شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
50352
نام: هادی
شهر: آذربایجان غربی - شهرستان تکاب
تاریخ: 2/14/2007 6:16:07 PM
کاربر مهمان
  علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که خدا عطا نماید به تو شأن هل عطی را
مرو ای گدای مسکین در خانه علی زن که علی خودش بیاید در خانه گدا را
50351
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 2/14/2007 5:23:01 PM
کاربر مهمان
  .::ماجراهاي شگفت درباره قرآن كريم::.

http://www.al-shia.com/html/far/books/new/chhl_dastan/402.htm

*متكبر در قرآن

نقل است كه ميرزا وحيد كه از جمله مشاهير شعرا و وزير مقتدر پادشاه و صاحب ثروت و دولت بسيار بود و خدا به او اولاد بسيار عطا فرموده بود نظر به قرب او به سلطان، در نظر مردم مهابت و اعتبار ويژه داشت.وى هميشه نسبت به قرآن به خلاف ادب گفتگو مى نمود و به آيات اعتراض مى كرد.

روزى در مجمعى كه جمعى علما و فضلا و طلاب نيز حاضر بودند، گفت: خدا در قرآن مى فرمايد:

*وَ لا رَطْب وَ لا يابِس اِلاّ في كِتاب مُبين .*

*هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در قرآن موجود است.*

و من نيز يكى از رطب و يا بس (تر و خشك) هستم.حال آنكه نام من هيچ جا در قرآن نيامده است.هيچ يك از حضّار در جواب او سخنى نتوانستند گفت.يكى از طلاب تنگدست گفت: ميرزا، چرا ذكر شما در قرآن نشده و حال آنكه چند آيه در خصوص شما نازل شده.هر گاه رخصت دهيد تا بخوانم! گفت: بخوان! وى گفت:

*اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمْ، ذَرْنى وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالاً مَمْدُوداً وَ بَنينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهيداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ اَزيدَ كَلاَّ إنَّهُ كانَ لاِياتِنا عَنيداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً اِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ثُمَّ اسْتَكْبَرَ فَقالَ إِنْ هذا اِلاّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هذا اِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَ ما اَدْريكَ ما سَقَرَ لا تُبْقى وَ لا تَذَرَ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرَ عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ.*

*اى رسول، به من واگذار انتقام آن كس را كه او را به تنهايى آفريدم، و بر او مال و ثروت فراوان بذل كردم و پسران زياد و آماده به خدمت نصيب او گردانيدم و اقتدار و عزت به اودادم.با اين حال طمع براى افزايش آنها دارد، ولى هرگز به نعمتش نمى افزايم، زيرا باآيات الهى دشمنى ورزيد، بزودى او را به دوزخ مى افكنيم، او بر (هلاكت رسول و اسلام) فكر و انديشه بدى كرد.كشته باد، انديشه غلطى كرد، بازهم خدا او را بكشد.چه فكر غلطى كرد، سپس انديشه كرد، (و براى اظهار نظر از اسلام) رو ترش كردو چهره درهم كشيد، آنگاه روى از اسلام برگردانيد و تكبر نمود، و گفت: اين قرآن سحر و بيان سحرانگيز است.اين آيات (كه به وحى خدا نسبت مى دهيد) گفتار بشرى بيش نيست، ما اين منكر قرآن را به كيفر كفر در آتش دوزخ مى افكنيم، و تو چه مى دانى كه عذاب دوزخ چيست.شراره آن دوزخ از دوزخيان هيچ چيز باقى نمى گذارد و آنها را محو گرداند.آن آتش بر آدميان رو نمايد و بر آن نوزده تن فرشته عذاب موكل هستند.*

گويند: به مجرد شنيدن اين آيات كه از حُسن اتفاق كلمه وحيد هم در آن ذكر شده بود لرزه بر اندام ميرزا وحيد افتاده و رنگ او زرد و تب شديدى عارضش شد و بعد از سه روز وفات يافت.

بارالها ما را در درك و فهم آيات قرآنت موفق بدار به حق محمد (ص) و خاندان پاكش.

***اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.***

50350
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 2/14/2007 4:31:41 PM
کاربر مهمان
  مريم ها وعليكم سلام ،وانشا ا،،، نه تنها در امتحانات كلاستيك بلكه در تمامي امتحانات خدائي سر بلند وموفق باشي ،واين ذكر يوميه را هم داشته باشيد 130بار يافاطمه ،،،شادي قلب امام عصر عج صلوات بفرست
50349
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 2/14/2008 3:55:11 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین....
یکی عروسک
یکی روسری
یکی یه کفش...
یکی یه لباس...
یکیم اسباب بازی بردار بیاره..
با ذکر رقیه بروزم..
می خوام پیش خانم مهمون نوازی کنی....
عمم تا به حال روی خوش از کسی ندیده...
یا زینب.
50348
نام: کاظمی
شهر: زنجان
تاریخ: 2/14/2008 2:47:16 PM
کاربر مهمان
  با سلام و عرض خسته نباشید
بنده یکی از طرفداران پروپاقرص هنرمند بزرگ جناب آقای فرشچیان می باشم . و آرزوی دارم یک بارهم که شده برای چند ثانیه و یا کمتر ایشان را ملاقات کنم ولی توفیقی نصیبم نشده . تمام آثار ایشان را جمع آوری کردم و دوست دارم آخرین اثر ایشان راهم داشته باشم .لطفا از زندگی نامه ایشان را برایمان ارسال نمائید . باسپاس فراوان از شما بزرگواران عزیز
50347
نام: سجاد
شهر: انتظار
تاریخ: 2/14/2008 2:37:51 PM
کاربر مهمان
  کاش میتوانستم بارش باران حقیقت تو را درک کنم و خیس عشق تو شوم.
50346
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 2/14/2008 1:46:57 PM
کاربر مهمان
  به یاددوست
امروز یه حس دیگه ای داشتم !
داشتم فکر می کردم اصلن می دونم انتظار یعنی چه ؟
چرا اصلن انتظار توی واژگانی ذهن من یعنی توی دلت یه جایی نا اروم باشه ، یه گوشه ی دلت گاهی وقتا هوایی بشه.
اصلن چرا همیشه موقع غروب افتاب یادم می افته که منتظرم؟ چرا طلوع و فلق خورشید یادم نمی اندازه که یه تولدی هم هست . یه صبح دل انگیز . یه پایان! یه پایان برا همه ی دلتنگیها .
یه پایان واسه ی همه ی ظلمها .
یه انتها برای همه ی غروبهای قبلی .
خدایا کاش این پایان برای من هم شیرین باشه .

اما یه آغاز
یه شروع زرین. یه شروع طلایی .
چه باران دل انگیزی خواهد بود در بهار!
کاش ، موقع شروع ، از شرمندگی سرمو پایین نندازم .
کاش می فهمدیم وقتی گناه می کنم خدای تو هست ! تو هم هستی .
چقدر ، بی توجهم. چقدر بی احتیاط بودم!

السلام علیک حین تحمد وتستغفر !
کاش ، کاش که همسایه ی ما می شدی!

اللهم عجل لولیک الفرج
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
50345
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 2/14/2008 1:15:56 PM
کاربر مهمان
  تو رنگ عصر پاییزی،هجوم سوز و بی برگی

دروغه خنده های تو،فریبه گریه های تو

تو با حرفات منو از من جدا کردی

عزیزم با منه ساده چرا اینجور تا کردی؟؟

برای هیچ جنگیدم به پای هیچ افتادم

چه سخته باورش اما تمومه قصمون اینجا

شد این درسی که قلبم رو نزارم زیر پا بی جا

تو صفری قیمتت هیچه!! نداری ارزش خوبی

به من گفتند : بیهوده به خارا میخ می کوبی

من خوش باور ساده گذشتم از همه آسون

تو اما سفت چسبیدی به دنیات از دل و از جون

تو اوج نا امیدی هات تو اون روزهای تنهایی

خیال کردی که تا آخر منم بازنده تو پیروز

میاد اون روز می بینم تو هم قلبت عزاداره

که گفتن دست بسیاره به روی دست بیچاره

50344
نام: لیلآ
شهر: گنبد
تاریخ: 2/14/2008 1:01:09 PM
کاربر مهمان
  وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگي من باشي از هرچه قرار غير از تو باشدخواهم گذشت
50343
نام: سمیرا
شهر: همین اطراف
تاریخ: 2/14/2008 12:57:04 PM
کاربر مهمان
  اي چون تو نديده جم آخر چه جمال است اين؟
وي چون تو به عالم كم آخر چه كمال است اين؟
تو با من و من پويان هر جاي تو را جويان
اي شمع نكورويان آخر چه وصال است اين؟
زان گلبن انساني هر روز گل افشاني
اي ميوه ي روحاني آخر چه نهال است اين؟
گفتي كه چو من دلبر داري و زمن بهتر
اي جادوي صورتگر آخر چه خيال است اين
هر روز نپويي تو جز عشق نجويي تو
اي ماه نگويي تو آخر چه خصال است اين؟
پرسي:چو مني دلبر بيني تو به عالم در؟
اي ماه نكو منظر آخر چه سوال است اين ؟
گفتي:همه جا با تو وصل است مرا با تو
اي بي خود و با ما تو آخر چه دلال است اين؟
<<ابتدا <قبلی 5041 5040 5039 5038 5037 5036 5035 5034 5033 5032 5031 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved