شرف و مردانگی باد.
هوش و ذكاوت:
صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام...

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.
فصاحت و بلاغت:
كلمات و فرمایشات گوهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة یعنى:

اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.
حضرت زين
<<ابتدا <قبلی 5388 5387 5386 5385 5384 5383 5382 5381 5380 5379 5378 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved