شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47412
نام: نگار
شهر: شاهرود
تاریخ: 11/28/2007 3:01:18 PM
کاربر مهمان
  سلام خدا جونم
خدايا خسته شدم از سردرگمي كناه من چيه كه بايد بشم قربوني بنده هاي تو چرامن بايد همه چيزهايي رو كه دوست دارم از دست بدم اصلا چرا تو حرف نميزني چرا من و تنها گذاشتي و صدام و نميشنوي پس كجايي يه چيزي بگو يه كاري كن مگه تو جاي حق ننشستي پس چرا ....
خدايا يه راهي جلو پام بزار بگو هنوز ميبينيم و كمكم ميكني..
47411
نام: !!!!!!!!!!!!!!
شهر: !!!!!!!!!!!!!!!!!
تاریخ: 11/28/2007 2:50:34 PM
کاربر مهمان
  خانم یا آقای ........... از شهر یه جایی

سلام
من هم چند روزیه گیج شدم.
ولی یه چیزیو می دونم شاید اگر این مجنون الحسین همون امین اینجاست لازم باشه خودشون توضیحی بدن! شاید هم اصلا خودوشن مقصر نیستند.
شاید امین نباشند.
شاید هم خانم زینب عارفی بتونن توضیحاتی بدن.

در هر صورت بی توجه مثل بقیه دوستان از کنارش بگذریم بهتر است. اگر خودشون لازم دیدند توضیحات لازم رو میدند.

من ترجیح می دم حرفایی که اینجا درج می شه را مطالعه کنم تا یاد بگیرم و با خیلی از حرفای دل آروم میشم
47410
نام: ......................
شهر: یه جایی
تاریخ: 11/28/2007 1:40:27 PM
کاربر مهمان
  سلام
من حسابی گیج شدم مگه مجنون الحسین فوت نکرده بود؟؟؟
بعدشم همش میره ازوبلاگای دیگه یاآرشوحرف دل مطلب برمیداره میذاره اینجا...حرف جدیدنداری خب هیچی نگو
47409
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 11/28/2007 1:14:51 PM
کاربر مهمان
  خروش ازهمين دوروبرا،وعليكم سلام كم خدمت ميرسيم ،محبت علي واولادش تو دلت زياد بشه باذكر صلوات بر محمد ص
47408
نام: به نیابت از آقا شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/28/2007 11:59:57 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای محمد

ختم چهارده هزار صلوات
دور دوم:

.::: به نیت رسیدن به مقام حقیقی بسیجی :::.
واگر رسیدی بسیجی بمونی صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

پانصد صلوات اول: آقا مقداد به نیت شفای سید مقداد
پانصد صلوات دوم: گل بی خار گرامی
پانصد صلوات سوم: گل بی خار گرامی
پانصد صلوات چهارم: علی آقا
پانصد صلوات پنجم: آقا شهاب
پانصد صلوات ششم: آقا شهاب
پانصد صلوات هفتم:
پانصد صلوات هشتم:
پانصد صلوات نهم:
پانصد صلوات دهم:
پانصد صلوات یازدهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم: اسراء از تبریز
پانصد صلوات پانزدهم:
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم:
پانصد صلوات بیستم:
پانصد صلوات بیست ویکم:
پانصد صلوات بیست ودوم:
پانصد صلوات بیست وسوم:
پانصد صلوات بیست وچهارم:
پانصد صلوات بیست وپنجم:
پانصد صلوات بیست وششم:
پانصد صلوات بیست وهفتم:آقا مجتبی
پانصد صلوات بیست وهشتم:دوتا آقا مجتبی+چهارصد و نود وهشتا.

به حق محمد(ص)وخاندان پاکش(ع).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
47407
نام: سعید
شهر: اصفهان
تاریخ: 11/28/2007 11:42:59 AM
کاربر مهمان
  تو اخرش منو میکشیا تو بد جور منو خونه خراب خودت کردی گفتن دوری و دوستی نگفتن اینقدر طول بکشه گفتن کربلا نگفتن ادمو دیونه میکنی تو که ما رو خونه خراب کردی گفتی هر کی بیاد کربلا دلش اروم میشه نگفتی هر کی بیاد در به در میشه گفتم کربلا میام اونی میشم که تو خواستی نشد گفتم کربلا میام دلمو فقط میدم به اقام گفتم کربلا میام دلمو گره میزنم به شش گوششو میرم خودم که اومدم هیچی دلمو کندمو اوردم تا ندیده بودم میگفتم ندیدم دل خوش بود میگفتم یه روز میبینم ادم میشم نشد هر کاری کردم نشد قرار نبود دوری ما اینقدر طور بکشه مگه نگفتی هر کی تو غربت دعا کنه دعاشو مستجاب میکنی مگه ما نگفتیم ما رو یادت نره عباس به تو بگم
47406
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 11/28/2007 11:13:07 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان همدل

جواب مسابقه عید جمعه:

گفتم كه روى خوبت، از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابى، ورنه رخم عيان است.

جواب سوال اول را که مجنون الحسین بزرگوار به طور کامل آورده اند. من نیز همین متن را با اندکی اختصار یافته ام.

و اما جواب سوال دوم:
نویسنده شیفتگان از قول حاج محمد علی فشندی می نویسد:
درمسجد جمکران قم اعمال را بجا اورده و با همسرم می امدم. دیدم اقایی نورانی داخل صحن شده وقصد دارند طرف مسجد بروند. گفتم:" این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است." ظرف ابی دست او دادم تا بنوشد, پس از انکه ظرف اب را پس داد گفتم :" اقا شما دعا کنید و فرج امام زمان (ارواحنا فداه) را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد." فرمود:" شیعیان ما به اندازه اب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد." این را فرمود و تا نگاه کردم اقا را ندیدم.فهمیدم وجود اقدس امام زمان (عج) را زیارت کردم و حضرتش امر به دعا نموده است.
47405
نام: \Parniaan
شهر: Tehraan
تاریخ: 11/28/2007 11:10:52 AM
کاربر مهمان
  به نام او که همیشه یاد من است و من در غفلتم.
خدایا سلام
دلم خیلی گرفته.
هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه ارومم کنه.
خدایا کمکم کن.
خدایا چشمای گناهکار زمینیم مانع دیدنته...
خدااااااااا تو من و ببین.
خدایا منتظر توجه و جوابتم.
بنده ی کوچک و منتظر تو س..........
47404
نام: ذكرى عاشق ايران
شهر: عراق/ بغداد
تاریخ: 11/28/2007 10:46:57 AM
کاربر مهمان
  سلام از اين اينكه مىخواهيد به حرفام كوش بدين ممنونم شايد بكين يه ايرانى در عراق جكار مى كنه يا اينكه مكه مىشه خلاصه من يه قربانى سياستهاى سختكيرانه ى خيلى از بزركانم قصد توهين به هيجكى ندارم اما واقعيته دوست دارم به من كمك كنيد كه از اين افسردكى ازاد شم من به يه دوست واقعى نياز دارم و اون هم نميشه مكه با كمك شما اكه بخام بنويسم ممكن خوشتون نياد به حرفام كوش بدين ادرس انترنتى رو مىنوسم اكه خواستين يه وقتهايى به حرفام كوش بدين
47403
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 11/28/2007 10:30:05 AM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب قبل

مولاي ما! ما به آبروي تو، روي به درگاه خدا آورديم، و تو را نزد خداي شفيع ساختيم، و به اعتبار منزلت تو، حاجات دو جهان خويش طلبيديم. اي سرافراز در نزد خدا، و اي آبرومند بارگاه كبريا، حاجات ما را، از خداي عزيز جليل، تو طلب كن، و برآورد آن‌ها را تو بخواه.

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
<<ابتدا <قبلی 4747 4746 4745 4744 4743 4742 4741 4740 4739 4738 4737 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved