اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 48342 |
نام:
غریب
شهر:
سکوت
تاریخ:
12/18/2007 4:27:33 PM
کاربر مهمان
|
با عرض سلام فرا رسیدن روز عرفه و عید قربان را تبریک می گویم. امروز در کلاس روان خوانی قران ثبت نام کردم برای موفقیتم دعا کنید. خدایا در انتظار ظهورش چشم براهیم .
سلام
سلام من برای یار
علیک یار برای من
نگاه من براه یار
نگار یار برای من
دو دیده انتظار من برای یار
تفضل نگاه یار برای من
|
|
| 48341 |
نام:
محمد پورنوروز
شهر:
مشهد الرضا ع
تاریخ:
12/18/2007 4:17:33 PM
کاربر مهمان
|
نامه ی حضرت روح الله به همسر عزیزشان بسیار زیبا بود.
از خوش سلیقگی شما در درج این نامه در صفحه اصلی این سایت زیبا تشکر می کنم.
خدا نگهدارتان باد و پاینده باشید
راستی شادی روح شهدا و امام و سلامتی رهبرمون تا فرج آقا صلوات یادتون نره
|
|
| 48340 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
12/18/2007 3:59:23 PM
کاربر مهمان
|
ادامه مطلب
از فراز همه روزهايي كه بر تو گذشت بر من ببار و تشنگي اين دل در كوير مانده را فرو نشان. ميخواهم در تو جاري شوم، ميخواهم رمز شكفتن و پرواز را از تو بياموزم و بدانم بر شانههاي زخمي تو چه دلهايي كه آشيان نكردهاند.
ميگويند «همت» از همين نقطه آسماني شده است، عاشقي كه در پي ليلاي شهادت در بيابانهاي زخم خورده طلائيه مجنون شد. من امروز آمدهام ردپاي او را تا افقهاي بينهايت و در امتداد عشق جست وجو كنم. اينجا عطر او لحظهها را پركرده است و دستهايش هنوز مهرباني را منتشر ميكند.
من از سكوت راز آلودت درسها آموختهام! با من سخن بگو!
مبادا روي لالهها پا گذاريم
انا مجنونالحسين يا ثارالله
|
|
| 48339 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
12/18/2007 3:52:13 PM
کاربر مهمان
|
***السلام علیک یا ابا عبدالله یا ابن فاطمه***
به شهر کوفه پر دردم میان کوچه می گردم
نمی خواهم که از خجلت دگر سوی تو بر گردم
شکسته قلب پر خونم شبیه نیل و جیحونم
تو سرگردان در صحرا من از هجر تو مجنونم
الا ای زاده حیدر بیا در کوفه و بنگر
به روی دار عشق تو طرفدارت شده بی سر
ز داغت آتشینم من ببین نقش زمینم من
چنین جان داده ام تا که عزایت را نبینم من
فدایی تو گردیدم ز اندوه تو رنجیدم
کمی از غربت حیدر به شهر کوفه را دیدم
به یاری من تنها همه بستند همه درها
به خاک کوچه افتادم ببردم نام زهرا را
به شهر شب چو مهتابم به دیدار تو بی تابم
کشیده بر زمین جسمم که خاک پای اربابم
سلام بر همه حرف دلی بزرگوار.
ایام مسلمیه و روز عرفه و عید سعید قربان رو گرامی می داریم.
بنده چند روزی در خدمت دوستان نخواهم بود.حیفم اومد این روزهای بزرگ رو بی تفاوت از کنارشون بگذرم.
اگه حال خوبی به دوستان خصوصا در روز عرفه و دعای بلند معنای عرفه دست داد دعا برای ظهور حضرت حجه ابن الحسن المهدی(عج) رو فراموش نکنید.
در روز عرفه ای به حضرت سیدالشهداء(ع) وعده جد بزرگوارشون محقق شد و به حضرت الهام شد که:ان الله شاء ان یراک قتیلا... حضرت هم برای اینکه خون مبارکشون در سرزمین حرام اون هم در ایام حج ریخته نشه نیت عمره مفرده فرمودند و پس از تقصیر(تراشیدن موی سر و قربانی) به سمت بیرون از مکه رهسپار شدند. تا قربانی اصلی را در سرزمین کرب و بلا به خداوند متعال هدیه کنند.
حلال کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 48338 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
12/18/2007 3:33:23 PM
کاربر مهمان
|
به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود.
وادي مقدس !
آره اينجا مقدسه اما مکه نيست، مسجدالاقصي داره ولي قدس نيست، حرم اباالفضل (ع) رو ميبيني اما کربلا نيست، اينجا طلاييه است و مقدس به سرخي خون شهيد
پا برهنه ميشم، بسمالله ميگم و قدم برميدارم. ميام بالاي يک بلندي، کنار گودالي که توش يه تانکه، همون تانکي که صداي خرد شدن استخوان بچههاي فاطمهرو شنيد، همونهايي که رو لباسهاشون نوشته بودند : " مي رويم تا انتقام سيلي زهرا بگيريم "
به گودال خيره ميشم و چشمهامو ميبندم : خدايا، اين همون گوداليه که توش حسين زهرا رو سر بريدند اين همون تل زينبيه است.
زانوهام ميلرزند، ديگه نميتونم بايستم ، ميشينم و زيارت عاشورا رو زمزمه ميکنم اما هنوز چشمم به اون تانکه و اون گلي که زير شنيهاش پرپر شد، حتي چفيهاش رو هم تو دهنش گذاشت تا صداش در نيادوژ.
ديگه دارم آتيش ميگيرم، از اين همه غربت، از اين همه فراموشي.
خدايا، چطور ميشه حق اينارو ادا کرد ؟
درونم آشوبه، دلم ميخواد داد بزنم.
خورشيد، اين شاهد آتشين که تو اوج فلک جا شه ديگه به وسط آسمون رسيده. نگاش ميکنم و ازش ميخوام باهام صحبت کنه چون اون همه چيزو ديده :
درست تو همين ساعتها، يه روز دستهاي قلم شده ساقي لشکر امام حسين (ع) رو ديده يه روز هم تو همين سه راهي شهادت دست بريده فرمانده لشکر اما حسين (ع) حاج حسين خرازي رو ديده .
يه روز س بريده حسين (ع) رو ديده و يه روز هم پيکر بي سر حاج ابراهيم همت .
يه روز جسم پاره پاره علي اکبر رو ديده يه روز هم بدن قطعه قطعه مهدي باکري رو .
طلائيه!
با من سخن بگو و پرده از رازي بردار كه سالها تو و خداي تو شاهد آن بودهايد.
چقدر غمگيني. آن روز سرافراز و امروز سر به زير انداختهاي. با كسي سخن نميگويي و سكوت پيشه كردهاي. اما سكوت تو بالاترين فرياد است و خفتگان را بيدار ميكند و بيداري را در رگهاي انسانهاي به ظاهر زنده ميريزد. اينجا همه از سكوت تو ميگويند و من از سكونتي كه در تو يافتهام و تا امروز چقدر از تو و نفسهاي طيبهات، از تو و از رازهاي سر به مهرت، از تو و مردان بيادعايت كه مس وجود را با طلاي ناب شهادت معامله كردند، دور بودهام. چه احساس حقيري است در من كه توان شنيدن قصههاي پرغصهات را ندارم.
ميگويند، اينجا جايي است كه شهيدان حسين وار جنگيدهاند و من از بدو ورود به خاك پاكت تشنگي را در تو ديدهام و انتظار اهالي خيام را به نظاره نشستهام. اينجا چقدر بوي حنجرههاي سوخته ميآيد و چقدر دستها تشنه وفايند.
من در اين سرزمين حتي به قمقمههاي عطشان سلام ميدهم و سراغ عباسهاي تشنه لب را از آنان ميگيرم . مگر ميتوان سالك عاشورا بود و تشنگي را فراموش كرد و از كنار حلقهاي شعلهور بي تفاوت گذشت.
من با تمام وجود در تو جاري ميشوم تا در ميان نيزارها و نيزه شكسته ها، سرهاي ستارهگون برادرانم را به دامن گيرم و برايشان از زخم بگويم، از اسارت، از تنهايي، از غربت، از…
از فراز همه روزهايي كه بر تو گذشت بر من ببار و تشنگي اين دل در كوير مانده را فرو نشان. ميخواهم در تو جاري شوم، ميخواهم رمز شكفتن و پرواز را از تو بياموزم و بدانم بر شانههاي زخمي تو چه دلهايي كه آشيان نكردهاند.
ميگويند «همت» از همين نقطه آسماني شده است، عاشقي كه در پي ليلاي شهادت در بيابانهاي زخم خورده طلائيه مجنون شد. من امروز آمدهام ردپاي او را تا افقهاي بينهايت و در امتداد عشق جست وجو كنم. اينجا عطر او لحظه
|
|
| 48337 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ايران سراي من است
تاریخ:
12/18/2007 3:29:32 PM
کاربر مهمان
|
هیچ می دانید در روز نهم ذیحجه در عرفات چه اتفاق می افتد. پس بدان که در غروب نهم همه جادر ها وخیمه ها هنکام غروب با طوفانی شدید .جمع خواهد شد وبراستی محشر است همه تکبیر گویان از کنار هم می گذرند وهمه به فکر رفتن هستند . راستی ایا همه به عرفان رسیده اند از روز هشتم که وارد عرفات امدند با خدا ی خود چه عهدی بستند . گفتند خدایا امدم به دستورت وشب را برای رازو نیاز در عرفات وبرای عرفان پیدا کردن ماندیم برای تعجیل در فرج اقا دعا کردیم از حرفهای بیهوده دور بودیم وفقط دعا کردیم در روز عرفه هم دعا ی امام حسین را خواندیم تا اماده بشویم برای رفتن به مشعر راستی روز رفتن یادت هست چه طوفانی در گرفت وخیمه را خواباند ووگوئی که محشر است .هرکس به فکر رفتن از عرفات وبرای رسیدن به مشعر وبرای به شعور پیدا کردن وس÷س تا سپیده در مشعر ماندن با از دستور سرپیچی نکردن وتا سبح زمزمه کردن ودعا خواندن وسنگ جمع کردن تا با سنگها به شیطان زدن انهم باز بدستور ورضای خدای بزرگ وتا بعد از طلوع خورشید به طرف منی رفتن وسپس به طرف شیطان رفتن و7سنک به شیطان زدن چرا 8سنک نه باز سرپیچی نکردن فقط 7سنگ به شیطان زدن وانگاه دستور برای قربانی وذبح کردن وسپس تقصیر کردن واگاه دستور است که لباس احرام از تن در اوردن وباز به انتظار روزدیگر نشستن تا فردا نیز با سنگ به شیطان بزنیم باز به انتظار فردا نشستن تا فردارا به شیطان اولی ودومی وسومی سنگ بزنیم و انتظار بکشیم تا دقیقا به دستور ورضای خدا بعداز شنیدن اذان ظهر منی را تر بگوئیم وبه طرف بیت اله الحرام رفته طواف کعبه دوست بجای اوریم ونماز طواف وسعی وسپس طواف نسائ ونماز طواف نسائ بجای اوریم وحاجی شویم . انگاه است که با ید قدر بدانیم وبا توجه قول خدا که تمام کناهان ما امرزیده شده است به وطن برگردیم وحاجی واقعی باقی بمانیم انشاالله
نوشته یک حاجی
|
|
| 48336 |
نام:
ملا لقطی
شهر:
ادبیات
تاریخ:
12/18/2007 3:20:29 PM
کاربر مهمان
|
سلام
شهادت یار کربلایی پدر ،و گریه کن همیشگی بر حسین، استاد علم وفقاهت،بر طرف کننده جهل وظلمت، امام رحم ومروت، امام باقر (ع) بر همه تشنگان معارف ناب اسلامی خصوصا خانواده اهل دل تسلیت وتعزیت باد.
خواهران گرامیم نفیسه ومریم
ما چندین سال خواندیم تازه برخی از اشکالات ادبییمان برطرف شده ! حالا معلوم نیست باید چقدر معطل شویم تا اشکالات روحیمان کناررود! وهر کاری را باید اهلش انجام دهد که ما نیستیم؟
ولی از باب ادب جمله ای از امام باقر (ع) را فراهم کرده ام که برایتان نقل مینمایم :
امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:
الجنة محفوفة بالمکاره و الصبر ، فمن صبر علی المکاره فی الدنیا دخل الجنة و جهنم محفوفة باللذات و الشهوات فمن اعطی نفسها لذتها و شهوتها دخل النار
بهشت در لا بلای ناراحتیها و صبر و شکیبایی و استقامت پوشیده شده است، هر کس در برابر ناراحتیها ( و ترک شهوات) در دنیا شکیبایی کند داخل بهشت می شود
و دوزخ در لا به لای لذات نامشروع و شهوات سرکش پیچیده شده و هرکس نفس خویش را در برابر این لذات و شهوات آزاد بگذارد داخل آتش می شود.
نورالثقلین ج 5 ص 507 حدیث 46 به نقل از تفسیر نمونه
|
|
| 48335 |
نام:
انور عیوضی
شهر:
تبریز
تاریخ:
12/18/2007 3:13:53 PM
کاربر مهمان
|
امید وارم هر چه زودتر آقا مون هر چه زودتر ظهور کنه.اللهم صل علی محمد وال محمد
|
|
| 48334 |
نام:
هادي
شهر:
اروميه
تاریخ:
12/18/2007 3:11:34 PM
کاربر مهمان
|
هركه عاشق شد جفا بسيار مي بايد كشيد
بهر يك گل منت از صد خار مي بايد كشيد
من به مرگم راضيم اما نمي آيد اجل
بخت بد بين بين كز اجل هم ناز مي بايد كشيد
الهم عجل لوليك الفرج مهدي(عج)
يا حق
|
|
| 48333 |
نام:
محب یاس علی (ع)
شهر:
یاس های کبود
تاریخ:
12/18/2007 3:06:13 PM
کاربر مهمان
|
ستاره خانم هیچ کار خدا بی حکمت نیست این اتفاق رو بگذارید به حساب حکمتی که شما از اون بی خبرید
التماس دعا
خدایا ما را راضی به قضایت قرار بده
آمین
|
|