شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49552
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/22/2008 3:42:02 PM
کاربر مهمان
  ..:: تركيب بندبا كاروان نيزه ::..

علي‌رضا قزوه


بند دوم


جوشيد خونم از دل و شد ديده باز، تر
نشنيد كس مصيبت از اين جان‌گدازتر

صبحي دميد از شب عاصي سياه‌تر
وز پي شبي ز روز قيامت درازتر

بر نيزه‌ها تلاوت خورشيد، ديدني‌ست
قرآن كسي شنيده از اين دل‌نوازتر؟

قرآن منم چه غم كه شود نيزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببين سرفرازتر

عشق توام كشاند بدين جا، نه كوفيان
من بي‌نيازم از همه، تو بي‌نيازتر

قنداق اصغر است مرا تير آخرين
در عاشقي نبوده ز من پاك‌بازتر

با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد
باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد

بند سوم


فرصت دهيد گريه كند بي‌صدا، فرات
با تشنگان بگويد از آن ماجرا، فرات

گيرم فرات بگذرد از خاك كربلا
باور مكن كه بگذرد از كربلا، فرات

با چشم اهل راز نگاهي اگر كنيد
در بر گرفته مويه‌كنان مشك را فرات

چشم فرات در ره او اشك بود و اشك
زان گونه اشك‌ها كه مرا هست با فرات

حالي به داغ تازه‌ي خود گريه مي‌كني
تا مي‌رسي به مرقد عباس، يا فرات

از بس كه تير بود و سنان بود و نيزه بود
هفتاد حجله بسته شد از خيمه تا فرات

از طفل آب، خجلت بسيار مي‌كشم
آن يوسفم كه ناز خريدار مي‌كشم

(ادامه دارد.)

برگرفته از سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن آدرس اینترنتی:

http://www.iec-md.org/monasebatha/ashura/
shear_baa_kaarevaan_neizeh_ghozveh.html


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


49551
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 1/22/2008 3:40:26 PM
کاربر مهمان
  یا الله
السلام علیک یا اباعبدالله
...
یا حق
49550
نام: فرزاد
شهر: تبریز
تاریخ: 1/22/2008 3:35:50 PM
کاربر مهمان
  میخواهم درمورد اینکه دوستم اطلاعاتی کسب کنم اگر بخواید بگید نام یک سایت رو بنویسید
49549
نام: مریم
شهر: مرند
تاریخ: 1/22/2008 3:00:29 PM
کاربر مهمان
  می خواهم از این غمخانه پر بگیرم
پا بر فلک گذارم پروانه فر بگیرم

دست دعا بر ارم رو سوی شمع محفل
جام بلور ناب را مستانه تر بگیرم

49548
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/22/2008 2:54:39 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

که هیچ به نام خداوند بخشنده مهربانی ترجمه اش نیست و معنی اش خودش است.

سلام سید عباس عزیز.

روی سخنم با شماست سرور و مولایم سید عباس عزیز. شنیده ام اصل و نسبتان بدون واسطه به خود سید علی می رسه. غرض از مزاحمت این بود که شماره ای از شما می خواستم که تماس بگیرم باهاتون. آخه خیلی نیازمندم صحبتی هر چند کوتاه با شما داشته باشم.راستش را بخواهید شنیده ام آنقدر در دانشگاه ادب شاگرد ممتازی بوده اید به استادی ادب برگزیده شده اید.

من خیلی جاها خوانده ام که سید حسین چون کشتی نجاتی گمراهان را نجات می دهد اما حدس می زنم شما دریایی و اول باید شما را بشناسم.تا به کشتی نجات برسم. شنیده ام کارهای جالبی انجام داده اید از جمله اینکه دستانتان را و چشمانتان را سرزنش نموده اید که چرا به آب زلالی خورده اند که طفلان حرم از آن محروم مانده اند. شنیده ام آب فرات را از عطش لبانتان ناکام گذاشته اید و چون تلاشی در جهت رسیدن به خیمه ها ننموده بود قالش گذاشته اید و رفته اید...
سید عزیز ما را قال نگذارید من نیازمندم.

نگذارید قسمتان بدهم به آن کسی که عاشقانه همه چیزتان بود و خواهری داشتید با قلبی صبور و مویی سپید و مادری با روی نیلی و پهلویی شکسته...و در آخرین لحظات همان وقتی که مادرش را زیارت کردی فریاد زدید :

...یا اخا ادرک اخا...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

49547
نام: somayeh
شهر: soed-stockholm
تاریخ: 1/22/2008 2:52:48 PM
کاربر مهمان
  aslamo alayk ya alebne mosar reza
agha jan chi begam ke khodet az hr chi khabar dari
komakam kon agha jan
komakam kon
tanham nazar na omidam nakon agha jan
u ke zamen ahou ti biyabon shodi zamen mane nemishi
misonam gonah karam o ro siyah vali aghajon na omidam nakon
49546
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 1/22/2008 2:15:28 PM
کاربر مهمان
  هو الرزاق

قربانی فرزند آدم

" ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای، ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای، ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم. ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.

قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.

خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...

هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود. خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."

شهید مصطفی چمران
49545
نام: قباد
شهر: ایران
تاریخ: 1/22/2008 12:46:21 PM
کاربر مهمان
  غریبه ام کمک کن
تا همیشه شب بتابد بر پیکر بی جان و خسته ام
و سیاهی پاکش را به چشمانم هدیه کند
تا جز روی آنکه توان دیدنش را ندارم نبینم
و دست هایم وسعت لحظه های هم صدای و حنجره ام
سکوت غم را در هم شکند.
(قباد باقری)
49544
نام: مهدی
شهر: شهرری کوی سیزده آبان
تاریخ: 1/22/2008 12:45:12 PM
کاربر مهمان
  شهادت راخیلی دوست دارم آنهم شهادت در رکاب آقا امام زمان میدونم لیاقت می خواد ولی بخدا قسم بزرگترین آروزی زندگیم همینه میدونم الان که دارم این حرف رو راحت میزنم موقع عمل شاید بزنم زیرش ولی ازخدا میخوام که موقع عمل دل و جرات عظیمی بهم بده که حداقل شرمنده امام زمان نباشم البته با این اعمالم همین جوریش جلوی خدا و امام زمان روسیاه هستم .(الهی آمده ام ردم مکن .....آتشینم کرده ای سردم مکن) التماس دعا
49543
نام: رسول
شهر: تبریز
تاریخ: 1/22/2008 12:28:26 PM
کاربر مهمان
  دل از دست دادم.
<<ابتدا <قبلی 4961 4960 4959 4958 4957 4956 4955 4954 4953 4952 4951 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved