اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 49922 |
نام:
لیلا
شهر:
تهران
تاریخ:
2/3/2008 2:12:57 AM
کاربر مهمان
|
سر دو راهی گیر کردم برای بار سوم دارم ازدواج می کنم حالا هم که تصمیم گرفتم نمی دونم به مال برم یا به دل که هیچ اموالی درش نیست
|
|
| 49921 |
نام:
»جیأ أآوأآبآأی
شهر:
؛ؤیبستآ«
تاریخ:
2/2/2008 10:11:31 PM
کاربر مهمان
|
روزی مردی خواب دید كه مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، كارهای خوبی را كه در دنیا انجام داده اید، بگوئید تا من به شما امتیاز بدهم.
مرد گفت: من با همسرم ازدواج كردم، 50 سال با او به مهربانی رفتار كردم و هرگز به او خیانت نكردم.
فرشته گفت: این سه امتیاز.
مرد اضافه كرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می كردم.
فرشته گفت: این هم یك امتیاز.
مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه ای ساختم و كودكان بی خانمان را آنجا جمع كردم و به آنها كمك كردم.
فرشته گفت: این هم دو امتیاز.
مرد در حالی كه گریه می كرد گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینكه خداوند لطفش را شامل حال من كند.
فرشته لبخندی زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اكنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد!
|
|
| 49920 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
2/2/2008 9:40:45 PM
کاربر مهمان
|
سيد حسين پور گرامي عرض سلام و ادب.
درست مي فرماييد. يكي ديگر از دلايل دلگيري عصر جمعه علاوه بر موضوعي كه فرموديد اينه كه عاشورا روز جمعه اتفاق افتاد و عصر جمعه غمباري پديد اومد...
سرها بر بالاي نيزه رفت...
دلهاي اهل خيمه گرفت...
زينب(س) به دنبال گمشده ها بود...
از طرفي هم دامن هاي آتش گرفته كودكان رو خاموش مي كرد...
دل آقامون هم از اين بابت مي گيره...
آخه ايشون همه صحنه ها را به دليل داشتن اون دل پاك و آسماني مي بينند...
قربون دلت آقا...
امروز نه سه شنبه است نه جمعه اما دلم رو جمكراني كردي مولا...
اللهم عجل لوليك الفرج.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49919 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
2/2/2008 8:30:31 PM
کاربر مهمان
|
با کاروان دل
يا اين دل شكستة ما را صبور كن
يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن
ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من!
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن
با ذوالفقار حضرت مولا ، بيا و بعد
دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن
با كوله بار غربت و اندوه خود بيا
از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن
امشب بيا كه روضه بخواني برايمان
امشب بساط گريه مان را تو جور كن
يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان
يا خاطرات عمه تان را مرور كن
هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو
هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن
سالروز شهادت زينت عبادت كنندگان و سيد سجده كنندگان امام سجاد (ع) را خدمت قطب عالم امكان حضرت مهدي موعود(عج) و شما عزيزان تعزيت عرض مي نمايم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49918 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
2/2/2008 8:19:07 PM
کاربر مهمان
|
-=-=-=-=-=-=-=-=- السلام عليك يا ابا صالح المهدي(عج) ادركني عجل علي ظهورك -=-=-=-=-=-=-=-=-
..::شرح عشق تو::..
مستم و ديوانه و شيدائي ام
مست گل و لاله زهرائي ام
آن گل زهرا كه جهان مست اوست
چرخه اقليم جهان دست اوست
روشني ماه بُوَد چهره اش
ظلمت شبها بود از طره اش
عطر بهاران همه از موي اوست
شيفتگان شيفتة روي اوست
نيست به گلزار جهان خوب تر
چون گل زهرا گل محبوب تر
اين گل طاها كه گل سرمد است
چهرة ماهش چو رخ احمد است
زنده جهان از دم عيسايي اش
دست خدايي يد بيضايي اش
خاتم شاهي جهان در يدش
هر چه كند حكم همان آيدش
قبله عشاق بود خال او
سلطنت و ملك جهان مال او
مي كند اعجاز چو پيغمبري
بر همگان مي كند او رهبري
مي شكند هر چه صنم باشد او
بر صف اشرار جهان تازد او
بشكند او گردن فرعونيان
خوار نمايد رخ نمروديان
مي سترد اشك ز بيچارگان
يار شود بر دل غمخوارگان
××××
اي گل زهرا كه جهان مست توست!
عرصه و اقليم جهان دست توست!
شيفته ماه رخت، اين دلم
ساخته اند از گل رويت گلم
مستم و از عشق تو ديوانه ام
بر رخ زيباي تو پروانه ام
يك دم از آن حجله برون آ، گلم
گوشه چشمي بنما بر دلم
بر فكني از رخ اگر آن حجاب
چهره بپوشد ز رخت آفتاب
ماه من از پرده درآ، جلوه كن
روح جهان را به رخت تازه كن
ظلمت و جهل بشري حاكم است
حق و عدالت به ميانها كم است
حق شده آغشته به خون در ميان
عرصه نا حق شده است اين جهان
××××
مي رسد آخر به خطش، انتظار
مي شكفد در قدمش صد بهار
مي دهد آخر گل زهرا ثمر
كشتي اسلام رهاند ز شر
شيفتگان منتظر راه تو
منتظر چهره چون ماه تو...
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49917 |
نام:
عبدالمهدی
شهر:
شهر من گمشده است
تاریخ:
2/2/2008 8:13:45 PM
کاربر مهمان
|
دل دردمند عاشق ز محبت تو خون شد
نه کشی به تیغ هجرت نه به وصل می رسانی
ذکر یکشنبه: یا ذی الجلال و الاکرام
وقتی توی این سایت می ایم و حرف حرف ذکر و نمازو دعاو امام زمان خنک می شم.
|
|
| 49916 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
2/2/2008 7:56:05 PM
کاربر مهمان
|
بنده خداي بزرگوار سلام و عرض ادب.
طبق معمول هميشه از مطالبتون خصوصا شعر مطلعتون خيلي فيض بردم .
خدا توفيقتون بده.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49915 |
نام:
الهه
شهر:
تهران
تاریخ:
2/2/2008 7:55:14 PM
کاربر مهمان
|
مریم خانم از نا کجا آباد من دقیقا حس شما رو تا ۳ سال پیش داشتم اما هیچ کس رفیق راه من نبود بد جوری به بن بست خورده بودم چون اولش تند رفتم حالا خدا به دادم رسیده و از درد به دانستن رسیدم .خیلی مواظب باش راه پر خطری در پیش داری امید وارم من و دوست خودت بدونی
|
|
| 49914 |
نام:
ياس
شهر:
باغچه مهربوني
تاریخ:
2/2/2008 7:42:28 PM
کاربر مهمان
|
خاک سرخ
کاش می شد روزی
با قدم های بلند
من به سویت آیم
****
لاله ای می شکفد
خون سرخ یک شهید
زیر پاي جاهل
همچنان مي لغزد
آتشي در دل من
شعله اي مي كشدو
قلب من تسليم
قطره اشكي مي شود
قدمي ديگر باز
من تو را مي بينم
عمر من كوتاه است
نور پنهان وجود
من به دنبال تواي
مهدي صاحب وقت
تا كجا بايد رفت
خون پاك شهدا
زير پاها لغزيد
لاله اي كه خنديد
هم چو ديگر لاله ها
عمر خود كوتاه كرد
عشق تو بايد ستود
آرزو هاي بلند
بغض هاي سنگين
كاش مي شد روزي
در ظهورت باشم
شعر از:دهقانی بنادکوکی
|
|
| 49913 |
نام:
ياس
شهر:
باغچه مهربوني
تاریخ:
2/2/2008 7:05:59 PM
کاربر مهمان
|
شلمچه
اين جا شلمچه است
اين جا صحن و سراي شهداي اسلام است
اين جا قدم گاه معصومين است
بر هر قدم كه مي گذاري
شايد پلاك واستخواني
زير خروارها خاك مدفون باشد
ومادري چشم انتظار
كه سالهاست به اميد آن است
كه دري باز شود
ومسافر جوانش را ببيند
كمي چشمانت به افق نزديك مي شود
وسعت سرزمين عشق را مي بيني
وزميني خشك
همه لاله هاي سرخ را برده اند
اما از آن دور
سرخي خون شهيدي به چشم مي خورد
قدم هايت بي پروا
به دنبالش مي دوند
شايد او گمشده تو باشد.
مطلب از: دهقاني بناد كوكي
|
|