اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 53482 |
نام:
میم
شهر:
فرنگ
تاریخ:
5/3/2008 3:35:27 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سلامی به بلندای کهکشان های ناشناخته...
خوب هستید؟...سلامت....سعادت...توفیقات...
[از همی نک !!! زادروزتان را تبریک گویانیم.
إن شاءالله که با سلامت و سعادت ردیف یکصد و بیست
را در جام عمر تیک برزنید همی]
قطعه شعری تقدیم می نـُماییم و التماس دعا
چند این شب و خاموشی وقت است که برخیزم
وین آتش خـندان را با صـبح برانـــگیزم
گر سوخـتنم بایــد ،افـروخــتنم بایــد
ای عشق بزن در من کــز شــعله نپـرهیزم
چون کوه نشستم من ، با تاب و تب پنهـان
صــــد زلزله برخیزد آنگاه که برخــیزم
برخــیزم و بگشایـم بند از دل پر آتــش
وین سیل گدازان را از سینه فــرو ریـزم
چون گریه گلو گیرد از ابــر فرو بــارم
چون خـشم رخ افـروزد در صـاعقه آویــزم
ای سایـه سحـر خیزان دلواپس خورشــیدند
زندان شـب یلدا بگشـــایم و بگریــــزم
_____________________________________
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟
بخواست جام می و[ ؟] گفت عیب پوشیدن!!!؟؟
|
|
| 53481 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
5/3/2008 3:31:35 PM
کاربر مهمان
|
نزدیکی های عملیات بیت المقدس بود عبدالمهدی در حالی که یه ورق کاغذ لوله کرده دستش بود اومد پیشم و گفت بیا این فرم و برام پُر کن. گفتم چیه؟ گفت می خوام ببِرَم...
فرم ثبت نام برای اعزام به جبهه بود... یکی از سؤالاش این بود:
انگیزه ی شما از رفتن به جبهه چیست؟
ازش پرسیدم برای چی می خوای بری جبهه؟
تو چشام نگاه کرد و لبخند زد...
منم لبخندشو تفسیر کردم و یه چیزی نوشتم...
نگاهی به پیرهنی که تنم بود کرد و گفت: می دی یه عکس باش بندازیم؟
منم لبخند زدم...
با همدیگه رفتیم عکاسی...فرمش هنوز توی دستش بود. پیرهنمو در آوردم و بهش دادم اونم همونطوری روی پیرهن خودش پوشید...
عکسشو گرفت و پیرهنو در آورد و بهم داد و... بازم لبخند زد...
بعد از عملیات خرمشهر، خبر رسید کربلایی شده... بدن مطهرشو که آوردن ، سر کوچه مون یه حجله براش سر پا کردیم. یه قاب عکس آوردن که بذاریم توی حجله... همون عکس بود...
کار حجله که تموم شد جلوش واستادم و نگاه کردم به عکس...
این دفعه ، هم اون لبخند زد هم من...
هنوزم همون عکس ، توی تابلو سر مزارشه...هر وقت به زیارتش می رم مات نگاهش می شم...
بازم هم اون لبخند می زنه هم من...
یا علی...یا علی...
|
|
| 53480 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/3/2008 3:16:32 PM
کاربر مهمان
|
* السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع) *
...اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد...
سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی:
* حسين (ع) سرسلسله ی شيدايان عشق است و شيدايي را به هر كسي نميبخشند. شيدايي حق پاداش از خود گذشتگي است ، اما خودپرستان مفتون شيطانند. آن نيز جنون است اما از آن جنون تا اين شيدايي امانتداران امانت ازلي، فاصله از زمين تا آسمان است. *
.:: چهل زیارت عا شورا ::.
برای ظهور آقا امام زمان(عج) و به نیت براورده شدن حاجات حاجتمندان و سلامتی و زیارت با معرفت کربلایی های حرف دل ، گل نرگس و جامانده از قافله:
*زیارت عاشورای اول: الهه خانم بزرگوار از مشهد مقدس.
*زیارت عاشورای دوم: شهاب.
* زیارت عاشورای سوم: آواره ی کوی حسین(ع) از شهر عشاق الحسین(ع).
*زیارت عاشورای چهارم: شهناز خانم.
*زیارت عاشورای پنجم: خانم سادات.
*زیارت عاشورای ششم: آقا امید.
*زیارت عاشورای هفتم: صمن ناز خانم.
*زیارت عاشورای هشتم: سید مهدی بزرگوار.
*زیارت عاشورای نهم: محمد عزیز.
*زیارت عاشورای دهم: چه فرقی می کنه ی گرامی.
*زیارت عاشورای یازدهم: اعظم خانم.
*زیارت عاشورای دوازدهم: مهدیه خانم.
*زیارت عاشورای سیزدهم: آقا مهدی .
*زیارت عاشورای چهاردهم: شمسی خانم.
*زیارت عاشورای پانزدهم: آقا پیام.
*زیارت عاشورای شانزدهم: امین خان.
*زیارت عاشورای هفدهم: آقا مهدیار گل و گلاب.
*زیارت عاشورای هجدهم: بنده خدای ارجمند از بروجرد.
*زیارت عاشورای نوزدهم: دیده ی گرانقدر از شهر امام رضا(ع).
*زیارت عاشورای بیستم: دیده ی گرانقدر از شهر امام رضا(ع).
*زیارت عاشورای بیست ویکم: ایمان بزرگوار از شهر توکل به خدا.
*زیارت عاشورای بیست و دوم: خانم رقیه شهمیری بزرگوار از مشهد.
* زیارت عاشورای بیست وسوم: بارون بزرگوار از شهر چه فرقی داره و مادر گرانقدرشون.
*زیارت عاشورای بیست و چهارم: بارون بزرگوار از شهر چه فرقی داره و مادر گرانقدرشون.
*زیارت عاشورای بیست و پنجم: بارون بزرگوار از شهر چه فرقی داره و مادر گرانقدرشون.
*زیارت عاشورای بیست و ششم : مریم بزرگوار از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا.
*زیارت عاشورای بیست و هفتم: سلام گرانقدراز تهران.
*زیارت عاشورای بیست و هشتم : امیدوار بزرگوار از ایران.
*زیارت عاشورای بیست و نهم: مریم ارجمنداز شهر انتظار بهار و باران.
*زیارت عاشورای سی ام: شهاب.
*زیارت عاشورای سی و یکم: صبای گرامی از هفت آسمون.(ضمن عرض پوزش بسیار از ایشون و تشکر بسیار از مریم خانم گرانقدر از شهر انتظار بهار و باران بابت یادآوری شون.)
*زیارت عاشورای سی دوم: صبای گرامی از هفت آسمون.
*زیارت عاشورای سی سوم: صبای گرامی از هفت آسمون.
*زیارت عاشورای سی وچهارم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای سی وپنجم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای سی وششم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای سی وهفتم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای سی وهشتم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای سی ونهم: آقا سعید گل و دوستان دارالقرآن شهید کارگر سامانی.
*زیارت عاشورای چهلم: آقا سعید گل و دوستا
|
|
| 53479 |
نام:
ونوس کوچولو
شهر:
کهکشان راه شیری
تاریخ:
5/3/2008 3:03:40 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام
ونوس کوچولو ده تا انا اعطیناک الکوثر می خونه.
تازشم شهاب مگه چی می شه که مثلا یه نفری توی تاکسی و اوتوبوس مثلا ذکر بفرسته؟؟؟ تازشم خب صبح بعد از نماز دل کوچیک ادم دوس داره بخوابه.
بعدشم اینی که می گن مثلا ادم یه ذکری رو مثلا ۴۰ روز پشت سر هم بفرسته بعدش همش یادش می مونه این چجوریه؟؟؟؟؟
سلام مریم جونم خوبی؟؟؟ مریض بودی اوف شده بودی خوب شدی؟؟؟؟
تازشم سلام امیر حسین . دیگه واس ونوس کوچولو خاطره جنگ نمی گی؟؟؟؟
بای بای
|
|
| 53478 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
5/3/2008 2:56:48 PM
کاربر مهمان
|
با سلام :
خواهر يا برادر عزيز متن مزبور يك حركت خود جوش است بيائيد دست به دست هم دهيم و گامي حتي ناچيز در جهت هموار كردن ظهور ولي نعمتمان حضرت بقيﺔ الله الاعظم حجت ابن الحسن العسگري (عج) برداريم. ميشود با كپي گرفتن متن مذكور آن را بيشتر گسترش داد.(تابلو اعلانات،مراكز عمومي،مساجد و...) من اينجا را پيدا كردم چنانچه شما نتوانستيد حداقل به جاي ديگري بفرستيد.
اجرتان با حضرت مهدي كه تمام عالم همانند نيمه سيبي در كف دست اوست.
قال المعصوم (ع): هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است(منظور شناخت معرفتيست)
3 بار خواندن سوره توحيد ثواب يك ختم قرآن را دارد؟
بياييم همه با هم حداقل روزانه با صرف نيم دقيقه وقت و 3 بار خواندن سوره توحيد ثواب يك ختم قرآن را براي تعجيل در ظهور امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف)هديه كنيم
|
|
| 53477 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/3/2008 1:07:17 PM
کاربر مهمان
|
* بسم الله ارحمن الرحیم*
*انااعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر *
ختم هزار وششصد سوره مبارک کوثر ( هر نفر حداقل ده بار تکرار کنند )
* ختم یک . خواهر گرامی رقیه شهمیری از مشهد
* ختم دو . بزرگوار آقا شهاب یکصد ختم سوره کوثر
* ختم سه . حقیر ایمان از توکل به خدا یکصد ختم سوره کوثر
* ختم چهار . خواهر گرامی مریم از انتظار بهارو بارون
*ختم پنج . خواهر خودم فاطمه از بروجرد یکصد ختم سوره کوثر
* ختم ششم . خواهر خوبم بنده ی خدا از بروجرد یکصد ختم سوره کوثر
* ختم هفتم . خواهر گرامی زهرا تهران
*
*
*
انشاءالله خداوند ما را با صاحب سوره کوثر خانم فاطمه زهرا محشور فرمایند.
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 53476 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/3/2008 12:53:35 PM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام برمهدی فاطمه(س)
سلام آقا... یبن الحسن
آقا خسته شدم
دیگه بسه دیگه خسته شدیم آقا
آقا جان مادرت
آقا رحمی کن
یبن الزهرا
فقط یه بار...
آقا....
دلم گرفت ز هوای کوی تو ...
جان رسید به لب جویبار تو ...
دل خسته،نفس تنگ شد ...
بی قرار و سخت دلتنگ شد
.................................
صنما با غم تو چه تدبیر کنم
تا بکی در غم تو ، ناله شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد ، که نصیحت شنود
مگرش هم زسر زلف تو زنجیر کنم
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محالست که تحریر کنم
(حافظ)
.
...................
پروردگارا ، به آه و سوز دل حضرت زینب (سلام الله علیها ) فرج آقا امام زمان (عج) را برسان....الهی آمین
اللهم عجل لولیک الفرج
برای شادی روح پاک امام شهدا و شهدا صلوات ختم کنید.اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
یاعلی
|
|
| 53475 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
5/3/2008 12:49:37 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحيم – نقدي بر كتاب:"اشنائي با علوم حديث:" امويان در زمان معاويه عليه العنت چاپخانه بزرگي را فراهم كرد وكتب هاي حديثي وتاريخي وخصوص شرح حال ايشان به تعداد زيادي چاپ ميشد وحكومت ايشان به حكومت هزار منبر شهرت پيدا كرد ودراين كتب ضربات مهلكي به شيعه ميزد و به سراسر كشورهاي اسلامي تحت نفوذ ايشان ارسال ميشد وبه محض انكه كتاب به مسجد ميرسيد خطيب ويا واعظ مسوليت داشت بحث را رهاكند واين كتاب را به افراد ديكته كند وفرداي ان روز از انان سوال كند وشيعيان در زمان عمر بن عبدالعزيز كه بيشترين احتمال است موفق شدند يك چاپخانه مخفي ايجاد كنند و كتاب مشهوري جامع مطالب بود كه امويان چاپ كرده بودند چاپ كنند وچند صفحه در باره احاديث مقام اهلبيت مكرم رسول اعظم بنويسند وپاسخ دندان شكني بدهند واين كتاب تاثيري فوق العاده گذاشت وبسياري از امويان كه نزديك مراكز عمد شيعه بودند بخصوص حوالي بغداد را مايل شدند كه شيعه شوند امويان افرادي كه تجربه زيادي داشتند مانند افراد اس اس المان به دهات اطراف بغداد فرستادند كه به انها كمك مالي دهند ورابطه انان باشيعيان قطع كنند ومداوم كتاب هاي جديد براي انها ارسال شوند كه يك تعصب كذائي پيدا شود ودستور دادند كه احاديثي كه بنفع شيعه است يادگيري ان حرام است واين يك الگوي جديدي از برنامه اي كه جناب اقاي عمر طراحي واجرا كرد كه اين دهات تا زمان جناب مالك بن انس همچنان در فقه امويان معتصبانه پابرجا بودند وعباسيان با انها مدارا ميكردند وسعي ميكردند با كمك مالي بر انهانفوذ پيد كنند واين نكته كاملا سياسي بودن عدم كتابت وحتي يادگيري بعضي احاديث بخوبي مشخص ميكند وپس از روي كار امدن عباسيان انان بخوبي دريافتند كه بهترين شيوه همان روش شيعيان است وانان اجازه يك چاپخانه بزرگ شيعيان را در بغداد دادند كه درحدود يكصد وپنچاه كتاب چاپ ميكرده است وخود عباسيان از چاپخانه امويان در بغداد استفاده كردند واحاديثي كه بين كل مسلمين وحدت نظر بود مثلا نماز صبح دو ركعت است به ناروا به امويان نسبت چهار ركعت هم صيحيح دادند ومانند ان تعد اد زيادي دورغ نوشتند واخر كتاب احاديثي دورغين در مقام ومنزلت عباسيان نوشته شد كه در اوائل مورد توچه امويان واقع شد ولي پس كشف حقيقت ان كتاب را به نزد علماي مدينه بردند .گفتند اي اين مطالب ما نوشته ايم وانان فرمودندكه كتب شما پيش ما است واين مطالب دورغ است وهيچ فرقه اسلامي ان نخواهد پذيرفت وهيچگاه نه امويان ونه علماي مدينه نگفتند كه كار شيعيان است وچناجه چنين بود حتما خدمت امام صادق عليه السلام ميرفتند وعريضيهاي ميگرفتند وانان زمان نيروهاي امويان در شاخ افريقا بقدري قدرت مند بود كه به راحتي ميتوانست ارتش عباسيان را تار ومار كند ولي بعلت ظلم هاي فاحش امويان به انان وديگران كه تاريخي سياه به جاي گذاشته بودند از اقدام درجهت نابودي عباسيان خودداري كردند عباسيان به محض انكه كمي جان گرفتند شروع به جعل حديث بر عليه شيعه وامويان كردند وبه طوري كه رهبران اين دهات به نزد شيعيان امدند وگفتند كه ما هم درد هستيم وسپس تمام چاپخانه هاي شيعه را نابود كردند ونئشتن كتاب بسيار ي هولناك وخطرناك شد ولي كتاب مذكور چاپ ميشد وتوزيعي وسيع داشت واحتمالا پس از مرگ مامون كه عباسيان احساس ضعف شديد ميكردند وبه امويان محتاج شدند اين كتاب را قسمت عباسيان انرا حذف كردند و بنام كتب شيعه منتشر كردندكه امويان بر ضد شيعه شوند اين كتاب تا امروز چاپ ميشود واخيرا مدعي العموم ان علماي وهابي در عربستان هستند كه كل فرهنگ معظم شيعه در نوشت
|
|
| 53474 |
نام:
سعید
شهر:
فردوس برین بود!
تاریخ:
5/3/2008 12:41:03 PM
کاربر مهمان
|
ای همه کس من ...پروردگارا..
چند دقیقه بیشتر به اذان ظهر نمانده
به همین لحظات زیبا قسمت میدم امتحانهای منو خیلی خیلی آسون بگیری.
شما که میدونید من اینکاره نیستم از درب لطف و کرمت با من مدارا کن من خیلی طمعکار هم هستم و میخوام هر چی به بنده های خوبت میدی به حقیر هم عطا کنی
خدایا کمکم کن اونجاهایی که ضغف دارم و امتحان میشم سر بلند بیرون بیام و بالا برم.
یه دعا میکنم شما هم آمین بگوئید:خدایا سالهای غیبت ولی نعمتمان را به ثانیه تبدیل کن
|
|
| 53473 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
5/3/2008 12:32:37 PM
کاربر مهمان
|
آقای شهاب بزرگوار با عرض معذرت فکر می کنم خانم صبا از هفت آسمون درخواست ۳ زیارت عاشورا کرده بودند که از قلم افتادند .
|
|