اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 47632 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/3/2007 5:56:57 AM
کاربر مهمان
|
عبادت خشك !
گروهى از شاگردان امام صادق (ع ) گرد شمع وجود آن حضرت ، حلقه زده بودند، امام ديد يكى از دوستانش بنام ((عمربن مسلم )) در ميان آنها نيست ، جوياى حال او شد، عرض كردند: ((او مدتى است ترك تجارت كرده رو به عبادت آورده (و تنها در محل خلوتى مشغول عبادت شده است ).
امام فرمود: واى بر او، اما علم ان تارك الطلب لايستجاب له : ((آيا نمى داند كسيكه تلاش براى كسب معاش را ترك كند، دعايش به استجاب نمى رسد)).
سپس فرمود: در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) وقتى آيه 2 و 3 سوره طلاق ) نازل شد كه ومن يتق اللّه يجعل له مخرجاً - و يرزقه من حيث لا يحتسب : ((و هر كس از خدا بترسد و پرهيزكار باشد، خداوند راه نجاتى براى او مى گشايد و او را از جائيكه گمان ندارد روزى مى دهد)).
روهى درها را بر وى بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: ((خداوند عهده دار روزى ما شده است )) وقتى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) از جريان آنها آگاه شد، شخصى را نزد آنها فرستاد كه چرا مشغول چنين عبادتى شده ايد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: ((كسى كه چنين كند، دعايش مستجاب نمى شود، بر شما باد به كوشش براى تحصيل معاش زندگى )).
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 47631 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
12/3/2007 3:59:45 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام .
من با چرخیدن خیلی آشنایم .همه عمرم را چرخیده ام . دور آدمها ....اشیاء...دور هر کس و ناکسی ...دور خودم ...دور خودم
ولی با این یکی اصلا آشنا نیستم ...دور تو هیچ وقت نگشته ام .این طور ناگهانی و بی مقدمه :
چطور هم قدم فرشتگان عرشت دورت بگردم ؟؟
حالا گیرم که نزدیک شدم .نزدیک دستهای مهربان تو .
با این قابلیت لعنتی چکار کنم ؟؟
این کاسه کوچک و حقیر قابلیت من اندازه چند قطره ی باران بیشتر جا ندارد چه فرقی می کند زیر آبشار ایستاده باشم یا در مسیر جویباری باریک ؟
با این ظرف تنگ و حقیر هر جا بروم آسمان همین رنگ است . سهم من از بارشهای عظیم ...از آبشارهای بزرگ ...فقط حسرت خواهد بود.
این چه توقعی است که تو از من داری؟؟؟؟؟؟
توقع داری با دوتا سخنرانی روحانی کاروان بیایم حج ابراهیمی به جای بیاورم؟
با چشم بسته؟؟
با این کوری چندین ساله ؟؟
چطوری در مداری منظم دور تو بچرخم؟؟
کجایند دستهای تو ؟
این قابلیت ...این ظرفیت حقیر انگشتانه ای را ازمن بگیر...مرا به وسعت میهمان کن.
کجاست کسی که کوری را در این مدار بچرخاند ؟
کجاست پسر رکن و مقام ؟؟
کجاست پسر صفا و مروه؟؟
کجاست پسر بطحاء که این سرزمین را چون کف دست می شناسد؟؟
کجاست شبانی که گوسفند جدا افتاده از آبشخور همیشگی ...از آب و علف و آغل را به سامان برساند؟؟
این گوسفند نمیداند اینجا کجاست؟؟
به ارتفاع عادت ندارد .به دره های پست و آغل های همیشگی عادت کرده...کجاست آن شبان مهربان؟؟
کجاست مرد بزرگ؟؟؟
شاید دستهایش را برایمان کاسه کند و ظرفی بسازد تا زیر باران بگیریم.
اللهم عجل فی ظهوره
|
|
| 47630 |
نام:
رضا شصت ونه
شهر:
کاشان
تاریخ:
12/3/2007 2:03:27 AM
کاربر مهمان
|
یه دوست دارم خیلی دمستش دارم ولی اون چند وقت امیدوارشدم بروم کربلا دعا کنید
|
|
| 47629 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
12/2/2007 11:46:46 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا وفی کل عام.
چطور قرار است بگویم(( بله )) وقتی در تمام عمرم برهیچ تصمیمی استوار نمانده ام ؟؟
مرا می گذارد روبروی همه ذراتی که نمی دانند چرا من از آنها برترم و نمی دانند چرا برای من آفریده شده اند...بعد از من می خواهد که روبروی همه شان - کوه و دریا و بیابان - فریاد بزنم :(( بله )) آن هم وقتی که خودش می داند من زیر این بار می شکنم و تاب نمی آورم ...(( لم نجد له عزما )).
شاید کل ماجرا همین است .همین گفتن و بار بر دوش گرفتن ...تاب آوردن ...شکستن و بعد دوباره برخاستن .
دوباره (((( امانت ))).
اگر همه ماجرا این است پس تسلیم.
تسلیم ...لبیک می گویم
همانطور که همه پدرانم گفتند .
من هم فرزند آنهایم.
فرزند همانهایی که تاب آوردند یا تاب نیاوردند.
فاطمه شهیدی
|
|
| 47628 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
12/2/2007 11:28:10 PM
کاربر مهمان
|
شادي دل رسول اكرم صلوات بفرستيد
|
|
| 47627 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
12/2/2007 11:25:19 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
با عرض سلام خدمت همه خورشید دلهای مهر گون:
با سلام خدمت مریم عزیز...از هرجا که خدا هست ...امید این رو دارم که گرفتگی دل قشنگت بر طرف شده باشه ...یه روز ابرهای مشکلات کنار میره ...انشالله.
وسلام خدمت مامان بزرگ خوبم ...از نصیحت دلسوزانه تون؟؟؟؟؟بسیار ممنونم ..اگر نگرانی بابت خطری چیزیه بگم که بادمجون بم آفت نداره...اگه هم چیز دیگه ای در کاره لطفا شفاف سازی کنید ...به هرحال با عرض شرمندگی باید بگم به توصیه تون عمل نمیشه....
|
|
| 47626 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
12/2/2007 11:15:16 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
به مناسبت لحظه های آسمانی حج ابراهیمی:
می گویم:خدا بخواهد دارم می روم حج .
می گوید :پای ناودان طلا مرا یاد کن .حتما هااااا...یادت نرود ...
گوشی راکه می گذارم به همه تلفن هایی که از صبح تا حالا کرده ام فکر می کنم هرکسی یک جایی را گفته که آنجا یادش بیافتم ...پای کوه صفا ...منی ...مروه...عرفات ..
نصف این آدرس ها را احتمالا فراموش می کنم ولی این برایم جالب است که هر کدام ازین آدمها احتمالا همین جایی که سفارشش را به من کرده اند سیم شان وصل شده و خدا در آن نقطه عنایتش را بر سرشان باریده و از کل حج این نقطه ی پررنگ برایشان به جای مانده است ...
ناگهان همانجا پای تلفن به لرزه می افتم :من اسم کجا را با گریه خواهم برد؟؟؟
سال آینده وقتی دوستی زنگ می زند تا بگوید خداحافظ ؟
آیا لحظه ای جایی خواهد بود؟؟
آیا نقطه بارشی برای من هم هست؟؟
|
|
| 47625 |
نام:
جامانده از قافله
شهر:
دوكوهه
تاریخ:
12/2/2007 11:12:47 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا
خدايا رفيقان رفتهاند و جا مانده ام من
همه يكي يكي ميرن يكي ميره كربلا.... يكي ميره مشهد .... يكي ميره قم .....يكي ميره سوريه ........
والان هم همه دارند ميرن مكه......
يكي ديگه هم شهيد ميشه و ميره
|
|
| 47624 |
نام:
کژال
شهر:
سنندج
تاریخ:
12/2/2007 10:30:41 PM
کاربر مهمان
|
سرانجام پرینت تلفن چه می شود
|
|
| 47623 |
نام:
مامان بزرگ
شهر:
اندرز آباد
تاریخ:
12/2/2007 9:20:08 PM
کاربر مهمان
|
نفیسه عزیز خواهرانه توصیه می کنم تالار نرو
یا اگه رفتی خیلی مواظب باش
|
|