شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47972
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/10/2007 8:11:19 PM
کاربر مهمان
  هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق

مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند


مريم بزرگوار از هرجا كه خدا هست سلام.

خدا رحمتشون كنه.

شادي همه رفتگان جمع فاتحه مع الصلوات.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


47971
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/10/2007 7:38:30 PM
کاربر مهمان
  مريم از دل آرام....وعليكم سلام خدا يك دم شمارارها نكنه ويار وياورت باشه باذكر صلوات بر وجود نازنين امام عصر عج ****واما مابقي دوستان عرض سلام وخسته نباشيددارم واميدوارم شاد خرم باشيد صلواتي ختم كنيد _
47970
نام: درویش
شهر: خارج از کشور
تاریخ: 12/10/2007 7:38:09 PM
کاربر مهمان
  سلام: قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود. از قدیم گفته اند خود کرده را تدبیر نیست. فقط خدا میتواند و تدبیر و چاره به دستش و اوست که قادر و پرتوان برای انجام هر کاری. خدایا کمکم کن. التماس دعا
47969
نام: مریم
شهر: هرجاکه خدا هست
تاریخ: 12/10/2007 6:51:13 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای مهربون

چقدر زود ده سال گذشت ، امروز ده سال از غمگین ترین روز عمرم می گذره و هنوز خاطره ی یه مرد بی ادعا ، بزرگ ، با گذشت و مهربون توی ذهنم تداعی می شه ، دایی نازنیم که هنوز که هنوزه وقتی می رم سر خاکش اینقدر ادمای ناشناس می بینم که ورد زبونشون خدمتهایی که این بزرگ مرد بزگوار بهشون کرده موقع بیچارگیهاشون ، موقع نداراییهاشون، وقتی که دایی نازنینم توی اتاق عمل ، وسیله ی خیری بوده براشون از طرف خدا ! روحش شاد .تقدیم به روح بزرگ ایشون :اللهم صل علی محمد و ال محمد

خدا اون موقع که انسان رو آفرید به بنده ی خودش گفت : توی دنیایی که می ری ادم خوب و بد زیاد هست ، بعضیاشون دلتو می شکنن، مبادا غصه بخوریا ، من همه جا باهاتم!

تنهای جمله ای که می تونم بهتون تقدیم کنم ، شهری که خودت توی اون ساکن شدی : دلت اروم باشه به یاد خدا .

بزرگوار از اینکه دوباره توی حرف دل پیغامتون رو می بینم خوشحالم و سلام ما رو پذیرا باشید ، امیدوارم که دل گرفتگیتون برطرف شده باشه ، انشاء الله .

راستی این پیغام رو امروز توی همین سایت دیدم، احساس منم همینه.
اگه میخوای بفهمی کاری که داری میکنی یا حرفی که میزنی گناه یا ثواب به دلت رجوع کن دلت هیچ وقت دروغ نمیگه اگه احساس کردی دلت سنگین شد بفهم داری گناه میکنی و اگه دیدی دلت آرومه واحساس خوبی داری شک نکن عین ثواب

دلتون دریایی باشه همیشه به یاد خدا
اللهم صل علی محمد و ال محمد
47968
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/10/2007 6:33:27 PM
کاربر مهمان
 

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،




بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.




بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.




بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.




بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.




بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.




47967
نام: مریم بانو
شهر: مرودشت
تاریخ: 12/10/2007 5:59:35 PM
کاربر مهمان
  گم شدم برام دعا کنید که خودمو پیداکنم
47966
نام: الهه برجسته
شهر: کرمان
تاریخ: 12/10/2007 5:22:22 PM
کاربر مهمان
  رازسجده ها
47965
نام: گل نرگس
شهر: ايران سراي من است
تاریخ: 12/10/2007 4:24:16 PM
کاربر مهمان
  بار ديگر عالمي غم‌خانه شد
غم فزا از نالـه‌ي جـانانه شـد
همچو جـدش بر لب آب روان
رخت بســت ورفت از دار فنا
47964
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/10/2007 4:15:12 PM
کاربر مهمان
 
سلام بر همه دوستان اهل دل.

*سنگ بزرگوار صحراي كربلا و چه فرقي مي كنه گرامي سلام وخيرمقدم مجدد.
بنده هم از حضور دوباره شما خوشحالم.به يادتون بوديم اما اينكه فرصت نمي كرديم ابراز كنيم رو به حساب بي معرفتيمون نگذاريد.

*آقا صادق بزرگوار سلام.
اگه كوتاهي اي از اينجانب سرزده عذر مي خوام از خدمتتون.
بنده هم خدمت سيدمقداد سلام عرض مي كنم.

*ياد همه دوستان به خصوص سوگل گرامي و بوي سيب بزرگوار ونخل سوخته عزيز و ... همه حرف دليها رو گرامي مي داريم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.





47963
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 12/10/2007 4:02:09 PM
کاربر مهمان
  قيصرامين پور


پيش از اينها فكر ميكردم خدا
خانه اي دارد ميان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس وخشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان

رعد و برق شب صداي خنده اش
سيل و طوفان نعره توفنده اش

دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب

هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان دور از زمين

بود اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده وزيبا نبود

در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم از خود از خدا
از زمين، از آسمان،از ابرها

زود مي گفتند اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست

آب اگر خوردي ، عذابش آتش است
هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است

تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تا شدي نزديك ،دورت مي كند

كج گشودي دست، سنگت مي كند
كج نهادي پاي، لنگت مي كند

تا خطا كردي عذابت مي كند
در ميان آتش آبت مي كند

با همين قصه دلم مشغول بود
خوابهايم پر ز ديو و غول بود

نيت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي كردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه

مثل صرف فعل ماضي سخت بود
مثل تكليف رياضي سخت بود

تا كه يكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر

در ميان راه در يك روستا
خانه اي ديديم خوب و آشنا

زود پرسيدم پدر اينجا كجاست
گفت اينجا خانه خوب خداست!

گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند
گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند

با وضويي دست ورويي تازه كرد
با دل خود گفتگويي تازه كرد

گفتمش پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟

گفت آري خانه او بي رياست
فرش هايش از گليم و بورياست

مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است

مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره دل را برايش باز كرد

مي شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد

مي توان با او صميمي حرف زد
مثل ياران قديمي حرف زد

ميتوان مثل علف ها حرف زد
با زبان بي الفبا حرف زد

ميتوان درباره هر چيز گفت
مي شود شعري خيال انگيز گفت....

تازه فهميدم خدايم اين خداست
اين خداي مهربان و آشناست

دوستي از من به من نزديك تر
از رگ گردن به من نزديك تر….

قیصر امین پور


روحت شاد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
<<ابتدا <قبلی 4803 4802 4801 4800 4799 4798 4797 4796 4795 4794 4793 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved