شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49502
نام: لیلا
شهر: انتظار
تاریخ: 1/20/2008 5:53:29 PM
کاربر مهمان
  سلام
دلم گرفته آخه می دونی من عاشق شدم عاشق کسی که ۴ الی ۵ سال از خودم کوچیکه تو دانشگاه باهم اتفاقی ۴ سال پیش آشنا شدیم چون از من کوچیکتر بود اصلا بهش محل نمی دادم ولی ...هرچی تونستم فال گرفتم چه از حافظ چه از قرآن جواب همشون یا خوبه یا متوسطه یا گفته شده خودت می دونی ، اما من نمی دونم چی کار کنم از کی کمک بگیرم از بدشانسی هم اون اونقدر خجالتیه که اصلا نمی تونم بهش حرف دلم بگم و خودم راحت کنم مرگ یه بار شیون هم یه با شما بگین چی کار کنم
49501
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 2/20/2007 3:47:01 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسين
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...
********************
كجاييد؟ اي شهيدان خدايي
بلا جويان دشت كربلايي
كجاييد ؟ اي سبكبالان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوايي
********************
سلام بر عزاداران حسيني
بر جمال حسین و یارانش صلوات
بر قاتلین شهدای کربلا لعنت
********************
شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است
که داخل حرم شوی و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .
نخست سجده شکر کرد و صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.
چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی جانگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»

*****************
امان از دل زینب
التماس دعا
یا علی مددی
49500
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/20/2008 3:00:02 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی سخنان حضرت زینب
...در میان شما هیچ چیز جز مکر وحیله نیست زیرا که پیمان خود را با ما شکستید وبا خدعه وفریب هر زمان برنگی دیگر درمیآیید . همچون بوقلمون که هر زمان برنگی دیگر جلوه گری میکند .
گاه ادعای چیزی را می کنید که ندارید ، زمانی چون بردگان زر خرید راه تملق وچاپلوسی پیش میگیرید وزمانی چون دشمنان کینه جو در کمین انتقام می نشینید .
شما همچون آن ابر سیاه وکم باران ویا گیاه وعلفی که بر روی سرگین میروید ظاهری دلفریب دارید در حالی که باطن شما تو خالی ومهمل است .
شما برای آینده خود ذخایر زشتی پس انداز کردید مطمئن باشید خشم وغضب الهی در انتظار شماست .
شما در کشتن برادران وپشتیبانان ما با جنایتکاران همکاری میکنید واکنون چاپلوسانه بر مصیبت ما میگریید.
سوگند بخدا که باید گریه کنیدبر احوال زار خود ، زیرا که این حتک حرمت وعداوت با خاندان پیامبر را بهیچ وسیله نمیتوان جبران نمائید .
شما کسی را کشتید که راهبر راستین زندگی شما بود . دست شما به خون فرزندان وبرگزیدگان رسول خدا آغشته است . شما آل عصمت وطهارت را که نمونه هائی بزرگ از تقوی وفضیلت هستند به اسارت درآوردید وبه علت همین اعمال زشت در نزد همه کس رسوا خواهید بود وعذاب وقصاص آخرت در انتظار شماست ...

یا زینب
التماس دعا
49499
نام: مریم
شهر: دل ارام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 1/20/2008 2:22:13 PM
کاربر مهمان
  **يا رب الحسين***السلام علیک یا ابا عبد الله**
شنیده ام که خواندن چهل زیارت عاشورا حاجات بندگان را برآورده می کند...بر آنم تا این چهل زیارت را تا ظهر عاشورا به اتفاق همراهان قلعه شهید اهل قلم آقا سید مرتضی بخوانم...
***پس یاران آوینی...هر که دارد هوس کرب و بلا...بسم الله***
زيارت عاشوراي اول: آقا شهاب بزرگوار
زيارت عاشوراي دوم: بادبادك سفيد عزيز
زيارت عاشوراي سوم: ذوالعرش محترم
زيارت عاشوراي چهارم: ان الله بصير بالعباد گرامي
زيارت عاشوراي پنجم: گل نرگس بزرگوار
زيارت عاشوراي ششم: سميرا خانم
زيارت عاشوراي هفتم: آقا محمد
زيارت عاشوراي هشتم: امين آقا
زيارت عاشوراي نهم: خانم سادات
زيارت عاشوراي دهم:آقا اردشیر
زيارت عاشوراي یازدهم: شمسی خانم
زيارت عاشوراي دوازدهم: چه فرقی میکنه بزرگوار
زيارت عاشوراي سیزدهم: نسیم خانم
زيارت عاشوراي چهاردهم: مريم عزيز از انتظار بهار و باران
زيارت عاشوراي پانزدهم: اردیبهشت بزرگوار
زيارت عاشوراي شانزدهم: سورنای گرامی
زيارت عاشوراي هفدهم: زهرا خانم
زيارت عاشوراي هجدهم: سلام بزرگوار
زيارت عاشوراي نوزدهم:بنده خدا از زير آسمون خدا
زيارت عاشوراي بیستم: منتظر مهدي
زيارت عاشوراي بیست و یکم: خادم بانوي دو عالم
زيارت عاشوراي بیست و دوم: ليلا عارف
زيارت عاشوراي بیست و سوم: جا مانده از قافله گرامي
زيارت عاشوراي بیست و چهارم: مریم عزیز
زيارت عاشوراي بیست و پنجم: مریم خانم
زيارت عاشوراي بیست وششم: سلام گرامی
زيارت عاشوراي بیست و هفتم: سرگشته از رفسنجان(عرض پوزش فراوان انشاءالله به بزرگواری خودتان ببخشید)
زيارت عاشوراي بیست و هشتم: آقا مجتبی گرامی
زيارت عاشوراي بیست و نهم: سميرا خانم از بابل
زيارت عاشوراي سی ام: خانم سادات
زيارت عاشوراي سی و یکم: مهدیه خانم
زيارت عاشوراي سی و دوم: اعظم خانم
زيارت عاشوراي سی و سوم: آقا مهدی بزرگوار
زيارت عاشوراي سی و چهارم: ميم گرامي از محرم
زيارت عاشوراي سی و پنجم: حاج آقا رسولی
زيارت عاشوراي سی و ششم: آقا رحیم گرامي
زيارت عاشوراي سی و هفتم:
زيارت عاشوراي سی و هشتم:
زيارت عاشوراي سی و نهم:
زيارت عاشوراي چهلم:خودم
**اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد **اللهم ارزقنا شفاعه الحسین یوم الورود**
49498
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/20/2008 2:18:15 PM
کاربر مهمان
 
عجب صبری خدا دارد...!

خدا(جل جلاله): من با بندگانم چنان رفتار می کنم که گویی تنها همان بنده را دارم و بندگانم با من چنان رفتار می کنند که گویی همه کس خدایشان است جز من!


49497
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/20/2008 2:10:38 PM
کاربر مهمان
  علی آقای علی پور سلام.

نامه پر درد و رنج شما رو خوندم. ضمن دعا وآرزوی سلامتی برای پدر بزرگوارتون امیدوارم این مشکل هر چه زودتر رفع بشه.

تلاش و همت شما ارزشمنده اما حس می کنم به نکته اصلی توجه ندارید و اون این که روزی دهنده کسیه که همه چیز دست اوست.

شما در ست می فرمایید و ناگفته پیداست که مشکلات زیاده و به قول شما روزگار بی رحمه (که البته بنده حقیر این عبارت رو اصلا قبول ندارم.) اما این مشکلات در برابر همت عالی شما و رزاق بودن حکیم یکتا هیچ هم نیست.

تلاش کنید و ایمان به روزی دهندگی خداوند متعال داشته باشید و شک نکنید که در این امر و مشکل حکمتی هست که از محدوده عقل بنده و شما خارجه.یکی از حکمت هایی که در مورد این مشکل به ذهن ناقص بنده می رسه اینه: با وجود چنین مشکلاتی *چه می کنیم* و *چه می گوییم*.

این که مشکلات رو به گردن روزگار و ... بیندازیم جز اینکه همت انسان رو فرسایش بده و توان انسان رو کم کنه نتیجه دیگه ای نداره و در عوض ایمان و توکل به حکیمی که تواناست و رزاقه توان روحی انسان رو در برابر مشکلات صدچندان می کنه.

به خدا نگید من مشکل بزرگی دارم. به مشکلات بگید ببین چه خدای بزرگی دارم!

شک نکنید که کاری که شما و داداشتون می کنید بسیار ارزشمنده و شما با همت عالی و تلاشتون نه تنها خواهید توانست به پدر و مادر و خواهر بزرگوارتون کمک کنید بلکه زندگی آینده خودتون رو هم بسازید و در کنار خدمت سربازی کار هم کنید. مثال چنین افرادی زیاده از جمله افتخار کشورمون دکتر حسابی )سر گذشت زندگیشون رو اگه نخوندید حتما بخونید.

هر کمکی از دست بنده بر بیاد در خدمتم.


التماس دعا وقتی رفتید بارگاه آقا رضا(ع).



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


49496
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 1/20/2008 1:39:03 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا
عرض تسلیت به واقع ای که توصیف و درکش ممکن نیست که اگر قابل درک بود کداممان را تحمل چنین فاجعه ای عظیم؟
یا الله...
مریم خانم ثبت بفرمائید .
بنده هم توفیق حضور نداشتم وگرنه حتما انجام وظیفه میکردم. از این پس در صورت امکان زمانی که حضور ندارید و ختم جمعی داریم از قبل اعلام بفرمائید جایگزین انتخاب شود.

یک زیارت عاشورا خانم سادات
یک زیارت عاشورا مهدیه خانم
یک زیارت عاشورا اعظم خانم
یک زیارت عاشورا آقا مهدی بزرگوارم
یک زیارت عاشورا حاج آقا رسولی
یک زیارت عاشورا رحیم عزیز

التماس دعا
یا حسین
49495
نام: احمد رضا
شهر: اصفهان
تاریخ: 1/20/2008 1:25:53 PM
کاربر مهمان
  با با یه چت درست و حسابی بگذارین

این دیگه چه چتیه چرا حرص می دین
49494
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/20/2008 12:38:01 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
اللهم صل علی امیرالمومنین
اللهم صل علی الحسین و اصحاب الحسین
اللهم صل علی زینب صبور


سلام به همگی و عرض تسلیت

***....روز دوازدهم محرم کاروان اسیران به کوفه رسید شهر در حالتی عجیب وغیر عادی بسر می برد . شایعات گوناگون در میان مردم رواج داشت وهر دسته به گونه ای خاص درباره کربلا سخن می گفتند .
ورود کاروان آن هم با آن وضع رقت انگیز کوفه را منقلب وپریشان ساخت .
عظمت فاجعه کربلا وجنایت شومی که بوقوع پیوسته بود موجب شد که همه کسانی که شاهد منظره ورود کاروان اسیران بودند گریه کنند زیرا بیشتر مردم یا در جنگ بر ضد حسین (ع) ویارانش مستقیماً شرکت داشتند ویا آنکه با فرصت طلبی وسکوت خویش بر آن جنایت صحه گذارده بودند .
زینب کبری (س) با دیدن اشکهای آن مردم پیمان شکن با خشم بسیار روی به آن جماعت کرد وفرمود :
« حمد وستایش بی پایان بر خداوند متعال ودرود بر روان پاک محمد (ص) وخاندان نبوت ! ای مردم کوفه وای پیروان مکر وحیله . ای کسانی که با نامه های خود ما را بسوی خویش خواندید ولی چون ما بسوی شما آمدیم پیمان خویش را زیر پا گذاشتید وبا دشمنان ما هم پیمان شدید .
اکنون شما را می بینم که بر سرنوشت ما میگرییددر حالیکه این مصیبت بزرگ را بادست خودتان فراهم کردید .
داستان شما همچون زنی است که رشته ها را با دقت می تابید وبعد با دست خود آنها را باز میکرد وزحمات خویش را بر باد میداد .....

یا زینب
یا زینب
یا زینب

49493
نام: ایرج
شهر: کاشمر
تاریخ: 1/20/2008 11:59:39 AM
کاربر مهمان
  بهتراست دراین شرایط جوی رئیس شرکت گازکشوردریکی ازشهرهای سردوبیگازیکشب راسپری میکردندتادردمردم رامیفهمیدند.
<<ابتدا <قبلی 4956 4955 4954 4953 4952 4951 4950 4949 4948 4947 4946 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved