اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 47332 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
11/26/2007 4:43:36 PM
کاربر مهمان
|
من هیچ چیز و هیچ کس را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوستر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهر مار باشد
از تو دریغ می کند
پس
من با همه ی وجودم
خودم را زدم به مردن
تا روزگار دیگر
کاری به کار من نداشته باشد...
|
|
| 47331 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
11/26/2007 4:31:22 PM
کاربر مهمان
|
اما
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه...
با این همه امید قبولی
در امتحان ساده ی تو رد شدم
اصلا نه تو، نه من!
تقصیر هیچ کس نیست
از خوبی تو بود
که من
بد شدم!
|
|
| 47330 |
نام:
نوشین
شهر:
تهران
تاریخ:
11/26/2007 3:47:33 PM
کاربر مهمان
|
درود و سلام بر شهیدان
همسر مفقود الاثر مهدی نثاری ثانی
|
|
| 47329 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نینوا
تاریخ:
11/26/2007 3:41:47 PM
کاربر مهمان
|
به نام آنکه ای کاش زندگی کردنم برای او بود
السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی
پيش از اينها فكر ميكردم خدا
خانهاي دارد ميان ابرها
مثل قصر پادشاه قصهها
خشتي از الماس و خشتي از طلا
پايههاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او
اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان
رعد و برق شب صداي خندهاش
سيل و طوفان نعره توفندهاش
دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب
هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بيرحم بود و خشمگين
خانهاش در آسمان دور از زمين
بود اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه ميپرسيدم از خود از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها
زود ميگفتند اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست
آب اگر خوردي، عذابش آتش است
هر چه ميپرسي، جوابش آتش است
تا ببندي چشم، كورت ميكند
تا شدي نزديك،دورت ميكند
كج گشودي دست، سنگت ميكند
كج نهادي پاي، لنگت ميكند
تا خطا كردي عذابت ميكند
در ميان آتش آبت ميكند
با همين قصه دلم مشغول بود
خوابهايم پر ز ديو و غول بود
نيت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه ميكردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود
مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
مثل تكليف رياضي سخت بود
*****
تا كه يكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر
در ميان راه در يك روستا
خانهاي ديديم خوب و آشنا
زود پرسيدم پدر اينجا كجاست
گفت اينجا خانه خوب خداست!
گفت اينجا ميشود يك لحظه ماند
گوشهاي خلوت نمازي ساده خواند
با وضويي دست و رويي تازه كرد
با دل خود گفتگويي تازه كرد
گفتمش پس آن خداي خشمگين
خانهاش اينجاست اينجا در زمين؟
گفت آري خانه او بيرياست
فرشهايش از گليم و بورياست
مهربان و ساده و بيكينه است
مثل نوري در دل آيينه است
ميتوان با اين خدا پرواز كرد
سفره دل را برايش باز كرد
ميشود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد
ميتوان با او صميمي حرف زد
مثل ياران قديمي حرف زد
ميتوان مثل علفها حرف زد
با زبان بيالفبا حرف زد
ميتوان درباره هر چيز گفت
ميشود شعري خيال انگيز گفت ....
*****
تازه فهميدم خدايم اين خداست
اين خداي مهربان و آشناست
دوستي از من به من نزديك تر
از رگ گردن به من نزديك تر….
خدايا لحظهاي و آني ما را به حال خود وا مگذار.
الهي آمين
انا مجنونالحسين يا ثارالله
|
|
| 47328 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
علمدار
تاریخ:
11/26/2007 3:20:29 PM
کاربر مهمان
|
میرفندرسکی از عارفان بلند مرتبه بود روزی به مجلسی عیاشی رسید بود که در آن زن ها و مردها در حال رقصیدن بودن و سفره ای از شراب و فضاهای رنگارنگ در آن قرار داشت میرفندرسکی نگفت که برم نکند یکبار گرفتار گناه شوم. گفت شخصی خطا کار و نادان به او که اگر اینقدر ادعا می کنی می توانی این مجلس
را تغییر بده. او به بالای سفره رفت و نگاه به سفره کرد و گفت: من این سفره را تغییر دادم من این ... و با همان حرفش تمام متعلقات سفره تغییر کرد و این امر باعث شد که آن ها تحت تأثر قرار گرفته وحتی از ترس به گوشه ای پنهان شوند.
اواز جانش گذشت وبمیدان رفت. برای کی؟ برای حبیبش برای خدایش و توانست مجلسی را ازگناه تغییر دهند بلکه عده ای را تحت تاثیر قرار دهد.
پس اگر مرد میدانی باید برای خدا بجنگی واز همه چیزت بگذری که یقینا کسی از خود بگذرد برای خدا خدا نتیجه ی عملش را می دهد.
و اما چون حتی یک نفر هم در مبارزه شرط است... حتی اگر کسی بر ایمان من یقین ندارد می تواند به سخن حضرت علی (ع) گوش فرادهد که فرمود نگاه نکن که که می گوید نگاه کن چه می گوید
واگر تنها هم بودی بجنگ
یاعلی مدد
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 47327 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
علمدار
تاریخ:
11/26/2007 3:13:34 PM
کاربر مهمان
|
واما نیروهای خودی چه کرده اند؟
در این گیر و دار . سایتهایی ساخته اند که بعضا جاهایی بسیار قابل تقدیر است سایتی چون سایت شهید آوینی که محل گردهمایی بچه های مذهبیست واین اتحاد بدنبال دارد.
و بصورت چریکی ونامنظم وغیر سازماندهی کار می کنند. نیروهای امدا د بسیار کم هستند که اگر کسی کشته شد او را زنده کند اگر یکنفر مریض شد یا مجروح شد باید خدا براو لطف کند و او در میان آن همه گیرو داد و مبارزه مشرکان خود را به آسایشگاههاییی چون حرف دل و... بکشاند. واگر کشته شود کسی نیست که فریاد عدالتخواهی سر دهد که فلانی چرا یکنفر را کشتی بلکه سایتی به سایت دیگر افتخار می کند که من فلانی را بهتر می کشم و خون ریزترم مرگ برشما که خون ایمان را میریزید و نفس دنیایی و آخرتی شخص را به هلاکت می کشانید.
کسی نیست، دادگاه نیست که شخص را مجازات کند که تو چرا کشتی، بصورت کاملا بی نظم اداره می شود که هرکس هرکس را بخواهد بکشد ...
ماکاری نداریم که دولت های لیبرال دموکراسی چه می گونید و چه شعار می دهند و اگر بحث از آزادیس ماهم آزادیم و هرکاری بخواهیم می کنیم و در دهن هرکس که بخواهیم می زنیم و احدی نمی تواند جلو دار ما باشد.
اگر صحبت از آزادی نیست وصحبت از زور و در گیریست من مرد میدانم و با شما انگل های بشریت مبارزه می کنم انگل هایی که بکشتن نفس خود بسنده نکردید و نفس دیگران را هم هدف قرار دادید. مرگ برشما.
اینجا هم بگو مرگ بر آمریکا
مرگ بر شما که دیدید برروی خاک نمی توانید با ما بجنگید وشهامت مبارزه با ما را ندارید از این طریق وارد شدید و هیهات که نمی دانید یک بسیجی آرام نمی نشیندوهرکاراو تیریست بسوی هدفهای دشمن.
بیاییم بسیجیان بزرگوار که سلام خدا برشما باد نفوس را زنده کنیم که هرکسی نفسی را زنده کند انگار که تمام نفوس را زنده کرده است.
وشما بارها درون پوچ و باطل دشمنان را تجربه کردید و دستشان برشما روشده است که چقدر قد قد می کنند و چقد ترسو هستند.
پس اینبار در مقابل این اسلحه دشمن هم بجنگیم با هروسیله ممکن حتی یک سنگ حتی اگر ساهل طول بکشد که حداقل در محضر حقتعالی بگوییم خدایا ما ظلم را نپذیرفتیم و جنگیدیم حال درحد و وسعمان پیش رفتیم و بیش از این درتوانمان نبود.
اما و توکل علی الله...ان الله یحب المتوکلین
اما وصبروا... ان الله مع الصابرین
اما الهی رضا برضاک
و الله یحب التوابین
و حسبی الله
|
|
| 47326 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
11/26/2007 3:09:27 PM
کاربر مهمان
|
واما
واما شهادت و ایثار و از خودگذشتگی یعنی
رفتن برروی مین برای ایجاد معبر برای همرزمانت
شهادت وایثار یعنی
رفتن برروی سیم خاردار برای گذشتن سربازان خدا و رسیدنشان به هدف
شهادت و ایثار یعنی
از آینده و آرزوهای خود گذشتن و رسیدن به هدف ممکن با کشته شدن
حال شهادت در اینجا یعنی
جان مادی و معنویت را برای نجات بشریت بگذاری و از هیچ چیز و هیچ کس نترسی
وآنکه می خواهد شهید شود باید از جان خود بگذرد برای خدا وازکشته شدن نترسد چرا که در راه خدا می جنگد.
شادی دشمن در ترسیدن مبارزین مومن به سرزمینهایشان است
آری آریا کربلا از آن ماست و ما وارثان زمینیم و تمام جهان از آن ماست و تو منتظر چه نشسته ای برخیز اما برخواستنی که با نوع جنگیدن دشمن یکسان باشد و رو در روی آن)
برخاستی که بر جان دشمن ترس اندازد
تمام سرزمین های زمین و آسمان از آن وارثان زمین که مستضعفان هستند می باشد. پس از پانهادن بر سرزمین خودت نترس وبرای خدا مبارزه کن)
خدایا درهای شهادت را در اینترنت باز کن، خدایا درهای شهامت را باز کن ومرا اولین شهید در این کربلا قرار بده، خدایا تو می دانی که این نوع جنگ مرد میدان می خواهد پس بیرون آور هرآن قدرتی را که در درون ماست برای مبارزه.
خدایا به ما قدرت عطا کن که برای تو عبادت کنیم و عشقانه برای تو ار کنیم وبرای تو بجنگیم و درجنگ خود از هیچ چیز حتی از دست دادن جان خود نهراسیم چرا که دشمن این خصلت را سپر دفاعی خود نموده تا مارا از جنگیدن بهراساند ویا آنکه با دیدن اسلحه های شهوانیشان ترس بر دلهایمان بیندازد که ای وای الان این اسلحه را دیدم و با تیرش آلوده می شوم پس برم که الان کشته می شوم.
مومن برای جنگیدن باید از خود گذشتگی کرد. از خود بگذر و بیا متحد شویم و با دشمن خود وخدای خود مبارزه کنیم برای هرجنیگدنی صلاحیست و اولین صلاح اینجا نترسیدن است.
|
|
| 47325 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
11/26/2007 3:08:15 PM
کاربر مهمان
|
زمانی بود که اگر کسی با تفنگی ازجهان مادی به آخرت می رفت دوحالت داشت یا کافر بود و با کشته شدن برروزهای کفر آن کاسته میشد و یا آنکه مومن بود و با کشته شدنش شهادت نصیبش بود چون تمام کارهایش لله رب العالمین بود... درحالی که زندگی حقش بود برای حببیبش وخالصانه و دلبرانه سفر کرد. سفر کرد
اما اکنون اما اکنون دشمن از وسیله ای دیگر برای کشتن استفاده می کند وآن هم شهوت است نگراننباشید که شهوت هم غضب می آورد و نور علی نور می شود دشمن شخص را نمی کشد بلکه اورا زجر کش می کند خدایا به من آموختی که باید در جنگیدن بادشمن منتظر بود.
دشمن ممکن است شخص مومن را هزارات بار بکشد و زنده کند دشمن شخص را به هر طریق ممکن با تبلیغات های خود بسوی سایتهای خود می کشد و به این بسنده نکردن که خدایشان آنها را لعنت کند. بلکه از نعمت بزرگ اللهی به نام ماهواره برای ترویج فساد بهره برده و تیرهایش در هرکانالی که متعلق به اوست آماده پرتاب بسوی انسان زنده سابت. دشمن در این روش از راه کشتن نفس استفاده می کند و کسی یک نفسس را بکشد انگار که تمام نفوس را کشته وکسی که یک نفس را زنده کند انگار که تمام نفوس را زنده کرده است. نتنها اورا می کشد بلکه عاقبتش را آخرتش را و..
اینجا کربلاست بسیجی و ماهم اسلحه هایی داریم... اسلحه هایی خاطره انگیز که در اینجا غریبندو بزمین نهاده
اسلحه هایی چون شهادت ، شهامت ، رشادت ، نترسیدن ، یقین ، محکم بودن ایثار و از خود گذشتگی بخاطر نجات آینده بشریت . مومن می دانی که یک مومن وظیفه اش فقط حفظ خود نیست بلکه نجات دادن جاهلان و نادانان و ناآگاهان از گمراهیی به هر طریق ممکن
چند میلیون بی گناه در اینترنت کشته شده اند؟ که ما از آمار تلفاتشان بی خبریم؟ چقدر گروه امداد داریم؟ چقدر دین باوری در بین مردم جهان بوجود آمده است؟
|
|
| 47324 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
علمدار
تاریخ:
11/26/2007 3:06:53 PM
کاربر مهمان
|
دشمن درحال پیشرویست بسیجی. چگونه؟
او اینبار و اینجا تصمیم گرفته که از اسلحه شهوت استفاده کند و با برانگیختن شهوت دوعامل ایجاد کند:
1- کشتن نفس پاک جوانان نوگل و تازه به سن رشد و بلوغ رسیده تا پیرمرد ها و... -
2- دور کردن کسانی که مراقب نفسشان هستند و می خواهند که با نفس خود مبارزه کنند. آنها از این فرصت استفاده کرده و از اسلحه شهوت به طریق مختلف بهره برده تا بتوانند شخص مومن مبارز را بدلیل حفظ ایمان خود از پادگانها دور کنند تا بتوانند در این ورطه هرگونه سربازی را در پادگان های خود پرورش دهند از بچه نوزاد تازه بدنیا آمده تا پیرمدهای و هرگونه پرورشی که ممکن است و از این راه پادگان های خود را گسترش می دهد. واورا به هلاکت بکشاند.
اینجا کربلاست وبار دیگر تکرار می کنم اینجا کربلاست... دشمن به اینها هم بسنده نکرده وسیستم هایی ساخته که با آن شخص بتواند وارد اینترانت آنها شده و فقط سایتهای مخصوص آنها را ببیند .
آری آری اینجا کربلاست و باز هم بسنده نشده و راه ها برای ارتباط بین مشتریهایشان و حتی ارتباط مشتری ها با افراد پرورش یافته آنها برگزار می کنند تا شخص را بکشند.
و می داند که گذر جنگ جویانی که زمانی در جبهه ها با تفنگ می جنگیدن و حاضر به هرگونه مبارزه ای به هر طریقی می باشند به چنین سایتهایی نمی خورد و آنانی که به این سایت ها می آیند یا دین ندارند و یا اگر ایمان داشته باشند شرط ورود به سایتهایشان فروش ایمان است.
اینجا کربلاست مومن، ودشمن از اسلحه فوق استفاده می کند و بدیل مبارزه نکردن مومن سایتها را گسترش می دهد و این آخر کار نیست چون اسلحه های خود را در سایتهای معتر (عکس ها وفیلم ها واصوات و ارتباطات ) کم وبیش می گذارد تا بتواند با تیری کوچک تیرها بر شخص وارد کند
واما کشته شدن، ای مومن بدان زمانی اسلحه ما تفنگ بود اما اکنون بپذیریم که اسلحه ها از قلم تا کیبرد و موس و ماهواره و غیره است که تک تک اینها از نعمات الله هستند جل واعلا برای کشتن انسانها استفاده می کنند .
کشتن؟! بله کشتن؟! چگونه؟!! این نوع کشتن بالاترین نوع ممکن کشتن انسانهاست واما نظاره کن
|
|
| 47323 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
علمدار
تاریخ:
11/26/2007 3:03:42 PM
کاربر مهمان
|
زمانی بود که اگر کسی با تفنگی ازجهان مادی به آخرت می رفت دوحالت داشت یا کافر بود و با کشته شدن برروزهای کفر آن کاسته میشد و یا آنکه مومن بود و با کشته شدنش شهادت نصیبش بود چون تمام کارهایش لله رب العالمین بود... درحالی که زندگی حقش بود برای حببیبش وخالصانه و دلبرانه سفر کرد. سفر کرد
اما اکنون اما اکنون دشمن از وسیله ای دیگر برای کشتن استفاده می کند وآن هم شهوت است نگران نباشید که شهوت هم غضب می آورد و نور علی نور می شود دشمن شخص را نمی کشد بلکه اورا زجر کش می کند خدایا به من آموختی که باید در جنگیدن بادشمن منتظر بود.
دشمن ممکن است شخص مومن را هزاران بار بکشد و زنده کند دشمن شخص را به هر طریق ممکن با تبلیغات های خود بسوی سایتهای خود می کشد و به این بسنده نکردن که خدایشان آنها را لعنت کند. بلکه از نعمت بزرگ اللهی به نام ماهواره برای ترویج فساد بهره برده و تیرهایش در هرکانالی که متعلق به اوست آماده پرتاب بسوی انسان زنده سابت. دشمن در این روش از راه کشتن نفس استفاده می کند و کسی یک نفسس را بکشد انگار که تمام نفوس را کشته وکسی که یک نفس را زنده کند انگار که تمام نفوس را زنده کرده است. نتنها اورا می کشد بلکه عاقبتش را آخرتش را و..
اینجا کربلاست بسیجی و ماهم اسلحه هایی داریم... اسلحه هایی خاطره انگیز که در اینجا غریبندو بزمین نهاده
اسلحه هایی چون شهادت ، شهامت ، رشادت ، نترسیدن ، یقین ، محکم بودن ایثار و از خود گذشتگی بخاطر نجات آینده بشریت . مومن می دانی که یک مومن وظیفه اش فقط حفظ خود نیست بلکه نجات دادن جاهلان و نادانان و ناآگاهان از گمراهیی به هر طریق ممکن
چند میلیون بی گناه در اینترنت کشته شده اند؟ که ما از آمار تلفاتشان بی خبریم؟ چقدر گروه امداد داریم؟ چقدر دین باوری در بین مردم جهان بوجود آمده است؟
|
|