اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 48912 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
2/2/2007 9:40:28 AM
کاربر مهمان
|
یادت باشد
وقتی می آیی
تمام تنهایی ام را
به روی اشیای خانه جا نهاده ام
چوب لباسی
مژه های چشمانم بود
تا بیاویزی
تمام نگاه خیس و خسته ات از راه
از برفی که می بارید
بخاری مثل سینه ام
بیهوده گر گرفته
به شعله ها گفته ام
وقتی بیایی
به جای من ، هرچند خسته،
برایت برقصند
راستی
انار هم برایت دانه دانه کرده ام
شانس خوبی داری
سرخ سرخ
اخر خون دلم بود
که حالا
از انجماد آن اتاق
می دانم که بلور شده اند
آب نبود
با اشک شسته ام
خیال برم داشت
که شاید
ذره ای از تو جا مانده در پیراهنت
بی درنگ اتو کشیدم
می دانی
خالی تر از تمام خاطره های من با تو بود
داشت یادم می رفت
خواب های شیرینم را
زیر بالش گذاشته ام
وقتی خواستی بخوابی
آنها را با خودت ببر
بگو اندازه من نبوده است
خداحافظ
ازاین همه،
فقط بغض ها را با خودم می برم
|
|
| 48911 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
2/2/2007 9:39:41 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
بادبادک سفید محترم کمی تامل بیشتر... امید است که ببینیم دل نوشته هایتان را. همسنگری گر سنگر ترک کند دل دیگران به درد آید. به فکر دل همسنگرانتان باشید.
نورالله خان از کابل انشالله همیشه خوش باشید.
التماس دعا...مریض دارم... از بچه های خودمونه . بچه های زخمی شده همین حریم . دعا کنید بچه مسلمونا . منتظرای قدوم آقا . منتظرای محرم دعا کنید . چشم انتظارن .
یا علی و یا علی و یا علی
|
|
| 48910 |
نام:
نورالله
شهر:
کابل
تاریخ:
1/2/2008 8:49:56 AM
کاربر مهمان
|
من بسیار خوش هستم
|
|
| 48909 |
نام:
مهدی عاشق
شهر:
کوچه ی بنی هاشمی
تاریخ:
1/2/2008 8:33:43 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله و بالله
سلام علیکم
بنده یکی از دوستان سید مقداد موسوی (...Lovergod14lovers)هستم.
ایشون گفتن که به علت بیماری و یه سری مسائل خصوصی دیگه از این به بعد نمیتونم نت بیام.
و در عالم واقع و غیر مجازی هم نمیتونم با کسی ارتباط داشته باشم.
بنابرین دیگه شخصی به نام لاور گاد در اینترنت و دنیای حقیقی جود خارجی ندارد.
وسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
|
|
| 48908 |
نام:
مجيد
شهر:
از كرج
تاریخ:
1/2/2008 4:08:07 AM
کاربر مهمان
|
سلام به اهالي پر استقامت حرف دل:
همچنان خواننده مطالب مفيد برخي دوستان هستم و سلام و درود مخصوص دارم. مادرم نسبتا حالش خوبه اما متاسفانه در فقدان بچه از دست داده قبل از تولد هستيم. از همه التماس دعا دارم خانمم به زودي عمل جراحي داره. خدمت :
دادش بيقرار داداش مقداد مبارز عبدالزينب خروش احسان مصطفي و همه برادراي گل و همچنين خدمت خواهران سلام و عرض ادب مخصوص دارم.............حق نگهدار شما
|
|
| 48907 |
نام:
مهدی بهرامی
شهر:
بندر عباس
تاریخ:
1/2/2008 2:06:02 AM
کاربر مهمان
|
اگه تمام آدمای دنیا از من رو برگردونن چو تورو دارم هیچ غمی ندارم
|
|
| 48906 |
نام:
م
شهر:
شاهین شهر
تاریخ:
1/2/2008 1:41:24 AM
کاربر مهمان
|
و جوانه های تو در خاک تنم ریشه می دواند این است داستان عاشقی سریال چشمانم
هربار که خورشید غروب می کند گویی طلوعیست دوباره از زخم این دوری
دریا در دیار چشمانم طوفانی می شود و من موج موج لبریز می شوم تا خورشید درون عاشقی ام غرق شود و شب تو را در ناپیدا ترین نقطه ی آسمان روشن کند تا فراموشم نشود در این بی کران هنوز هم کسی هست که فانوس بی خاطره ترین و ترسناک ترین شبهای تار من شود .
شاید من اقرار نکرده ام که هنوز می شود در سیاهی مواج چشم هایم آرام گرفت یا شاید این آسمان باور ندارد که عشق فاصله ی ماه تا این ظلمات را خوب می فهمد .
هرچند که وجود من قاب تصویر تو باشد ...
من از نگاه خویش می گویم ، بی چشم های زلال تو
از برق برق دورا دور احساسم
پنجشنبه است پر از سکوت های ساده ؛ می خواهم چشم از وحشی لاله ها بردارم و خاطرم را پر از یاس و نرگس کنم ... اما آفاق دلم هنوز آشوب است هنوز می ترسم ؛ در ساحل دلم جای گامهای تو خالیست
شاید ناامنی من شوریدگی خاک تنم باشد ....
و تو ... ویاد تو هر لحظه بالطافت خاص سرخ لاله های موضون دشت های جنوب سر از من و این عشق جدا می کنی ...
به که بگویم هنوز می ترسم ؟
می ترسم فراموش کنی که تصویر پاک و زلال نگاهت که در چهار چوب دیدگان من به یادگار مانده گروییست برای تمام خاطراتی که انتظار دلم را از جمکران تا هویزه می کشاند .
این شکایه را به که بگویم ؟
می ترسم می ترسم ،می ترسم سبزی پرچم افراشته ی جمکران در دلم جای خویش را عوض کند با دشت سرخ خرم شهر ... با خاطرات دشت های سرسبز مین ...
آن روز ها سال هاست که تمام شده ، سال هاست که باید دلهره های می خوابید ، می مرد
اما چرا جبهه جبهه بوی عشق آوردی ... ؟
می ترسم پیش از این که عاشق شوم فراموش کنی مرا و ...
و من با حسرت نگاه مردودم را بر شقایق های حاشیه ی خیابان که روزی قدم گاه رزمندگان آقا بود بکشم و تورا تا همیشه در حسرت خاطرات گنگم قاب کنم ...
می ترسم آنوقت خدا هم تنهایی ام را باور نکند .
من بدم و تو ...
ببخش ببخش مرا ببخش که ...
مگر میشود مرضیه بود و به معراج رفت به معراج چشم هایی که سراینده ی خاکند
خاکی از تن آدم
با بوی حوا
من تو را باور می کنم تو عاشقی مرا
.....................................................................................................
......................................................................................................
و فراموش نکنم که ...
و خداوند عشق را آفرید
و تو آموختی مرا عشق
مرا درد ، مرا فراق
و تو آموختی مرا عمر
ببخش اگر با این همه واحمه نوشتم
آخر هنوز بوی خردل میاد قلبم جریان دارد ...
|
|
| 48905 |
نام:
من هیچی نمیدونم
شهر:
نزدیک تو دور از تو
تاریخ:
1/1/2008 11:23:32 PM
کاربر مهمان
|
سلام سلام به کی؟ به هیچکسی . هیچکی حوصله و وقت جواب دادن رو نداره این هزابار تا کی میخوای ادمه بدی؟ بیدار شو بست نیست. عزیزم اخه تا کی؟ تا کی میخوای از مسیری که مال تو نیست بری ؟ تو که میدونی راهت چیه تو که میدونی.. عزیزم تو دیگه بزرگ شدی تو همه چیزو میدونی بیشتر از هر کس دیگه ای .میدونی نمیشه میدونی نمیتونی تا ته خط بری . میدونی اخرش رفیق نیمه راه میشی عزیزکم یه کم بزرگ شو .غصه نخور خدا بزرگه مگه نگفتی خدا جانشین نداشته های منه؟ مگه نگفتی خدا برای من کافیه؟نرو دل قشنگم نرو برگرد به خونه بیا تنهایی هاتو با من و خدا سر کن منو قابل نمیدونی .من برات تکراری شدم خدا که هست؟ اون که همیشه تازه است همیشه جدیده. دل قشنگم اون چشای تنهاتو ببند عزیزکم نمون بیا با من اگه نیای میدونی تناهت میذارم میدونی نمیشه باهات بیام میدونی از همه بهتر.دلکم وابسته نشو به اون چشما به اون نگاه.................ازم نخواه بهش فکر کنم انقدر منو دیوونه نکن بخدا اگه از خدا نمی ترسیدم خودمو میکشتم تا برای همیشه راحت بشم از این همه تردید از این همه بن بست عزیزکم دلکم میدونم تو راست میگی میخوای باهاش بری. نمی خوام تاییدت کنم ولی منم حس میکنم دوسش دارم می خوام یاهاش باشم ولی ولی من با دو تا چشمام میبینم که این کوچه عشق برای تو و اون بن بست توی این کوچه جایی برای حضور من نیست ته کوچه یه دیوار بلند به بلندی نشدن به وسعت تا همیشه که با اجرای هرگز نمیتونی باور کن نمیشه ساخته شده چشاتو باز کن دلکم ولی بیا تنهاییمون رو با هم باشیم با خودته اگه میخوای بری برو تا حالاشم زیادی رفتی ولی بهت میگم تا شب نشده برگرد تا کور تر از اینی که هستی نشدی برگرد اون گل عشقم میکاریم توی یه گلدون قشنگ تا واسه همیشه داشته باشیمش تا عطرش هر شب ببردت تا میخونه خیالش .تا مست بشی و برگردی وبازم مثل همیشه با سنگ بزنی بغضای منو بشکنی و صدای هق هقم بهوشت بیاره و ..........دلم بتو عاشق شدن و دل بستن نیومده .میدونی که نمیشه؟خوب میدونی اگه هم بخوای نمیذارن عزیزم بسه بزرگ شو واقعیت هارو ببین از پیله خیال و رویا بیا بیرون بزرگ شو یادت باشه کرما زیر پای وابستگی ها له میشن پروانه باش که بتونی بپری بری دوست داشتن خوبه تو میتونی تا همیشه اونو بخوای ولی نمیدونم من همه چیزو میسپرم دست خدادیگه دیوونه شدم مگر اینکه خدا بدادم برسه
|
|
| 48904 |
نام:
کاظم
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/1/2008 11:18:48 PM
کاربر مهمان
|
به نام خالق دل تنگیها
خدایا یک ارزو دارم تو سینه که نمی دانم می شود یا نه.خدایا یکی را دوست دارم ونمی دانم میداند یا نه
خدایا دارم دیوانه می شوم نمدانم میداند یا نه
به خدای ابراهیم دوستش دارم نمدانم میداند یا نه
|
|
| 48903 |
نام:
ابراهیم
شهر:
سوسنگرد
تاریخ:
1/1/2008 10:43:10 PM
کاربر مهمان
|
آیا به هدف شخص موردنظرم برای ازدواج خواهم رسید
|
|