شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47152
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 11/22/2007 2:08:55 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
ولاحول ولا قوه الا بالله العلی الظیم
مریم خانم از شهر دل آرام گیرد به یاد الله
اگر جزئی از جزء های باقیمانده رو به اسم حقیر بنویسید تشکر
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
47151
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 11/22/2007 1:46:09 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

...
...
آتــش دوسـت اگــر در دل ما خـــانـه نداشت

عـــمر بی حاصـــل ما ایــن هـمه افـسانه نداشت


................................
................................
................................

دعا بفرمایید دوستان خوب و با معرفت .
47150
نام: اردیبشهت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 11/22/2007 1:00:08 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای تعالی -عز و جل

سلام علیکم برادران و خواهران

تولد هشتمین ستاره ی زیبای آسمان ولایت را به یاران آن حضرت تبریک همی گفته و از یزدان پاک عزه ذکره رسیدن همه ی تان را به خواسته های نیکتان درخواست همی دارم . امید که آن بزرگ نیم نظری هم به بنده همی نموده و ما را قرین رحمت و مهربانی خویش قرار همی دهاد. انشا ء الله تعالی


و اما ...
دوش قصد همی داشتیم شیرینی از برای حلاوت تولد همی تهیه نموده و قصد منزل همی کنیم که جیب فقیرمان وسعت همی نداد و ما دست خالی روانه شدیم درازتر از پای !
دوش بینمان بحثی درگرفت ناخواسته ! و من همی بانگ برآوردم که ای داد و ای بیداد ، ای بدبخت (مگر خردیت فراموش کردی که درشتی می کنی؟) و دل بشکستیم و دلمان همی بشکست سخت و اشکمان درآمد بسیار (در خفا) و گریه همی نمودیم از برای خلاف خود در این شب عید .و الهی العفومان به هوا همی بلند شد و پیش خود فکر همی کردیم که چه کنیم که تا می توانی دل بدست آورهمی ، دل شکستن هنر نباشد! و خفتیم و البته نیک ذکر همی بگفتیم با طلب مغفرت و پس از آن با صدای ردیابمان بیدار همی گشتیم به صدای زیبای اذان ، و کمی گوش همی سپردیم ! اری صدای دیگریست و این صدا زیباست و آن صدای رحمت خدا بر زمین همی بود ، شاید هدیه ی تولدی به بندگانش و الحمدلله رب العالمین ! باران ، باران ، باران
و چه زیبا قره های باران بر شیشه می خورد در نیمه شب که هان برخیز و وضو کن !
و این زمزمه ی مبهم باران است !

و شما ای بانوی دل آرام ضمن تبریک و خجسته باد ، جزئی نیز با نیتی خیر از برای من فرو همی گذارید باشد که خدای تعالی مرا همی ببخشاید به خاطر آن درشتی.

التماس دعا . التماس دعا . التماس دعا

یا علی با علی تا اعلا
47149
نام: دوست
شهر: همدلی
تاریخ: 11/22/2007 12:35:34 PM
کاربر مهمان
  ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
برپشت ستم کسی تبر خواهدزد
سوگند به هرچهارده آینه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحرمی گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
ان شاء الله
شادی دل امام زمان صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
هدیه به روح مطهرامام رضا صلوات
اللهم صل علی محمدو ال محمد و عجل فرجهم
ذکر روز پنج شنبه صد مرتبه
لا اله الا الله الملک الحق المبین

47148
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 11/22/2007 12:18:47 PM
کاربر مهمان
  توانمندى معصوم بر استنطاق قرآن

قرآن مانند انسان بسيار خردمندى است كه اسرار گونه گونى را در درون دارد و آن ها را تنها براى خواصى از ياران رازدارش آشكار مى كند و با مردم تنها درباره ى بعضى از مسائل سودبخش به حال آنان سخن مى گويد و مردم نيز به همان اندازه كه سخن گفته است ، بهره مند مى شوند؛ در حالى كه از باطن وى غافلند و نمى دانند كه در گنجينه ى سينه او چيست ؛ ولى اصحاب سر مى دانند كه وى حامل اسرارى است .

تفاوت بنيادين فهم قرآن به وسيله ى تدبر در آن و نيز فهم آن به واسطه ى استنطاق در اين نكته نهفته است . چون متدبرى كه توان به سخن در آوردن را ندارد، چون تشنه اى است كه فقط قدرت استفاده از آب چشمه ى جارى بر روى زمين را دارد، ولى توان دستيابى به ساير آب هاى زير زمينى را ندارد؛ بر خلاف پرسشگر كه مانند تشنه اى است كه به خزينه هاى آبى زمين آگاه است و از طريق آگاه است و از طريق حفر آن ، آب زير زمينى را بر روى زمين آورده ، آب راكد را جارى مى سازد و موجودات زنده ى زمين را با آن سيراب مى كند.
از آنجا كه ميان ظاهر جارى و باطن پنهان پيوند كاملى هست ، متدبرى كه قدرت پرسش گرى ندارد، به فكر خودش نمى تواند بسنده كند و از پرسش ‍ گر و استنباط كننده ى توانمند روى گرداند و از او بهره نبرد.
ريشه تفاوت در آن است كه قرآن مجيد مردم را به تدبر در خود فرا مى خواند و به آن تشويق مى كند، چنان كه ترك تدبر را نكوهيده ، دورى از قرآن را سرزنش مى كند؛ افلا يتدبرون القران ام على قلوب اقفالها . از اين آيه بر مى آيد: قلبى كه از جهل و گناه و ديگر قفل ها پيراسته باشد، بر تدبر در قرآن توانمند است .
گفتنى است : قرآن عينى و امام معصوم عليه السلام از قرآن علمى و نيز قرآن عملى از ايشان جدا نيست . امير المؤ منين عليه السلام مى فرمايد: قرآن با مردم سخن نمى گويد و مردم نيز قدرت سخنگويى با او را ندارند؛ تنها كسى كه بر اين امر قدرت دارد و قرآن نيز با او سخن مى گويد، همان امام معصوم عليه السلام است ؛ خداوند، هنگامى رسول خدا را براى هدايت مردم فرستاد كه از حضور پيامبران زمان زيادى گذشته بود و ملت هاى جهان به خواب طولانى فرو رفته بودند و تار و پود حقايق از هم گسسته بود، محتواى رسالت او براى مردم تصديق كتاب هاى آسمانى پيش بود و نورى كه بايد از آن پيروى كنند، همان نور قرآن است .
پس ، آن را به سخن آريد، گر چه هرگز با زبان عادى سخن نمى گويد؛ اما من از سوى شما را آگاه مى سازم : بدانيد در قرآن علوم آينده و اخبار گذشته ، داروى بيمارى ها و نظم و حيات اجتماعى شما بيان شده است ؛ اءرسله صلى الله عليه و آله و سلم على حين فترة من الرسل ، و طول هجعة من الاءمم و انتقاض من المبرم ، فجاءهم بتصديق الذى بين يديه ، والنور المقتدى به . ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق ، و لكن اءخبركم عنه : اءلا ان فيه علم ما ياءتى ، و الحديث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بينكم .
ظهور كلام حضرت عليه السلام در اين است كه قرآن مقتداى نورانى است و تاريكى در آن راه ندارد، ولى به جهت شدت نورانيت و اشراقش ، انسان ها توان نظر كردن كامل در آن را ندارند، مگر انسان كامل معصوم عليه السلام كه ميان او و خداوند سبحان عود نورى وجود دارد.

قرآن كريم از منظر امام رضا عليه السلام
آية الله جوادى آملى دام ظله
47147
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 11/22/2007 12:13:07 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا


سلام بر منتظران مهدی
ششمین مسابقه عید جمعه

درنجم ثاقف یکصدوهشتادودونام برای حضرت صاحب الامر(عج)امده که ده تا ازاین اسامی در منتهی آمال نوشته زیبای (حاج عباس قمی) یاد شده
این هفته هم دوستان برای تبرک جستن شش نام از نامهایی که در منتهی آمال امده را بنویسند با مختصری شرح
دوم
در کتاب (برمنبرهایی از نور) ترجمه فضائل وصفات شیعه (مرحوم شیخ صدوق) امده
اصبغ بن نباته گوید روزی امیرالمومنین علیه السلام بیرون امد وما گرد هم بودیم فرمود:
شما کیستید وگرد هم امدنتان برای چیست ؟
عرض کردیم:گروهی از پیروان توهستیم!
فرمود:پس چرا نشانی پیروان خود را درشمانمی بینم؟
عرض کردیم:نشان پیروان تو چیست؟
فرمود:..........

حکمت سئوالات این هفته در ان است که رایانه مارا از مطالعه کتب مفید دور نکند
یا علی
..................................
درضمن
تبریک میگم میلاد هشتمین
اختر تابناک ولایت وامامت...
آقا ثامن الائمه
47146
نام: سلام
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 11/22/2007 11:59:29 AM
کاربر مهمان
  به نام هستی بخش مهربانم

امام رضا جون سلام میدونم که الان داری منو می بینی
و صدام رو میشنوی من از شما میخوام توفیق معرفت خودتون رو به من وهمه جوونها عنایت کنین فقط همین.
عاشق کوچیک شما ز.ر
47145
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 2/22/2007 11:37:24 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
-حدیثی از بزرگواری- یک از بزرگان شیعه جناب ابابصیر از اصحاب ایم صادق علیه تاسلام است که جزو اصحاب اجماع است به این معنی که اسم مبارک ایشان در اول سلسله سندحدیث بیاید ان حدیث معتبراست. ایشان نابینا بوده است واخر عمر گوش ایشان سنگین بوده است به همین علت امام علیه السلام ایشان در جمع کنار دست خودشان مینشادند وایشان کاهی خصوصی به حضور امام معزز میرسیدند وگاه در جمع وگاهی اولاا ش خصوصی بوده وزمانیکه جمع میامده است. یا ایشان بیرون میرفتند یا مینشستند وایشان یک فرد رابعنوان عصا کش داشتند که بسیار مومن وبا شنوائی بسیار بالا وبسیار تیز هوش وبسیار پخته وبا درایت واصلا احساساتی نمی شدند وبسیار راستگو .با دقت هوش وحافظه جناب اقای ابابصیر مثال زدنی است که بعضی از اصحاب میگفتند ایا احتمال رخ دادن این حافظه هست یانیست ایشان وفت خصوصی که خدمت امام علیه السلام میرسدند با ان جناب عصاکش همراه ایشان در اطاق بودند ولی اگر جمع میامد به ایشان میگفتند برو وساعت فلان بیا این جناب اقای عصا کش مسئولیت های مختلف داشت یکی از انها این بود هروقت جناب اقای ابابصیر در جلسهای نبود ایشان میرهت .از کسانی در جلسه بودند پرس وجو میکرد .گزارش کاملی به ایشان میداد وهر گاه در جمع بود ودوراز امام بود در بیرون منزل مبارک امام خود جناب ابا بصیر از عده ای سئوال میکردتا که حدیثها کمنرول وچک کمد وان اقای عصاکش میفرمود تو از فلانی وفلانی سئوال کن وهرگاه با ایشان خصوصی خدمت امام میرسیدند وبا امام علیه السلام فاصله داشتنذ مداوم شنیده های خودش را با ایشان کنترول میکرد- یکروز به خدمت امام علیه السلام میرفتند ایشان از اقای عصا کش که از این پس ایشان همراه مینامیم یرسیدند این همه حدیث راجاع نماز ایا شده که دریک موضوع واحد دو حدیث مختلف باشد به اصطلاح مختلف الحدیث شود ایشان جواب میدهد غیر من همیشه در دالان پائین وقت بیکاری هم حدیث ها را مینویسم وهم حفظ میکنم ویک مورد همرخ نداده است وایشان میفرماید ایا قدر امام را میدانی میگوید من شیفته ایشان شدم با هم به منزل مبارک امام میرسند درب میزند وچون اهل خانه درجریان بودند با ایشان میگویند که امام علیه السلام در فلان اطاق است این اطاق یک اطاق دراز بوده است که درنبش حیات قرار داشته حیات امام ال مانند بوده است یک زاویه قائمه بطوریکه که پنچره شرقی خانه بیک حیاط کوچکتر وصل به حیاط بزرکتر میشده است که حکم حیاط خلوت داشته ومحل رخت پهن کردن بر روی طناب بوده است ایشان وارد اطاق میشنوند وکنار پنچره شرقی مینشینند جناب اقای ابابصیر میدانستند که همراه نگاه به بیرون نمی کند ولی صدای مادر ودختری میدادکه دستور پهن کردن لباسها در جای خاص را میداد امام علیه السلام حال نماز بودند نزدیک به گوشه دست چپی جناب ابا بصیر از همراه سئوال میکند امام در چه حالی است ایشا چواب میدهد امام در حال نماز است وایشان به همراه وقتیکه نماز امام تمام شد من را مطلع کن. یس از چند لحظه میشنود که همراه مداوم ذکر لاحول ولا قوته..... میگوید ایشان سئوال میکند مگر زلزله امده ولی من چیزیرا احساس نکردم وصدای پنچره هم نیامد وچناچه زلزله امده است ما امامر امطلع کنیم وهمگی نجات پیدا کنیم ایشان چواب میدهد غیر زلزله نیامده است نماز امام منرا دارد به عروج میکشاند ونزدیک است قالب تهی کنم ایشان میپرسد ایا امام مور میزنذ میگوید خیر نماز معمولی است ولی من یکحالت خاص شدم مثلا تحمل قلبی ندارم وایشان میگوید همان ذکر بگو تا قوت قلب پیدا کنی
47144
نام: یه ادم تنها
شهر: نمی دونم پنجشنبه اول اذر ماه86
تاریخ: 2/22/2007 11:24:52 AM
کاربر مهمان
  خداجونم چرا جوابم نمیدی یعنی انقدر من گناهکارم
تورو به خدا یکی جوابم بده خسته شدم
مامانی خیلی مخلصیم انقدر دوست دارم; روی ماهت ببینم
منو ببر پیش خودت انگار که من دل ندارم هیچکس نمیفهمه من خیلی خیلی تنهام دلم گرفته از این دوری تو ازت خواهش میکنم منو ببخشی حلالم کن مثل اینکه توام منو دوست نداری اصلا تو خوابم نمیای
47143
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 11/22/2007 10:51:37 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
آقا یا خانم چندین نقطه از شهر چندین نقطه
شما بجای اینکه مردم ترغیب کنید که بسمت خدا سفر کنند و عاشقانه معشوق خودشونو دوست داشته باشن میگی که رفتن به عالم بالا کذبه و هرکی میگه رفتم کاذب مگر در ابرآگاهی
الله اکبر،چه علمایی رفتند و سیر سلوک خودشون رو در کتاب ها نوشتن
شما نگاه کنید
هر كسي بخواهد به جهان هاي بالاتر وارد گردد به حكم قانون لايتغير امكان برگشت دوباره به ماده را ندارد ولي كساني كه در حالات روحي موفق به درك جهان دوم يا سوم يا جهان هاي بالا ميگردند در حقيقت به اين جهان ها وارد نمي گردند
شما مگه رفتید به عوالم بالا که میگید بره بالا امکان برگشت نداره و یا اینکه این قوانین رو وضع می کنید بر عوالم بالا
دراینکه رفتید یا نفرتید خودتون بهتر می دونید ولی درتعجبم شما که آنکسانی را که ادعای بالارفتن می کنند رو تکذیب می کنید چطور خودتون رفتید الله اعلم
و از طرفی
بزرگواران، امام خمینی ره درکتاب آداب الصلواه این چنین فرمودند
انسان های سالک که به وصال رسیده اند
دوگونه اند
عده ای فنا در حق شده و از شدت شوق میروند و دیگر پیدایشان نمی شود و خودشان هستند و خدایشان
عده ای دیگر کسانی هستند که برای اصلاح جامعه بر می گردند و خداوند از آنها برای بالا آورن مردم استفاده می کند
کما اینکه امام خمینی ره فرمودند
من یار را به کوچه و بازار کشم
و خیلی از اسرار حق رو امام خمینی ره آشکار کردند و ایشون هستند که با کسانی که می گویند خدارا نمی توان دید مبارزه کردن
و در کتاب آداب صلواه فرمودند که باید مقاله ای جدا نوشت بر آنانکه می گویند حق را نمی توان دید
دوست گرانقدر، جناب چند نقطه نتنها می شود عوالم بالا را دید بلکه صاحب عوالم را میشود دید.
و الا خدایی که من به وصالش نرسم به چه دردی می خورد
خدایی که من نتوانم ببینمش به چه دردی می خورد
خدایی که بی نیاز است چرا می گوید مرا پرستش کنید آیا او بیکار است که مرا معطل خود کند؟
پس وصال حق ممکن و رسیدن به حق تعالی ممکن تر
و راه برای همه گان باز است
امام خمینی ره نه تنها خودشان این مراتب رو طی کردن بلکه با انقلاب در ایران دست مردم ایران رو هم گرفتن و بردن بالا و چه شهدایی بزرگ که خاکنشین بودن تربیت نمودن
وامام خمینی ره رزق این انقلاب بود و بواسطه اوست که ما الان راحت و ساده سخن از حق می گوییم
والبته اگر کسی ادعا کند شما فکر می کنید به این راحتی می تواند کار کند مرد میدان می خواهد هرکسی قدرت چنین اشخاصی را ندارد که بیاید ادعا کند و بتواند از این راه به منافع خود برسد
امیدوارم که از بنده ناراحت نشده باشید
حق نگهدارتان ،یاعلی مدد
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
<<ابتدا <قبلی 4721 4720 4719 4718 4717 4716 4715 4714 4713 4712 4711 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved