شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47562
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 12/2/2007 8:02:15 AM
کاربر مهمان
  معنى سبحان اللّه

شخصى از عمربن خطاب پرسيد: تفسير كلمه ((سبحان اللّه )) چيست ؟
عمر گفت : در اين باغ (اشاره به باغى كه در آنجا بود) مردى هست كه وقتى سئوال كنى ، پاسخ مى دهد، و وقتى سكوت كنى ، آغاز به سخن (در راه آموزش ) مى نمايد،
آن شخص ، به باغ رفت و ديد حضرت على (ع ) در باغ مشغول كار است ، به حضورش رفت و عرض كرد: ((معنى ((سبحان اللّه )) چيست ؟
على (ع ) فرمود: سبحان اللّه ، تعظيم مقام بلند و با عظمت خدا است ، و منزه دانستن خدا است از آنچه كه مشركان مى پندارند، و وقتى كه بنده اى اين كلمه را مى گويد، همه فرشتگان بر او درود مى فرستند.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47561
نام: اسکالیوود
شهر: اهواز
تاریخ: 2/2/2007 12:44:51 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

آقا جان سلام
امروز دلم خیلی گرفته بود آخه اینجا ، توی این دنیا همه با هم دشمنن .
الان که دارم می نویسم داره صحبت های امام(ره) رو در میون بچه های بسیجی نشون میده که همشون با هم یک دلن اما حالا چی .
میدونی آقا جان همه افتادن به جون هم .
میدونی ، هر کاری می کونیم که تو زودتر بیای نمیشه.
آقا جون جایی داشتم روزه میشنیدم که حرف همه شده بود: ما که این همه گریه می کنیم ، زاری میکنیم ،دعا می کنیم پس چرا آقامون نمی یاد.
بازم حرف دلمو همونجا شنیدم:

یه روز میبینمت یه روز میبینمت

***********************************************

دوستان سلام
آقای شهاب بد اخلاق که آخرین بار با دلخوری از اون از تو تالار اومدم بیرون
آقا سید که خیلی ارادت داشتیم اما نتونستیم باهم گپ درستی بزنیم
هدی ۱۴ که هرجا هست سلامت باشه
و ...
آقا در کل دست بوس محبان اهل بیتیم.
التماس دعا
با اجازه آقا سید این جمله رو بگم

یا حق تا حق با حق
47560
نام: فاطمه
شهر: لارستان
تاریخ: 2/2/2007 12:04:01 AM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان
من امشب با این سایت آشنا شدم دوست دارم توی ختم قرانی من هم باشم لطفا بهم بگین کدوم جزء بخونم. اولش فکر می کردم یه عالمه حرف داشته باشم ولی حالا نمی دونم چی بگم .
فقط بگم خیلی خوشحالم که باهاتون آشنا شدم.
47559
نام: مریم
شهر: اصفهان
تاریخ: 2/1/2007 11:58:26 PM
کاربر مهمان
  زندگی شاید آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتیم . حال که به آن دعوت شده ایم بیا تا میتوانیم زیبا برقصیم
47558
نام: سردار بی پلاک
شهر: شلمچه
تاریخ: 2/1/2007 11:41:37 PM
کاربر مهمان
  مولا جان مهربانی کن برگرد
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم/ گفتا که من هم از توترک گناه خواهم
زنده ایم به امید ظهور...
چه غریبونه گذشتند جعمه های صوت و کور هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور...
با تشکر از همه شما (سردار بی پلاک)
یا زهرا...
47557
نام: علی فدایی
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2007 11:17:46 PM
کاربر مهمان
  نماز غفيله براي چيست ؟
47556
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2007 10:45:48 PM
کاربر مهمان
  الهم عجل لولیک الفرج
47555
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 2/1/2007 10:41:06 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی

با درود به جمع خورشید دلای آسمون حرف دل

امیدوار بزرگوار ...سهمیه ما رو هم کنار بگذارید.

ممنونم.
47554
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 2/1/2007 10:38:56 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی


فکر کن ازین دیوارها خسته شده باشی ازین که سرت مدام بخورد به محدوده های تنگ خودت .به دیوارهایی که گاهی خشت هایش را خودت آورده ای .


فکر کن دلت هوای آزادی کرده باشد نه آن آزادی که فقط مجسمه ای ست و به درد شعار وسخنرانی و بیانیه می خورد ......یک جور آزادی بی حد...
که بتوانی دستهایت را از دو طرف بازکنی...سرت را بگیری بالای بالا وبا هیچ سقفی تصادم نکنی ...


نه اصلا به یک چیز دیگر فکر کن فکر کن دلت از رنگها گرفته باشد .. از ریاها تظاهرها ..چهره های پشت رنگها ...دلت بی رنگی بخواهد ...

فکر کن یک حال غیر منطقی بهت دست داده باشد که هر استدلالی حوصله ات را سر ببرد... دلت بخواهد مثل بچه ها پات را بزنی زمین و داد بزنی که من (( این )) را می خواهم . ومنظورت از (( این )) خدایی باشد که همین نزدیکی است .

استدلالیون به تو می گویند عزیزم ...ببین همانطور که پنکه کار می کند یعنی نیرویی هست که این پره ها را می چرخاند .پس ببین جهان به این بزرگی ......پس حتما خدایی....


فکر کن یک جورهایی حوصله ات ازین حرفها سر رفته باشد .
دلت بخواهد لمسش کنی ...مثل بچه هایی که دوست دارند برق توی سیم را هم تجربه کنند. دلت هوای خدایی را کرده باشد که می شود سر گذاشت روی شانه اش و غربت سالهای هبوط را گریست ....


خدایی که بشود چنگ زد به لباسش و التماس کرد .
خدایی که بغل باز می کند تا در آغوشت بگیرد. حتی صدایت می کند (( سارعوا الی مغفرة من ربکم ...))

خدایی که می شود دورش چرخید و مثل چوپان داستان موسی و شبان بهش گفت (( الهی دورت بگردم ))


بابا زور که نیست ...من الان یه جوری ام که دلم نمی خواهد خدایم پشت سلسله ی علت و معلول ها ته یک رشته دراز ایستاده باشد . می خواهم همین کنار باشد .دم دست .

نمی خواهم اول به یک عالمه کهکشان و منظومه و آسمان فکر کنم و بعد نتیجه بگیرم که او بالای سر همه شان ایستاده . خدای به آن دوری برای استدلال خوب است .

من الان تو حال ضد استدلالم .

خب حالا همه این فکر هارا کردی حالا فکر کن خدا روی زمین خانه دارد ...

خداروی زمین خانه دارد و خانه اش از جنس دیوار نیست ...از فضای جنس باز است ...بیت عتیق...

سرزمین آزادی .تجربه نوعی رهایی که تا حالا نداشته ای. حتی رهایی از خودت...

خداروی زمین خانه دارد .یک خانه ساده مکعبی . با هندسه ای ساده و عجیب . می شود سر گذاشت روی شانه های سنگی آن خانه و گریست ...

حس کرد که صاحب خانه نزدیک است . می شود پرده ی خانه را گرفت ...جوری که انگار دامنش را گرفته ای...

خانه بی رنگی ...خانه ی آزاد ...خانه نزدیک...بیت الله

حتی حسرتش هم شیرین است


فاطمه شهیدی...برگرفته از کتاب خدا خانه دارد

47553
نام: علی اکبر باوندپور
شهر: آرانله
تاریخ: 2/1/2007 9:36:44 PM
کاربر مهمان
  تمدنها می ایندومیروند.سرزمینهارافرامیگیرندوسپس با خاک یکسان میشوندامااعتقادات انسانی دردل ویرانه هانیز همچنان دوام می آورند
ویل دورانت
<<ابتدا <قبلی 4762 4761 4760 4759 4758 4757 4756 4755 4754 4753 4752 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved