شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49412
نام: حسن غلامی
شهر: کابل- افغانستان
تاریخ: 1/17/2008 3:55:45 PM
کاربر مهمان
  سلام!
روز برفیتان بخیر.
از کابل شهری که در این روزها به خاطر عزای سرور و سالار شهیدان ،سیه پوش و عزادار است ،به تک تک شما عزیران و عزاداران حسینی (ع)سلام عرض میدارم و این ایام را به شما تسلیت می گوییم.
خوش به حال کسانی که در این روزها در بین الحرمین هستند ،جای ما را خالی کنید و امیدوارم که زیارت این اماکان مقدس نصیب همه گردد.
حسین جان !
ببین که چگونه عاشقانت غرق در عزایت هستند و پروانه وار بر گرد شمعی که تو آن را تا ابد جاویدان ساختی ،می چرخند و مست می نابی هستند که عشق تو به آنها نوشانده است.
حسین جان !
ببین که همه چگونه از دل و دیده خون می گریند و جهان غرق در عزای تو است.
زینب جان!تو را به گلوی که به وصیت مادرت بوسیدی ،
به داد ما هم برس !ما را تنها مگذار.
سلام بر لب تشنه حسین.
49411
نام: مهدی
شهر: کرمان
تاریخ: 1/17/2008 2:24:12 PM
کاربر مهمان
  در انتظار خورشید
وقتی چشمانم را به انتهای جاده ملتهب انتظار می گشایم اشک را مهمان آشفتگی دلم میکنم تا شاید از انتهای پر غصه این جاده ها کسی مرا مهربان به سوی خود بخواند.وچون کودکی با قلبی آرام و روحی لطیف به سویش بروم وفاصله بگیرم از آنچه که هستم.
پس ای آفتاب مه آلود زمان بی تابمان مکن وقت تنگ است تنگ زود بیا....
49410
نام: بادبادك سفيد
شهر: زير گنبد نيلي
تاریخ: 1/17/2008 2:03:30 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدي
بسم رب الحسين
بسم رب العشق...

كربلاء.......... عاشورا.......... حسين بن علي بن ابيطالب (عليه السلام).......... نداي *هل من ناصر ينصرني*.......... ياران با وفا.......... نبرد مقدس.......... عشق و شور و شهادت.......... احياء دين.......... لقاء الله...
كل ارض كربلاء.......... كل يوم عاشورا.......... حجة بن الحسن العسگري (عج).......... نداي *هل من ناصر ينصرني*.......... ياران با وفا.......... نبرد مقدس.......... عشق و شور و شهادت.......... احياء دين.......... لقاء الله...

كل ارض كربلاء...
كل يوم عاشورا...
كلهم نور واحد...
و نداي * هل من ناصر ينصرني *...
و آيا ما نيز از جنس آن ياران با وفاييم؟
نبرد مقدس ما چيست؟
سلاح ما كدام است؟
جبهه ما كجاست؟
...

بخوانيم او را كه تمام ذرات هستي او را مي خوانند...
ااسلام علي المهدي الذي طلب دم الحسين يوم الظهور
اللهم عجل لوليك الفرج
الهي آمين
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
49409
نام: مریم
شهر: انتظاربهاروباران
تاریخ: 1/17/2008 1:39:18 PM
کاربر مهمان
  به نا م خدا
یا زهرا س

...سپس حضرت سیدالشهدا فرمود ای اهل حرم برای من جامه ای بیاورید آن را زیر لباسهایم بپوشم تا پس از مرگم كسی آن جامه را از تن من خارج نكند جامه ای برای حضرت آورند حضرت چندجای آن جامه را پاره كرد تا بی ارزش تر شود. اما روایت است وقتی حضرت به شهادت رسید آن جامه كهنه را هم از تن حضرت خارج كردند و حضرت را عریان رها نمودند شیخ مفید می گوید حضرت گرچه از بسیاری زخم توانی دیگر نداشت ولی با این حال بر دشمنان حمله می كرد و آنان را به چپ و راست پراكنده می نمود شمر كه این صحنه را دید دستور داد تا حضرت را تیرباران نمایند آنقدر تیر زدند تا لشگر فراری باز ایستاد و مقابلش را گرفتند حضرت زینب (س) كه چنین دید به عمر سعد فریاد كشید و به او فرمود: و یحك یا عمر ایقتل ابا عبدالله و انت تنظر الیه؟ ای عمر وای بر تو !!! حضرت حسین را می كشند و تو به آن می نگری عمر سعد پاسخی نداد و به روایت طبری اشك عمر سعد جاری شد و صورت خود را از سوی زینب (س) برگرداند سپس حضرت زینب رو به لشگر می گوید ویحكم ما فیكم مسلماً وای بر شما آیا مسلمانی در میان شما نیست. در این هنگام صالح بن وهب الیزنی با تمام قدرت نیزه بر پهلوی حضرت زد كه امام چنان از روی اسب افتاد كه یا طرف راست صورت مباركشان بر زمین فرود آمدند حضرت دوباره برخاستند حضرت زینب (س) كه تمام نگاهش به برادرش بود وقتی این صحنه را دید از در خیمه بیرون آمد و فریاد زد و اخاه – واسیداه و اهل بیتاه – لیت السماء اطبقت علی الارض و لیت الجبال تدكدكت علی اسهل و ای برادرم و ای آقای من و ای اهل بیت من ای كاش آسمان خراب می شد و به زمین می افتاد، ای كاش كوهها از هم می پاشید و به روی بیابانها پراكنده می شد ...

یا زینب
یا زینب
یا زینب


مریم خانم اگه فهرستتون تکمیل نشد، با اجازه ی شما من دوتا زیارت عاشورای دیگه می خونم،البته اگه تکمیل نشد تا روز عاشورا.متشکرم

التماس دعا
49408
نام: ....................
شهر: ...........................
تاریخ: 1/17/2008 1:15:16 PM
کاربر مهمان
  وبلاگ بچه های حرف دل

زینبیون http://aghileye-al-arab.blogfa.ir/


سقاخونه http://kojayid-yaran.blogfa.com/

سورنا http://sorna36.blogfa.com/


سردار عشق http://www.sardareshg.blogfa.com/

کجایید یاران ... http://ssan.blogfa.com/

نسیم یادبود در ...... http://astansabzsojood.parsiblog.com/


بیقرار نامه http://www.abdeaasi.blogfa.com/


تا کی به تمنای .... http://www.abd-e-bano.blogfa.com/

تقابل فکری... http://www.morajeat.blogfa.com/
49407
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/17/2008 1:13:11 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

السلام علیک یا ابا عبدالله
سلام به همگی و التماس دعا خیلی زیاد

...حضرت جنگید تا زخمهای بزرگی به او رسید .وقتی آقا را از اسب به زمین انداختند 1900 ضربه به حضرت فرود آوردند حضرت خیلی ناتوان شده بود و كمی برای خستگی ایستاد كه در این میان سنگی به پیشانی حضرت خورد و پیراهن خود را بالا برد كه خون را پاك كند كه تیر سه شعبه (3 پره) آمد و به سینه آقا نشست و به روایتی به قلبش اصابت نمود حضرت فرمود بسم الله و بالله و علی مله سپس آن تیر را از بدن خود خارج كرد و خون را در كف دست خود پر كرد و به آسمان پاشید و سپس دست دیگر را پر كرد و فرمود به همین دست به دیدار رسول الله خواهم رفت و می گویم یا رسول الله آنها مرا كشتند در این هنگام ضعف بر حضرت چیره شد تا آنكه مالك بن سر به حضرت دشنام داد و شمشیر به سر مقدس حضرت زد و خون از سر حضرت جاری گشت حضرت كلاه از سر برداشت و عمامه ای بر آن زخم بست....
49406
نام: قاصدك آواره
شهر: زنجان
تاریخ: 1/17/2008 1:09:38 PM
کاربر مهمان
  خداوندبه سه طريق پاسخ بندگانش راميدهد:
اوخواسته بنده اش ئااجابت ميكندوچيزي راكه مي خواهدبه اوميدهد.
اوانچه راكه بنده اش مي خواهدبه اونمي دهدولي چيز بهتري به اوخواهدداد.
اوبه بنده اش مي گويدصبركن وبهترين چيزممكن رابه اوميدهد.
خداوندعارف عاشق مي خواهدنه مشتري بهشت!!!
من يه قاسدك آواره ام به دعاتون خيلي محتاجم خيتي....
ياعلي
49405
نام: مرضیه محبی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 1/17/2008 12:34:02 PM
کاربر مهمان
  ازکلیه دست اندرکاران مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی شهیدآوینی تشکر خداوند رحمت کند کلیه شهدا را هر دعا زیارات را که بخواهم ناامیدم نکرده
49404
نام: حمید
شهر: ایران _ اردبیل
تاریخ: 1/17/2008 12:24:02 PM
کاربر مهمان
  فرداروز تاسوعای حسینی است.امام حسین(ع)باخون خودش توانست یزیدراکه با نام خلیفه ی مسلمانان دست به هر کاری ازقبیل شراب خواری وقماربازی و...که دراسلام انجام دادن آنها حرام است رسواکند.
49403
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/17/2008 12:17:36 PM
کاربر مهمان
 
ادامه مطلب عبرت های عاشورا که ناقص ثبت شده بود:

...فرمود: عزيزم! كشته‏شدن در ذائقه تو چگونه است؟ گفت *احلى من العسل*؛ از عسل شيرينتر است. ببينيد؛ اين، آن جهتگيرىِ ارزشى در خاندان پيامبر است. تربيت‏شده‏هاى اهل بيت اين‏گونه‏اند. اين نوجوان از كودكى در آغوش امام حسين بزرگ شده است؛ يعنى تقريباً سه، چهار ساله بوده كه پدرش از دنيا رفته و امام حسين تقريباً اين نوجوان را بزرگ كرده است؛ مربّى‏ به تربيتِ امام حسين است. حالا روز عاشورا كه شد، اين نوجوان پيش عمو آمد. در اين مقتل اين‏گونه ذكر مى‏كند: *قال الرّاوى: و خرج غلام*. آن‏جا راويانى بودند كه ماجراها را مى‏نوشتند و ثبت مى‏كردند. چند نفرند كه قضايا از قول آنها نقل مى‏شود. از قول يكى از آنها نقل مى‏كند و مى‏گويد: همين‏طور كه نگاه مى‏كرديم، ناگهان ديديم از طرف خيمه‏هاى ابى‏عبداللَّه، پسر نوجوانى بيرون آمد: *كانّ وجهه شقّة قمر*؛ چهره‏اش مثل پاره ماه مى‏درخشيد. *فجعل يقاتل*؛ آمد و مشغول جنگيدن شد.(ادامه دارد.)

آدرس اينترنتي براي مراجعه ومطالعه: http://www.aftabnews.ir/vdcgn79akt97n.html

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

<<ابتدا <قبلی 4947 4946 4945 4944 4943 4942 4941 4940 4939 4938 4937 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved