شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47952
نام: سنگ
شهر: صحرای کربلا
تاریخ: 12/10/2007 12:21:53 PM
کاربر مهمان
  بسم الله النور

سلام به همگی

ذوالعرش گرامی فکر کنم فقط شما از نبودن من مطلع بودین و فقط هم شما بودین که از اومدن من خوشحال شدین ، در هر صورت ازتون ممنونم و خوشحالم که حداقل شما به فکر بودین و متوجه اومدم شدین
منم از دل نوشته های شما خیلی استفاده میکنم انشالله که خداوند به شما توفیق هر چه بیشتری عطاکند و موفق تر باشین.و همیشه برای من محترم و عزیز هستین .
************************************************
"قلب المومن عرش الله الاعظم"
دل مومن عرش اعظم خداوند است.
به قلب موارد زیر نیزگفته میشود:
1-جبرئیل:از عالم حقایق خبر میدهد.
2-میکائیل:از معارف و مکارم به طالبان رزق بخش است.
3-اسرافیل :از معاد وبازگشت مریدان آگاهی می فرماید.
4-عزرائیل:که قتل نفس اماره مریدان می نماید.
5-ادم: معلم طالبان راه هدایت
6-نوح:که نجات دهنده از طوفان بلاست.
7-ابراهیم:که از آتش هستی گذشته ونمرود خواهش را کشته وخلیل حضرت حق گشته است.
8-موسی:اینکه فرعون هستی را به نیل نیستی غرق نموده ودر طول قرب الله مناجات میکند.
9-افلاطمن:که طبیب نفوس است ودر شناختن علل و امراض باطنی مانند جالینوس است.
10-سلیمان:زبان مرغان داند یعنی مطلع بر احوال مریدان است وبه طیورحواس ظاهری و باطنی خود حکمران
11-عیسی زمان:که دلهای مرده را زنده میسازد و رجال اعور امال را بر می اندازد
12-مهدی و هادی نیز گویند.
13-اسکندر :که سد یاجوج وماجوج خاطرات نفسانی و خلوات شیطانی مریدان را میبندد.
14-سیمرغ: که درصس قاف قلب مخفی است.
سواد اعظم وبحر محیط:که هر طالب خود را بدان میرساند،اورا از الودگی پاک میکند.
15-یوسف:که در مصر ولایت عزیز است
16-افتاب : که پرتو شفقت بر هر کس می اندازد
17-ابر وسحاب : که طالبان را از معارف سیراب میسازد.
18-ترسا : که مجرد وازاد است
19-مر آت وایینه:که هر کس به وی مقابل میشود اگر متقی است نیک مشاهده مینماید واگر شقیست زشت ملاحظه میکند
47951
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 12/10/2007 12:12:18 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه هر چه داریم از اوست.
خدایی که نمی دانم حکمتش چیست ولی می دانم و مطمئنم که بهترین را برای بنده هایش می خواهد.

آقا مهدی بزرگوار سلام.
زیارتتون انشاءالله قبول باشد.
ممنونم از راهنمائی تون. و من هم حالا فقط خدا را شاکرم که این ازدواج به قول شما زمینی صورت نگرفت. چون واقعا من به یک شناخت واقعی دست پیدا نکرده بودم.
و از خداوند می خواهم که به همه جوونا قدرت تشخیص درست و انتخاب صحیح را بدهد تا همه ازدواجها رنگ و بوی خدایی و آسمونی به خودشون بگیرند. انشاءالله.

خدایا!
شکرت...فقط همین.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
47950
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 12/10/2007 12:09:17 PM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود

السلام عليك يا جوادالائمه (ع) ادركني

جاري كنم ز ديده سيل اشك را
در ماتمي كه فاطمه صاحب عزا بود

فرا رسيدن سالروز شهادت ابن الرضا (ع)، جوادالعارفين حضرت امام محمد تقي (ع) بر شيعيان تسليت باد.


دل افسرده‎ام با غم قرین است
كه در فكر جواد العارفین است
چرا غمگین در این عالم نباشم
پریشان قلب ختم المرسلین است
شد از زهر جفا و کینه مسموم
جهان از ماتمش با غم قرین است
به هنگام شباب از کید دشمن
خزان گلزار سلطان مبین است
میان حجره در بسته بر او
ز آهش لرزه بر عرش برین است
غبار غم نشسته بر رخ ماه
گه قتل شه دنیا و دین است
لبش عطشان و جانش بر لبش بود
چنان جدش که دریا آفرین است
هنوزم در تمام کون و قطره
بپا شور عزا در شهر دین است


امام جواد علیه‌السلام نهمین امام بر حق به عیادت یكی از اصحابش كه بیمار شده بود رفت و در بالین او نشست. و دید او گریه می‎كند و در مورد مرگ بی‎تابی می‎نماید.
حضرت به او فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ می‎ترسی؟»
دلیل آن این است كه نمی‎دانی ماهیت مرگ چیست؟ آیا اگر چرك و كثافت، تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخم‎های پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه این چرك‎ها و زخم‎ها را از بین می‎برد، آیا نمی‎خواهی كه وارد حمام شوی و بدنت را شستشو نمایی و از زخم‎ها و آلودگی‎ها پاك گردی؟ و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخم‎ها باقی بمانی!
بیمار عرض كرد: البته دوست دارم در این صورت به حمام بروم و بدنم را بشویم.
امام جواد علیه السلام فرمود: مرگ (برای مؤمن) همان حمام است و آن آخرین پاكسازی از آلودگی گناهان و شستشوی ناپاكی‎ها است. بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیده‎ای و به سوی خوشحالی و شادی روی آورده‎ای.
بیمار از فرموده‎های امام جواد علیه‌السلام قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار دلهره و نگرانی‎اش از بین رفت.
آری وقتی كه انسان از نظر فكری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت كند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی‎دهد و در می‎یابد كه در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج‎ها، و روی آوردن به شادی‎ها انتقال پیدا خواهد كرد.

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
47949
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 12/10/2007 12:06:32 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

ادامه مطلب...
ولی بعد از مدتی متوجه تغییر رفتار ایشون شدم. تا اینکه با خواهرشون در این رابطه صحبتی داشتم و ایشون گفتند که برادر من دچار یک سری نارحتی هستند.
من همه چیز را سپردم به خدا و گذشتم.
فقط این سوال برایم مطرح شده که چرا خانواده ها این طور مسائل را از همان اول نمی گویند؟

الله اعلم...

فقط می تونم به بزرگواران اینجا توصیه کنم که از خدا فقط هر آنچه که صلاحتون هست را بخواهید. نه بیشتر و نه کمتر نه زود و نه دیر...

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
47948
نام: گل نرگس
شهر: ايران سراي من است
تاریخ: 12/10/2007 11:42:55 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسين

سلام بر عاشوراييان
47947
نام: ...
شهر: ........
تاریخ: 12/10/2007 11:33:38 AM
کاربر مهمان
  روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گريان با تلاش فراوان بلاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي که برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب کند. پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور کافي براي بلند کردنش ندارم. براي اينکه شما را متوقف کنم مجبور شدم از اين پاره آجر استفاده کنم. مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومببيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما آجر به طرف شما پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني که ما وقت نداريم گوش کنيم،

او مجبور مي شود پاره آجر به سمت ما پرتاب کند. اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه!
47946
نام: مهدی
شهر: تهران
تاریخ: 12/10/2007 11:32:31 AM
کاربر مهمان
  مریم خانم سلام مادعاگوی شما هستیم،دررابطه با ازدواج به قول یکی ازبزرگان دوگونه است :ازدواج زمینی(که الن بیشتر مرسوم است،تحقیق وصحبت ودوستی و...)که مانند هندوانه دربسته ای میباشد که کم کم رو میشود!دیگری ازدواج آسمانی که انسان در عین اینکه دقت در انتخاب دارد ولی همه کار را به خدا میسپارد زیرا او عالم مطلق است وازمورچه درزیرسنگ ودر دل شب با خبرست پس چگونه میشود از هم کفو بودن یک زوج مومن بی خبر باشد پس نعم الوکیل اوست،به شرطی که به او اطمینان واقعی یابه قول خودتان دل آرام گیرد به یاد خدای واقعی باشید وبرای او تکلیف معلوم نکنید!که این ازدواج خدایی ونا گسستنیست (الطیبات للطیبین) امیدوارم در مهمترین انتخاب زندگیتان هول نشوید در عین حال دچار وسوس هم نشوید.موفق وپاینده باشید
47945
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 12/10/2007 11:12:52 AM
کاربر مهمان
  وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟
10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم
شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را
خنثی می‌کند.
20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد : ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.
بعد از 60 دقیقه : اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.
مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.
مدتی بعدتر : کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.
47944
نام: سهيلا
شهر: استان اصفهان
تاریخ: 12/10/2007 10:26:35 AM
کاربر مهمان
  نمي دونم چه جوري ميشه به خواسته هاي دلت برسي نذر،نياز،دعا.ولي من خسته از همه چيزم .ناميد از هردرگاهي .به لطف خدا اميد دارم ولي نميدونم آيا با اين رفتار من خدا منو حاجت روا ميكنه يا نه ؟دوست دارم خيلي زود به حاجتم برسم ولي فكرمميكنم خدا خيلي صبر داره ومن طاقت اين همه انتظار را ندارم.يكي بگه چه كنم ؟بيشتر از هر زماني به راهنمايي يك انسان دلسوز نياز دارم.
47943
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 12/10/2007 10:25:51 AM
کاربر مهمان
  به نام حق

سلام به همه بزرگوارانی که دوست دارم این تجربه ام را در اختیارشون بگذارم.
فرقی نمی کنه آقایون یا خانمها، چون مسئله ازدواج مسئله ای است که همه ما انسانها روزی با آن مواجه خواهیم شد و شاید هم بعضی از شما هم این راه را رفته باشید.

شاید گفتن این حرفها برای اینجا خیلی مناسب نباشه با توجه به اینکه عنوان این بخش هر چه می خواهد دل تنگت بگو است و بحث اجتماعی و فرهنگی کردن خیلی جاش اینجا نباشه.
ولی چون تک تک بزرگواران برایم مهم هستند دوست دارم که از تجربه ام برایتان بگویم.

نمی دونم یاد دارید یا نه ولی از شهریور ماه امسال از همه شما التماس دعا داشتم چون داشتم راه جدیدی را تجربه می کردم. از آن زمان این مسئله برایم مطرح شد و تا هفته گذشته مراحل یکی یکی طی می شدند و من و اون آقا در این مدت قرار بود که بیشتر با همدیگر آشنا بشیم. ولی اشتباهی که من کردم این بود که خیلی زود وابسته شدم.
عادت ندارم یک طرفه به قاضی برم و ممکنه که دو طرف اشتباه کرده باشیم ولی در هر صورت این وابستگی ایجاد شده بود. فکر می کردم کسی که در مورد آینده تا این حد جدی صحبت می کنه واقعا پایبند به اصول است و با هدف برای این راه اقدام کرده...
<<ابتدا <قبلی 4801 4800 4799 4798 4797 4796 4795 4794 4793 4792 4791 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved