اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 53562 |
نام:
محسن
شهر:
دیر
تاریخ:
5/4/2008 7:21:11 PM
کاربر مهمان
|
آمده ام تا بگویم رازهای اختیاری
از برای روز های بیقراری
با تپش زیر تانک های دشمن
یا که زیر حمله در روز های بهاری
|
|
| 53561 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
5/4/2008 6:26:13 PM
کاربر مهمان
|
.:: السلام علیک یا فاطمه الزهراء(س) ::.
یا مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) اغیثینی.
*اللهم العن الجبت و الطاغوت مأه مره ... اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا.
|
|
| 53560 |
نام:
یه کنکوری
شهر:
جون من دعام کنیم
تاریخ:
5/4/2008 5:48:53 PM
کاربر مهمان
|
سلام .
میخواستم بگم جون هرکی که میخواین منو دعا کنین تا توی کنکور امسال قبول شم. حال و حوصله سال دیگه رو ندارم که بخوام از دوباره کنکور بدم . اگه کنکور قبول نشم کلیاز زندگیم عقب میفتم . ولی بازهم بهر حال خدایا راضیم به رضای تو . اگه به نفعم برم وگرنه که نرم .
|
|
| 53559 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
5/4/2008 5:20:55 PM
کاربر مهمان
|
.:: صلي الله عليك يا مولاي يا ابا عبدالله الحسين(ع) ::.
*عشق ، عطش ، کربلا
عشق عطش است و عطش عشق.
عطش کربلا است و کربلا عطش.
کربلا عشق است و عشق کربلا.
و چه سه گانه ي زیبایی ساخته اند این سه واژه عاشورایی!
و عاشورا، روزی که تا *یوم الدهر* از ذهنها فراموش نخواهد شد و تاریخ آن را در سرآغاز رخدادهای آسمانیش به امانت نگاه خواهد داشت.
...
عشق ، عطش ، کربلا.
واژگانی که دریا دریا حرف و شور و حدیث دلدادگی را در بر دارند.
و عشق عطش است و عطش عشق، چون عباس (علیه السلام) این دو را در کنار علقمه به اثبات رساند.
و عطش کربلا است و کربلا عطش، چون در آن کرب پْر بلا، عطش، سوز و شور و حال عجیبی را به پیش کش آورده بود.
و کربلا عشق است و عشق کربلا، چون زمین کربلا عاشقانی میخواهد تا در مسلخ عشق قربانی شوند تا جاودانه شود به وسعت تاریخ.
***
گل نرگس عزیز!
كربلايي حرف دل كجايي مومن؟!
دلمون پوسيد آخه!
قبل جامانده رفتي ، بعدش مي خواي بيايي؟!!!
نكنه مهمون گل نرگسي...
من دعا كردم اي كاش برنگردي ، اما ...
اللهم عجل لوليك الفرج.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 53558 |
نام:
بنده خدا
شهر:
امام رضا (ع)
تاریخ:
5/4/2008 5:18:16 PM
کاربر مهمان
|
سلسله موی دوست حلقه جام بلاست
هر که در این حلقه نیست عاقبتش ماجراست
--------------------------------------------
سر ما و استان حضرت دوست
که هر چه برسر ما می رود ارادت اوست
--------------------------------------------
التماس دعا.
|
|
| 53557 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
5/4/2008 5:07:58 PM
کاربر مهمان
|
*اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم ، نمازمان قضاست...؟!
دیشب وقتی این پیام کوتاه را یکی از دوستان برایم فرستاد، تا مدتی فکر من را به خود مشغول کرد.
البته چند روزی هست که این جمله در پیامکها و مسنجرها اینطرف و آنطرف میشه.ولی مهم اینه که وقتی میخونیم یا میشنویمش چطور به محتوی، هدف و مفهومش نگاه میکنیم.
*اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم؛ نمازمان قضاست...؟!*
از این جمله تعابیر زیادی در قالب مثل میشه استنباط کرد.مثلاً: نوشداروی بعد از مرگ سهراب به هیچ دردی نمیخوره.
یا
در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبریست، ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزکار.
اما به نظر من این جمله تجسمی از وضعیت خیلی از ما در زمان غیبته.
مایی که نمیتونیم یا نمیخواهیم زمینه ساز ظهور منجی آخرالزمان، مهدی فاطمه(س) باشیم.
و اگر فردا اولین صبح ظهور باشه، تازه یادمان میافته که این روز به ما وعده داده شده بود ولی ما...
انشاءالله که از زمینه سازان ظهور باشیم.
|
|
| 53556 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/4/2008 4:54:36 PM
کاربر مهمان
|
سلام خواهر خوبم بنده ی خدا بروجرد چشم شما بی بلا باشه خواهرم حتما میام و می بینمت واسم سعادته از قشنگی بروجرد هر چی بگی کم گفتی باید بیان و ببینند همه چی بروجرد را خصوصا سقاخانه ابوالفضل که خیلی مراد میده و زائر زیادی داره داستانش را اگه بلدی تعریف کن اگه نه که بگو من بعدا بگم ممکنه واسه خیلی ها جالب باشه
برادر گرامی جا مانده از قافله از شهر دو کوهه رسیدن بخیر و زیارت قبول خوشا به سعادتتان اینشاالله نصیب همه ما شود
*********ختم هزار وششصد سوره ی مبارک کوثر*********
*ختم یک: خواهر گرامی رقیه شهمیری از مشهد (ده ) *
ختم دو : بزرگوار آقا شهاب گرامی ( یکصد ختم)
*ختم سه :ایمان گرامی از توکل به خدا (یکصد ختم )
*ختم چهار: فاطمه ی گرامی از بروجرد( یکصد ختم )
*ختم پنج : خواهر خوبم بنده ی گرامی خدا از بروجرد (یکصد ختم )
*ختم ششم : زهرا ی گرامی از تهران (ده ختم)
*ختم هفتم : امیدوار گرامی(یکصد ختم)
*ختم هشتم : ونوس کوچولوی گرامی (ده ختم))+ ایمان گرامی از توکل به خدا( نود ختم)
*ختم نهم : سلام گرامی از تهران (یکصد ختم)
*ختم دهم: مریم نازنین از دل آرام گیرد به یاد خدا ( دویست ختم)
***
***
*چهل ختم یازدهم: مریم از انتظار بهار و باران
*چهل ختم دوازدهم: آواره ی کوی حسین (ع) بزرگوار
*چهل ختم سیزدهم : سارای گرامی از شهر غریب
*چهل ختم چهاردهم : دیده ی گرامی از شهر امام رضا (ع)
*چهل ختم پانزدهم: تنهای گرامی از انتظار
*چهل ختم شانزدهم: شهناز خانم (التماس دعا )
*چهل ختم هفدهم : خانم سادات عزیز
*چهل ختم هجدهم : چه فزقی می کنه ی بزرگوار
*چهل ختم نوزدهم: محمد گرامی
*چهل ختم بیستم : آقا مصطفای بزرگوار
*چهل ختم بیست و یکم : چه فرقی می کنه ی بزرگوار به نیت شفای مریض منظور
*چهل ختم بیست و دوم: آقا پیام گرامی
*چهل ختم بیست و سوم: آقا امین گرامی
*چهل ختم بیست و چهارم :منصوره خانم گرامی
*چهل ختم بیست و پنجم:
*سلام گرامی از تهران شصت سوره کوثر
*سعیده گرامی از تهران شصت سوره کوثر
این ختم هم با حول و قوه الهی به پایان رسید قبول خداوند باشد اینشاالله و حاجات حاجتمندان هم روا
انشاءالله خداوند ما را با صاحب سوره ی مبارک کوثر خانم فاطمه ی زهرا(س) محشور فرمایند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 53555 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/4/2008 4:46:30 PM
کاربر مهمان
|
صفايي داره كه جای
دیگه پيدا نميشه . خوش بحال اونايي كه هميشه حال و هواي مشهد و حرم تو دل
اوناست خوش بحال اونايي كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه . نماز كه
ميخونن روحشون پر ميكشه اونجا ..
دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بيقرار از اينور به اونور صحن و گنبد ميپرن ...
دلم تنگ شده واسه وقتي كه وارد حرم ميشدم ... دلم گرفته از آخرين خداحافظي
كه با حرم كردم وقتي كه اينقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم وقتي كه
نزديك در شدم گفتن بريم طاقت نياوردم بايد ميرفتم ولي دلم نميذاشت سرمو كه
خم كردم بگم با اجازه من رفتم ‚ ياد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز
هيچي نگفتم هنوز گيجم باورم نشده اومدم چرا با اين عجله ميگي برو من كه هنوز
كارت دارم علي بن موسي الرضا ... واي از اون وقتي كه ديگه به هر ترتيبي شده از
حرم ميبرنت بيرون بريم ديگه داره دير ميشه .. ولي تو در عالم خودتي يه بغض تو
گلوته كه شكسته و چشمات اشك ميريزه تو راه همش به فكر اون لحظاتي بودي كه
تو حرم گذشت اون حال و هوا اون صفاي حرم ... صحنها ، سقاخونه ها ، خادمها ،
كبوترا ، زائرا ... هر چند دقيقه سرتو برميگردوني عقب يه نگاه به گنبد ميندازي انگار
يكي داره با تيشه به دلت ميزنه ...
آخه تو كه اينجوري منو آواره خودت كردي چطوري دلت اومد بگي برو تو كه ميدوني
چه دلي دارم چرا نذاشتي بيشتر بمونم اصلا من حالا كجا برم برگردم به دنيا و
شلوغي دست و پا گيرش؟ ولم نكن همه جا دستمو بگير غريب الغربا
یادته گفتم کربلا می خوام؟؟؟؟؟؟هنوزهم میگمااااااااااااااااااآقا براتمو میدی؟؟؟؟؟ ......
باسلام ببخشید سرتونودردآوردم آخه امروزبدجوری دلم هوای حرم آقاامام رضا(ع)کرده....
اللهم عجل بظهور الحجه
التماس دعا
یاعلی
|
|
| 53554 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/4/2008 4:44:12 PM
کاربر مهمان
|
به اوج بي نيازي
ميرسي ديگه هيچي نميخواي از همه جا بريده شدي يه سبكي و يه احساس پاك
يه آزادي از قفس بدن يه عروج از فضاي پست دنیا .....
شايد ساعتها بگذره و تو حس نكني نميدوني كجا داري سير ميكني كجا داري ميري
يا بهتره بگم كجا دارن تو رو ميبرن فقط اونقدر روحت شفاف شده كه يه چيزايي
ميبيني كه قبلا نميديدي.......
يه دنيا شرمندگي يه دنيا خجالت از حريم كسي كه دعوتت كرد و بهش قول ميدي
آدم بشي ولي وقتي برميگردي ...
چقدر ادعاهاي ما زياده چقدر بوي ريا از كارامون مياد يه كار كوچولو ميكنيم دوست
داريم به همه بگيم من فلانم من چنانم با اخلاص خداحافظي ابدي كرديم!!! و ديدار
به قيامت گفتيم با خودمون عهد بستيم هر جوري هست مانع ظهور بشيم فقط
الكي الكي ادعا ميكنيم منتظريم عاشقيم محبيم ... به كوچكترين بهانه ها دل
همديگه رو ميشكونيم زود قضاوت ميكنيم و تهمت ميزنيم همديگه رو وادار
به دشمني ميكنيم حتي حرفاي به ظاهر خداجويانه ما عمقش ريا و
خودپسندي شده دوست داريم به همه بگيم ما عقل كليم همه بايد مثل ما بشن
به هر كسي رسيديم از خودمون گفتيم و گفتيم نشون داديم خيلي به فكر اسلاميم
و در واقع هيچ و پوچيم ... آخه چه بلايي سر ما اومده ؟ اين خصلتها در شيعه
علي چكار ميكنه؟ جاي اين رذايل دل يه بچه شيعه كه نیست.....
دلم بدجوري پره از اونايي كه فكر ميكردم ..... ولش كن بيخيال .
خودمم دست كم ندارم!!
فردا كه مولاي ما ظهور كرد بايد بهش جواب بديم كه چرا با كارامون هم فرج رو عقب
انداختيم هم دل حضرت رو شكونديم اونهم چجوري هي ادعا كرديم ما جزو ملائک
مقربیم.....
اونایی که تازه از مشهد برگشتن اگه يه ذره هم عوض نشدن زيارتشون بي اثر بوده
مشهد رفتن كه فقط ديدن ضريح و چند قطره اشك نيست حرم يعني تحول يعني
عوض شدن يعني حداقل يه قدم بالا رفتن ..
زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟ دوست نداري دوباره ديوونگي كني جلوي حرمش ؟
از خود بيخود بشي و رضا رضا كني اونجا ديگه بهونه واسه اشك ريختن نيست راحت
راحت يه گوشه ميشيني و هر چي تو دلته خالي ميكني ..
|
|
| 53553 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/4/2008 4:40:26 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)
زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟
يادش بخير ميرفتم حرم تا سحر ميموندم اونجا . دلمو ميدادم دست آقا .
اونايي كه رفتن ميدونن تو حرم ميشه امام رضا رو ديد نميدونم ولي ... وقتي ميگن
رئوفه وقتي ميگن مهربونه راست ميگن اصلا همش حس ميكنم صفت غالب
امام رضا همون مهربوني ايشون هست وقتي دم در حرم مي ايستي وقتي گنبد
رو ميبيني سرتو كه خم ميكني دست كه رو سينه ميذاري با دلشكستگي ميگي :
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا....
وقتي وسط سلام بغض گلوتو ميگيره احساس ميكني آقا يه نگاه تو چشات ميكنه
با همون مهربونيش دست رو سرت ميكشه آرومت ميكنه ...
خوش بحال اونايي كه اينقدر بي تابي ميكنن
دل رئوف حضرت طاقت نمياره ديگه اونا رو تو آغوشش ميكشه آرومشون ميكنه...
كيه رفته مشهد امام رو نديده؟ كي ميتونه بگه رفتم و نديدم ؟
محاله ... اونم امام رضا مگه مهمون نوازتر از اون ميبيني ؟
قبل از اينكه مشهد برسي مياد استقبالت .
كيه كه چشماش به ضريح خورده و جمال حضرت رو نديده؟ مگه ميشه ؟
جواب سلام كه واجبه چطور سلامش كردي و جواب نشنيدي اون كه جواب داد
تو حواست كجا بود؟
چه صفايي داره وقتي آماده بشي براي حرم آروم آروم به نشانه احترام راه
بري سرتو بندازي پايين وگرنه اينقدر عجله داري كه دوست داري عين كبوتراش
پرواز كني بشيني رو گنبد طلا .. با هر قدم دلت تندتر ميزنه .
ميرسي به در حرم معنويت بهت غالب ميشه در حرم رو ميبوسي يه قدم
ميري جلوتر چشات كه به گنبد نورانيش ميفته بي تاب ميشي سرتو خم
ميكني سلام ميكني ...
صداي زمزمه زائرا رو ميشنوي يه سري كنار باب المراد نشستن منتظر شفاي
مريضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضريح مگه نميخواي اين دل مريض هم
شفا بگيره مگه نميخواي اين دل پر معصيت با يه نگاه آقا پاك بشه دلي كه جاي
هر كس و ناكس نيست دلي كه بهت دادن گفتن پاك نگهش ميداري جاي خداست ...
چقدر بهش بي توجهي كردي چقدر با گناه سياهش كردي به حضرت بگو دستم
از همه جا كوتاهه گفتن بيا پيش غريب الغربا منم اومدم اينجا يه عنايتي كن آقا
اگه دلت شكست يعني اذن دخول رو گرفتي .
جلوتر ميري هر چي به ضريح مبارك نزديكتر ميشي سر وصداها بيشتر ميشه
سر وصدايي كه دوستش داري زمزمه ايي كه برات آشناست همراه درد دلاي
مردم صداي بال ملائك هم شنيده ميشه ........يه غم سنگيني رو دلت ميشينه يه
بغضي كه نميدوني چرا هر وقت به ضريح نزديك ميشي گلوتو ميگيره يه حالي
كه شايد ناشي از غربت سلطان و شاه خراسان هست فقط يه جورا دوست داري
سر رو شونه امام بذاري و تا صبح قيامت اشك بريزي ..
|
|