شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49022
نام: علمدار کربلا
شهر: همسایه ی خدا
تاریخ: 1/5/2008 2:21:23 PM
کاربر مهمان
  ای تواب رحیم

پروردگارا اگر بگریزم.به گرفتاری خواهم افتاد و اگر پنهان شوم اشکار خواهم شد.پس چه بهتر که به درگاه تو گردن خضوع و مذلت به گریبان بیاویزم و سر به تسلیم پیش اورم.
یا رب!من که طاقت نور افتاب تو را ندارم .چگونه در شعله های دوزخ تو طاقت خواهم اورد؟ من که یارایم نیست شنیدن خروش رعد با کدام گوش فریاد خشم تو را خواهم شنید؟
ای پروردگار من بر من رحمت اور که من موجودی ضعیف و حقیر بیش نیستم.
ای خداوند جلال و اکرام از گناهانم بگذر و توبه و انابتم را بپذیر ای تواب رحیم.

بر گرفته از صحیفه سجادیه.
49021
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 1/5/2008 2:21:14 PM
کاربر مهمان
  اهل دل سلام علیکم جمیعا

سبکبار جان علیکم سلام اخوی .

احسان جان شنیدم داری میای برادر . زیارتتون کنیم .

بادبادک سفید هنوز منتظریم همسنگر.

سلام محترم انشالله یکی از اهالی همین حریم باشید .

مریم خانم شهر جدید مبارک انشالله همگی منتظره واقعی حضور آقامون باشیم .

کم مونده تا محرم فقط پنج روزه دیگه ...حسین حسین گوا کجان؟ یا حسین ... یا عباس .... یا زینب ...

دعا کنید برای مریضا حسابی دعا کنید . مریض داریما . هممون چون مریضمون خودیه به قول داداش بیقرارمون دعا کنید فراووووون ...

زهرا خانوم این محفل سرد نمیشه هر کدوم که گرفتار باشیم یه سردار داریم با همه بزرگیش پرچم و نگه داشته .این آقا سید مرتضی ما رو دست کم نگیرید . یه نائب گذاشته واسمون به نام ادمین هر کی نباشه اون هست خودش حواسش به همه جا هست ...

یتیمی درد بدیه اما آخه بی بی مونم یتیم بودن ... کی حرفاشونو میشنید .... صبوری کنید... صبوری

یاحسین مظلوم
49020
نام: اکرم
شهر: تهران
تاریخ: 1/5/2008 2:17:03 PM
کاربر مهمان
  امام سجاد(ع):خدایامن در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خویش نداری .من چون تو خدایی دارم اما تو چون خود نداری.
49019
نام: علمدار کربلا
شهر: همسایه ی خدا
تاریخ: 1/5/2008 1:28:08 PM
کاربر مهمان
  یه پهلوونی میشناسم دلا رو غارت میکنه
حضرت عباس و میگم چشاش قیامت میکنه
رو بازوهاش نوشته با خط طلاییه خدا
وقف حسین بن علی شهنشهه کرب بلا
می گن که پادشاه عشق اسیر چشمه مستشه
گره گشای عالمه دل همه تو دستشه
وقتی که دل پر میزنه تو صحن بین الحرمین
گل میکنه روی لبم یا کاشف الکرب الحسین
روی سر بند اقا نوشته یا علی مدد
دلم در بند اقام امیر عشقه تاابد
اول درس عاشقی اسم تورو یادم میارم
وقتی که حرف حرف توئه کاری با هیچ کس ندارم
دلت مقدست اقا در تب و تاب زینبه
وقتی که زانو میزنی پاهات رکابه زینبه
همه میگن تو خیمه اونی که صاحب علمه
عمو جونم ابولفضل حریف کل عالمـــــه
49018
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/5/2008 12:57:06 PM
کاربر مهمان
  .............

شد محرم تا...
در غم جانان...
غمخانه غمخانه غمخانه شویم

از شراب غم...
وز می ماتم....
دیوانه دیوانه دیوانه شویم

یا اهل العالم...قتل الحسین بکربلا عطشانا
عطشانا عطشانا عطشانا...!!

در عزای حسین...
از برای حسین...
از بزم سرور تا نفخه صور...
بیگانه بیگانه بیگانه شویم

زین جور و ستم...
وز غصه و غم...
دردانه کجاست...؟؟
ویرانه ویرانه ویرانه شویم

یا اهل العالم...قتل الحسین بکربلا عطشانا
عطشانا عطشانا عطشانا...!!

در کرب و بلا...
از جام بلا....
مستانه مستانه مستانه شویم

در جمع حسین...
گرد شمع حسین....
پروانه پروانه پروانه شویم

یا اهل العالم...قتل الحسین بکربلا عطشانا
عطشانا عطشانا عطشانا...!!

خاک پای عزاداران واقعی امام حسین(ع)...

خواهر گرامی زهرا خانم،
درد یتیمی درد سنگینیه!!...درد بی مادری هم همینطور....خدا انشاالله همه پدر و مادرها رو حفظ کنه ولی یه چیزایی تو زندگی از دست من و شما خارجه!...تا بوده همین بوده!...زینب(س) هم نمیخواست پهلوی شکسته مادرش رو ببینه...اما دید!!....نمیخواست فرق شکسته علی رو ببینه...اما دید!!...نمیخواست دستهای ابالفضل از تن مبارکش جدا شن...اما شدن!!...نمی خواست علی اکبر تازه داماد رو غرقه به خون ببینه...اما دید!!...نمیخواست گلوی شش ماهه علی اصغر رو آویزون روی بدن نحیفش ببینه...اما دید!!....نمیخواست سر حسینو رو نیزه ها جلوی چشماش ببرن....اما بردن!!...پس صبر باید کرد و زیر لب گفت: انی رضیت بالله و توکلت علیه....خدایا راضیم برضایت و بر تو توکل میکنم!!
که ان الله مع الصابرین!...خداوند رحمت کنه پدر گرامیتون رو...یقین دارم که الان در موقعیت بهتری هستند انشالله.

مریم خانم خواهر گرامی...
ممنون از زحماتی که برای این قلعه میکشید....صاحبش شفاعتتون کنه انشاالله.

نه خدا توانمش خواند...نه بشر توانمش گفت...الی آخر(جای ملا لغتی خالی!)....پاینده باشید

علیکم السلام جناب سبکبار
برای سلامتی روح و جسم همه بندگان شایسته خدا صلوات

ارادتمند برادر بزرگ و عزیزم حاج مصطفی هم هستم. ان شاالله این سعادت دست بده که از نزدیک زیارتتون کنم...علی یارت

مجید عزیز از کرج
علیکم السلام...کجایی برادر؟
خوشحالم که حال مادرتون خوبه ..الحمدالله
در مورد اون مسئله هم به خدا توکل کن

عرض ارادت خدمت روابط عمومی قلعه شهاب بزرگوار....که حالا دیگه تقصیر منه؟...باشه!!

عرض سلام و ارادت هم خدمت خواهران و برادران عزیزم

ناشناس
مریم خانم
خروش
مقداد
چه فرقی میکنه
اسما
سوخته
مجتبی
بوی سیب
عبدالزینب
ساره
.......و باقی گلهای این گلستان با صفا!!

التماس دعاهای عارفانتون.
49017
نام: سلام
شهر: تهران
تاریخ: 1/5/2008 11:30:58 AM
کاربر مهمان
  با سلام من تازه این صفحه رو دیدم چیز خوبی به نظر می رسد انشاالله در این روزگاری که جز نامردی ،وپول حرفی خریدارندارد حرفی برای کفتن داشته باشد که هر روز سری به اینجا بزنیم توفیق روز افزون برای شما از خداوند متعال خواهانم
49016
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 1/5/2008 10:46:39 AM
کاربر مهمان
  هو الجمیل

زهراخانوم خواهر عزیزم سلام.
این حرف دل مخصوص شماست.
همه ما هستیم ولی این روزها که به محرم نزدیک می شیم یه حس غریبی همه اهالی حرف دل را فراگرفته...

عزیزم من درد یتیمی را نکشیدم و شاید نتونم شما را درک کنم ولی یک چیزی را خوب می دونم اینکه خدا همه بنده هاشو دوست داره و اگر امتحانی براشون قرار می ده حتمابه صلاح اون بنده اش است. من این را درک کردم که خدا بهترین را برای ما می خواد.
یه حرفی همیشه زمان سختی ها آرومم می کنه...به دردی که فاطمه(س) بین در و دیوار کشید و به دستهای بسته علی(ع) تو کوچه های بنی هاشم فکرکن...فاطمه(س) سرور بانوان دوعالم و علی(ع)...زبانم قاصر از وصفش!

نه علی توانمش خواند نه خدا توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

همیشه به خدا میگم خدا جونم من در مقابل آنچه که تو برام می خواهی هیچم...هیچ...
من در مقابل عظمت فاطمه زهرا(س) به اندازه ذره ای هم نیستم...هیچ...

خواهر عزیزم توکل یادت نره.
حتما حتما برو پیش پدرتون برید تا آروم بشی. مزار شهدا یادت نره! حتما زاهدان شهدای گمنام هم داره...سری بهشون بزن و زیارت عاشورا بخون تا آروم بشی...

التماس دعا
روز و شبت به یاد خدا
49015
نام: گلاویژ ساعدی
شهر: سنندج
تاریخ: 1/5/2008 10:38:45 AM
کاربر مهمان
  عشق راازعقل پرسیدم جوابم دادنیست عشق راازعلم پرسیدم زمن پرسیدچیست عشق راازقلب پرسیدم چنان غنچه شکفت درجوابم اینچنین ازعشق گفت عشق پروازاست تاعرش خدا ازدرون قلب تابی انتها آسمان قلب هرگزتیره نیست غم به روی عشقبازان چیره نیست گفتمش پس این همه افغان ودرد اینهمه صورت که شد ازعشق زرد اینهمه شکوه وشکایت ازحبیب بازگواسرارشان راای شکیب گفت آن غم که ازعشق باشدشکراست نزدما آن غم زشادی بهتراست عشق راغم آبساری میکند عشق باغم می گساری میکند اینهمه شکوه وشکایت ازحبیب عرصه درداست درپیش طبیب
49014
نام: محب یاس علی (ع)
شهر: یاس های کبود
تاریخ: 1/5/2008 10:17:00 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا فاطمه الزهرا

سلام خدمت همه بزرگواران
کمترهستم ولی همیشه به یاد همه هستم
امیدوارم بنده حقیر رو هم از دعاهای خیرتون فراموش نکنید
*************
راه جلوی خدا نگذاریم
امروز در تلوزیون مقایسه ی جالبی رو شنیدم امیدوارم برای شما هم سودمند باشه
<<یوسف گفت پروردگارا زندان نزد من محبوبتر است از آنچه انها مرا بسوی آن می خوانندو اگر مکرو نیرنگ آنها را از من باز نگردانی قلب من به آنها متمایل مگرددو از جاهلان خواهم بود پروردگارش دعای او را اجابت کردو مکر آنها را برگردانید چرا که او شنوا و داناست>>آیات ۳۳-۳۴ سوره یوسف
حضرت یوسف برای نجات خود از شر زنان مصربه خداوند گفت که زندان را ترجیح می دهد و خداوند هم دعای او را مستجاب کرد و چون خودش راهی جلوی خداوند قرار داد خداوند هم برای نجاتش کاری کرد که راهی زندان شد و صبر و مقاومت لازم برای تحمل مشقت های زندان را به اوداد.
<<زمانی را به خاطر بیاور که این گروه جوانان به غارپناه بردندو گفتند پروردگارا ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن و راه نجاتی برایمان فراهم ساز ما پرده خواب را بر گوششان زدیم و سالها در خواب فرو رفتند>>آیات ۱۰-۱۱سوره کهف
اصحاب کهف از شر طاغوت زمان خود به غار پناهنده شدندو برای نجات خود دست به آسمان دراز کردند و بدون انکه به خداوند بگویند چگونه از او خواستند که از نزد خودش به آنها رحمتی کندو آنها را نجات دهد و خداوند هم اینچنین راحت آنها را از شر دشمنانشان نجات داد.
شاید اگر حضرت یوسف (ع)هم راه نجاتش را خود انتخاب نمی کرد خداوند راهی برای او در نظر می گرفت که همان موقع اورا به حاکمیت و مقام هایی که بعد بدست آورد می رساند.

خدایا می دونیم که خیلی تو کارت دخالت میکنیم ولی تو گوش نکن

یا زهرا(س) مدد
49013
نام: زهرا
شهر: زاهدان
تاریخ: 1/5/2008 10:06:54 AM
کاربر مهمان
  سلام حواسمون نیست که محفلمون داره سرد میشه تنها امیدم شما بودین که اونم ناامید شد یه کم فکر کنیم ببینیم چی بودیم و به چی تبدیل شدیم روزهای اول یادتون میاد ؟ من همون زهرام و شما همون اهالی حرف دل چی شده ؟ چرا مثل قبل نیستین؟ چرا ؟ مثلا آقا احسان کجاست ؟ خبر داریم؟ یا مریم جون کجا رفت ؟ کسی میدونه ؟ ما همونها هستیم ؟ که هیچوقت از هم بی خبر نبودیم یادتون میاد؟ با تشکر
<<ابتدا <قبلی 4908 4907 4906 4905 4904 4903 4902 4901 4900 4899 4898 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved