شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
50832
نام: صوفيا
شهر: تهران
تاریخ: 2/25/2008 5:24:38 PM
کاربر مهمان
  تو نيامده بودي كه اكنون بروي همه دروغ بود دروغ
و من به پاياني اينچنين مي گريم
50831
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 2/25/2008 5:24:12 PM
کاربر مهمان
  *دوستان حرف دلي سلام.


*مريم بزرگوار از شهر انتظار باران سلام و خدا قوت.

كم پيداييد كمي تا قسمتي.

ان شاء الله هميشه دلتان آرام باشد.


اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

50830
نام: کامران
شهر: وكره -قطر
تاریخ: 2/25/2008 4:57:50 PM
کاربر مهمان
  خارج از وطنم هستم ولي دلم هميشه ايرانه اينجا هم عزاداري ميشه ولي هواي وطن دارم دلون هميشه ايرانيه ولي احساس غربت نميكنم لطفا با من تماسي داشته باشيد آخه هيچ چوست ایرانی (وطني) ندارم خدا حافظ شما هموطنان عزيزم.

اين بيت شغر از خودم را به شما به عنوان پیشکش هديه میکنم.۰
قيامت بي حسين معنا ندارد شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش كه در محشر نگویند چرا پرونده ات امضا ندارد.
50829
نام: لیلی
شهر: گوشه ای از کره خاکی
تاریخ: 2/25/2008 4:40:41 PM
کاربر مهمان
  نظر گل نرگس صلوات
خدایا قسمت میدم به بزرگیت تمام بیمارا رو شفا بده
50828
نام: یه بندهی گنه کار
شهر: مهم دله که کجا باشه
تاریخ: 2/25/2008 4:13:52 PM
کاربر مهمان
  من که چنین سر گشته ام
محزون ومضطرگشته ام
از کوفه وشام بلا قد کمان برگشته ام
تنهایم وسر گشته ام
من از سفر بر گشته ام
من باغبان خسته گل های بر بر گشته ام
اینجا به چشمان ترم دیدم که می سوزد حرم
من خود جدا گشته ام از کعبه و از دلبرم
50827
نام: زهرا
شهر: زاهدان
تاریخ: 2/25/2008 4:07:39 PM
کاربر مهمان
  سلام امروز مجبور به دروغ شدم دروغی که به گفته ی داداش هادی من رو از خطر بی آبرویی نجات میداد واسم دعا کنید جان حضرت زهرا واسم دعا کنید ...........................................................................................................................................
بابا برگرد برگرد................................
50826
نام: سانی
شهر: شیراز
تاریخ: 2/25/2008 3:39:35 PM
کاربر مهمان
  دوباره بهار اومد امانه انگار خزونه
واسه من بهارفقط غصه تازه میاره
دل هرکی توی نوروزداره تازه ترمیشه
دل من گرفته اما داره کهنه ترمیشه
چه کنم که غصه هامنو رها نمی کنه
باهای بی رمقم کسی دوا نمی کنه
می دونم که آدماهمه شون ظاهری اند
همه نیرنگ وریاندتمسخروخوب بلدند
نمی دونند توی دنیا برسرمن چی گذشته
واسه شون مهم نبوده روح من کجاشکسته
می دونم فایده نداره این همه سرودن من
کیه که دلش بسوزه واسه ی نبودن من
50825
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 2/25/2008 3:21:09 PM
کاربر مهمان
  سلامتي خودتان ودوستان صلوات بفرستيد صلوات
50824
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 2/25/2008 3:06:17 PM
کاربر مهمان
  سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود، سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام بر آن کسی که خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر آنکه با خونِ زخم‌هایش شست و شو داده شد، سلام بر آن که از جام‌های نیزه‌ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومی که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه‌ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آنکه مدافعِ بی یاور، سلام بر آن محاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه‌ی خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته، سلام بر آن بدن‌های برهنه و عریانی که در بیابان‌ها (یِ کربلا) گُرگ‌های تجاوزگر به آن دندان می‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می‌گشتند، سلام بر تو ای مولای من و بر فرشتگانی که بر گِردِ بارگاه تو پَر می‌کِشند، و اطرافِ تُربتت اجتماع کرده‌اند، و در آستانِ تو طواف می‌کنند، و برای زیارت تو وارد می‌شوند. ...

زیارت ناحیه مقدّسه
50823
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 2/25/2008 3:03:51 PM
کاربر مهمان
  مدينه! كاروانى سوى تو با شيون آوردم‏
ره آوردم بود اشكى كه، دامن دامن آوردم

مدينه! در به رويم وا مكن! چون يك جهان ماتم‏
ولى اكنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم!

اگر موى سياهم شد سپيد از غم، ولى شادم‏
كه مظلوميت خود را گواهى روشن آوردم

اسيرم كرد اگر دشمن، بجان دوست خرسندم‏
به پايان خدمت خود را به نحو احسن آوردم

مدينه! يوسف آل على را بردم، و اكنون‏
اگر او را نياوردم، از و پيراهن آوردم!

مدينه! از بنى هاشم نگردد با خبر يك تن؟ !
كه من از كوفه، پيغام سر دور از تن آوردم!

مدينه! اگر به سويت زنده برگشتم، مكن منعم‏
كه من اين نيمه جان را هم به صد جان كندن آوردم!

مدينه! اين اسيريها نشد سد رهم، بنگر!
چه ها با خطبه‏هاى خود به روز دشمن آوردم؟
<<ابتدا <قبلی 5089 5088 5087 5086 5085 5084 5083 5082 5081 5080 5079 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved