اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 49402 |
نام:
زهره
شهر:
نا کجا آباد
تاریخ:
1/17/2008 11:01:00 AM
کاربر مهمان
|
گفتم : خدای من ، دقايقی بود در زندگانيم که هوس می کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ی ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت برمن تکيه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اينگونه زار بگريم ؟
گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟
گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسيد .
گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزيت دادم تا صدايم کنی ، چيزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدايم کنی ، چيزی نگفتی ،بارها گل برايت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برايم بگويی آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی .
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت :اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنيدن خدايی ديگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفايت می دادم
گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ...
|
|
| 49401 |
نام:
امیر حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
1/17/2008 10:48:52 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم ناشناس گرامیم سلام حرم آقا تو دل است کربلا يک سمبل است پس مطمئن باش وقتی دلت تو کربلا باشه انگار نشستی کنار اون شش گوشه و داری براش اشک میریزی با این همه انشا ا... بزودی کنار حرم قشنگش باشی و همه رو دعا کنی منم دعا کنی التماس دعا از همه عزیزان
|
|
| 49400 |
نام:
زهرا
شهر:
زاهدان
تاریخ:
1/17/2008 10:48:35 AM
کاربر مهمان
|
زینب ای شیرازه ی ام الکتاب
ای به کام تو زبان بوتراب
ای بیانت سربه سر طوفان خشم
نوح میدوزد به طوفان تو چشم
در کلامت هیبت شیر خدا
در زبانت ذوالفقار مرتضی
آیه هایت کرد ای اخت الولی
راستی را کار شمشیر علی
جان ز تن ها برده ای ای اسکتو
ای تو روح آیه ی لاتقنتو
چون شنید آوای خشمت را جرس شد
شد تهی از خویش و افتاد از نفس
باز گو ای جان شیرین علی
داستان درد دیرین علی
از همان نخلی که ازپای اوفتاد
خون پاکش نخل دین را آب داد
................................................
باز گو از کربلای دردها
قصه ی نامردها و مردها
باز گو از نخلهای سوخته
نخلهای سربه سر افروخته
باز گو از کام خشک مشکها
قصه ها و ناله ها و اشکها
از فرات و بی قراری های آب
رود رود واشکباری های آب ...
به امید اینکه همه ی ما یه مقدار کم مثل حضرت زینب موقع روبه رو شدن با مشکل تحمل داشته باشیم التماس دعا یا حسین
|
|
| 49399 |
نام:
محمد
شهر:
اباده
تاریخ:
1/17/2008 10:46:59 AM
کاربر مهمان
|
صداقت لازمه ي رفاقت است و دوست خوب کيميا
|
|
| 49398 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
1/17/2008 10:37:41 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره...
*****************
سلام بر همه شما داغداران واقعه
باز هم عاشورایی دیگر می رسد و داغ ما هنوز تازه است همچنان که خونهای پاک و مطهر سرداران بزرگ نهضت خونین عاشورا تازه است.
یکسال دیگر از روز بزرگ تجلی عشق و ایمان ، غیرت و مردانگی ، شجاعت و پایمردی ، ایثار و از خود گذشتگی و وصال سرداران بی سر در دشت داغ کربلا گذشت. سالی که آکنده از اندوه و غم برای جهان تشیع بود. سالی که شیعه باز هم به مسلخ مظلومیت رفت و بی شک یوسف گمشده فاطمه در این مظلومیت ، بسیار گریسته است.
یا بقیه الله !
فدای چشمان خیست که نظاره گر غربت سنگین و دلهای داغدار شیعیان است.
یا بقیه الله !
شیعه هر روز عاشورایی را تجربه می کند و هر روز در علقمه ای به خون می غلتد. هر روز عمودی آهنین بر فرقش فرود می آید و تیر بر چشمش می نشیند و گلویش به زیر خنجر شمر می رود. هر روز با تشنگی سیراب و هر روز خیمه هایش به آتش کشیده می شود. هر روز از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام می رود و هر روز این مصیبت ، تکرار می شود.
یا بقیه الله !
دلهایمان خون است و چشمانمان اشکبار. نگاه بی قرارمان به راه توست و تو خود می دانی که در این روزگار غریب ، بر این خلوت نشینان ماتم ، چه می گذرد.
یا بقیه الله !
هر چند که بی خبران می گویند، اگر بیایی اول گردن ما را می زنی!! اما مرگمان باد اگر روزی از دعای آمدنت دریغ کنیم. مرگمان باد اگر روزی را بی تو شب کنیم و شبی را بی تو به سر بریم.
یا بقیه الله !
اگر چه روسیاهی امان را هم تو می دانی هم ما ؛ اما تو خود می دانی که چگونه دلهایمان تو را می خواند و برق تمنا در چشمانمان موج می زند.
یا بقیه الله !
عدول ها و قصورهایمان را به عوضِ داغ هایی که در دوران هجران تو چشیدیم بر ما ببخش و از ما راضی باش که ما طاقت دیدن چشمان غمگین تو را نداریم.
یا بقیه الله !
ما را از میخانه ی محبتت بیرون نکن که امیدمان فقط توئی...فقط توئی...فقط توئی
|
|
| 49397 |
نام:
سلام
شهر:
تهران
تاریخ:
1/17/2008 9:18:05 AM
کاربر مهمان
|
با سلام خدمت دوستان
به نیت مریم کوچولویم
۵۰۰صلوت دیگر ویک زیارت عاشورا راقبول می کنم
همچنین آن دوستانی که در نوشت مطالب احتمال ایجاد مشکل رادارند بهتر است جای آن را نوشته ودر این مکان پست نمایند
|
|
| 49396 |
نام:
سلام
شهر:
تهران
تاریخ:
1/17/2008 9:03:28 AM
کاربر مهمان
|
با سلام وضمن تسلیت ایام شهادت امام حسین (ع)
خواهر اله از تهران :
این کار با موی میکر ویندوز انجام می شود ونیاز به برنامه دیگری نیست درصورت نیاز چون شاید خارج از حوصله دوستان اهل دل با شد به میل زیر
Hasan_hasani321@yahoo.com
ارسال تا راهنمایی تان کنم
التماس دعا خیر از همه دوستان
|
|
| 49395 |
نام:
سید عقیل موسوی
شهر:
شهرکرد
تاریخ:
1/17/2008 8:14:50 AM
کاربر مهمان
|
مادل به عنایت توبستیم حسین
وز جام ولایت تو هستیم حسین
کی مست تودرآتش دوزخ سوزد
ما سوخته عشق تو هستیم حسین
|
|
| 49394 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
1/17/2008 8:00:25 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
رسید روزای موعود.... رسید روزای بزرگی که هر چی بگی... هر کاری کنی... صاحبمون آقام حسین جوابمونو میده...
آقا میخوایم بگیم اگه داریم نوکریت و میکنیم اگه داریم عذاداریت و میکنیم واسه اینه که بگیم آقا به فریادمون برس. شما دعا کنید برای ظهور آقامون امام زمان...
یا حسین...
مومنا دعا کنید ... این شبا خیلی دعا کنید...
یادتون باشه :
تو بندگی به شرط مزد نکن . خواجه خود رسم بنده پروری داند....
مریضا . جانبازا. شیمیایی ها . سرطانی ها . گرفتارا . آبرودارا. حاجتمندا را یادتون نره .
یا حسین .....................
یا زینب......................
یا ابوالفضل..................
یا رباب......................
یا علی اکبر...................
یا علی اصغر..................
یا خدا...
|
|
| 49393 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
1/17/2008 7:52:10 AM
کاربر مهمان
|
حضرت علي اکبر عليه السلام
اي نور ديدهام به پدر ديده باز كن
كمتر براي اين پدر پير ناز كن
برخيز و با نگاه نشسته ميان خون
پيش سپاه كفر مرا سرفراز كن
دستم دراز نيست به سيراب كردنت
تا خون بگيرم از دهنت كام باز كن
با اينكه شد نصيب تو پيروزي بزرگ
داغت عظيم شد ز سكوت احتراز كن
با نغمة پيمبري و سوز حيدري
از حربگاه مأذنه بانگ نماز كن
سرو روان، مرو كه سرانجام كار شد
صبري به گام آخرم اي سرو ناز كن
تا ميهمان به ديدن مقتل نيامده
برخيز و عمه را قدمي پيشواز كن
شد داغ هلهله ز غم تو كشنده تر
يك حملة مجددي اي يكه تاز كن
صبري كه با تو معبر معراج طي شود
با لفظ عشق معني اين رمز و راز كن
-----------------------------------
بيا و بال و پر بستة مرا واكن
بيا و پرزدنم را كمي تماشا كن
بيا و راهي جبهه نما مرا بابا
بيا و جيرة جنگي من مهيا كن
بيا بسيجي خود را به جبهه كن اعزام
بيا و اذن جهاد مرا تو امضا كن
نوشت نام قشنگي به روي سربندم
نظر ز مهر و محبت به نام زهرا كن
كنار پيكر من، آمدي اگر بابا
به حال خويش نما رحمي و مدارا كن
ميان لشگر دشمن، اگر رهم گم شد
ميان حلقة خنجر مرا تو پيدا كن
ز بين آن همه زخمي كه بر تنم آيد
براي بوسة خود اي پدر رهي وا كن
براي بردن جسمم به سوي دارالحرب
عباي هاشمي خويش را مهيا كن
|
|