اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 49352 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهارو باران
تاریخ:
1/15/2008 6:04:03 PM
کاربر مهمان
|
گاندي دربررسی زندگاني امام حسين (ع) و علت جاودانگي و پايداري آن به يك مسئله مهم رسيده و همانا درسي از سرور آزادگان گرفته و آن را براي استقلال هند به كار بسته است، يعني او به پيروي از امام، به مردم هند كه طرفدار استقلال هند بودند اعلام کرد مرگ را به بازي و مسخره بگيريد و نترسيد.
(من براي مردم هند چيزی تازه نياوردم، فقط نتيجهاي را كه از مطالب وپژوهشهایم درباره ی تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي (ع) پيمود)
جواهر لعل نهرو شهادت امام حسين (ع( و خانوادهاش را فاجعهاي یاد كرده است كه هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصا شيعيان تجديد و به خاطر آن سوگواري برپا ميشود.
|
|
| 49351 |
نام:
امیر حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
1/15/2008 6:01:47 PM
کاربر مهمان
|
کشته شدمحسن وآنان که تماشا کردند
سند تیر به اصغر زدن امضا کردند
|
|
| 49350 |
نام:
زهرا
شهر:
زاهدان
تاریخ:
1/15/2008 5:44:25 PM
کاربر مهمان
|
هر چه داريم همه از كرم عباس است
خلقت جنت حق لطف كم عباس است
شيعه از كينه ي دشمن نهراسد هرگز
دين ما تحت لواي علم عباس است
اي كه حاجت ز حسين ميطلبي دقت كن
پرچم شاه به سوي حرم عباس است
به اميد بر آورده شدن حاجت همه ي مسلمون هاي عاشق شش گوشه ي ابي عبد الله . التماس دعا
|
|
| 49349 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
1/15/2008 4:21:49 PM
کاربر مهمان
|
حسین جان...
... هر چه بود بين آن در و ديوار رخ داد!!!...
زبانم لال !
داستان كربلا هم آنجا نوشته شد!!!
...واي مادرم!!!...مادرم!!!...
|
|
| 49348 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
1/15/2008 4:19:04 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الحسين
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين (ع)
کربلا مىخواهم با تو سخن بگويم
مىخواهم بقچه حرفهاى بردوش ماندهام را براى تو پهن كنم نمىدانم، نمىدانم تاب شنيدن حرفهايم را دارى يا نه؟
تو خود بگو حديث عشق را با كدامين زبان قاصر مىتوان بيان كرد؟
و راستى گفتى كه در گذر زمان شايد كربلا و آن غم جانسوزش را فراموش كنم و تو (كربلا) واقعا نمىدانستى يا در خاطرات نمىگنجيد كه هر چه مىگذرد داغ آن غم پنهانى تو در من سوزناكتر مىشود به قدرى كه بند بند تنم را به آتش كشيده است .
كربلا اندكى درنگ كن تو كه خود شاهد بودى .
برايم بگو: هنوز صداى شيهه اسبان تشنه قافله عشق را مىشنوم .
هنوز گرد و غبار سم اسبان را به چشم مىبينم .
هنوز رد پاى غريبانه حضرت زينب سلام الله علیها بر روى تل زينبيه باقى مانده است .
هنوز نواى دلنشين آخرين نماز امام حسين (ع) در گرما گرم ظهر عاشورا آن مقتداى هر چه عاشق كه هست در گوش جانم طنين انداز مىشود .
هنوز پرپر شدن آن نو گل نوخاسته دامن ائمه را مىبينم و مشاهده مىكنم .
هنوز فرياد العطش العطش طفلان معصوم حرم در تاريخى از فراسوى سالها به گوش مىرسد آيا تو مىشنوى؟
هنوز آواى «يا اخا ادرك اخاى» ابوالفضل العباس (ع) در گوش زمين و زمان به كرات تكرار مىشود و اگر قدرى درنگ كنى به گوش جان مىتوانى آن را بشنوى .
هنوز فرياد «هل من ناصر ينصرنى» حضرت امام حسين (ع) را به رسايى مىشنوم، نمىدانم كه آيا تو آن لحظه را درك كردى يا نه؟ . . . .
كربلا مىدانم من و تو هر دو دلتنگيم من دلتنگ درك نكردن واقعه عاشورا و تو دلتنگ مردان نامرد روز عاشورا كه حسين زمانشان را يارى نكردند .
كربلا بغض فرو خوردهات را امروز براى من شكوفا كن و بگو بگو كربلا . . . كربلا . . . خاطر كوچكم ديگر ياراى گفتن ندارد.
تو بگو: بگو كه چگونه تاب آوردى؟
بگو كه چگونه توانستى صحنه عاشورا را ببينى و خم بر ابرو نياورى .
بگو كه چطور شيهه اسبان هنوز در گوش جانت طنين انداز است .
بگو، بگو كه هنوز هم كه هنوز است در سجده نمازت براى واقعه عاشورا خون گريه مىكنى .
بگو بگو كه هنوز به ياد تشنگى كربلا كام جانت خشك خشك است و جگرت هنوز هم به ياد آن روز تبدار است.
كربلا بگو بر تو چه گذشت آن زمان كه قافله عشق با خيل خصم به مبارزه برخاست و تو چگونه توانستى تحمل كنى كه كبوتران قافله عشق يكى پس از ديگرى جلوى چشمانت پرپر شوند و آيا جگرت آتش نگرفت؟
آيا جگرت آتش نگرفت زمانى كه امام حسين (ع) تنها و بى ياور در برابر انبوه دشمن ايستاده بود،
آه مىدانم كه گفتى دستانت بسته بود و پاهايت از حجب و حيا ياراى راه رفتن نداشت و از چشمانت باران خون مىباريد و راستى آن هنگام كه شمر بىحيا سر از تن گل آلاله شفق فام قافله جدا مىكرد در قلب تو آشوبى به پاخاست و طوفانى در گرفت كه ديگر چشم را ياراى ديدن نبود .
کربلا هنوز با تو درد دل دارم که برایت خواهم گفت . . . .
انا مجنونالحسين يا ثارالله
|
|
| 49347 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
1/15/2008 3:43:23 PM
کاربر مهمان
|
...ادامه مطلب که ثبت نشد:
.::گلابگیران::.
* ...بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا...*
*افتادم از پشت فرس عمو به فريادم برس!
اي بي كسان را دادرس عمو به فريادم برس!*
*غلطان به خون گشتم عمو! ترسي ندارم از عدو
اي بي كسان را دادرس عمو به فريادم برس!*
...لا يوم كيومك يا اباعبدالله الحسين(ع)...
ام من يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء
بارالها هيچ نمی خواهيم جز ظهور دادرس به حق قاسم كه از اكبر قدي كوتاه تر داشت اما پس ازمراسم گلابگيران قدش در بقل عمو بلندتر از اکبر شده بود!!!...
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
اللهم عجل لوليك الفرج.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 49346 |
نام:
ان الله بصیر بالعباد
شهر:
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
تاریخ:
1/15/2008 3:20:28 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الحسین المظلوم
یا حسین شهید...
ختم چهارده هزار صلوات برای هر حاجتی که دارید
پانصد صلوات اول:خودم
پانصد صلوات دوم:خودم
پانصد صلوات سوم:مریم خانم انتظار بهار و باران
پانصد صلوات چهارم:مریم خانم انتظار بهار و باران
پانصد صلوات پنجم:مریم خانم دل آرام گیرد به یاد خدا
پانصد صلوات ششم:مریم خانم دل آرام گیرد به یاد خدا
پانصد صلوات هفتم:جامانده از قافله
پانصد صلوات هشتم:آقا شهاب
پانصد صلوات نهم:آقا شهاب
پانصد صلوات دهم:بادبادک سفید
پانصد صلوات یازدهم:دویست تا ذوالعرش و بقیه خودم
پانصد صلوات دوازدهم:گل نرگس
پانصد صلوات سیزدهم:گل نرگس
پانصد صلوات چهاردهم:آقا محمد
پانصد صلوات پانزدهم:نسیم خانم
پانصد صلوات شانزدهم:آقا اردشیر
پانصد صلوات هفدهم:آقا سعید
پانصد صلوت هجدهم:پریسا خانم
پانصد صلوات نوزدهم:زهرا خانم
پانصد صلوات بیستم:زهرا خانم
پانصد صلوات بیست و یکم:سلام
پانصد صلوات بیست و دوم:طاهره خانم
پانصد صلوات بیست و سوم:منتظر مهدی
پانصد صلوات بیست و چهارم:خادم بی بی
پانصد صلوات بیست و پنجم:
پانصد صلوات بیست و ششم:
پانصد صلوات بیست و هفتم:
پانصد صلوات بیست و هشتم:
اللهم الرزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک
اللهم الرزقنا زیارت الحسین
بر لبهای تشنه علی اصغر شش ماهه صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و جعلنا معهم
التماس دعا
|
|
| 49345 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
1/15/2008 3:02:36 PM
کاربر مهمان
|
**يا رب الحسين***السلام علیک یا ابا عبد الله**
شنیده ام که خواندن چهل زیارت عاشورا حاجات بندگان را برآورده می کند...بر آنم تا این چهل زیارت را تا ظهر عاشورا به اتفاق همراهان قلعه شهید اهل قلم آقا سید مرتضی بخوانم...
***پس یاران آوینی...هر که دارد هوس کرب و بلا...بسم الله***
زيارت عاشوراي اول: آقا شهاب بزرگوار
زيارت عاشوراي دوم: بادبادك سفيد عزيز
زيارت عاشوراي سوم: ذوالعرش محترم
زيارت عاشوراي چهارم: ان الله بصير بالعباد گرامي
زيارت عاشوراي پنجم: گل نرگس بزرگوار
زيارت عاشوراي ششم: سميرا خانم
زيارت عاشوراي هفتم: آقا محمد
زيارت عاشوراي هشتم: امين آقا
زيارت عاشوراي نهم: خانم سادات
زيارت عاشوراي دهم:آقا اردشیر
زيارت عاشوراي یازدهم: شمسی خانم
زيارت عاشوراي دوازدهم: چه فرقی میکنه بزرگوار
زيارت عاشوراي سیزدهم: نسیم خانم
زيارت عاشوراي چهاردهم: مريم عزيز از انتظار بهار و باران
زيارت عاشوراي پانزدهم: اردیبهشت بزرگوار(وعده ما ظهر عاشورا(
زيارت عاشوراي شانزدهم: سورنای گرامی
زيارت عاشوراي هفدهم: زهرا خانم
زيارت عاشوراي هجدهم: سلام بزرگوار
زيارت عاشوراي نوزدهم:ليلا عارف
زيارت عاشوراي بیستم: منتظر مهدي
زيارت عاشوراي بیست و یکم: خادم بانوي دو عالم
زيارت عاشوراي بیست و دوم:
زيارت عاشوراي بیست و سوم:
زيارت عاشوراي بیست و چهارم:
زيارت عاشوراي بیست و پنجم:
زيارت عاشوراي بیست وششم:
زيارت عاشوراي بیست و هفتم:
زيارت عاشوراي بیست و هشتم:
زيارت عاشوراي بیست و نهم:
زيارت عاشوراي سی ام:
زيارت عاشوراي سی و یکم:
زيارت عاشوراي سی و دوم:
زيارت عاشوراي سی و سوم:
زيارت عاشوراي سی و چهارم:
زيارت عاشوراي سی و پنجم:
زيارت عاشوراي سی و ششم:
زيارت عاشوراي سی و هفتم:
زيارت عاشوراي سی و هشتم:
زيارت عاشوراي سی و نهم:
زيارت عاشوراي چهلم:خودم
**اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی محمد و آل محمد **اللهم ارزقنا شفاعه الحسین یوم الورود**
|
|
| 49344 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
1/15/2008 1:40:51 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین المظلوم الشهید(ع)
.::گلابگیران کربلا::.
قد كشيده!... اگر شاخه ي شمشادم!... بر سر ني شده!... حجله ي دامادم!... مثل ماهم ماند... مثل خورشيد بهار... مثل يك لاله سرخ... در صف عاشورا... مي رود از حرم... چهره اش پوشيده!...تا که او چشم نخورد!... سيزده بار زمين... مقدمش بوسيده!... گرد او گرديده!!!... اين چنين نيمه بدر... چشم صحرا حتي... نه به رويا ديده... مي رود هر قدم... دود اسفند بلند!!!... دل نجمه در غم... شانه اش باز كشيد... زره را محكم كرد... چشم زينب پشتش... جان عمه صبري!... تا كه وا شد رو بند... باز آن را تو ببند... آب و جارو زده است... راه او را دريا... مي رود هر قدم... تا نيفتد ز قلم!... مي رود هر نفسي...مجتبايي ترين ...خاطرات همه را!... مي كند زنده چرا؟!... اين همه گريه چرا؟!... فلق لبخندش ...مي برد هوش ز سر!... ماه را در پس ابر!... چشم را زير زمين... ياس را خانه نشين!... مي كند گوشه نشين... مهر بازو بندش ...يادگاري پدر ...نقش نام دلبر! ...*مددي يا حيدر*...* مددي يا حيدر*... رفت از زير علم... شانه هايش را فشرد... دستهاي عباس... ماه آل هاشم... بوسه زد بر مهتاب!... پاي رعنايش حيف... به ركابش نرسيد!!!... پسر مير كرم ... مي رود دنبالش!... لحظه اي هم نزند... پلك چشمان عمو... لحظه لحظه هر دم... دل او پيش عمو!... دل عمو با قاسم!... قد كشيده اگر!... شاخه شمشادم!... بر سر ني شده... حجله دامادم... قد كشيده! اگر... شاخه شمشادم... بر سر ني! شده... حجله دامادم... با خرامان رفتن!... شعله زد جان عمو... نوجواني اما!... يلي از هاشميان!... تشنه اي بي بابا... مي رود تا ميدان... گل دامان عمو... همركاب باد است ... هم عنان طوفان... پرورش يافته ی... دست عباس علي ست!... تيغ بران عمو!... به لبش نام عمو!... نظرش چشم عمو!... به سرش دست عمو!... رد شد از زير علم... زير قرآن عمو... مي رود تا ميدان... تا قيامت شايد!... با خبر نيست ولي... از دل اهل حرم!... ياد اكبر به دلش... زده آتش ديگر... مي رود چون اكبر!... به دل صد لشكر!!!... تا كه معنا بشود... *احلي من عسل* اش!!!... تا كه افشا بشود... *عين* و *شين* و *قاف* اش... تا به خونش بزند... بر سر خاك رقم... *حا* و *سين*و *يا* و *نون* ... حيف چرخ گردون!... حيف الفباي جنون!... كار را يكسره كرد!!!... ناله ای از دل زد!... ناله ای از سر درد!... به کجایی تو عمو؟!... به کجایی بابا؟!... که شدم نقش زمین... که شدم خردترین!!!... باغبان با همه درد!... بین صدها نامرد!!!... خاک را بو می کرد!!!... پی قاسم می گشت!... دید آن لاله ترین!... می کشد پا به زمین... جانش اما بر لب... دید بر روی تنش!... نقش صدها مرکب!... نیست با او نفسی... یک گل و این همه سنگ؟!!!... پنجه ی گلچینی... کاکلش را زده چنگ!!! ...سینه اش آینه ای... حیف لبریز ترک !...زیر لب آهسته: ...ای عمو آب!!! کمک!!!... رفت بالای سرش... تا به هم چشم رسید... گل لبخند شکفت!!! ...به لبانش کم سو!... گفت خوش آمده ای... باغبان پیرم... تشنه تر تنهایم!... پیش پای تو رسید... مادرت! بابایم!... دست در دست پدر... مادرت آمده است!... او جوان است ولی!!!... قامتش خم شده است!...
* ...بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا...*
*افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برس!
ای بی کسان را دادرس عمو به فریادم برس!*
*غلطان به خون گشتم عمو! ترسی ندارم از عدو
ای بی کسان را دادرس عمو به فریادم برس!*
|
|
| 49343 |
نام:
ارزومند کربلا
شهر:
مشهد
تاریخ:
1/15/2008 1:38:39 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر حسین
سلام بر علی عزیز دل حسین
سلام براولاد حسین
سلام بر اصحاب حسین
سلام من تازه به جمعتون اومدم امیدوارم حالتون خوب باشه برام دعا کنید که در مسابقه ی حدیث غدیر برنده بشم جایزشم کربلاس انشاءالله رفتم همتونو دعا میکنم
تشنه ی اب فراتم ای اجل مهلت بده
تابگیرم در بغل قبر شهید کربلا
|
|