اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52442 |
نام:
يوسف تنها
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/10/2008 1:29:14 PM
کاربر مهمان
|
سلام بارون جون از شهر چه فرقي ميكنه؛جواب سوال شما البته به نظر من،بله وجود داره شك نكن. همه چيز بستگي به خود انسان داره كه با افكار وعقايد خودش چه جوري عشق واقعي و پاك رو بر روي اين زمين پيداكنه . عشق، از زمان خلقت انسان بوجود آمده،
اگر چنين نبود خدا حوا را در برابر آدم قرار نميداد به وجود آمدن عشق امري طبيعي است براي هر انساني، براي يكي زودتر پيش مياد،براي يكي هم ديرتر
اميدوارم حرفام بدرد شما خورده باشه. انشاءالله هر چه زودتر به عشقت برسي؟
(يا علي)
|
|
| 52441 |
نام:
مریم
شهر:
انتظاربهارو باران
تاریخ:
4/10/2008 1:28:58 PM
کاربر مهمان
|
برای چندین و چندمین بار کتاب گفتگو با خدا را باز کردم و چند جمله از آن را خواندم. کتابی که پنج سال پیش هدیه گرفته بودم . با اینکه فکر می کردم همه ی جمله هایش را از حفظ هستم، بازهم مرور کردم :
***
... خدا دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم ،
بعد پرسیدم : به عنوان خالق انسانها می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد:
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .
یاد بگیرند ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
با بخشش بخشیدن یاد بگیرند( این صفحه ی کتاب عکس یک رودخانه است که از دل کوه و جنگل بیرون امده و اطراف رودخانه چمنزار! سنگهای بستر رودخانه کاملا پیداست.وقتی این صفحه می اید به بزرگی و بخشندگی خدا فکر می کنم . به عظمتش وبه ابهت آفریدگار بهار. این صفحه بهاریست .زیباست ! شاید که نه، مطمئنا تکه ای از بهشت است.
دلم می خواهد دستهایم را از آب زلال و روان رودخانه پر کنم و به آسمان بپاشم.
دوست دارم مشتی از آب این زمزم بی جان را بردارم و ببویم!
کفشهایم را به کناری بیاندازم تا آرامش آب را بر هم نزنم! و در آرام جریانش به دنبال ماهیهای کوچکی بگردم که با سکوت تسبیح خدا می گویند. نه که اذیت کنم فقط دلم می خواهد تماشا کنم.)
همه ی صفحه های کتاب تصویرهای بدیعی از طبیعت دست نخورده ی خداست ، اما آن رودخانه با ان اسمان آبی و دشت سر سبز چیز دیگریست!
راستی خدا گفت :
... و یاد بگیرند که من اینجا هستم
*** همیشه! ***
|
|
| 52440 |
نام:
محبوبه
شهر:
یه جایی زیر سایه حق تعالی
تاریخ:
4/10/2008 1:12:08 PM
کاربر مهمان
|
سلام حرف دلی ها
بعد از چند روز اومدم به حرف دلاتون خوندم انگار این چند روزه اتفاقایی افتاده حرفاتون بوی تفرقه و جدایی میداد دم از قهر و خداحافظی می زدید انگار یادتون رفته ضد اسلامی ها منتظر همین تفرقه هستند اونایی که تا جمعی اسلامی را می بینن به هر طریقی می خوان تخریبش کنن چه برسه به محله حرف دل ما که همش دم از یکتایی و عظمت حق و رسالت محمد(ص) و جوانمردی علی(ع) و پاکی فاطمه (س) و ظهور دردانه اش است پس با اون دلای پاک و حرف دلای زیباتون این محفل مثل همیشه نورانی و باطراوت نگه دارید
آقا شهاب گرامی همه این حرفا بیشتر به شخص شما بود که شکر خدا برگشتید
سبکبار گرامی سلام و عرض ادب
خدا خیرت بده تو این چند روزه هرجا کلمه سبکبار می بینم بر محمد و خاندان پاکش درودی می فرستم
باران عزیزم همشهری خوبم امیدوارم تو درسات (کنکور) موفق باشی ، راستی خواهره منم هم رشته شماست و تا حدودی آماده برای کنکور ، خوب درس بخون که رقبای سرسختی داری . عزیزم توکلت به خدا باشه که
هرچه دلم خواست نه آنی شود
هرچه خدا خواست همانی شود
با امید بهارسبز حضورش (اللهم عجل لولیک الفرج)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 52439 |
نام:
یاسر
شهر:
دربه در
تاریخ:
4/10/2008 12:44:58 PM
کاربر مهمان
|
آخر یه روز می بینمت
|
|
| 52438 |
نام:
باران
شهر:
چه فرقي مي كنه
تاریخ:
4/10/2008 12:39:31 PM
کاربر مهمان
|
___سلام___
.... بازم خواهش می کنم....
هر کس میتونه به سوالم (پنج.دو.چهار.دو.چهار )جواب بده .ممنونم.
باران جان از دوست دارم کربلا باشه از اینکه به سوالم توجه کردی خیلی ممنونم. میگم شاید روحامون یه جایی با هم تلاقی داشته یا داشته باشن .برات ارزوی موفقیت و رسیدن به خواسته هاتو دارم.
|
|
| 52437 |
نام:
بنده خدا
شهر:
بروجرد
تاریخ:
4/10/2008 12:27:44 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه حرف دليهاي دلتنگ!
هنگام مرگ صليبي از رنج درست كرده و بر تابوت من بگذاريد كه با اولين طلوع خورشيد آب شود.
اشك بر قبر من بريزيد زيرا هميشه با چشمان گريان بوده ام.
پاهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا بدانند كه هرچه دويدم نرسيدم.
دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا بدانند با دستهاي خالي از دنيا رفته ام.
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار او هستم درخت سروي بر بالاي قبرم بكاريد تا همه بدانند كه مانند آن صبور و استوار بوده ند.
عطيه خانم گرامي امشب من و مهديار ساعت ۱۱ شب پايه ايم كه بيايم زير آسمون خدا سر قرارمون .
عجل لوليك الفرج
|
|
| 52436 |
نام:
الهه
شهر:
مشهد.
تاریخ:
4/10/2008 12:20:04 PM
کاربر مهمان
|
خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من همچون تویی دارم وتو همچون خودی نداری
|
|
| 52435 |
نام:
معصومه رسائی
شهر:
تهران
تاریخ:
4/10/2008 12:16:46 PM
کاربر مهمان
|
ای کاش در دوستی هایمان صاف و صادق باشیم و سالها دوستی و محبت را به یکباره خراب نکنیم چراروزی که می خواهیم شروع کنیم تمام سخنان شیرین است و مهربان اما روز خداحافظی دشمن آماده برای قتل و نابودی . اگر می شد این مسائل نبود چه خوب بود پس بیائیم قدر دوستی ها را بدانیم اگر نمی توانیم هیچ دوستی را شروع نکنیم
|
|
| 52434 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
4/10/2008 12:03:38 PM
کاربر مهمان
|
من یه مسافر./
تو یه سفر./
به چهار راه که میرسیم./
من می ایستم./
تو ادامه میدهی./
نمیدانم رفتنت مرا برد./
یا مسافر بودنم مرا راند./
میدانم که من به سفر رفتم./
زیر گوشم زمزمه کردی./
و گفتی پشت هر پیچ ./
راهی دیگرست./
و سفری دیگر./
من، شاید یک مسافر./
تو، اما یک سفر./
من میرفتم تا به تو برسم./
نمیدانستم./
رسیدنم پایان سفر است./
و نمیدانستم./
تو با منی اگر با هم میرفتیم./
از تو گذشتم و به سفر رفتم./
سالها گذشت تا دانستم./
سفرم سال هاست که ناتمام پایان یافته./
راه غریب./
سفر ناتمام./
من گم./
تو دور./
من یه مسافر./
تو یک سفر./
|
|
| 52433 |
نام:
الهه
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/10/2008 11:41:15 AM
کاربر مهمان
|
خدایا هر کس را که دوست میداری معنی عشق حسین را به او بفهمان هیج عشقی بالاترازعشق حسین نیست .خدایاارزوی رفتن به کربلا را براورده کن واین عشق راتاابدیت محفوظ بدار
|
|