شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49132
نام: پروين
شهر: تهران
تاریخ: 1/8/2008 10:25:52 AM
کاربر مهمان
  متولد۱۳۳۷ هستم.از زندگي خسته و سير شدم.آرزويم مرگ است.صاحب دو فرزند ازدواج مرده هستم.سال۵۷ طلاق گرفتم و تا آلان مجادله زندگي دادم.بارها خود کشي فجيح کردم ولي ماندم.خسته و بيکسم.ديگه نميتوانم به تنهايي زگيم را اداره کنم. ماهي ۴۰۰ هزار تومان کرايه خونه دارم وبا توجه به اينکه تا به آلان ازدواج نکردم خودم بايد متحمل همه هزينه هاي زندگي باشم. کار خوب ندارم وميخوام شرافتمندانه زندگي کنم.شما بگويد چه کنم؟من بيمار روحي هستم که دستم از همه جا کوتاه ميشه خودکشي ميکنم.درد بي همزباني مراکشت. از تنهايي رنج ميبرم چون بچه هام مرا آدم حساب نميکنند.با کار سرم گرم ميشه که آنهم کيميا شده .خلاصه کلام آرزويم رفتن به ديارمردگان است
49131
نام: پروين
شهر: تهران
تاریخ: 1/8/2008 9:41:39 AM
کاربر مهمان
  نااميد وافسرده -دل از دنيا بريده از۱۸ سالگي بادوبچه بيوه شدم و آلان ۵۰ ساله شدم.تنهايي عذابم ميده. کار مناسب ندارم.ماهي۴۰۰ هزار تومان کرايه خانه ميدم.ده بار بطور فجيح خودکشي کردم ولي نشد.همه بهم کلک ميزنند.خلاصه کلام آرزوي مرگ دارم
49130
نام: خورشید
شهر: تهران
تاریخ: 1/8/2008 9:38:37 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوند هستي بخش

حوزه هنري به كدام سو مي رود
سالهاست كه موج تهاجم فرهنگي در كشور جاري است و متوليان ، صاحب نظران وانديشمندان متعدد ومتفاوتي در اين زمينه بحث ونظر داشته اند اما زخمهاي هجمه هاي فرهنگي همچنان پيكرناسور فرهنگ ما را مي خراشد وبي گمان تا از پاي افتادن اين پيكر، از قصد خود باز نخواهد نشست . با اين تفاسير بعضا متوليان ودست اندر كاران فرهنگ تصور مي كنند تهاجم فرهنگي بسته اي كادو شده با ثبت نشان استاندارد بر روي آن است كه به جامعه تقديم مي گردد در حالي كه اين توهم ناشي از جهل حاكم بر فرهنگ كشور است.
در اين دوران ، تفكر تكنوكراتي و فن سالاري جايگزين تفكر مبتني بر زهد، اخلاص، پارسايي، ايثار، پركاري و كم توقعي گرديده و ليبراليسم فرهنگي نيز در سايه اين غفلت جان گرفته و حركت خزنده خود را به سوي بنيان هاي فرهنگي و عقيدتي مردم آغاز كرده است.
در چنين شرايطي رهبر فرزانه انقلاب، پس از مشاهده نشانه هاي اوليه اين تهاجم، زنگ خطر را به صدا درآوردند و با هشدارهاي مكرر مسئولين دولت را متوجه اين نقطه آسيب كردند. "كه تهاجم دهلي است كه صداي آن بعد ها (يعني امروز) به صدا در خواهد آمد"
به دنبال اين هشدار،فارغ از معارضين ، مدعيان فرهنگ وفرهنگ داري كه صرفا تا نوك بيني خود را مي بينند ، با خوشبيني ناشي از جهل ، اعلام امنيت فرهنگي كردند وبا اطمينان تمام سر هاي خود را در لاك ناداني وبرف هاي كبك طلب كردند تا نبينند كه اين بسته هاي اهدائي، با مهارت تمام كه منتج از تجربه قرنها سلطه گري است، به رگهاي آنان تزريق شده تا همچون غدد سرطاني از درون به سلولهاي سالم حمله كنند ؛ لذا با همين تصور ، با جهل، خود پرستي ، تجمل و تحجر گرائي و بستن چشمها به روي حقايق پيرامون خود، با دست نالايق وبي كفايتشان، دروازه هاي تهاجم را با آغوشي باز به روي دشمن گشودند.
تا جائي كه بار ديگر فرياد مقام معظم رهبري به نقل از مولاي متقيان بر آمد كه:
"و من نام لم ينم عنه" شما اگر در سنگر خوابت برده به اي معنا نيست كه دشمن هم در سنگر مقابل خوابش برده است. مثل جنگ نظامي، چشم ها را بايد باز كرد و صحنه را شناخت. در جنگ نظامي هم، هر طرفي كه بدون شناسايي و ديده باني و بدون دانستن وضعيت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پايين بيندازد و جلو برود، شكست خواهد خورد. در جنگ فرهنگي هم، همين طور است. اگر ندانيد كه دشمن كار مي كند يا از آن كه مي داند، فرمان نبريد، از فرمانده ي فرهنگي دستور نگيريد، يا او از نيروي شما استفاده نكند و مانور و سازماندهي را درست انجام ندهد، پشت سرش شكست است. (مقام معظم رهبري)

باز خواني پرونده تهاجم فرهنگي در سراسر تاريخ وتمامي انقلابهاي متعدد و متنوع جهان اين پرده اي از واقعيت را در مقابل ما به نمايش مي گذارد كه دشمنان سلطه جو همواره براي مقابله با انقلابهاي فرهنگي ، تهاجم فرهنگي را به موازات هجمه هاي سياسي ونظامي در دستور كار خود داشته اند.دشمنانِ عاجز از تسلط بر جبهه حق ، عضوي از اين جبهه مي شودو توسط افراد وسرمايه هاي همان جبهه بر عليه آرمانش مي جنگند.
البته اين از خصوصيات فرهنگ و ابزار آن است كه هميشه در حال پيشروي و نفوذ در فرهنگ‌هاي ديگر و بالاخره كشورگشايي است. همان طور كه در گذشته اين مرز و بوم شاهدنفوذ افكار ، عقايد و انديشه‌هاي اسلامي در قوم وحشي و غيرمتمدن مغول در عصر ساساني بوديم كه موجب تسليم و استحاله آنان از خونخواري به خدمت‌گذاري در جهت پيشرفت علوم و فنون اسلامي شد. اين ما هستيم كه با
49129
نام: سب
شهر: یه گوشه دنیا
تاریخ: 1/8/2008 8:49:05 AM
کاربر مهمان
  صلوات بفرست به ارواح شهدا
49128
نام: عاشق
شهر: سرگشته
تاریخ: 1/8/2008 8:43:06 AM
کاربر مهمان
  یکباره دیگر چشمانم را باز میکنم تا شاید نور امیدی بیابم روزنه ای پیدا کنم اما از هرسو تاریکی وخاموشی به وجودم هجوم آورده تاکی؟ تاکی این دل باید مهمان گلهای خشکیده عشق باشد چرا از سرچشمه وجودم بوی عطروتازگی نمیاید گویی دراین خانه مدتهاست خورشیدی طلوع نکرده هنوز بوی کهنگی می آید !بوی نفرت دلم میخواهد چشمهایم راببندم ووقتی چشمانم را باز کردم دیگر از فرسودگی خبری نباشد گلهای خشکیده بار دیگر جان تازه بگیرند وچون گذشته سرشار از شادابی وسرزندگی به وجودم تازگی دوباره بدهد آنجا که چشمه سار وجودم بار دیگر خروشان است ودر آسمان آبی اثری از ابرهای تیره کینه نباشد گله دارم !گله دارم از تو ای روزگار که پابه پایت آمدم تا سر حد دیوانگی اما افسوس که مرا رها کردی و... بگذار بگریم از دلتنگی پرشده ام سرگشته وآواره به هر سویی روانم به دنبال روزنه ای از نور که بتوانم سرمای وجودم را با گرمایش گرم کنم!ترنمی دوباره وجودم را آرام میکند در این هنگام است که اشک مهمان گونه های سرد ورنجورم شده بی آنکه بفهمم مدتهاست اشک از گونه هایم سرازیر شده است چشم باز میکنم گویی روزنه ای از امید در دلم باز شده است لبخند سردی بر روی لبانم نقش میبندد کجایی که ببینی به چه روزی افتادم واین روز را تو به من هدیه دادی به پاس تمام لحظه های انتظارم !آری هنوز همان عاشق هستم که بودم ذره ای از عشقم کم نشده فقط سرگشته گیم بیش از بیش شده که نمیدانم کدام راه راه رسیدن بتوست چرا که هرراهی را که امتحان کردم فقط از تو دورتر شدم !؟ مرا دریاب نگذار دراین سرگشتگی تنها بمانم که خواهم مرد !!!م.ر
49127
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 1/8/2008 7:55:14 AM
کاربر مهمان
  با سلام به همه اهل دليها:

يه نكته بود كه به نظرم بايد گوشزد كرد هر چند كه خود من مثل گذشته نميتونم مرتب به اينجا سر بزنم اما از اونجايي كه اينجا يه حقي به گردنم داره اين موضوعرو مطرح ميكنم اميدوارم كه مورد توجه قرار بگيره....متاسفانه چيزي كه تو حرف دل زياد شده اينه كه دائما در حال جدا كردن و تقسيم كردن همديگه شديد. كاري كه دل ميكنه همبستگيها و يكي شدنها رو زياد ميكنه...همبستگيهايي كه با چشم ظاهر ديدني نيست...اينجا ميتونه محلي براي حضور دل باشه و نه حضور ذهن...محلي براي وصل شدن و نه فصل شدن... محلي براي رفتن به ژرفا و ديدن عمق جانها و نه ديدن سطح....علت اصلي بيشتر نگرانيها و مشكلات ما اينه كه به سطح وجو چسبيديم...به اسمها و رسمهاو رنگها.....يادمون باشه كه انرژي روحاني فقط در اختيار ادماي اگاه و بيدار و ادماي عميق قرار ميگيره....اميدوارم كه اون عده ايكه قبلا حكم نور شمع رو در اينجا داشتن برگردن و بشه از اين محل استفاده معنوي بيشتري كرد... خداوند پشت و پناه همتون
49126
نام: sara
شهر: از ت ه را ن
تاریخ: 1/8/2008 7:24:02 AM
کاربر مهمان
  من نیستم تا بدانم کیستم ...
می روم تا بدانم چیستم
هیچم انگار پوچم انگار
اصل می خواهم
وصل می خواهم
شاید در این راه
من شوم رسوا
یا شوم پیدا
شاید که این ره رود به دریا
یا که کویری تشنه از فراق آب و تا قیامت اسیر در چنگال شنها
یا زمینی یخ بسته و لرزان از سرما
یا که بی راهه ای تا ابد به ناکجاها
هیچ کس نمی داند
هیچ کس نمی فهمد عاقبت من به کجا رفتم
شاید که رفتم من تابه نزدیک خدا بالا
اما من ندیدم هرگز هیچ عشقی را بدین حد ساده و شیوا
آری اصل من این بود
وصل من این بود
تا ابد من با خدا تنها...
49125
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/8/2008 7:22:50 AM
کاربر مهمان
  خبري از مجتبي نيست سلامتي وجودش ووجودتان بر رسول ا...صلوات بفرستيد
49124
نام: .............
شهر: ................
تاریخ: 1/8/2008 6:45:02 AM
کاربر مهمان
  أميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ميفرمايند: " خداوند متعال در ملائکه عقل را بدون شهوت قرار داد، و در چارپايان شهوت را بدون عقل قرار داد، و در فرزندان آدم هر دوي آنها را قرار داد، پس هرکس عقلش بر شهوتش غلبه کند، از ملائکه بهتر است وهرکس شهوتش بر عقلش غلبه کند، از چارپايان بدتراست. " ( وسائل الشيعه جلد 15 صفحه 209-210 حديث 20298 )




49123
نام: مجنون
شهر: ... کربلا
تاریخ: 1/8/2008 3:37:14 AM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
جانماز گریه ام را پهن کن
من دو رکعت گریه می خواهم کنم ...
دقایقی دیگر بیشتر تا محرم نمانده..آماده ای رفیق؟
<<ابتدا <قبلی 4919 4918 4917 4916 4915 4914 4913 4912 4911 4910 4909 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved