اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 47842 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
12/8/2007 9:29:56 AM
کاربر مهمان
|
به نام خداوندگار
به نام آنکه هر آنچه دارم از اوست...
بزرگواران غیبت چند روزه مرا ببخشید.
در این چند روز اتفاقی برام افتاد که...
خدایا شکرت فقط همین!
آقا مقداد گرامی سلام،
در مورد بکار بردن لفظ دوستان حق با شماست. گرچه من معتقدم که:
دوست آن باشد که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
ولی حق با شماست ممکن است بکار بردن این لفظ برای همه صحیح نباشد و سوءتفاهماتی هم گاهی ایجاد کند. مخصوصا برای تازه واردان.
به روی چشم.
آقا شهاب بزرگوار،
زبانم قاصر از تشکر...
ممنونم من واقعا لایقش نیستم.
و باورم هم نمیشه که یاد و خاطره پدربزرگانم را زنده نگه می دارید.
خداوند همه رفتگان شما را شامل رحمت بیکرانش بگرداند.
التماس دعا
خواهران گرامی سلام،
حالتون چطوره دوستای خوبم؟
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 47841 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
12/8/2007 9:15:32 AM
کاربر مهمان
|
به نام خداي مهربان
سلام سيد...
سلام اهالي دريادل حرف دل
صبح همگي بخير و با ياد حق
خدايا!
تو را مي خوانم به نامي كه مومنان صدايت مي زنند اي پروردگار جهانيان.
ذكر روز شنبه:
يا رب العالمين
دعاى روز شنبه:
به نام خداى بخشاينده مهربان
بنام خدا سخن پناهندگان و گفتار پناه جويان و پناه مى برم به خداى تعالى از جور ستمكاران و بدانديشى حسودان و ستم بيدادگران و مى ستايمش فوق ستايش ستايش كنندگان خدايا تويى يگانه بى شريك و پادشاه بى نياز (كه پادشاهى را ديگرى به او تمليك نكرده ) در برابر فرمان تو ضديت نشود و در پادشاهيت كشمكشى روى ندهد از تو مى خواهم كه درود فرستى بر محمد بنده و رسولت و به من طريقه سپاسگزارى نعمتهايت را چنان بياموزى كه مرا به سرحد خشنوديت برساند و كمكم دهى بر طاعت خود و پيوستگى عبادت خويش و استحقاق پاداشت بوسيله لطف و عنايتت و به من ترحم كنى به اينكه تا زنده ام از گناهان بازم دارى و تا زمانى كه در اين جهان نگاهم دارى موفقم دارى به آنچه سودم رساند و بوسيله كتاب خود (قرآن ) سينه ام بگشايى و با خواندن آن جرم و گناهم بريزى و سلامت در دين و جانم عطا كنى و همدمانم را براى من وحشتناك مكن و احسانت را در مابقى عمر درباره من به اتمام رسان چنانچه در گذشته احسان كردى اى مهربانترين مهربانها
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 47840 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
12/8/2007 9:08:08 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
خدایا!
شکرت...
فقط همین
|
|
| 47839 |
نام:
محب یاس علی (ع)
شهر:
یاس های کبود
تاریخ:
12/8/2007 8:38:36 AM
کاربر مهمان
|
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
زندگی امتحان ریشه هاست
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست
سلام
صبح همگی بخیر
ان شاءالله روزتون رو با یاد خدا به خوبی شروع کرده باشید
آقا شهاب از نظرتون در مورد اسمم ممنونم
می خوام بگم:
شاید............... این جمعه بیاید...
پس در طول این یه هفته که وقت داریم خونه های دلمون رو آب و جارو کنیم که مهمانی عزیز در راه است
ان شاءالله روز ظهور باشی و آقا رو یای کنی صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمدوعجل فرجهم
|
|
| 47838 |
نام:
صادق
شهر:
قـــم المقدسه
تاریخ:
12/8/2007 8:15:52 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء والصدیقین
سلام علیکم جـمیعا دوستان خوب و باصفای قلعه
خوب هستین . . .
اگر یار منو دیدی به خلوت بگــو ای بی وفا ای بی مروت منو ول کردی و رفتی به غربت نگفتی بر سر یارم چه اومد . . .
دستتون درد نکنه
التماس دعا
...
الهــم صــل علــی محـمد و آل محـمد و عـجـل لولیک الفرج یا مولانا یا صاحب العصر والزمان...
|
|
| 47837 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
12/8/2007 7:58:20 AM
کاربر مهمان
|
به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود
السلام عليك يا اباصالح المهدي ادركني
سر گذارم به دامان عشقت
پيش چشمان مستت بميرم
گر به عاشقكشي شهره هستي
من به قربان شدن بينظيرم
به محبان ارباب بگوئيد چشم از در بردارن اين جمعه هم سپري شد و او نيامد
آقا جون حالا خودت بگو كي بي وفاست !!!!!!!!!
آقا تا کي هي بگيم: شايد اين جمعه بيايد شايد .... اين جمله ديگه آرومم نميکنه.
صدها گله پيش يار بُردن عشق است
با عشق تو چوب طعنه خوردن عشق است
يا مهدي فاطمه فدايت عالم
يک بار تو را ديدن و مُردن عشق است
اللهم عجل لوليك الفرج
الهي آمين
انا مجنونالحسين يا ثارالله
|
|
| 47836 |
نام:
........
شهر:
........
تاریخ:
12/8/2007 4:43:53 AM
کاربر مهمان
|
نافرماني از خدا يا رانده شدن از درگاه او.
دشمني ديرينه ات با آدمي زاد از كجا سرچشمه مي گيرد؟
شيطان: ماجرا از آن روزي شروع شد كه صحنه آراي خلقت، دست به كار آفرينش آدم شد.(3) ملائك نه از روي اعتراض كه از روي كنجكاوي گفتند: اين موجود خاكي كه مي آفريني بر روي زمين فسادها خواهد انگيخت و خونهاي بسيارخواهد ريخت.اگر قصد تو طاعت بردن است كه ما در فرمانبري مطاعيم. واگر مقصود تو تسبيح و تقديس است كه ما پيوسته در اين كاريم.(4)
با ما بگوحكمت اين كار در چيست؟ او در جواب فرمود:
در اين كار رازهاييست سر به مهر؛ من آنچه را كه در خشت خام مي بينم شما در آينه هم نخواهيد ديد.(5)
اينچنين بود كه خالق به واسطه اين مخلوق نوپاي دو پا به خود باليد و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد كه: "در مقابل اين مخلوق خاكي به خاك سجده فرو افتيد!"تمامي فرشتگان بي درنگ برآدم سجده بردند.اين فرمان اما بر من بسيار گران آمد؛ چه آنكه من سوابقي درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه ميليارد و پانصد ميليون سال دنيا(7))، خالصانه خداي را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستيده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم كه فرشتگان گمان مي كردند كه من نيز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار اين خفت را به دوش كشم. هر چه باشد آفرينش من از آتش بود وخلقت او از خاك، برتري من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من كجا مي توانستم بر انساني خاكزاد سجده برم.آري، آن روز گستاخانه در برابر خالق ايستادم و متكبرانه از اين فرمان سر باز زدم.
اين شد كه از درگاه ربوبي اش رانده شدم. از آن زمان به بعد كينه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش اين كينه در دلم شعله ورتر مي شود.
|
|
| 47835 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
12/8/2007 3:30:00 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
جناب شهاب روی ایمیل زیر اسمشون کلیک کنید .
|
|
| 47834 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
12/8/2007 1:15:27 AM
کاربر مهمان
|
سلام موسس محترم گروه مبین.
ممنون از مطلبتون درباره وظایف منتظران در زمان غیبت.
البته اگه با ذکر منبع می فرمودید عالی می شد.
موفق باشید.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 47833 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/7/2007 11:57:06 PM
کاربر مهمان
|
از الطاف بى كران خدا
حضرت ابراهيم (ع ) مهمان نواز و مهمان دوست بود، روزى يك نفر مجوسى در مسير راه خود، به خانه ابراهيم آمد تا مهمان او شود.
ابراهيم به او فرمود: اگر قبول اسلام كنى (يعنى دين حنيف مرا بپذيرى ) تو را مى پذيرم وگرنه تو را مهمان نخواهم كرد.
مجوسى از آنجا رفت .
خداوند به ابراهيم (ع ) وحى كرد: اى ابراهيم ! تو به مجوسى گفتى اگر قبول اسلام نكنى حق ندارى مهمان شوى و از غذاى من بخورى ، در حالى كه هفتاد سال است او كافر مى باشد و ما به او روزى و غذا مى دهيم ، اگر تو يك شب به او غذا مى دادى چه مى شد؟
ابراهيم (ع ) از كرده خود پشيمان گشت ، و به دنبال مجوسى حركت كرد و پس از جستجو او را يافت و با كمال احترام او را مهمان خود نمود، مجوسى راز جريان را از ابراهيم پرسيد، ابراهيم (ع ) موضوع وحى خدا را براى او بازگو كرد.
مجوسى گفت : آيا براستى خداوند به من اين گونه لطف مى نمايد؟، حال كه چنين است اسلام را به من عرضه كن تا آن را بپذيرم ، او به اين ترتيب قبول اسلام كرد.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|