اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52152 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/3/2008 10:12:15 PM
کاربر مهمان
|
رفع همه ی گرفتاری ها و شفای همه بیماران صلوات محمدی(ص) بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 52151 |
نام:
مسافر
شهر:
تهران
تاریخ:
4/3/2008 10:04:43 PM
کاربر مهمان
|
یاد باد آن روزگاراان یاد باد ...
|
|
| 52150 |
نام:
محبوبه
شهر:
یه جایی زیر سایه حق تعالی
تاریخ:
4/3/2008 9:42:41 PM
کاربر مهمان
|
سلام به تک تک بچه های محله حرف دل
بازم درس و دانشگاه شروع شد . شاید هفته ای یک بار بتونم به این محله سر بزنم .آخه به خاطر فاصله بین دانشگاه (ساوه) تا خونمون (کرج) هفته ای یکی دو روز بیشتر خونه نیستم .
دلم واسه تک تک حرف دلاتون تنگ میشه واسه ایستگاه صلوات سبکبار عزیز و نوشته های یوسف تنها و باران جان و یادداشتهای شهاب گرامی و دیگر حرف دلاتون
آقا مسعود بزگواراز اصفهان خدا نزدیکتر از آنچه که فکر میکنی در جوارت ایستاده پس صداش بزن که خیلی وقت که منتطر شنیدن حرفهای دلت است
مسعود گرامی از کرج هیچ وقت به فکر تلافی بدی ها نباش که تنها زندگی را به کام خودت تلخ می کنی یادت باشه اگر کسی را نبخشی بخاطر بزرگی گناهش نیست بخاطر کوچکی دلت است
سارا خانوم بزرگوار امیدوارم در تربیت اسلامی فرزندان عزیزتان همچنان ثابت قدم باشید
و خلاصه اینکه حرف دلی های گرامی امیدوارم هرجا که هستید زیر سایه حق تعالی خوشبخت ترین آدما باشید
با آرزوی دیدن بهار حضورش (اللهم عجل لولیک الفرج )
|
|
| 52149 |
نام:
اسما
شهر:
دلواپسی
تاریخ:
4/3/2008 8:03:26 PM
کاربر مهمان
|
یازهرا
یازهرا
یازهرا
یازهرا
ادرکنی
خدای خوبم
کاش بنده خوبی برای تو بودم
و این همه بد نبودم
به خدا دلم آسمون می خواهد ولی بد جوری تو باتلاق گیر افتادم
یا زهرا
ادرکنی
|
|
| 52148 |
نام:
اسما
شهر:
دلواپسی
تاریخ:
4/3/2008 7:42:33 PM
کاربر مهمان
|
سلام
برای سلامتی یه بسیجی یه رزمنده یه مجاهد فی سبیل الله یه عاشق که از درد عاشقی افتاده روی تخت و دیگه نمی تونه رقصی چنان در میان میدان داشته باشد صلوات بفرست
|
|
| 52147 |
نام:
به کجا می رویم
شهر:
به کجا می رویم
تاریخ:
4/3/2008 7:41:22 PM
کاربر مهمان
|
محشر که بیاد پدر به پسر و دختر خودش رحم نمی کنه ، مادر فرزند خودش رو می ذاره و فرار می کنه .
آخر زمان؟؟
پدر به زن و بچه رحم نمی کنه .
دختر کشیک می ده تا پدر بخوابه ، یواشکی بره سر جیبش و از جیب پدر پول برداره ، لوازم آرایشی بخره ، مانتوهای قبلی رو کنار بذاره (سالم سالم) یه پارچه دیگه بخره بده خیاط براش بدوزه که قالب تن لاغر مردنیش باشه.
برادر فکر زندونی کردن خواهراست. براش جا نیافتاده و نفهمیده که اگه زندونی بخواد فرار کنه می تونه! و چندین بار ... خواهر به خواهر رحم نمی کنه . تا می تونه نارو می زنه به خواهرش . برای حرفای رکیک شماره می ذاره و نثار اون یکی می کنه . مادر چشاشو هم میذاره که یعنی بی عدالتی رو ندیده.
پسر به پدر فحش میده . پدر به پسر.
پدر نصف شبا قرآن می خونه می گه خدا گفته و لا تقل لهما اف. از قرآن این یه تیکه رو خوب یاد گرفته. هیچکس چشم دیدن اون یکی را نداره. همه از هم فرار می کنن . بدشون می یاد.
پدر شبا از ترس دزدی زن و بچه هاش پولاشو توی بالش زیر سرش می ذاره و می خوابه . آخه پدر وقتی هوس می کنه می ره برای خودش هر چی که بخواد می خره . پدر خرجی نمی ده ، مهمون که بیاد سرشو پایین می ندازه و می خوره . پسر خونه خریده به پول احتیاج داره ، پدر می گه زمین می فروشم می دم بهت ، اما بعد عصبانی می شه و منصرف. پدر تصمیم می گیره بیست و پنج میلیون پول برای مسجد بده !
دختر بی حیا شده . شرف یادش رفته . حرفای رکیک و رفتارای رکیک انجام می ده.
پسر دوست دختر پیدا کرده .
دختر نمازش طولانیه. مادر از پا افتاده نمازشو نشسته می خونه.
پدر اول صبح لامپا رو روشن می کنه تا دعا بخونه.
مادر آرزو داره یه سفر بره سوریه اما پدر می گه من پول ندارم. خواهر پول قرض می گیره ، نارو می زنه و پس نمی ده . برادر می خواد به خواهرش تهمت بزنه تا سر کار نره فقط چون رئیس کار خواهرش آدم چش چرونیه ! اما دختر اگه سر کار نره باید مثه اون یکی دزدی کنه از جیب باباش . دختر یادش نمی یاد به غیر از عیدا آخرین بار کی از باباش پول گرفته.
پدر بیرون از خونه دست ودل بازه. یه روزه پونصدهزارتومنو آب می کنه و همشم جنسای بنجول بهش قالب کردن. پدر گاواشو بیشتر دوس داره تا زن و بچشو.
دختر تنبله. توی خونه گوش نمی ده به حرف کسی . دختر داد می زنه تا حرفش به کرسی بشینه. دختر اعصابش خورده. دختر تشنه مجبته! شاید بیرون از خونه پیدا کرده باشه یه منبع . پدر سند خونه رو خودش قایم کرده تا هر وقت لازم شد به حراج بگذاره و رفع کم پولی جیبشو بکنه .
پدر برای خرج عید از پسر پول گدایی می کنه . پولاشو توی بانک پس انداز می کنه. جرات بحث با پدر وجود نداره ، چون با فحش سر جات می شینی.
دختر می خواد تلاق بگیره . پدر نمی دونه چیکار کنه ! قاضی رشوه می گیره. وکیل با پول بیشتر برای طرف مقابل اطلاع رسانی می کنه .
کارشناس تلاق مشکل اخلاقی داره...
چرا؟
|
|
| 52146 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
4/3/2008 6:31:15 PM
کاربر مهمان
|
امان ازخسارت عمر ،شب جمعه اي صلوات بفرست
|
|
| 52145 |
نام:
محمد
شهر:
تهران
تاریخ:
4/3/2008 6:25:33 PM
کاربر مهمان
|
ازدواج
|
|
| 52144 |
نام:
حمید رضا رستمی
شهر:
کرمان
تاریخ:
4/3/2008 6:13:51 PM
کاربر مهمان
|
با سلام ما بچه های کرمان در سالروز شهادت اقا سید مرتضی و سپهبد شهید صیاد شیرازی برنامه انتظار وشهادت را برگزار خواهیم کرد
وعده ما چهارشنبه ۲۱/۱/۸۷-۳۰/۷ شب -خانه شهرکرمان
|
|
| 52143 |
نام:
یه سنگ ریزه
شهر:
شنزار
تاریخ:
4/3/2008 5:34:00 PM
کاربر مهمان
|
آخه مگه من چقدر توان دارم خدا.
چقدر
چقدر ؟
چقدر باید صبر کرد .
من بدم
من بدم
اما چرا دیگران هم بدی می کنند .
مگه جوای بدی را باید با بدی داد؟
دلم جای ترکیدن نداره
|
|