اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 49532 |
نام:
ali
شهر:
shiraz
تاریخ:
1/21/2008 10:24:22 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم- از سکوت الهی باید وحشت کرد. حال که اسرائیل قدرت الهی را به جالش گرفته است جواب مقتضی را دریافت میکند من این موضوع را به کرارت مشاهده کردم
|
|
| 49531 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
1/21/2008 6:38:48 PM
کاربر مهمان
|
..::تركيب بند با كاروان نيزه::.
عليرضا قزوه
بند اول:
ميآيم از رهي كه خطرها در او گم است
از هفت منزلي كه سفرها در او گم است
از لا به لاي آتش و خون جمع كردهام
اوراق مقتلي كه خبرها در او گم است
دردي كشيدهام كه دلم داغدار اوست
داغي چشيدهام كه جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه احلي من العسل
نوشم ز شربتي كه شكرها در او گم است
اين سرخي غروب كه همرنگ آتش است
توفان كربلاست كه سرها در او گم است
ياقوت و دُر صيرفيان را رها كنيد
اشك است جوهري كه گهرها در او گم است
هفتاد و دو ستاره غريبانه سوختند
اين است آن شبي كه سحرها در او گم است
هفتاد و دو ستاره غريبانه سوختند
اين است آن شبي كه سحرها در او گم است
باران نيزه بود و سر شهسوارها
جز تشنگي نكرد علاج خمارها
ادامه دارد.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49530 |
نام:
محمد حامد
شهر:
باستانی هرات
تاریخ:
1/21/2008 6:02:32 PM
کاربر مهمان
|
ای دوست اگر دوست هستی بیا به دوست مان رنگ بدهم
|
|
| 49529 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یا خدا
تاریخ:
1/21/2008 5:45:00 PM
کاربر مهمان
|
قفسي تنگ به وسعت دنيا ؛
قراداي بلند با تركش ها ؛
صبوري كنيد !
چون گلي؛
به وقت شگفتن در طوفان ؛
صبرپاداشی که خداوند در برابر رنج به انسان بخشیده است ،
پس باید بکوشیم تا در
(آخرین دوران رنج ) در (دیار رنج )
صبورترین انسان هاباشیم ، جانبازی در راه خدا مستلزم صبر بر رنج هاست ، جانباز بودن در رنج زیستن و صبوری کردن است.
اکنون که انتخاب شده ایم غریبانه در دل شب ها با زخم و درد و رنج خویش نجوا کنیم با خدا ،
پس الهه صبر باید بودن است،
كوه را بنام سنگ ~
رنج را بنام صبر ~
پنجراه را بنام انتظار ~
كوچه را بنام غربت ،، شب را بنام فراق ،، پروانه را بنام پرواز ،، جنون رابنام مجنون ،، مجنون را بنام عشق ،، عشق را بنام زخم درد و و رنج ،، جانبازي را بنام عباس عباس را بنام پرواز ،،
دنیا قفس تنگیست به وسعت یک اقیانوس
باید با قفس پرواز کرد.
دلم گرفته
آسمان در گلویم زندانیست !
دلم از مژه ها یم جاریست !
زخم هایم تا ابدالاآباد برای سرزمینم جاریست !
غلامعلی نسائی - جانباز جنگ تحمیلی
|
|
| 49528 |
نام:
عبدالمهدی
شهر:
شهر من گمشده است
تاریخ:
1/21/2008 5:34:46 PM
کاربر مهمان
|
جلوه گل عندلیبان را غزل خوان می کند
نام مهمدی صدهزاران درد درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
ما گلی داریم که عالم را گلستان می کند
|
|
| 49527 |
نام:
سیدراشد
شهر:
افغانستان کابل
تاریخ:
1/21/2008 5:31:20 PM
کاربر مهمان
|
چرمردم بیچاره افغانی را دراین هوای سردبیرون کردی ازکشورخودتان بااحترام
|
|
| 49526 |
نام:
ساحل
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
1/21/2008 4:09:44 PM
کاربر مهمان
|
دعایم کنید
|
|
| 49525 |
نام:
بهنام سنگ سفیدی
شهر:
سنقروکلیایی
تاریخ:
1/21/2008 3:13:37 PM
کاربر مهمان
|
خدایاتاروزی که دراین کره ی خاکی هستم گناه رادرمن راه مده ومراهمراه بادوست عزیزم که پیمان شهادت باخدای خود بسته ایم به درجه ی رفیع شهادت نائل گردان انشاءالله
|
|
| 49524 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
1/21/2008 3:05:59 PM
کاربر مهمان
|
هو الرئوف
پرگشایم...
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
شهید مصطفی چمران
|
|
| 49523 |
نام:
مهران
شهر:
تهران
تاریخ:
1/21/2008 1:46:42 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
شایسته است زمانی که شعری را در جایی درج و یا نقل میکنیم نام سراینده ی آن را نیز بیاوریم
شعر ((پر)) که در این صفحه، دوست عزیزی با نام (( هبوط)) آن را ذکر فرموده اند متعلق به بسیجی شاعر عباس موزونی است که مقیم مشهد بوده و خوزستانی الاصل میباشند ضمن اینکه یک کلمه را نیز اشتباه نقل نموده اند : (( میروم بار(نه باز) به دریا فکنم..لنگر پر))
این را هم اضافه کنم که شاعر حدود 13 سال پیش در ساحل اروند رود خرمشهر حالی بهشان دست داده و این شعر را سروده اند.
موفق باشید
وب سایت شاعر : www.islaamic.blogfa.com
|
|