شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47512
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 12/1/2007 8:17:30 AM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود

السلام عليك يا اباصالح المهدي ادركني


خداي بزرگم
خداي مهربون
تو خودت به همه‌چي آگاهي همين برام كافيه.

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
47511
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 12/1/2007 8:14:09 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین

سلام علیکم

صبح همه دوستان بخیر

روز خوبی داشته باشین

.
قلب آئینه شکسته

کوچه ها در خلوت شب

پنجره ها هـمه بسته

آسـمان خاکستری رنگ

بغض باران در نگاهش

خنجری در سینه دارد

توده ابر سیاهـش

....
....
.... دعا فراموش نشه
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
47510
نام: ستاره قطبی
شهر: همدان
تاریخ: 12/1/2007 5:11:23 AM
کاربر مهمان
  @@@@@@@@@@
@@@@@@@@@
@@@@@@@@
@@@@@@@
@@@@@@
@@@@@
@@@@
@@@
@@
@
فراموشت کردم ....بیراهه رفتم ...گم شدم ..بر زمین افتادم .... از خود بیزار شدم




سلام


به امید ظهورش
اللهم عجل لولیک الفرج..
@
@@
@@@
@@@@
@@@@@
@@@@@@
@@@@@@@
@@@@@@@@
@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@
avayeentezar.blogfa.com




47509
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/1/2007 2:41:43 AM
کاربر مهمان
 
خواهرم دوش زمادر پرسید

که خدا کیست؟کجاست؟

مادرم خوشه ای از نور به دست

پای سجاده ی عشق

ساده خندید ولی هیچ نگفت

خواهرم می پرسید

که خدا همچو عروسک زیباست؟


مادرم سبز تر از برگ گیاه

اندکی ناب تر از اشک خداست

مادرم خویش اگر می دانست...



مادرم گفت: خدا

شبنمی روی گل نسترن است

او در افسون شقایق جاریست

آنکه پرسید خدا کیست خداست

دخترم می دانی

نخ بادبادک تو دست خداست

دیرگاهی است که همسایه ی دیوار به دیوار دل کوچک توست

او به اندازه ی لبخند طبیعت زیباست

خواهرم می پرسید

که خدا رنگش چیست

مادرم گفت خدا

همچو آواز پرستو آبی است

خواهرم می پرسید

دختری هم دارد

همچو آهو زیبا

مادرم گفت که او

همچو آوای حقیقت تنهاست

لیک آنقدر بدان

که تورا بیشتر از خواب زمین می خواهد

خواهرم می پرسید

که خدا می خوابد

مادرم گفت که او

همچو اندوه بشر

بی قرار شبهاست

خواهرم خوابش برد

مادرم لیک هنوز...



دانه های تسبیح

روی هم می افتاد

بغض در سینه ی شب می ترکید

ابر از خاطره ی داغ شقایق پر بود

من شنیدم

مادرم

زیر لب چیزی گفت



که خدا کیست؟ کجاست؟



سهرابی از جنس سپهر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47508
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/1/2007 1:44:11 AM
کاربر مهمان
 
به نام حضرت دوست

ختم چهارده هزار صلوات

دور دوم:

.::: به نیت رسیدن به مقام حقیقی بسیجی :::.
واگر رسیدی بسیجی بمونی صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

پانصد صلوات اول: آقا مقداد عزیز.
پانصد صلوات دوم: گل بی خار گرامی.
پانصد صلوات سوم: گل بی خار گرامی.
پانصد صلوات چهارم: علی آقا.
پانصد صلوات پنجم:شهاب.
پانصد صلوات ششم:شهاب.
پانصد صلوات هفتم:
پانصد صلوات هشتم:
پانصد صلوات نهم:
پانصد صلوات دهم:
پانصد صلوات یازدهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم: اسراء از تبریز.
پانصد صلوات پانزدهم:
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم: شهاب به نیابت از گل بی خار(جایزه آخرین دوره مسابقه عید جمعه)
پانصد صلوات بیستم: شهاب به نیابت از گل بی خار(جایزه آخرین دوره مسابقه عید جمعه)
پانصد صلوات بیست ویکم: شهاب به نیابت از گل بی خار (جایزه برنده ممتاز همه دوره های مسایقه عید جمعه)
پانصد صلوات بیست ودوم: شهاب به نیابت از گل بی خار (جایزه برنده ممتاز همه دوره های مسایقه عید جمعه)
پانصد صلوات بیست وسوم:گنهكار اما بزرگوار.
پانصد صلوات بیست وچهارم:اميد گرامي.
پانصد صلوات بیست وپنجم:
پانصد صلوات بیست وششم:
پانصد صلوات بیست وهفتم:آقا مجتبی.
پانصد صلوات بیست وهشتم:آقا مجتبی.

به حق محمد(ص)وخاندان پاکش(ع).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47507
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/1/2007 1:30:57 AM
کاربر مهمان
 
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم عرفنی نفسک ... فانک ان لم تعرفنی نفسک ... لم اعرف نبیک
اللهم عرفنی نبیک ... فانک ان لم تعرفنی نبیک ... لم اعرف حجتک
اللهم عرفنی حجتک ... فانک ان لم تعرفنی حجتک ... ضللت عن دینی.

بارالها به من بشناسان خودت را که اگر خودت را به من نشناسانی نخواهم شناخت پیامبرت را.

بارالها به من بشناسان پیامبرت را که اگر پیامبرت را به من نشناسانی نخواهم شناخت حجتت را.

بارالها به من بشناسان حجتت را که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم گشت...


*برندگان مسابقه هفتمین و آخرین عید جمعه:

*گل بی خار گرامی.
برنده یکهزار صلوات برای هفتمین دوره و یکهزار صلوات دیگه برای شرکت در همه دوره ها(برنده ممتاز همه ادواراحسنت بر شما.)

*مجنون الحسین بزرگوار.
جایزه شما رو مریم گرامی از هر جا که خدا هست تقدیمتون می فرمایند. مبارک باشه.

*در پایان هفت دوره از مسابقات عید جمعه از همه دوستانی که به هر نحو سعی در کمک و یاری داشتند صمیمانه تشکر می نمایم.

اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.



47506
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/1/2007 1:03:22 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یابقیه الله فی ارضه


*پاسخ مسابقه هفتمین و آخرین عید جمعه:

پاسخ سوال اول:
امام مهدي(ع) وارث همة انبيا و اوليا و عصاره فضايل همة آنهاست. هرآنچه خوبي در اولين و آخرين وجود داشته همه در وجود شريف آن حضرت متجلي شده و ايشان را آينة‌تمام‌نماي حق ساخته است.
در برخي از روايات و كلمات بزرگان شباهت‌هاي نام امام مهدي(ع) با پيامبر ان و اوصياي الهي به تصوير كشيده شده است، كه يكي از آنها صلوات منسوب به حكيم رباني، خواجه نصيرالدين طوسي(ره) است.
در اين صلوات، حضرت مهدي(ع) با ويژگي‌هاي پدران ارجمند خويش توصيف شده و فضائل و مناقبي كه آن حضرت از اجداد خويش به ارث برده، بيان شده است.
شايان ذكر است كه صلوات خواجه نصير را به عنوان توسل به ذيل عنايت حضرت بقية‌الله(ع) مي‌خوانند.
اين صلوات را با هم مي‌خوانيم:

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِك، عَلي صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبويَّة،وَ الصَّولَةِ الحَيدريَّة، و العِصمَةِ الفاطِميَّة، و الحِلمِ الحَسَنِيَّة،والشّجاعَةِالحُسَينِيَّة،والعِبادَةِ السَّجّادِيَّة،و المآثِرِ الباقِريَّة،و الآثار الجَعفَرِيَّة،و العُلومِ الكاظِميَّة،و الحُجَجِ الرَّضَوِيَّة،و الجُودِ التَّقَوِيَّة،والنَّقاوَةِ النَقَوِيَّة،و الهَيبَةِ العَسكَريَّة،و الغَيبَةِ الإلهيَّة،
القائمِ بِالحَقِّ، و الدّاعي إلي الصِّدقِ المُطلَقِ، كَلمةِ الله، و أمانِ الله، و حُجّةِ الله، القائمِ بِأمرِ الله، المُقسِطِ لِدينِ الله، الغالِبِ لِأمرِ اللهِ، و الذّابِّ عن حَرَمِ الله، إمام السّرِّ والعَلَنِ، دافعِ الكَربِ والمِحَن، صاحبِ الجُودِ و المِنَن، الإمامِ بِالحَقِّ، أبي القاسِم محمّدِ بن الحَسن، صاحبِ العَصرِ والزَّمان، وقاطعِ البُرهان، و خَليفةِ الرَّحمان، و شَريكِ القُرآن، و مُظهرِ الإيمان، و سيِّد الإنسِ و الجانّ، صَلَوات اللهِ و سلَامُهُ عَليه و عليهِم أجمَعين.
الصَّلاةُ و السَّلامُ عَليك، يا وَصيَّ الحَسَن، و الخَلَفَ الصّالِح، يا إمامَ زَمانِنا، أيُّها القائمُ المُنتَظَرُ المَهدِيّ، يابنَ رسول الله، يَابنَ أميرِالمُؤمنين، يا إمام المسلمين يا حُجَّةاللهِ عَلي خَلقه يا سَيِّدنا و مولانا إنّا تَوَجَّهنا،‌ و استَشفَعنا، وَ تَوَسَّلنا بِكَ إلي اللهِ، وَ قَدَّمناكَ بَينَ يَدَي حاجاتِنا، فِي الدُّنيا و الآخِرَة، يا وجيهاً عِندَ الله، إشفَع لَنا عِندَ الله ـ عَزَّوَجَلّ

پاسخ سوال دوم:

عالم فاضل و پرهيزگار مير علام كه از شاگردان مقدس اردبيلى بوده است مى گويد:در يكى از شبها در صحن مقدس اميرالمؤ منين عليه السلام بودم مقدار زيادى از شب گذاشته بود كه ناگاه ديدم شخصى به طرف حرم اميرالمؤ منين مى رود. وقتى نزديك او رفتم ، ديدم استاد بزرگ و پرهيزگارم مولانا مقدس اردبيلى (قدس سره ) است . من خود را از او پنهان كردم ، مقدس به درب حرم رسيد. در بسته بود، ولى به محض ‍ رسيدن او، در باز شد و وارد حرم گرديد. در كنار قبر مطهر امام قرار گرفت . صداى مقدس را شنيدم مثل اين كه آهسته با كسى حرف مى زند.
سپس از حرم بيرون آمد در بسته شد. من به دنبال او رفتم ، از شهر نجف خارج شد و به سمت كوفه رهسپار گشت . من هم پشت سر او بودم به طورى كه او مرا نمى ديد. تا اين كه داخل مسجد كوفه شد و به سمت محرابى كه اميرالمؤ منين عليه السلام آنجا شهيد شد، رفت و مدتى آنجا توقف كرد، آنگاه برگشت از مسجد بيرون آمد و به سوى نجف حركت كرد. من همچنان دنبال او بودم تا به دروازه نجف رسيديم ، در آنجا سرفه ام گرفت ، نتوانس
47505
نام: دوست
شهر: دوستی
تاریخ: 12/1/2007 12:41:01 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا و الصدقین
سلام یاران
امیدوارم حال همگی خوب باشه
ای یاران تو را به ارواح پاک این شهیدا ن به من خیلی دعا کنید
التماس دعا خیلی خیلی زیاد
جمعه یعنی یک غروب وعده دار
وعده ترمیم قلب یاس زار
جمعه یعنی مادر چشم انتظار
در هوای دیدن روی نگار
جمعه یعنی یک سماء دلواپسی
میشود مولا به داد ما رسی
جهت سلامتی مولا صلوات



47504
نام: سمیرا
شهر: همین اطراف
تاریخ: 11/30/2007 11:54:33 PM
کاربر مهمان
  عمر ما رفت وچشم انتظاريم اي خدا ما مگر دل نداريم

سر گذارم به دامان عشقت پيش چشمان مستت بميرم

گر به عاشق کُشي شهر ه هستي من به قربان شدن بي نظيرم
47503
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 11/30/2007 11:49:46 PM
کاربر مهمان
  "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر
<<ابتدا <قبلی 4757 4756 4755 4754 4753 4752 4751 4750 4749 4748 4747 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved