شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
51542
نام: امید
شهر: شیراز
تاریخ: 3/12/2008 5:26:28 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
شاید مشکل از منه اصلا نمی تونم نوشته های ali az shirz رو بخونم لطفا علی گرامی اندکی بهتر و واضح تر بنویسید و نوشتن فارسی را رعایت کنید متشکرم
اما اقا مهدی از شیراز من هم دانشجوی اونجام و واقعا می فهمم شما چی میگید خیلی دردناکه که جلوی ادم به شهدا توهین بشه
من اون موقع نبودم اما وقتی جریان رو از دوستام شنیدم برای خودمون واقعا تاسف خوردم
خیلی وحشتناکه که دانشگاهی که توش درس می خونی قشر وسیعی از دانشجوهاش این قدر( ببخشید) از خدا دور باشن
بیشتر وقتا حالم از محیط دانشگاه بهم می خوره ...
دیگه نمی شه رو هیشکی حساب کرد
کارهایی مثل تظاهرات(تظاهرات برای مردم غزه و..) اون روز بهشون فهموند که هنوز کسایی تو این دانشگاه هستن که جونشون رو نه فقط برای این مملکت بلکه برای اسلام میدن
امیدوارم شهدا به خاطر کم لطفیمون ما رو حلال کنن
برای شادی روح شهدا صلوات

51541
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 3/12/2008 4:24:11 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم- ادامه بحث نقدی بر ایه ولایت عظمی علی علیه اسلام.- ایه مزبور علم واخلاص حضرت را تائید کرد حداقل باید چهارده تاخصلت دیگررا پیدا باید کرد. وحضرت را در رده تقدس قرار داد که تعریف ان بسیار مشگل است در انگلستان در کلاس سال اول مهندسی در درس ادبیات انگلیسی مطرح شده بود که مقاله اول انها باید حداقل شصت صفحه در باره نظریات جناب شکسپیر وجناب نیچه در باره خصوصیات جنگ مقدس تهیه کنند نتچه گیری کنند یک ظرف یک هقته چناجه انجام ندهند از دانشگاه اخراج هستند رئیس بخش مهندسی یک خانم بود که بچه های ایرانی اسم ایشان را شمر گذاشته بودند وفکر میکردند تنها ایشان شمر است د رحالیکه این سیستم انگلستان بود دلیل ان این بود که شرکت ها یک نوع کنکور خاص داشتند وانهائی قبول نمی شدند خانواده ها دانشگاه را مقصر میدانستند واگر سازمان کار فردی به شرکت معرفی میکرد انها ضعف ان فرد از دانشگاه میدانستند ودانشگاه میخواست این کنکور را بردارد ودر ضمن رضایت شرکت ها به نحو احسن بدست اورد البته این امر برای دانشجو.یان خارجی کمی تخفیف داشت وجناجه اگر بخواهند در انگلستان کار بکند تضمینی دولت نمی داد وبستگی به خود شرکت ها داشت ولی اگر ایرانی تبعه انگستان میشد دیگر فرقی با انگلیسی ها نداشت. همان سخت گیری را داشت .میگفتند جای یک انگلیسی را گرفته است وفردا توفع شغل نان واب دار از ما دارد .ما هم قانون را مو به مو اجرا میکنیم ودر ضمن مورد اعتراض دانشچویان انگلیسی تبار هم میشویم وخانواده انها میخواستند با کادوی گران فیمت سر قضیه هم بیاورند – باری بحث سنگینی در باره تفدس بود وتعریف دقیق جنگها ی مقدس وخصلت های ان- واگر کسی خودش را بالاا نمی کشید بچه های ایرانی به او کودن میکفتند واگر از رژِیم حرفی یزد سخت تو دهنی میخورد ولی اگر کسی خودش را بالا میبرد از او دعوت در گروه خود میکردند به اضطلاح کمون ولی باید قوانین کمون را رعایت کند وگروه اکثرا نه نفری بود برای او شغل دوست دوست دختر شان پیدا میکردند واز تیپ بالای شهر تهران ئوست دختر تهیه میکردند که تابستان ها به لندن میامد ودیگر قضایا.- واز دیگر هنرنمائی های ایرانی ها انگاسی ها هر مطلبی از انها میپرسیدند اسمان وریسمان میبافتند – انگلیسی ها از هرکس فقط برای حل مشگلات خودشان علافمند مبخواهند استفاده کنند مگر انکه مجبور باشند یک چاخانی بکنند- جوانان فبل از سوائل یک نست میکنند یم موضوع را مطرح میسازند مثلا قلان لغت چه معنی میدهد وایرانی چیری میبافد میگفتند مثل انکه شما زیاد مطلع نیستید یک تعریف بسیار مشگل تری بیان میکنند باز ایراتی میگوید حالا متوجف شدم ویک چاخان دیگری میکرد ومیگفتند اصلا در این مورد مثل انکه کتابی تخواده اید وسپس میگفتند در افتصاد به معنای صرفه چوئی است با زایرانی یک نظر میداد وفرد انگلیسی میگفت اشتباه کردید این لغت به معنای صرفه چوئی در بنزین در مونور ماشین است. سپس خداحافظی میکند ومیرود به من گفت هر کلکی زدم رودست خوردم ودیگر تمی کنم وشما نکن ودر یک جلسه عمومی یک انگلیسی پیش من امد واز من سوائل کرد که شما فلسفه اسلامی میدانید گفتم بسیار کم- یک لغت پرسید گفتم نمی دانم وایشان یک تعریف بسیار مشکل کرد وباز گفتم نمی دانم وگفت این لغت متعلق به قلسفه است گفتم نمی دانم وایشان گفت متعلث به فلسفه اقتصاد است م یدانید که امروزه این اقتصاد است که ایدولوژی های جدید را بوجود می اورد- وسپس گفت که در قوانین اسلا می چگونه حققوق فرد مثلا استاد دانشگاه تعیین میشود. گفتم نمی دانم ایشان گفت این نوع مسائل مسائل روز انگل
51540
نام: مسافر
شهر: مسافرخانه
تاریخ: 3/12/2008 4:20:46 PM
کاربر مهمان
  اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و.....
هرکی دوست داره موردعنایت ویژه ای در این ایام قرار بگیره بسم الله.
ذکر مزبور رو به نیت فرج امام زمان شروع کنه هرکی اندازه توانش با توجه به اینکه آغاز امامت صاحبمان هم نزدیکه...
51539
نام: میلاد
شهر: تهران
تاریخ: 3/12/2008 3:02:31 PM
کاربر مهمان
  مادرم...بهشت خداوند حقت باد.دوستت دارم به اندازه ی تمام دوست داشتنی های دنیا.فرزند حقیرت را ببخش.
51538
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 3/12/2008 2:46:50 PM
کاربر مهمان
  يا نور و يا قدوس
*****************


اگر پشت به آفتاب كنيم جز سايه نصيبي نخواهيم داشت

****************
يا علي مددي
51537
نام: نا شناس
شهر: زاهدان
تاریخ: 3/12/2008 2:43:31 PM
کاربر مهمان
  با هم نامزد بوديم ولي اون يكدفعه همه چيزو فراموش كرد و نامزديمون بهم خورد توروخدا قسمتون ميدم دوباره با هم آشتي كنيمو ازدواج كنيم من خيلي دوستش دارم مرسي
51536
نام: مهدی
شهر: شیراز
تاریخ: 3/12/2008 2:42:11 PM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت کلیه ی عزیزان در حرف دل .
بنده دانشجوی دانشگاه شیراز هستم و همانطر که کم و بیش می دانید چند وقتی است که در دانشگاه شیراز تحصن برگزار می گردد که دانشجویان دختر و پسر دست در دست یکدیگر شعار ضد انقلابی می دهند و به خیال خود می خواهند انتخابات را تحریم کنند و سرود یار دبستانی می خوانند و در اخرین بیانیه ی خود زحمت کشیده بودند و به نظام الفاظی را نسبت داده بودند که فقط لایق امریکا و دست نشانده هایش است . و به دلایلی نمی شود با انها برخورد کرد البته با چند نفر از انها بچه ها درگیر شده بودند و دلیلش این بود که یکی از دانشجویان دختر در پشت تریبون انها گفته بود که محیط دانشگاه یک محیط اکادمیک است و جای برای دفن شهدا ندارد که باعث درگیری شد که بعدا بچه های که تحصن کرده بودند گفتند که کسی که این حرف ها را زده بود با ما نبوده است . فعلا که بیانیه می زنند و حرف های می زنند که حرف دشمن است . از شما می خواهم بپرسم که اگر جای ما بودید با انها چگونه برخورد می کردید و راه حل شما برای حل این مسئله چیست ؟ پیشنهاد های شما را بعدا می خوانیم . هنوز هم صدای هل من ناصر ینصرنی می اید .
51535
نام: سیران
شهر: سنندج
تاریخ: 3/12/2008 2:26:54 PM
کاربر مهمان
  کاش میشد هیچ وقت هیچ کس از هیچ چیز خسته نمی شد.کاش رفتن معنایی نداشت وماندن تا بی نهایت ادامه داشت...انانکه دوستمان داشتند باور نداشتیم وانانکه دوستشان داشتیم باورمان نداشتند...دیگر نه ترانه حریف دلتنگی ام می شد ونه گریه های تنهایی...
51534
نام: هلن
شهر: كرمانشاه
تاریخ: 3/12/2008 2:10:52 PM
کاربر مهمان
  اميد عزيز سلام
اتفاقا منم همين طور - نميدونم تعطيلات عيد چيكار كنم
تصميم داشتم برم شيراز ولي اون دوستن كه اونجاست تلفنش جواب نمي ده - مشهدم كه بايد از ۴ ماه قبل بليط بگيري ... همين جوري موندم
البته ...
51533
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 3/12/2008 1:49:49 PM
کاربر مهمان
  خاطره كوتاهي از حاج احمد متوسليان فرمانده هميشه فاتح
**********************************************

پیشنهاد کرده بود وقت های بی کاری بحث های اعتقادی کنیم.
توی یک اتاق کوچک دور هم می نشستیم وخودش شروع می کرد.
_اصلا ببینم خدا وجود داره یا نه؟من که قبول ندارم شما اگه قبول دارین برام اثبات کنین.
هرکسی یک دلیل می آورد.تا سه چهار ساعت مثل یک ماتریالیست واقعی دفاع می کرد.یک بار یکی از بچه ها وسط بحث کم آورد،نزدیک بود با حاجی دست به یقه شود.حاجی گفت :
مگه شما مسلمونا تو قرآن نخوندید که جدال باید احسن باشه!


زندگي نامه سردار هميشه فاتح حاج احمد متوسليان را در وبلاگ انتهاي افق به آدرس http://hajiahmad.blogfa.com/
را پيگير باشيد

يا علي مددي
<<ابتدا <قبلی 5160 5159 5158 5157 5156 5155 5154 5153 5152 5151 5150 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved