شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49062
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/6/2008 3:47:33 PM
کاربر مهمان
  ابن عباس مى‏گويد:
به هنگام رفتن به صفّين من همراه على(ع) بودم، وقتى از نينوا عبور مى‏كرديم، آن حضرت توقفی کرد...
از اسب پیاده شد...!!!
و ناگهان شروع به گریستن کرد، به طورى كه اشك از روى محاسن او جارى شد، ما هم همصدا با على(ع) گريه سرداديم اما نمی دانستیم چرا او آنقدر غمگین شده است....
تا آنکه فریاد زد:
ابن عباس آيا اين سرزمین را مي شناسي!! ؟‌
گفتم : نه يا اميرالمؤمنين!!
فرمود : اگر اين سرزمین را همچو من می شناختي از آن گذر نمي كردي تا همانند من گريه كني....!!
سپس ادامه داد:
واى، واى، خداوندا....مگر من با آل بوسفيان چه كرده‏ام!!؟....
پس آب طلب نمود و وضو گرفت و به نماز ایستاد در حالیکه به شدت اشک می ریخت....
پس از نماز علت را جویا شدم......
به سمت زمین خم شد و مشتی از خاک را برداشت...آنرا بوئید و در حالیکه میگریست گفت:
خوشا بحال تو اي خاك...!!
گروهي از تو در روز قیامت محشور مي شوند كه بدون حساب وارد بهشت خواهند شد....در اين سرزمين حسین به همراه هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت خواهند ‏رسید، و به آغوش خاك ‏مى‏روند...!
....ابن عباس..!! اینجا کربلاست....سرزمین کرب و البلا!!

حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسین.....
49061
نام: نسیم
شهر: تهران
تاریخ: 1/6/2008 3:20:05 PM
کاربر مهمان
  هر ستاره شبی است که از تو دورم...
و آسمان چه ÷ر ستاره است!
49060
نام: ونوس کوچولو
شهر: کهکشان راه شیری
تاریخ: 1/6/2008 2:21:50 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
چرا هیشکی جواب ونوس کوچولو رو نداد؟؟؟
الان که هنوز محرم نشده اگه مثلا یه نفری بخوادش توی محرم یه کارای خوبی بکنه و چیزای خوب خوب یاد بگیره باید چیکار کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مرسی
بای بای


49059
نام: افضل
شهر: شیراز
تاریخ: 1/6/2008 1:43:39 PM
کاربر مهمان
  بسکه در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
49058
نام: اکرم
شهر: تهران
تاریخ: 1/6/2008 1:36:16 PM
کاربر مهمان
  السلام ای شاه مظلوم وغریب
السلام ای آیه ی امن یجیب

هذا عزاک یاحسین
روحی فداک یاحسین
49057
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 1/6/2008 1:21:22 PM
کاربر مهمان
  بنام خدای عزو جل عزه ذکر ه
از آنجای که هیچکس حالی از ما همی نپرسیده و ما را مهجور همی بنموده اند ، بر آن همی شدیم تا حالی دسته جمعی از کل دوستان همی پرسیده تا از این ناخوش احوال خبردار همی گردند . اول از همه دلمان می خواهد حال ان الله بصیر بالعباد را همی پرسیم که دیگر پیدایش همی نمیباشد و پس از آن حال دیگر دوستان ... .

*** روزگاران گذشته سوی پایتخت سرازیر همی شدیم از برای کاری سخت گران. و چون سرگرمی ما ورلد واید وب همی بوده در آن دیار در منزل خویشان هیچ از برای این وسیله یافت ننمودیم و برآن شدیم تا به کتابچه گان بچگانشان سرک همی کشیم و این داستان را از برای شما بر همی خوانم. باشد که خوشتان آید .
***مادری به فرزند خویش همی گوید ای فرزند کوزه ای آب همی به من داده تا خود را سیراب همی سازم . فرزند از برای آن کار اقدام همی نماید و چون بازگردد مادر خویش را خفته همی دیده و بر آن عزم راسخ همی گرداند تا پاسی از شب.(مثلا 3 صبح) !
و چون مادر همی برخیزد پسر را بیند بر بالین خویش ایستاده و همی به وی گوید که چگونه است که تو نخفتیده و پسر بگوید که خدای تعالی عزه ذکره هیم امر بنموده است بر اکرام مادر و من نیز همان کردم و آسایش شما را بر خویشتن ترجیح همی بدادم.
این قصه از برای خود گفتم .

**یا علی با علی تا اعلا
یا حسین با حسین تا کربلا****
49056
نام: آسمان
شهر: شیراز
تاریخ: 1/6/2008 1:13:46 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین
هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین
49055
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/6/2008 1:11:02 PM
کاربر مهمان
  شادي دل زينب س صلوات بفرست *شهريارا بي قرارم
49054
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/6/2008 12:50:26 PM
کاربر مهمان
  سلام بر تو ای معبودم
به سویت می آیم.
با دلی پریشان
خدایا ، سایه ی رحمت و برکت خود را بر من بگستران و مرا در پناه خویش گیر که جز تو نوری روشن نمی بینم که بدان سو روانه شوم.
خدایا با من حرف بزن و از گناهانم درگذر که جز تو توبه پذیر و آمرزنده ای نمی بینم و ای خدای من . ای پروردگارم تو همانی که فرمودی: ادعونی استجب لکم.
پس چگونه است؟؟؟
تو همان توبه پذیر گناهانی.
تو همان قاضی الحاجاتی و
تو همان آرام کننده ی دلهایی .
ای توانای بر خواسته های همه ی انسانها
ای خدای آرامش بخش
ای سرچشمه ی بخشش و رحمت
تورا می خوانم و امید دارم که تو نیز مرا و خواسته ام را بپذیری.

ای برآورنده ی نیاز نیازمندان
49053
نام: ساحل
شهر: شهر عشق
تاریخ: 1/6/2008 12:39:21 PM
کاربر مهمان
  به هر جا سر میزنم درها به رویم بسته است
غم و اندوه دوریت درون قلبم نشسته است
برایم در زندگی چیزی جز سرنوشت نمانده است
تقدیر من برایم جز بی کسی نگذاشته است.
این یکی از شعر های خودم است.ممنون.
<<ابتدا <قبلی 4912 4911 4910 4909 4908 4907 4906 4905 4904 4903 4902 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved