اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 51442 |
نام:
بادبادك سفيد
شهر:
زير گنبد نيلي
تاریخ:
3/10/2008 8:52:18 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدي
يه سلام متفاوت بعد از مدت ها به حرف دلي هاي با صفا
خيال ندارم از خودم بگم يا خاطره تعريف كنم اما مدت ها بود كه حال و روز خوشي نداشتم... داشتم مثل همه در محضر خدا امتحان پس مي دادم اما اين بار خيلي سخت بود و من اصلا وقت نداشتم و خوب هم درس هامو نخونده بودم... الانم دارم امتحان ميدم ولي يه امتحان ديگه... گاهي شرايط وحشتناكي توي زندگي پيش مياد كه فقط صبر و شكيبايي مي تونه كمك كنه تا در مقابل خدا شرمنده نباشي... البته هنوز هم نمي دونم قصه اي كه خدا برام نوشته به كجا ميرسه اما بايد شب و روز خدا رو شكر كنم كه توي بدترين شرايط يه فرشته فرستاد تا منو نجات بده... حالا اون فرشته عزيزترين موجود زندگيمه كه نمي دونم اگه يه روزي ديگه نباشه چطوري بايد به زندگي ادامه بده... الان فقط مي تونم بگم خداي مهربونم! شكرت... شكرت... شكرت...
بگذريم...
*آقا شهاب بزرگوار سلام عليكم... زيارتتون قبول... ان شاء الله كه ياد بچه هاي قديمي حرف دل هم بوديد و ما رو از دعاي خيرتون فراموش نكرده باشيد.
طرح خودسازي كه مطرح كرديد خيلي خوب و بجاست. منم تمام سعيم رو مي كنم... ان شاء الله كه در جهادي كه قراره به صورت جدي تر شروع كنيم، موفق و پيروز باشيم.
*سبكبار گرامي خدا قوت... خدا خيرتون بده... از سربازان مهدي فاطمه (عج) باشيد صلوات بفرست.
خواهراي خوبم سلام عليكم جميعا... (اين سلام فقط مخصوص خواهراي گل و نازنينم بود: مريم خانم هاي نازنين، ذوالعرش، سارا، سميرا، باران، اسماء، گل بي خار و ... ببخشيد ديگه من كم حافظه هستم)
از همگي التماس دعا
التماس دعا براي فرج مولا صاحب العصر و الزمان
اللهم عجل لوليك الفرج
الهي آمين
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 51441 |
نام:
مرتضی چراغی
شهر:
رضاییون
تاریخ:
3/10/2008 8:35:37 PM
کاربر مهمان
|
رمضون كاشكي مي شد ما رو مدينه ببري
منو پيش شهدا شكسته سينه ببري
رمضون كاشكي مي شد شهادتا امضا بشه
بدن ما همگي مثل خود زهرا (س) بشه
رمضون كاشكي مي شد فاطمه لبخند بزنه
به سر بسيجياش دوباره سربند بزنه
|
|
| 51440 |
نام:
dost
شهر:
shiraz
تاریخ:
3/10/2008 8:16:40 PM
کاربر مهمان
|
ya abalfazl
che zibast entezare
|
|
| 51439 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
3/10/2008 7:45:31 PM
کاربر مهمان
|
*** گفتگو با معبود ***
گفتم: خستهام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله ال
|
|
| 51438 |
نام:
ديده
شهر:
اما رضا(ع)
تاریخ:
3/10/2008 7:40:56 PM
کاربر مهمان
|
سلام علي آل يـس
گناهكار عزيز اين تحول بزرگ رو بهت تبريك ميگم
ما همه يه جورايي نيازمند تحولي اينگونه هستيم
**مازنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست...**
................
اميدوار گرامي با تشكر از ختمها؛
يك سوره يس براي خواهرم ..وبراي من وخواهرم هريك پانصد صلوات مرقوم فرماييد..
ادامه * غيبت * :
علل و اسباب غیبت چند چیز است:
1-وقتی انسان از کسی ناراحتی دارد میخواهد با ذکر معایب او خود را راحت کند
2-همراهی با دوستان در غیبت دیگران
3-وقتی انسان کار زشتی انجام داده به خاطر اینکه مورد مذمت و نکوهش قرار نگیرد دیگری را که کار او را انجام داده است نام میبرد.
4-چون انسان میداند از شر زبان شخصی در امان نیست سعی میکند او را در نظر دیگران بیارزش جلوه دهد تا سخنانش بیتأثیر شود.
5-انسان معایب و نواقص دیگری را ذکر میکند تا برتری خود را اثبات کند.
6-انسان برای خنده آوردن دیگران شخصی را مورد غیبت قرار میدهد.
7-انسان کسانی را میبیند که مرتکب منکرات میشوند و از فرط تعجب برای دیگران بازگو میکند.
8-انسان فردی را گرفتار و مبتلا دیده، غمگین میشود و این مطلب را بازگو میکند .
|
|
| 51437 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
3/10/2008 7:37:04 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر بردار گرامی آقا مرتضی چراغی بالاخره یه هم ولایتی پیدا شد.خوبی برادر. خوشحال میشم ببینمت. یاعلی مدد
|
|
| 51436 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
3/10/2008 7:32:58 PM
کاربر مهمان
|
*سلام به اهالي محترم قريه ي زيباي حرف دل.
*اميدوار بزرگوار سلام و خدا قوت.
يك دسته گل محمدي(ص) صلوات هم براي بنده در نظر بگيريد.
اللهم عجل لوليك الفرج.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 51435 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
3/10/2008 7:32:36 PM
کاربر مهمان
|
خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن.
از فراز گردنه، خرد و خراب و مست
باد می پیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من.
آی نی زن، که تو را آوای نی برده است دور از ره، کجایی؟
خانه ام ابری است امّا
ابر بارانش گرفته است.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باران است،
و به ره، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابر اندود
راه خود را دارد اندر پیش.
|
|
| 51434 |
نام:
علی
شهر:
بشرویه
تاریخ:
3/10/2008 7:08:19 PM
کاربر مهمان
|
سلام
|
|
| 51433 |
نام:
جا مانده
شهر:
کرج
تاریخ:
3/10/2008 7:05:12 PM
کاربر مهمان
|
خیلی از دستتون ناراحتم شما به حرف دل من اصلا نگاه نکردید
|
|