شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53202
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 4/28/2008 11:49:03 AM
کاربر مهمان
  نام : ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 8/25/2007 2:43:26 PM
شنبه، سوم شهریور ماه هزارو سیصدو هشتادو شش
-----------------------------------------------------
اللهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيله

سلام
امروز اومدم نه از خودم كه از يه عزيز واستون بگم، يعني يه جورايي پيغمبري كنم !!!
اومدم نه حرف دل كه دلي از عزاي حرفام دربيارم !!!
اومدم بگم مثل اينكه دوباره يه پرستو هوس پريدن كرده، اومدم بگم ، دلم ميخواد يه زيارتنامه عشقي بخونيد كه توش دل به درياي مهربوني خدا سپرده باشيد ، اومدم بگم ، بازم يه مسافر داريم با كوله باري از التماس دعا ، اومدم بگم ، نه ...... بپرسم اهل حلال كردن يه تيكه ماركدار و ناب هستيد؟
اومدم بپرسم (بي تعارف) اگه يه جنس طيب و طاهر بدن دستتون ، اما بازم ازتون بخوان يه بار ديگه پاكش كنيد ، حاضريد با يه زيارت عاشورا و يه توسل آسموني دست دلشو بگيريد و پاكتر از پاك راهيش كنيد ؟
اومدم بپرسم ناشناس اونقده واستون در عين بي مقداري ، به عشقش عباس ، اعتبار داره كه ازتون واسه يه پرستو چيزي طلب كنه ؟
اومدم ........ بازم نه ..... توقع بيشتر از اين ندارم
فقط قصمو بخونيد .... قربون نور و صفاي چشاتون...
يكي بود ، يكي نبود ، زير اين سقف كبود ، يه نشون بي نشون ، يه مسافر غريب ، دلو جونمو ربود .......
اون مسافر غريب يه مارك ديوونگي به پيشونيش زده بود ، نارفيقا به حكم ديونگي خيلي اذيتش كردن ، خط خطيش كردن ،
گر چه رفقا حمايتش كردن اما اون خيلي شكست ،
اگه بگم اون ديوونه كي بود ، خودتون ديوونش ميشيد،
هموني كه خيلي دعاش كرديد تا برگرده ...
هموني كه شده بود غصه سردارا و قصه سربازا ...
همومي كه لحظه به لحظه دستتون رو به آسمون بود و واسه سلامتيش دعا ميكرديد...
آخ خ خ قربون مرامتون مجنون الحسين عزيز رو ميگم ، امين مظلوم و مهربون ،
يه چيز بگم ... پرستوي مهاجري كه قصشو گفتم مجنون الحسين خودمونه ، مثل اينكه طلبيدنش ،
ميگيد سخت و سنگ شدم ... نه عزيزاي دلم حسرت كش دل آسمونيشون شدم.پروازشون ديوونم كرده !!! بگذريم
ناشناس رو كه به نوكري و دست بوسيتون قبولش دارين ؟ ميخوام به حرمت دل امين عزيز ، به بالاي آسمونيش و به سفر كه در انتظار شروعشه هر كس كه ميخواد در گوش يه حلال زاده بگه حلال ، التماس دعا ، منم يادت نره و ..... اول دلشو با صفا كنه ، وضوي عشق بگيره ، يه زيارت عاشورا به نامش بخونه و به آقامون حسين بگه يكي كه ديوونته تنها به ديدارت عاقلي پيشه ميكنه ... بعد يه دعاي توسل و اونو به حرير سبز قامت ۱۴ معصوم بسپره و يه شمع سردر سقاخونه واسش روشن كنه ....
دلم ميخواد به حرمت قلعه سيدمرتضي مجنون الحسين ما رو شفاعت كنيد.
آقا جونم ، عباسم ، يه پرستو راهي سفره ، سفرش رو زيارت قبر ۶ گوشه آقام حسين قرار بده ...
چه دلتنگم من امروز .............
ياعلي
امین قلعه یادتونه ... دعاها یادتونه؟ ناشناس و نجوای غریبانش چطور یادتونه چه زود گذشت؟ناشناس راست میگفت نارفیقا به حکم دیوونگی خیلی اذیتش کردن ... دیدم چی کشید و دم نزد ...

دعاش کنید بچه های پاک و خالص قلعه سید مرتضی ... هنوزم محتاج دعای هممونه...
53201
نام: زهرا
شهر: زاهدان
تاریخ: 4/28/2008 11:40:53 AM
کاربر مهمان
  هر عباسی یک حسین دارد و هر حسینی یک زینب ،و هر زینبی زبانی که شمشیر است در نیام که باید بر آید ...........

از خدا خواستم که یک با چون عباس شدم و یک بار چون حسین به وقت عباس شدن بی دست شدم و به وقت حسین شدن بی سر ، مرا از پاهایم شناختند ......

قسمتی از کتاب ظهور بر گرفته از زندگی نامه سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی ...توصیه از یک خواهر کوچکتر اینکه سعی کنید این کتاب رو بخونید نویسنده ی این کتاب آقای علی مؤذنی است .... در آخرین بخش کتاب خواهید خواند که این سردار شهید ظهور میکند و آرزوی دختر خود را بر آورده می سازد ... التماس دعا ی فراوان .
53200
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 4/28/2008 11:17:18 AM
کاربر مهمان
  ...گفت شما شیعیان بسیاری از اعمالتان حرام و منکر ه!
گفتم: مثلا؟
گفت: همینکه سر به مهر امام حسین میذارید و علی(ع) و فرزندانش رو میپرستید!
گفتم: اولا پرستش مخصوص خداوند عالمه...دوما ما به این بزرگان عشق میورزیم نه اینکه بپرستیم!
گفت: دقیقا منظور منم همینه...ما وهابیهای پاکستان مثل همه مسلمونهای دنیا فقط خدا، پیامبر(ص) و قرآن رو قبول داریم!...بقیه اینا ابداعات شیعه ست!
ادامه داد: مثلا همین محرم...تا محرم میاد شروع به عزاداری میکنید...توی تلویزیون نشون میداد چه جوری با قمه و شمشیر تو سر و صورتتون میزنید!! تمام بدنتون رو خونی میکنید!...یا به سر و سینتون می کوبید!
گفتم: البته ما هم با قمه و شمشیر موافق نیستیم...اونها افرادی هستند که کمی اغراق میکنند...وگرنه خودزنی رو همه میدونن عمل ناپسندیه.
گفت: اصلا برای چی انقدر خودتون رو میکشید برای امام حسین!!؟
...اینو که گفت داغ دلمو تازه کرد!
حسین!...حسین!...اباعبدالله...ثارالله....عباس ابالفضل!...زینب!...علی اکبر!....رقیه!....علی اصغر....اسمها یکی پس از دیگری تو ذهنم اومدن...
بی اختیار....
آهی کشیدم!...یاد حرف سید مرتضی آوینی افتادم!
آنانکه میخواهند ما را بشناسند داستان کربلا را بخوانند!....به به...چقدر با معنی!...و واقعا چقدر درست!
به همکارم که مسلمان دو آتشه پاکستانی بود و وقت نماز با هم میرفتیم برای وضو گرفتن و .... گفتم داستان کربلا رو مگه نشنیدی؟...گفت چرا....اما نه کامل!...اون هم یه جنگ بوده مثل جنگهای دیگه!!...تعجبم شماها چرا انقدر هر سال خودتون رو میکشید برای امام حسین(ع)!
گفتم: میخوای برات یه بار دیگه داستان کربلا رو بگم؟
گفت : آره....بدم نمیاد!...موقع ناهار برام تعریف کن.
...ناهارمون که تموم شد....سر صحبت باز شد...با هم در مورد اسلام و دین و وقایع روز زیاد بحث و همفکری میکردیم...برای هر دو مون هم آموزنده بود و اطلاعات زیادی از هم میگرفتیم...و هم هر کدومون سعی میکردیم دیگری رو مجاب کنیم که دین حق متعلق به ماست!!
اما خواست خدا....قلم اینجا که رسید سر بشکست!
ماجرای کربلا رو از ابتدای حرکت امام حسین (ع) به سوی مکه و حج نیمه تمامش شروع کردم و با بیان نامه های کوفیان و شهادت مسلم و خیمه زدن امام حسین در کربلا ادامه دادم...تا اینکه رسیدم به عاشورا!...اونقدر غرق در حرفهای من شده بود که انگار پای فیلم نشسته باشه!...به دقت ماجرا رو گوش میداد...وقتی از صبح عاشورا و شروع جنگ براش گفتم....به یه جاهایی که میرسیدم میدیدم چهرشو تو هم میبره و متاسف میشه....از تشنگی بچه ها براش گفتم!
از آب اوردن عباس علمدار گفتم که چه جور دستها و چشم و عمود آهن و ....
از داد و فریاد های زینب که از روی تل شاهد همه ماجرا بود و کاری نمیتونست بکنه گفتم...!!
از شهادت علی اکبر و خنجر به گلوی علی اصغر گفتم....
از خستگی و تشنگی و جراحات امام حسین گفتم...که بعد از پرتاب هزاران تیر و سنگ از اسب به زمین افتاد!!...اونقدر غرق در حرفام شده بود که مدام میگفت بعد چی شد؟....بعدش چی شد؟...خلاصه وقتی خواستم از نحوه شهادت امام حسین بگم دیدم دیگه خودم نمیتونم ادامه بدم!...اما واسیم(همکار پاکستانی) بد جور درگیر داستان شده بود و تا آخرش رو میخواست بدونه...
از لرزیدن دست و پای داوطلبان بریدن سر مبارک امام گفتم که همشون برگشتن...از مکالمه شمر و امام حسین براش گفتم.....گفتم امام حسین طلب آب کرد...شمر نداد! امام گفت: آب نخواستم تا تشنگی ام برطرف بشه!...خواستم عذاب آخرتت
53199
نام: مهدی صفی یاری
شهر: ...
تاریخ: 4/28/2008 10:53:00 AM
کاربر مهمان
  گاهي وقت ها اونقدر بين درست و غلط بودن يه کار گير مي کنيم که حتي قيدشو مي زنيم ... چقدر سخته وقتي نفهمي الان بايد چيکار کني...

چقدرسخته شنيدن بعضي چيزها ...

مي گفت فلاني من به شما اعتماد کردم ... اون پسر ه دل منو شکوند... از وسط راه همه چيز رو خراب کرد...مذهبي بود، اهل خدا بود... منو اسير خودش کرد بعدش ...ديگه بي محلي هاش شروع شد.

گفتم خوب آخه خواهرمن چرا شروع کردين... از اول نبايد شروع مي کردين اين ارتباط رو...دو تا نامحرم ...دو تا مجرد!!!!

پيش اومد ... اصلا بنا نبود اينجوري بشه . پسر مذهبي و مومني بود.اصلا بخاطر همين بهش علاقه مند شدم ... چت شروع ماجرا بود ..بعدش اس ام اس و بعدش تماس تلفني و...عشق ...عشقي که فکر مي کردم دو طرفه است ...اما...

يه روز گفت خانم ... لطفا ديگه تماس نگرين و اس ام اس هم ندين ... من از عاقبت کارمون مي ترسم ... اين کار گناهه ... و ديگه از اون روز به بعد من موندم و يه غرور شکسته ... و يه دل سر تا پا ديوونه...

راستي بچه هاي ارزشي کجايين؟؟

يه بار و براي يه لحظه فکر کنيم ...حتي اگه به قيمت تعطيلي وب و خداحافظي با نت هم تموم شد بشه يه بار فکر کنيم ... اگه بناست از وسط راه بر گرديم چرا از اولش اومديم ... اون برادر ارزشي من هم شايد اين متن رو بخونه....و شايد اون خواهري که بخاطر احساسات و اعتمادش بايد اين خسارت روحي رو تحمل کنه ... کاش اول يادمون مي افتاد که شيطان در يک قدمي خداست ... گاهي وقتي يک قدم، فقط يک قدم رو اشتباه بر داريم درست همون چيزي مي شه که نبايد مي شد... اسلام دين منطق و ميانه رويه... هيچ کس نمي تونه ادعا کنه به محض برقراري ارتباط جزئي بين دو نامحرم در محيط نت تمام داشته هاي معنوي دو طرف به باد مي ره ...با لحاظ حدود و موازين شرعي مي شه ارتباط داشت و در حد ضرورت و در راستاي کمک به رشد همديگه قدم برداشت ... اما گاهي اونقدر اين بحث ديوارهاي امنيت اخلاقي و حياي ديني رو مي شکنه و کنار مي زنه که ديگه يادمون مي ره کي بوديم ...براي چي اومديم ... و به کجا داريم مي ريم... خواستم يه تلنگر به خودم و به دوستايي که اومدن و اين متن رو خوندن زده باشم ...

در عين حالي که عبوس بودن در ارتباطات کار ناپسند و غير معقوليه اما برهنگي کلامي و ارتباطي بين دو قشر نامحرم باعث گسيختگي تدريجي بافت هاي معنوي در روح طرفين مي شه ... اونوقت بايد دختري بمونه با احساسات و غرور شکسته و پسري بمونه با پشيموني از ايجاد علقه در دل نا محرم ...

يادمون باشه که خيلي از ماها نمي دونيم داريم اسب چموش نفس مون رو تو کدوم پارکينگ مي بنديم و شايد يه روز ، ديگه اوني نباشيم که بوديم ... از ارتباطات غير ديني ..بپرهيزيم... خواهرها لطفا عکس ندن ...صوت ندن ... وب کم روشن نکنن و پسرها هم از خدا و روز حساب بترسن و از پاکي و خلوص و صداقت دخترها بهره بر داري نکنن...

مي خوام خيلي چيزها بگم ...مي ترسم ... گاهي يه برخورد سرد باعث رنجش و فرار کسايي مي شه که با اميدي اومدن براي کسب يه ذره معرفت ...اومدن صداي خدا رو از گلوي ما ها بشنون ... اومدن تو صفحه ما اسم خدا رو ببينن، اومدن بعد از امتحان همه داشتههاي غير خدايي ، براي يه بار هم شده آدم هاي خدايي رو امتحان کنن . خدا رو امتحان کنن . اهل بيت رو امتحان کنن .

بيايين نه اين امکان و فرصت آسموني رو از شون بگيريم و نه دينمون رو ازمون بگيرن ... فقط همين
53198
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 4/28/2008 10:52:15 AM
کاربر مهمان
  ازجهان آرزوها بي زبان بايد گذشت
يک تبسم نيست اينجاچون خزان بايدگذشت
رونق بازارحسن وشوکت زلف نگار
چون گذشت ازمازجمع اينجهان بايد گذشت
نيست اينجاپرتوافگن چلچراغ آرزو
ازچراغ بي فروغ آرمان بايدگذشت
سالهاباغم انيس ودل به ماتم آشنا
ازکنارماتم دل مهربان بايدگذشت
مي خروشد دل زشوق آرزوهاهرنفس
بيدل ازعالم به ذوق دوستان بايدگذشت
غنچه گل چون بدست گل فروش افتاده است
از بهاروسبزه وهم باغبان بايد گذشت
ساغروجام وصبوحي نيست بهرمي کشان
ازمي وميخانه وپيرمغان بايد گذشت
53197
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 4/28/2008 10:43:59 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا

فضيلت سوره ي مبارک الرّحمن

از حضرت صادق (ع) منقول است كه فرمود :
مگذاريد خواندن سوره الرّحمن را ، بدرستى كه او در دل منافقان قرار نمى گيرد و مى آيد از نزد خداى عزّوجلّ در روز قيامت به صورت آدمى ، در بهترين صورتى و خوشترين بویى ؛ تا آنكه مى ايستد نزد خداى تعالى در جايى كه نزديكتر از آن نيست به خداى تعالى پس مى گويد خداى عزّوجلّ به آن كه كيست آنكه قيام مى نمود به امر تو در حيات دنيا و مداومت مى كرد در خواندن تو . پس او مى گويد يا ربّ فلان و فلان پس سفيد مى شود رويهاى ايشان ، پس مى گويد به ايشان كه شفاعت كنيد هر كس را كه مى خواهيد ؛ پس شفاعت مى كنند تا حدّى كه كسى نمى ماند كه اراده شفاعت جهت او داشته باشد كه شفاعت نكند . پس خداى عزّوجلّ مى گويد به ايشان كه ، داخل بهشت شويد و هرجا كه مى خواهيد ساكن شويد و از حضرت صادق (ع) منقول است كه هر كه بخواند سوره الرّحمن را و هر جا كه بخواند ((فَبِاَىِّ الاَّءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ)) بگويد) (لابِشَىْءٍ مِنْ الاَّئِكَ رَبِّ اُكَذِّبُ)) پس اگر در شب بخواند آنگاه بميرد شهيد مرده و اگر در روز بخواند آنگاه بميرد شهيد مرده .

ختم چهل سوره ي مبارک الرحمن به نيت آمرزش همه ي گناهان و زندگي با عزت و مرگي زيبا به رنگ شهادت...انشاءالله

ختم اول سوره ي مبارک الرحمن: چه فرقي مي كنه ي بزرگوار
ختم دوم سوره ي مبارک الرحمن: مريم از انتظار بهار و باران
ختم سوم سوره ي مبارک الرحمن: مریم عزیز از دل آرام گیرد به یاد خدا
ختم چهارم سوره ي مبارک الرحمن: خانم سادات عزيز
ختم پنجم سوره ي مبارک الرحمن: شهناز خانم محترم
ختم ششم سوره ي مبارک الرحمن: آقا اميد
ختم هفتم سوره ي مبارک الرحمن: شمسي خانم محترم
ختم هشتم سوره ي مبارک الرحمن: حاج علي آقاي بزرگوار
ختم نهم سوره ي مبارک الرحمن: سوگل عزيز
ختم دهم سوره ي مبارک الرحمن: آقا محمد بزرگوار(التماس دعا)
ختم يازدهم سوره ي مبارک الرحمن: آقا پيام گرامي
ختم دوازدهم سوره ي مبارک الرحمن: مينو خانم
ختم سیزدهم سوره ي مبارک الرحمن:آقا شهاب بزرگوار
ختم چهاردهم سوره ي مبارک الرحمن: رزسفید گرامی
ختم پانزدهم سوره ي مبارک الرحمن: زهرای گرامی از زلال دل
ختم شانزدهم سوره ي مبارک الرحمن: عطیه ی عزیز از مشهد
ختم هفدهم سوره ي مبارک الرحمن: محمد گرامی
ختم هجدهم سوره ي مبارک الرحمن: بنده ی گرامی خدا از بروجرد
ختم نوزدهم سوره ي مبارک الرحمن: سلام گرامی از تهران
ختم بیستم سوره ي مبارک الرحمن: الهه خانم از مشهد مقدس
ختم بيست و يكم سوره ي مبارک الرحمن: سارا خانم از غريب
ختم بيست و دوم سوره ي مبارک الرحمن: اميدوار بزرگوار از ايران
ختم بيست و سوم سوره ي مبارک الرحمن: يا الله گرامي
ختم بيست و چهارم سوره ي مبارک الرحمن: ديده ی محترم از شهر مقدس امام رضا
ختم بيست و پنجم سوره ي مبارك الرحمن: ديده ی محترم تقديم به سوگل و همه ي رفتگان
ختم بيست و ششم سوره ي مبارك الرحمن: ديده ی محترم تقديم به شهدا
ختم بيست و هفتم سوره ي مبارك الرحمن: الهه خانم
ختم بيست و هشتم سوره ي مبارك الرحمن: آقا احسان
ختم بيست و نهم سوره ي مبارك الرحمن: تنهاي گرامي از شهر انتظار
.
.

خدايا، قرآن كتاب راهنماي ماست. ما را در پناه لطفت و عظمت آيات زيبايت روسفيد درگاهت بگردان.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
53196
نام: تنها
شهر: انتظار
تاریخ: 4/28/2008 10:18:24 AM
کاربر مهمان
  مریم جان ختم سی ام سوره مبارکه الرحمن را به نام بنده ثبت بفرمایید. با آرزوی بخشش گناهان.
53195
نام: کاظم زاده
شهر: اصفهان
تاریخ: 4/28/2008 9:17:03 AM
کاربر مهمان
  خدایا دلتنگم" بر این مطلب واقفم که این دنیا محل آزمایش وامتحان است. پس کمکم کن تا بتوانم با عزمی بلند مرتبه به مقاطع بالاتر صعود کنم وبااعمال
شایسته خود همیشه لبخندرابر لب پدر ومادر خود ببینم. وهمیشه دعا میکنم که خدایا همه مریضای اهل اسلام راشفا بده.همه فقیران راسیر کن.و همه دختر وپسران را خوشبخت کن.
"و در آخر همگی برای تعجیل در فرج آقا امام زمان دعا میکنیم"
53194
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 4/28/2008 9:13:48 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه حرف دلی های دلتنگ
ادامه فضیلت شب زنده داری:
همه مفسران بر این باورند كه این آیه درباره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است. ای محمد برای برپایی نماز شب كه زیادی بر واجبات بر تو واجب است پاسی از شب را بیدار باش.[10] از امام صادق(علیه‌السلام) نیز روایت است كه نماز شب بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) واجب بود.[11]



4ـ المستغفرین بالاسحار

(پرهیزكاران) آمرزش طلبان در سحرگاه.[12]



5ـ كانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون

و آنان (پرهیزكاران) كمی از شب را به خواب می‌روند و سحرگاهان آمرزش می‌طلبند.



لازمه استغفار سحری، بیداری در پایان شب است و سنت مطهر از آن به نماز شب و استغفار در قنوت نماز وتر تفسیر می‌كند.[13] در برخی از روایت‌های دینی آمده است كه مقصود از استغفاركنندگان در دو آیه یاد شده، همان نمازگزاران گاه سحراند.[14] نیز از امام رضا(علیه ‌السلام) نقل است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قنوت نماز وتر، هفتاد مرتبه استغفار می‌كرد.[15]

مقصود از پوزش طلبان در آیه هجده سوره ذاریات، كسانی‌اند كه در پایان شب، هفتاد مرتبه در قنوت نماز وتر استغفار كرده و از خداوند پوزش می‌طلبند.[16]

از امام صادق (علیه‌السلام) روایت است كه: هر كس در گاه سحر استغفار كند از اهل این آیه به شمار می‌آید.[17]

از اهل بیت(علیهم‌السلام) روایت است كه:

آگاه باشید، درودهای خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحری است.[18]

رسول خدا می‌فرماید: همانا خدای تعالی صدای كسانی را كه سحرگاهان استغفار می‌كنند دوست می‌دارد.[19]

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است كه: سه گروه از (وسوسه‌های) ابلیس و لشكریانش، پاك (و در امان)اند:

1ـ آنان كه خداوند را یاد می‌كنند؛

2ـ كسانی كه از بیم (عذاب) خدا، گریه دارند؛

3ـ گروهی كه سحرگاهان استغفار می‌كنند.[20]

امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: هرگاه بنده (در روز) گناهی انجام دهد تا شب او را مهلت دهند، پس اگر استغفار كند بر او ننویسند.[21]

53193
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 4/28/2008 8:47:22 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه حرف دليهاي دلتنگ
*چند روزه فقط حرفاتونو مي خونم.نه ميتونم چيزي بنويسم نه مي تونم حتي يه لبخند به حرفاتون بزنم نبودم رو نذاريد به پاي بي معرفيم تمام حرفاتونو مي خونم دلم با همه شما هست فقط حوصله ندارم.
*در آخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را از من مي ربود ِبر لبانت زينت بست
و به آرامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه مي كردم
و در دل با خود مي گفتم
اي كاش اين قامت نحيف لحظه اي فقط مي انديشيد:
كه آسمان بهاري يعني ابر
باران رعد و برق و طوفان
ناگهاني يعني درد
واين جمله جمله اي بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي براي با او بودن.
اللهم عجل لوليك الفرج
التماس دعا.
<<ابتدا <قبلی 5326 5325 5324 5323 5322 5321 5320 5319 5318 5317 5316 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved