اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52662 |
نام:
مریم
شهر:
انتظاربهارو باران
تاریخ:
4/15/2008 12:41:17 PM
کاربر مهمان
|
به یاد معبود
سلام علی آل یاسین
سلام به همگی و عرض تبریک ولادت امام حسن عسگری به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج) و شما بزرگواران .
امروز همه اش به این فکر می کردم که اگر خدا بیاید مهمان من بشود
چه دارم بگذارم جلویش
نمی دانم خدا سیب بیشتر دوست دارد یا انار
سیب عطر دارد , انار دل
به این فکر کردم چطور است دل انار را در بیاورم بمالم به عطرسیب
گاهی آدم از فکر خودش می خندد
خدا کند خدا هم به فکر من بخندد
خدا بخندد خیلی خوب است
همان لحظه می شود یواشکی چیزهای خوب و آرزوهایت را بخواهی
...
خدا اگر بیاید مهمانی به خانه من
می دانم دلم جوانه می زند
خدا اگر بیاید
خودم کفش های قشنگش را جفت می کنم پشت در
اگر بیاید
دستم را می گذارم زیر چانه , زل می زنم به نگاهش
راستی یادم بماند بپرسم ( تو )کجاست
خدا حتما می داند ,
کاش خدا آنقدر بماند که دلم میوه هم بدهد بعد از جوانه اش
یک دانه سیب , یک دانه انار
هر دویش را می دهم به خدا
نه
سیب مال خدا
انار مال من و ( تو )
دانه دانه اش می کنم
یک دانه من
یک دانه ( تو )
دانه آخرش هم , مال ( تو )
تقدیم به یک دوست.
اینجا رو در روی دریا مرا می خواند ژرفای هستی، در روزی بهاری خدا باز هم به خلقتش امید داشت و معجزه ای کرد.
یادمان باشد خدا ی ما همین نزدیکیست .
شاید در همان درخشش دانه ی انار !
|
|
| 52661 |
نام:
عبدالمهدی
شهر:
شهر من گمشده است
تاریخ:
4/15/2008 12:21:30 PM
کاربر مهمان
|
سلام
طرح ۱۲۰ روز انس با قران تا میلاد امام مهدی نذر امام مهدی
www.emtedadiha.blogfa.com
|
|
| 52660 |
نام:
عادل
شهر:
نور
تاریخ:
4/15/2008 12:09:17 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان و زحمت کشان موسسه نشر و آثار شهید آوینی
|
|
| 52659 |
نام:
بمیرید قبل از آنکه بمیرید
شهر:
ک
تاریخ:
4/15/2008 11:50:10 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه اهالی شهر حرف دل
احادیث در مورد شهادت
1. قال رسول الله صلي الله عليه و آله : فوق کل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر.
رسول خدا(ص) مي فرمايد : بالاتر از هر کار خيري، خير و نيکي ديگري است تا آنکه فردي در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خير و نيکي نيست. وسائل الشيعه، ج11، ص10، حديث 21
2. قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اشرف الموت قتل الشهاده
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود : شهادت برترين مرگهاست. بحارالانوار، ج67، ص8، حديث4
3. قال امير المومنين عليه السلام : ان الموت طالب حثيت لايفوته المقيم و لا يعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.
حضرت علي عليه السلام فرمود : مرگ، با شتاب و تعقيب کننده است((همه را دريابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراريان او را بازدارند، گرامي ترين مرگ، کشته شدن است. نهج البلاغه، خطبه123
4. قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اشرف القتل قتل الشهدآء.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود : والاترين قتل، کشته شدن شهيدان است. نهج الفصاحه، ص668
5. قال امير المومنين عليه السلام : و الذي نفس ابن ابي ابيطالب بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي الفراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود : قسم به کسيکه جان فرزند ابيطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشير بر من آسانتر از مرگ در بستر است. بحار الانوار، ج97، ص40، حديث44
6.قال امير المومنين عليه السلام : ايها الناس ان الموت لا يفوته المقيم و لايعجزه الهارب ليس عن الموت محيص و من لم يمت يقتل و ان افضل الموت القتل، والذي نفسي بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي فراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود : اي مردم همانا ايستادگان و فراريان را از مرگ گريزي نيست و هر کس به مرگ طبيعي نميرد کشته مي شود و شهادت بهترين مرگ است و سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشير آسانتر است بر من از مرگ در بستر. وسائل الشيعه، ج11، ص8، حديث12
7. قال السجاد عليه السلام : القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.
حضرت امام سجاد عليه السلام فرمود : کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست. بحار الانوار، ج45، حديث118
8. قال رسول الله صلي الله عليه و آله : والذي نفسي بيده ((لولا ان رجالا من المومنين لاتطيب انفسهم)) لوددت اني اقتل في سبيل الله، ثم احيا ثم اقتل ثم احيا ثم اقتل، ثم احيا ثم اقتل.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اينکه جمعي از مومنين خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه يکبار و دوبار، که چندين بار زنده گشته و بار ديگر کشته گردم. صحيح بخاري، ج4، ص21، باب تمني الشهاده
9 . قال امير المومنين عليه السلام : من دعائه عليه السلام لمّا عزم علي لقا القوم بصفّين : اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علي عدونا فجنّبنا البغي و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علينا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه.
حضرت علي عليه السلام فرمود : خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار. نهج البلاغه، خطبه170
10 . عن امير المومنين عليه السلام : و انا اسال الله بسعه رحمته و عظيم قدرته علي اعطاء کل رغبه … ان يختم لي و لک بالّسعاده و الشّهاده.
|
|
| 52658 |
نام:
سعیده
شهر:
تهران
تاریخ:
4/15/2008 11:44:31 AM
کاربر مهمان
|
با سلام
لطفاجز ۲۰ برای من ثبت کنید .
از همتون التماس دعا دارم .
|
|
| 52657 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
4/15/2008 11:41:42 AM
کاربر مهمان
|
بنده خدا از بروجرد...خواهر گرامی با اینکه علاقه ای به داستان ندارم چون معتقدم جنگ بزرگترین داستان زندگی ماست اما پیگیر داستان زندگی شمام شاید منتظرم به انتها برسه ... انشاالله خدا کمکتون کنه . از خوده خدا کمک بخواید بنده تا جایی که بتونم بهتون کمک میکنم یادتون باشه بنبستی در هیچ جای دنیا وجود نداره چون خدا همه جای دنیا هست و همه جا برای انسانها راه قرار میده..
یادمون باشه به خودمون ببالیم ما همون انسانی هستیم که خدا به خاطره ما بنده ها جلوی فرشته هاش ایستاد و گفت این بنده منه... گفتند خدایا بنده هایی که به فساد مشغول میشن بند های که خونریزی میکنند خدا فرمودند شما از حکمت من آگاه نیستید...
پس از روح خود در انسان دمیدند... ما همان بنده ایم. افتخار کنیم به اشرف مخلوقات بودنمان. همان خدا به فریادمان میرسد یقین داشته باشید...انشالله
یا علی
|
|
| 52656 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
4/15/2008 11:31:15 AM
کاربر مهمان
|
شهاب خان ثبت کن مومن :
یک جزء خانم سادات مرحوم
یک جزء مهدیه مرحوم
یک جزء اعظم مرحوم
یک جزء صمن ناز خانم مرحوم
یک جزء سید مهدی مرحوم
امیدوار گرامی شما هم درج نمائید :
یک سوره فاتحه و ملک : پیام گلم(برای شفاش دعا کنید یه طومار توسینه این جوونه)
یک سوره فاتحه و ملک : شمسی خانم(این مادر سرطان دارند)
یک سوره فاتحه و ملک : امین عزیزم(قلب امین باهاش راه نمیاد و اذیتش میکنه)
یک سوره فاتحه و ملک : پریسا خانم(ایشون ام اس دارند)
یک سوره فاتحه و ملک :شهناز خانم
یک سوره فاتحه و ملک : امید آقا
یک سوره فاتحه و ملک : محمد عزیزم
از هر دو بابت این که لایق بودم و اسمم درج شد ممنونم . توضیحات مقابل بانیان فقط برای این بود که برایشان دعا کنید و بدونید دردمند زیاده چه کسانی که دستشون از این دنیا کوتاهه و منتظره یادی از مایند و کسانی که در بستره بیماریند و منتظره دعایی از ما...
برای شفای بیماران و جانبازان دعا کنید ...
خسته و دل شکسته قاضی شهر نشوید چه رسد به قاضی مکان مقدسی چون قلعه سید مرتضی ...حاکم آن بالائیست . شناسوندن چهره واقعی آدمها نه وظیفه شماست و نه ما ... خدای هر کس عادل است و آگاه و قادر ...
ادمین جان خسته نباشی . اخوی میدونم کنترل میکنید و میدونم نکته سنجی سخت است اما دل ما اهالی قلعه هم به دقت شما گرم شده . گاهی بعضی از بچه ها شیطونی میکنن. گاهی به قول شهاب خصومت شخصی وارد میکنن... گاهی عصبانیتشونو اینجوری خالی میکنن.لطف کن و نگذار دل بچه ها نگران بشه ... اجرت با صاحب امروز انشالله...
برادرا . خواهرا یه روزی آقا مقدادی بود یه چیزایی را تذکر میداد یادش گرامی یکم تو القاب کلمات را سنجیده تر به کار ببرید . یکم دقت کنید مبادا اشتباه کنیم....مبادا پامونو گذاشتیم اینجا گناهامون بریزه خودمون گناه کنیم و باعث گناه یه مومن دیگه بشیم.
من کوچیک این قلعه . منو ببخشید. یا علی
|
|
| 52655 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/15/2008 11:12:27 AM
کاربر مهمان
|
.:: السلام علیک یا مولاتی یا بنت رسول الله یا فاطمه المعصومه(س)و رحمه الله و برکاته ::.
شه سریر سروری امام حسن عسکری(ع) فرمودند:
قلب نابخرد در زبان اوست و زبان دانشمند فرزانه در قلب او .
بمناسبت ولادت با سعادت امام حسن عسکری(ع) وايام شهادت حضرت فاطمه ي معصومه(سلام الله عليها) و هديه به ساحت مقدس قطب عالم امكان ، مهدي صاحب زمان(عج) و شهادت عده اي از همرزمانمان در سايت رهپويان وصال و تسلاي دل بازماندگان آنها و ان شاء الله شفاي عاجل مجروحين اين حادثه .
* * * ختم قرآن كريم * * *
* جزء اول : چه فرقي مي كنه ي بزرگوار از هيچ جا .
* جزء دوم : جامانده از قافله ی عزیز از شهر دوکوهه .
* جزء سوم : سارای گرامی از شهر غریب .
* جزء چهارم : امیدوار گرانقدر از ایران .
* جزء پنجم : باران گرامی که دوست داره کربلا باشه به نیت شهداء .
* جزء ششم : باران گرامی که دوست داره کربلا باشه به نیت اموات خصوصا امیر و روح الله .
...
* جزء بیستم : باران که دوست داره کربلا باشه .
...
* جزء بیست و سوم : مریم گرامی از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا .
...
* جزء بیست و نهم : شهاب از شهر اميد به رحمت خدا .
* جزء سي ام :آقا سید محمد عزیز از مشهد .
*اين ختم قرآن رو هم ان شاء الله با تدبر و تعقل در آيات الهي و به نحوي انجام دهيم كه شايسته ي هديه دادن به محبوب و معشوق همه ي ذرات عالم باشه .
*به لحاظ زماني محدوديت خاصي براي جزئي كه انتخاب خواهيد فرمود وجود نداره و بايد در اسرع وقت و با دقت كامل انجام بشه .
اللهم عجل لوليك الفرج .
اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم .
|
|
| 52654 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
4/15/2008 11:09:45 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
مریم خانمها و امیدوار گرامی و شهاب عزیز از همه بابت توجه سپاسگذارم. از خدای بزرگ عاجزانه درخواست دارم به کرم و لطف خود نگاهی به جمع قلعه بیاندازند انشالله...
سید محمد عزیز از شهر مشهد مقدس مسئول ثبت ختم قرآن شهاب گرامی هستند انشاالله ترتیبش با ایشان.
سبکبار جان سلامت باشی زیر سایه حق انشالله
سلام بر عبدالزینب صبور ... حضوریت خورد برادر .
یا علی
|
|
| 52653 |
نام:
بنده خدا
شهر:
بروجرد
تاریخ:
4/15/2008 11:03:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه حرف دليهاي دلتنگ
جناب اميدوار بزرگوار ممنونم از اينكه مارو هم لايق دونستين تواين ثواب بزرگ ما رو هم سهيم كنيد.
و اما باران گرامي و نرگس عزيز ادامه داستان زندگي بنده:
خلاصه كه با تمام مخالفتهااطرافيان اين ازدواج سر گرفتۀ خودم هم نميدونم چرا قبول كردم من فقط بهش عادت كرده بودم نميدو نم!اصل قضيه اين بود كه اين ازدواج رخ داده بود . قبلا هم گفتم شرو ع كردم به ساعت كار كردن كه خرج ومخارج منو كسي بزور متحمل نشه وهمين موضوع موجب شد مهران از بابت من خيالش راحت بشه كه من از پس خودم بر ميام .چهار سال گذشت ودرس من تموم شد كارم هم درست شد بدون هيچ پارتي رفته بودم سر كار تا پايان تحصيلم منو نگه داشتن و بعد بخاطر كارائي كه براشون داشتم بطور دائم نگهم داشتن برعكس من مهران بود كه هميشه از آدماي دور برش طلب كار بود هرچي نصيحتش مي كردم كه آروم باشه اصلا كار ساز نبود كه نبود بعد از چار سال نه درسش تموم شده بود و نه سر كار مي رفت ميگفت :آدم كار نميكنه يه حيوان دراز گوشه كه تو دنيا فقط كار ميكنه. خلاصه كه ما حالا يا با جبر يا به زبون خوش فرستاديمش سر كار ولي هيچ وقت درسش تموم نشد كه نشدالبته بازم جاي شكر بود كه فقط كار ميكرد مازندگيمون هشت يا نه سال ادامه پيدا كرد كه حاصلش يه پسر خوشگل و خيلي جذاب و با محبته بچه ها اينو واقعا جدي مي گم خيلي دوست داشتنيه اين موضوع كاملا واقعي سواي مادر بودنم از موضوع خارج شدم ما به ظاهر زندگي خيلي خوبي داشتيم چون من اصلا اهل جنگ و دعوا نبودم تقريبا يك هفته مونده بود كه مهديار بدنيا بياد كه فهميدم مهران معتاد شده نزديك بود بميرم تمام بدنم يخ كرده بود از شدت اضطراب حالت تهوع گرفته بود م تا چند روز هيچي نمي خوردم. نشستم تو كارش اولين بار بود كه داد مي زدم مهران واقعا ازم ترسيده بود زورم مي برد مرتيكه چند سال از زندگيمو به باد مسخره بازي گرفت حالا كه ديگه داشت همه چيز خوب مي شد ...
يه هفته نشستم تو خونه تركش دادم ۀ ترك كرد ولي بي فايده بود تا مهديار بدنيا اومد دوباره رفت سراغش تازه اونم چي مي كشيد (كراك) خيلي راحت روي اجاق گاز جلوي چشم من و بچه.ديگه ادامه زندگي بي فايده بود
ادامه اين قصه تلخ رو يه روز ديگه مي نويسم .
ازتون خواهش مي كنم اين قصه رو بخونيد مي خوام ازتون راهنمائي بگيرم ۀ ممنونم.
|
|