شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
48862
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/31/2007 7:34:34 PM
کاربر مهمان
 
...

بهشت من حسينه و سرشت من حسينه
نوشته ی كتاب سرنوشت من حسينه

دل من از روز ازل اسير يك نگاهه
حسينو دوست داره مگه خاطرخواهي گناهه

ديوونه ی حسينم و ويرونه ی حسينم
خراب و مست گوشه ی ميخونه ی حسينم

كجايي سيد جواد...؟

ديوانه كننده است اين شعر با اون صدات...



48861
نام: مریم
شهر: هرجاکه خدا هست
تاریخ: 12/31/2007 7:18:39 PM
کاربر مهمان
  خدایا دلم گرفت.
معبودم ، پروردگارم جز لطف تو از همه چیز و همه کس نومیدم.
مهربانم لطفی بر این بنده ی گناهکارت نما.
خدایم مهربانم مهربانم
مهربانم
خدایا جز اشک هیچ چیز ارزشمندی نمی یابم که تقدیم آستانت نمایم و همچنان منتظر !
48860
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/31/2007 6:35:24 PM
کاربر مهمان
  ..:: حسين جان ::..



همش میخوندم باسرور

با مستی وبا عشق وشور


یه بیت برا امام حسین

اما خدایی با غرور


* اگر مرا رها کنی

تو را رها نمی کنم *


سر از تنم جدا کنی

چون وچرا نمی کنم


خوش بود دلم به این یه بیت

اما یه شب خوابی دیدم


تو خواب ورویا که بودم

حرف عجیبی شنیدم


دوست قدیمیمو دیدم

که خدا رحمتش کنه


میگفت میگم حرفی بهت

فکر نکنی حرف منه


حرفی رو که میخوام بگم

حرف حسین سر جداست


شعری که دائم میخونی

از بیخ وبن شعری خطاست


نگو اگه رهام کنه

او را رها نمیکنم


بگو * اگه رهاش کنم

منو رها نمیکنه *


بارها شده کردی رها

امام حسین رو با گناه


اما نکرد تو رو رها

شما رو برد کرببلا


بارها شده که رفته اید

از در خونش شما ها


اما حسین بازم اومد

کشیدتون تو هیئتها


یعنی میشه فقط یه بار

رو تل زینب بشینم


پیاده از صحرا بیام

که کربلاتو ببینم


یادش بخیر تو کربلا

چه حال خوبی بود شبها


میون بین الحرمین

حسین بودو عشق وصفا


حالا بگو تو رو خدا

از روی صدق واز صفا


حسین تو رو کرده رها

یا تو شدی ازش جدا؟



48859
نام: abdollah
شهر: esfahan
تاریخ: 12/31/2007 6:18:24 PM
کاربر مهمان
  چرا من؟
48858
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/31/2007 6:01:09 PM
کاربر مهمان
 


دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید



بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید



بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید



جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید



از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید



گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

48857
نام: احسان صادقی
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/31/2007 5:46:31 PM
کاربر مهمان
  خداوندا تلخی دنیا را در کام ما شیرین بگردان من دوست دارم زنده بمانم من از مرگ می ترسم هر گا به یاد مرگ می افتم همه دنیا برایم بی ارزش و غیر قابل تحمل می شود و نمی دانم چه باید بکنم انسان موجودی اصیل است در بی اصالتی دنیا و هستی و کلا تمام خلقت چون انسان میتواند ترس و تنهایی و مردن را در ک کند اما هستی و تمام کینات نمی توانند ما بازیچه دست خدایان گشته ایم .
48856
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/31/2007 5:38:24 PM
کاربر مهمان
 
تو اين روزها فقط بايد ساكت بود و ديد...

48855
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/31/2007 5:19:20 PM
کاربر مهمان
 
سيد عزيز آسموني سلام.

همه از سيد ها عيدي مي گيرن به ما هم عيدي دادي بزرگوار؟!

شاكي نيستم...

بين شاكي و شاكر يك حرف اختلافه...

شاكرم...

دلتنگي هم اگه از نوع آسمونيش باشه خودش عيدي بزرگيه...

نمي دونم چرا حس نوشتن هيچ مطلبي رو ندارم.

همش تقصير اين احسانه!

از راه دور دل ما رو كشوند كشوند تو كربلا رهام كرد...

حالا ديگه دلم كربلا مي خواد اما توفيقش نيست...

قبل ها مي گفتم تا چشم دلم باز نشه نمي رم چند باري هم فرصت پيش اومد اما حسابي كم توفيق شدم...

... دعا كنيد ...

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

48854
نام: مریم
شهر: تهران
تاریخ: 12/31/2007 4:02:51 PM
کاربر مهمان
  میشه برام دعا کنید
48853
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 12/31/2007 3:58:53 PM
کاربر مهمان
  یا حسین

انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!

ما چه مى كرديم؟! ما چه مى كرديم، اگر اينها نبودند؟!... دلباخته هاى حقيقى، سرباخته هايند. انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!

بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟ بچه هاى كربلا دارند مى آيند: بچه هاى اشك و آتش، بچه هاى غيرت و غربت و بى قرارى، بچه هاى تخريب و انفجار، بچه هاى تهاجم و تنهايى، بچه هاى يقين و يقين و يقين، بچه هاي يكشبه ى صدساله، بچه هاى بزرگوار!....

بچه هاى مرگ، دارند براي ما زندگى مى آورند. مرگ، كه نه!... اينها، بچه هاى بى مرگى اند:بچه هاى شهادت، بچه هاى مقاومت...

شهيدان را بر شانه ها نشانده اند. فاتحان را هميشه برشانه مى نشانند! بوى مرگ فاصله نمى شناسد... بوى كربلا، بوى جبهه، بوى انقلاب، بوى امام، بوى بسيج، بوى اشك و تنهائى... همه در هم آميخته، و يكدست، بر كبريا در آويخته! كبوتران پرواز خبر از هواى تازه مى دهند.

...و دنيا مى ماند در اين همه حيرت، كه يك آبادى، اين همه طاقت و جسارت را از كجا مى آورد، كه مى تواندقيامت را ـ يكسره ـ بر دوش كشد!
اگر شهادت نبود، ابوالقاسم حسینجانی
<<ابتدا <قبلی 4892 4891 4890 4889 4888 4887 4886 4885 4884 4883 4882 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved