شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
48662
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/26/2007 10:53:09 PM
کاربر مهمان
 
*زیربار گناه سلام.
راهش همینه.خدا خیرت بده.
اون مطلبی رو هم که در مورد افرادی که به محرمشون هم سر سفره می گن اگه ممکنه اون پارچ آب یا ... رو بدهید موضوعیتش چیز دیگه ای هست و ربطی به مفهومی که می خواهید برسونید نداره بزرگوار و بر می گرده به شرمی که نشان از فروتنی داره که با دستور خواسته اشون را بیان نمی کنند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

48661
نام: محمد
شهر: بابل
تاریخ: 12/26/2007 10:38:43 PM
کاربر مهمان
  سلام آقامرتضی،چکارکنم تواین هیاهوی بی دینی روزگار
اومدم تادرراه شماباشم،تاکاری بکنم،تاقدمی بردارم؛اما...نمی زارن...اونائی که علی رو،حسن رو،حسین رو وبعدشمارومسخره میکردن وبه جای کمک ؛چوب لای چرخ میزاشتن .حالا بازم اومدن آقا مرتضی .......................
48660
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/26/2007 10:36:33 PM
کاربر مهمان
 
سلام بر همه اهالی حرف دل.

مطلبی از بزرگواری خوندم خیلی تاثیرگزار و زیبا نگاشته شده بود. جهت بهره برداری بهینه تقدیم می نمایم:
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌بودند،‌هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند وبيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ وخيانت،‌جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌هاتكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشانرا مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو بااينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينهاساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت وگفت. ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لابه لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بارهم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كناربساط شيطان جاگذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خداخدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم وهاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را باخود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود.

سیدعلی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.




48659
نام: فاطمه
شهر: خراب اباد
تاریخ: 12/26/2007 10:29:07 PM
کاربر مهمان
  نمی تونم نمیتونم دلم خدا بسه ناامیدم نکن
48658
نام: نیکو
شهر: یزد
تاریخ: 12/26/2007 10:09:40 PM
کاربر مهمان
  چرا من هر چی از خدا می خوام اصلا به من نگاه نمی کنه چرا جواب منو نمی ده من خیلی تنهام جز خدا کس دیگه ای رو ندارم چرا منو تنها گذاشته چرا دعاهامو قبول نمیکنه ۹ ساله دارم دعا میکنم هنوز .. من اما امید دارم و منتظر هستم میدونم روز عید به من عیدی میده...باید خدا رو دوست داشته باشم.
48657
نام: عبد خدا
شهر: تبریز
تاریخ: 12/26/2007 9:53:11 PM
کاربر مهمان
  خدایا ...
اگه الان یه فرشته رو بفرستی پایین واون فرشته بهم بگه یه آرزو کن که خدا گفته هرچی بخوای اجابت میشه اینو میگم که :
ای خدای مهربانم به لطف و رحمت خودت آن اسلام راستین و انسان ساز محمدی را که به راستی راه رسیدن به خوشبختی دنیا و آخرت است رو به ما((هدیه))کن که به راستی اگه آن اسلام رو داشته باشیم همه چیز را داریم و من با این آرزو صاحب همه چیز می شوم خدایا تو خود شاهد باش که من این آرزو را هر روز نه به اون فرشته بلکه مستقیما به خود خودت می گم و تا اون چیزی روکه می خوام به دست نیارم دست بردار نمیشم پس تو رو به عظمتت قسم می دهم که ما را با اسلام عزت بخش
48656
نام: نازنین
شهر: تهرون
تاریخ: 12/26/2007 9:24:22 PM
کاربر مهمان
  خزونم داره میره نمونده برگی رو درختا من هنوز منتظرم تو جاده تک و تنها
(خدایا بهار من برسون)
48655
نام: siid majid
شهر: sari
تاریخ: 12/26/2007 9:07:50 PM
کاربر مهمان
  man doset daram
48654
نام: مرغ سحر
شهر: تهران
تاریخ: 12/26/2007 8:55:27 PM
کاربر مهمان
  هو المحبوب

کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه
که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد

به پای بوس تو دست کسی رسید که او
چو آستانه بدین در همیشه سر دارد

یا حق
48653
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/26/2007 8:29:37 PM
کاربر مهمان
  رخسارمهدي عج ببيني صلوات بفرست
<<ابتدا <قبلی 4872 4871 4870 4869 4868 4867 4866 4865 4864 4863 4862 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved