شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
51402
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/9/2008 11:19:30 PM
کاربر مهمان
  حلال زاده هاش شادي قلب مهدي عج صلوات بفرستند صلوات
51401
نام: گناهکار
شهر: ......
تاریخ: 3/9/2008 10:36:32 PM
کاربر مهمان
  بسم الله
ازخودم بدم می اد ..از کارهام بدم میاد ..از ادمهای دور وبرم بدم میاد ..از اتاقم بدم میاد ..از این دنیا بدم میاد ..از بهار بدم میاد ..از عید بدم میاد ..از خرید بدم میاد ..از اونایی که خوشحالن بدم میاد ..از اونایی که فکرمیکنن عید چه خبره بدم میاد ..من از همه بدم میاد ...از وقتی اولین بار تو دعای ندبه جمعه گذشته رحلت رسول ص بود شرکت کردم از تموم عالم و ادم بدم اومد که من بیچاره کجا هستم دارم چیکار میکنم عمرم و صرف چه کارهایی کردم و الان دارم داغون میشم ودارم ذره ذره این گوشت رو اب میکنم ، و مردمایی که دوربرم هستند پر از ریا و تزویر .....خداااااااااا منو می بخشی ؟؟شهدا منو تحویل میگیرد ؟؟؟؟؟؟ همه جا رفتم هیچکسی تحویلم نگرفت هیچکسی نگاه سگ بهم ننداخت تا وقتی پایه باشی براشون تو کارهاشون اخرشی ..اما وفتی نباشی بگی نه من نیستم مثل تف سربالا .........خداااااااااااااااااااااااااااااااااا میشه منو ببخشی ..بخودت خدا اگه دستم رو بگیری همونی میشم که تو خواستی ..شهدا بقران من شما رو دوست دارم حالا که پشیمونم منو قبول میکنید ..خیلی دلم گرفته خیلی دلم شکسته خونه برام جهنمه دنیا برام جهنمه ..کجا برم چیکارکنم همه چی برام تاریکه ...خدا به دادم برس ..شهدا تو روخدا منو از این منجلاب بیارید بیرون شما رو به جون مادرتون ..پسر زهرا سلام الله علیها ..من مخیوام نوکر شما بشم منو قبول میکنید..؟؟با دل من چیکار کردید که دارم دیوونه میشم؟ منو به کجادرای می کشونی ؟؟دارم دیووووووووووونه میشم
51400
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 3/9/2008 9:41:24 PM
کاربر مهمان
 

مرحوم حضرت آيت الله مجتهدي تهراني (رحمة الله عليه) در يكي از جلسات اخلاق خود فرمودند :

* ... گاهي وضو بگـير و رو به قبله بنشين و تسبيح را بردار و صد بار بگو : من كي هستم ... من كي هستم ؟

حضرت امير مومنان علي عليه السلام فرمودند : تعجب مي كنم از كسي كه به دنبال گمشده ي خويش مي گردد ولي به دنبال خودش نمي گردد ... *

تا به حال گشته اي خودت را پيدا كني ؟!



*یک پیشنهاد:

سال یکهزار و سیصدوهشتاد و شش هم مثل همه ی سال ها و ماه ها و روزها و ساعت ها و لحظه ها و همه ی فرصت هایی که داشتیم برای الهی شدن و پیشرفت به سرعت برق و باد و به قول مولامون امیرالمومنین(ع) مثل ابر دارن می گذرن پس چه بهتر که تا دیر نشده زودتر کاری کنیم تا بتونیم وقت تحویل سال وقتی داریم دعای تحویل سال رو با خدای خودمون زمزمه و نجوا می کنیم واقعا حالمون به بهترین حال ها تغییر پیدا کنه.

وقتی دوستان بزرگوار گل نرگس عزیز و باران بزرگوار دستنوشتهای شهدا رو در مورد خودسازی در حرف دل ثبت می کردند بنده این پیشنهاد به ذهنم رسید که بیاییم و مواردی رو که باید در وجودمون تقویت کنیم و مواردی رو که باید از بین ببریم و پاک کنیم از وجودمون رو مشخص کنیم و با تقویت نکات مثبت و از بین بردن نکات منفی خودمون رو رشد بدیم.

پس به نظر شما برای خودسازی و خدایی شدن:

*چه مواردی رو باید از وجودمون پاک کنیم و اونها رو از بین ببریم؟

*چه مواردی رو باید تو وجودمون تقویت کنیم؟

*** منتظر نظرات سازنده تون هستیم. ***

*با اعلام نظر و گفتن موارد و راه و روشی عملی در خودسازی خودتون و دوستان حرف دلی تون شریک باشید.

*ان شاء الله با کمک دوستان با این روش اگه بتونیم دفترچه ای درست می کنیم که راهبردی و عملی باشه.

*بنده برای جمع کردن نظرات عزیزان مدتی این پیام رو تکرار می کنم امیدوارم مورد آزار کسی واقع نشه و تا وقتی فرصت كنم و عمري باقي باشه جمع بندی نظرات رو هم انجام می دهم.

*اگه بنده به هر دلیل فرصت و توفیق جمع بندی نظرات رو از دست دادم دوستان بزرگوار حرف دلی زحمتش رو بکشند.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.

بارالها ما را در انجام آنچه که دوست می داری و مورد رضایتت می باشد موفق بدار.



اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


51399
نام: پگاه
شهر: شیراز
تاریخ: 3/9/2008 9:36:43 PM
کاربر مهمان
  سلام من یکی از بچه خر پولای شیرازم اما زندگی هیچ وقت اونجور که می خواستم نبوده تقصیر خودمه اما واسم دعا کنید تا دیر نشده ادم شم ممنون

51398
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 3/9/2008 9:27:52 PM
کاربر مهمان
 
اولین روز جنگ

در اواخر شهریور 1359، همت از منطقه به شهرضا آمده بود تا وسایل و امكانات برای كارهای فرهنگی جمع‌آوری كند. موقع بازگشت، از من خواست كه همراهش به پاوه بروم و مقداری اسلحه و مهمات را كه به تازگی از گروهكهای ضدانقلاب غنیمت گرفته بودند، با خود به شهرضا بیاورم. این اسلحه و مهمات، اهدایی رژیم بعثی عراق به ضدانقلابیون ایران بود كه با لطف خدا و تلاش رزمندگان اسلام به دست نیروهای خودی افتاده بود. همت می‌خواست با استفاده از این وسایل، برای افشاگری ماهیت و چهره واقعی ضدانقلاب، نمایشگاهی در شهر برپا كند.

عصر روز سی‌ام شهریور 1359، از شهرضا به مقصد تهران حركت كردیم. صبح روز سی‌ویكم كه به تهران رسیدیم، یكراست به ستاد مركزی سپاه رفتیم تا مقداری وسایل و امكانات تبلیغاتی هم از آن‌جا بگیریم.

كارمان تا ظهر طول كشید. ظهر، پس از صرف ناهار، همت گفت كه بهتر است به نمازخانه برویم، استراحت كنیم و بعد به طرف پاوه حركت كنیم. پیشنهاد خوبی بود، چون شب قبل، در راه نتوانسته بودیم بخوابیم. وقتی به مسجد ستاد مركزی سپاه رفتیم، دیدیم كه یك آقای روحانی مشغول سخنرانی است. جای دیگری برای استراحت سراغ نداشتیم. تنها راه این بود كه صبر كنیم تا سخنرانی تمام شود و بعد در همان محل بخوابیم.

سخنرانی طولانی شد، به طوری كه ساعت دو بعداز ظهر بود كه آن بنده خدا هنوز مشغول صحبت بود و ما متعجب به اطراف نگاه می‌كردیم. یك ربع بعد، برادر منصوری كه در آن زمان فرمانده سپاه بود، نیروها را جمع كرد و طی یك سخنرانی اعلام كرد كه عراق به ایران حمله كرده است.

همت با شنیدن این خبر، رو به من كرد و گفت: «باید هر چه سریعتر به طرف پاوه حركت كنیم.»

پذیرفتم و بدون این‌كه استراحت كنیم، با عجله راهی شدیم تا از طریق قزوین، همدان و كرمانشاه خود را به منطقه برسانیم.

نیمه‌های شب بود كه به همدان رسیدیم. بی‌خوابی و خستگی زیاد اذیتمان می‌كرد ولی هر چه گشتیم، جایی برای استراحت پیدا نكردیم. مجبور شدیم دوباره حركت كنیم. با رسیدن به كرمانشاه، همت پیشنهاد كرد برای استراحت به ستاد مشترك عملیات غرب برویم كه دوباره سر و كله هواپیماهای عراقی پیدا شد. شلیك بی‌وقفه توپهای ضدهوایی و همچنین بمباران هوایی دشمن آغاز شد. همت گفت كه بهتر است به طاق ‌بستان برویم. در طاق ‌بستان نیز همین برنامه بود.

وقتی نگاه به چهره همت انداختم، دیدم از خستگی و بی‌خوابی دارد از پا درمی‌آید. خودم هم چنین وضعیتی داشتم. در این هنگام، همت كه وضعیت كرمانشاه و طاق ‌بستان را دیده بود، به رغم خستگی زیاد، تصمیم گرفت كه توقف نكنیم و یكسره به پاوه برویم. و ما از شهرضا تا پاوه -كه مسیری طولانی است- مجبور شدیم بی‌وقفه و بدون استراحت طی كنیم.

آن روز، روز آغاز جنگ بود.


51397
نام: ديده
شهر: اما رضا(ع)
تاریخ: 3/9/2008 9:08:07 PM
کاربر مهمان
  سلام وصلوات ...


يك جرعه مي زملك كاوس به است

ازتخت قباد و مسند طوس به است

هر آه كه عاشق به سحرگاه كند

از ناله زاهدان سالوس به است.


خيام
51396
نام: امیر
شهر: بهبهان
تاریخ: 3/9/2008 8:29:48 PM
کاربر مهمان
  چه خوب است انسانها همیشه با صداقت باشند ونامرد نباشند
51395
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 3/9/2008 8:19:05 PM
کاربر مهمان
  بسم الله
جناب دیده و باران گرامی سلام علیکم
اولا شهید منظورم مومنائی بودند که کشور وجوشون رو تقدیم به جنود شیطان کردند و در راه جهاد اکبر شهید شدند که مقام این شهادت از شهادت جهاد اصغر بیشتره. اما پیروزی در این پیکار ارزشمندتر
در زمینه سنت گرایان بی دین و سازمان تبلیغات اسلامی
بنده یکی از دوست های خودم در سازمان تبلیغات کار می کنن و رفقایی هم اونجا دارم خودم هم دوس داشتم اونجا کار کنم اما استخدام نمی کنن متاستفانه و الا حتما در سازمان تبلیغات کار می کردم. حتی یکی از آشنایان نزدیک نزیدک بنده هم در سازمان تبلیغات مربی هستند. و با محیطش کاملا آشنا هستم و حتی با بچه های این سازمان سفرهای زیارتی هم رفتیم.
و اگر دارم به سازمان تبلیغات انتقاد می کنم پس دارم به خودمم انتقاد می کنم. حتی اینو هم گفتم که آیا ما را خواب برده؟ نگفتم آیا آنها را خوا برده
بنده نمی گم سازمان تبلیغات به هیچ وجه قابل قبول نیست بلکه انتقاد کردم و حقیقتا هم اینطوره که تو کشور خودمون هم مونده که البته تقصیر سازمان نیست بلکه عوامل دست به دست هم داده اینطور شده.البته الان مدتیه کارها سرعت بیشتری گرفته و سایت تبیان هم در اینترنت قدرت گرفته اما کمه. ببینید ما نباید تعصبی برخورد کنیم حتی اگر خودم هم عضو این سازمان بودم تعصبی برخورد نمی کردم و مشکلات رو قبول می کردم.
نام اسلام نام مقدسی و اسلام دین گسترده ایه، محدود به شرع نیست بلکه همه چیز رو در بر می گیره.
در زمینه مسجد سازها منظورم همین بود. ببینید دشمن داره همه جوره به کشور حمله می کنه، از همه طریق و همه راهی که می تونه، جنگ سنگینی ما داریم، بزرگترین موفقیتی که می تونه بدست بیاره اختلاف تفکر بین مومنینه،که اینجا هم دین مسئله ولایت رو داره که اگر اختلاف نظری بود طبق دستور و لی عمل بشه.در این جنگ سنگین فرهنگی اجتماعی اقتصادی سیاسی. ما هم باید همه جانبه جلو بریم. بجای اینکه نیروهای خودمونو از دست بدیم نیروهای جدید بدست بیاریم. خب مسلما اگر من و هر کس دیگه ای جوانی رو ببینه که مذهبیه و مومن و اگر جنگ نظامی بودحتما به جبهه می رفت حالا اگر شهید نمی شد یک رزمنده بود، وقتی به چنین صورتی تغییر کنه مسلما نشان دهنده ضعیف عمل کردن نیروهای خودیه حتی خودم.
چرا آمریکا تهاجم فرهنگی کنه؟ مگه آمریکا دین داره؟ اونا برای کدوم خدا دارن اینقدر پایبند و استوار تحاجم فرهنگی می کنن؟
یعنی اونا خدای نداشته خودشونو از خدای داشته ما بیشتر دوس دارن؟
پس ما تحاجم فرهنگی کنیم. جوان های اونارو به سوی دین بکشیم. مطمئنن باید جذبه دین از جذبه بی دینی بیشتر باشه تا جوان کشیده بشه.
یاعلی مدد
51394
نام: مطهره
شهر: شهسوار
تاریخ: 3/9/2008 8:18:17 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا که هر چه دارم از اوست
دختری هسنم ۱۹ ساله با دلی خورد شده و شکست خورده
از این روزگار .نمی دونم چرا همیشه باید دل به کسی ببندم که آخرش بهم خیانت بشه برای این دل شکستم دعا کنید
51393
نام: غمگین
شهر: تبریز
تاریخ: 3/9/2008 8:15:57 PM
کاربر مهمان
  قبلا اینجا با صفا بود.اما حالا...
<<ابتدا <قبلی 5146 5145 5144 5143 5142 5141 5140 5139 5138 5137 5136 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved