شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47042
نام: زهرا
شهر: تهران
تاریخ: 11/20/2007 8:34:05 AM
کاربر مهمان
  جای پدرم خالی است او به رحمت خدا رفته خیلی دلم برایش تنگ شده..............
47041
نام: رویا
شهر: بجنورد
تاریخ: 11/20/2007 8:21:27 AM
کاربر مهمان
  سلام.
دارم از نفس می یفتم تو هجوم سایه ها کاشکی بشکنه دوباره بغض این گلایه ها
همه کسایی که مثل ما هنوز عاشقید برای ما هم دعا کنید
47040
نام: مریم
شهر: هرجاکه خدا هست
تاریخ: 11/20/2007 7:49:08 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای خوب خودمون
به یاد دوست که هر چه دارم از اوست (و متشکرم نازنین خدای من )

سلام به همگی. صبح پاییزیتون به خیر . مثه اینکه پاییز هنوز باور نکرده که اومده! بابا پاییز! یه بارونی ، یه برفی ، یه سرمایی ، یه یخزدگی ! هیچی؟ بعیده ها !

دیروز یه پیام به دستم رسید که برام خیلی ارزش داشت ) ) هرگاه بنده دعا کند ، خدا پیوسته در فکر حاجت اوست ؛ به شرط آنکه بنده شتاب به خرج ندهد.)) « امام صادق (ع) »


مریم خانم سلام صبحتون به خیر . از نیت پاک و خالص و زیبای شما بیسار ممنون و متشکرم .
آقای مجتبا سایت زیبایی دارید که به امید خدای بزرگ بتونید هر چه بیشتر ارزشمندترش هم بکنید .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
47039
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/20/2007 7:18:48 AM
کاربر مهمان
  موعظه محكوم به اعدام

امام صادق (ع ) فرمود: مردى به حضور عيسى (ع ) آمد و اقرار كرد كه من ز.ن.ا كرده ام و مرا پاك كن .
پس از آنكه ز.ن.ا كردن او ثابت شد، و بنا بر اين گرديد كه او را سنگسار كنند (گويا ز.ن.ا.ى محصنه بوده است ) اعلام شد كه جمعيت جمع شوند.
همه جمع شدند و حضرت يحيى (ع ) نيز در ميان جمعيت بود، مرد ز.ن.ا كار را در گودالى گذاردند تا او را سنگسار نمايند، او فرياد زد، هر كسى كه بر گردنش ، حد هست از اينجا برود، همه رفتند، تنها عيسى و يحيى باقى ماندند.
در اين هنگام يحيى (ع ) (فرصت را غنيمت شمرد و به خاطر اينكه موعظه آن مرد در آن حال اثر بخش بود) نزد او رفت و فرمود:
يا مذنب عظنى : ((اى گنهكار مرا موعظه كن )).
او گفت : لا تخلين بين نفسك و هواها فتردى : ((بين نفس خود و هوسهايش ‍ را آزاد نگذار تا خود را تباه سازى )).
يحيى فرمود: ((باز مرا موعظه كن )).
او گفت : لا تعيرن خاطئاً بخطيئته : ((گنهكار را بخاطر گناهش سرزنش مكن )) (طعن و سرزنش غيابى يا حضورى مكن مگر در موارد امر به معروف و نهى از منكر).
يحيى فرمود: باز مرا موعظه كن .
او گفت : لاتغضب : ((خشمگين مشو)).
يحيى فرمود: همين سه موعظه مرا كافى است (قال حسبى ).

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47038
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/20/2007 7:17:38 AM
کاربر مهمان
  لباس زيبا در نماز

نقل شده : هنگامى كه امام حسن مجتبى (ع ) براى نماز برمى خواست ، بهترين لباسهاى خود را مى پوشيد.
از آن حضرت پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مى پوشيد؟
امام در پاسخ فرمود:
ان اللّه جميل يحب الجمال ، فاتجمل لربى و هو يقول : خذوا زينتكم عند كل مسجد.
:((خداوند، زيبا است و زيبائى را دوست دارد، و به همين جهت ، من لباس ‍ زيبا براى راز و نياز با پروردگار مى پوشم ، و هم او فرموده است كه : به هنگام رفتن در مسجد، زينت خود را برگيريد)).
بر همين اساس ، طبق روايات ، استجاب دارد كه انسان در حال نماز نيكوترين لباس خود را بپوشد، و خود را معطر كند، و با رعايت نظافت و طهارت كامل ، به نماز و راز و نياز با خداى بزرگ ، بپردازد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47037
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/20/2007 7:16:33 AM
کاربر مهمان
  سلام اهالی اهل دل

علیک سلام آقا مجتبی

گوگل بعد از بروز رسانی کمتر از یک روز شناسایی میکنه .............. اما متاسفانه گویا وبلاگ شما مشکل داره ...... چون بنده پیگیر شدم ولی گوگل شناسایی نکرده ............. میگن هر وبلاگی دارای یک کد است بهتره توی گوگل در مورد کد موتورهای جستجو گر سرچ بکنی ..........

آقا احسان و آقا مجید کاش دوباره قلم میزدید ............................

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47036
نام: محمدرضا
شهر: ملایر
تاریخ: 11/20/2007 6:47:47 AM
کاربر مهمان
  سلام _خدا خیرتان بدهد .امیدوارم که خودشهداکمکتان کندتاانشاءالله روزبه روزدرکارهایتان پیشرفت کنید . التماس دعای فراوان دارم
47035
نام: امید
شهر: کرج
تاریخ: 11/20/2007 4:27:11 AM
کاربر مهمان
  با سلام
خسته نباشید و تشکر از اینکه جز10 رو به من دادین
اگه میشه جزو19 رو هم به من محول کنید
دستتون درد نکنه
47034
نام: صـــادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 11/20/2007 1:22:05 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین


..
.

در آنجا ،بر فراز قله كوه
دو پايم خسته از رنج دويدن
به خود گفتم كه در اين اوج ديگر
صدايم را خدا خواهد شنيدن

به سوي ابرهاي تيره پر زد
نگاه روشن اميدوارم
ز دل فرياد كردم:كاي خداوند
من او را دوست دارم،دوست دارم

صدايم رفت تا اعماق ظلمت
بهم زد خواب شوم اختران را
غبار آلوده و بيتاب كوبيد
در زرين قصر آسمان را

ملايك با هزاران دست كوچك
كلون سخت سنگين را كشيدند
ز توفان صداي بي شكيبم
به خود لرزيده،در ابري خزيدند

ستونها همچو ماران پيچ در پيچ
درختان در مه سبزي شناور
صدليم پيكرش را شستشو داد
ز خاك ره،درون حوض كوثر

خدا در خواب رويا بار خود بود
به زير پلكها،پنهان نگاهش
صدايم رفت و با اندوه ناليد
ميان پرده هاي خوابگاهش

ولي آن پلكهاي نقره آلود
دريغا تا سحرگه بسته بودند
سبك چون گوش ماهيهاي ساحل
به روي ديده اش بنشسته بودند

صدا،صد بار نوميدانه برخاست
كه عاصي گردد و بر وي بتازد
صدا مي خواست تا با پنجه خشم
حرير خواب او را پاره سازد

صدا فرياد مي زد از سر درد:
بهم كي ريزد اين خواب طلايي؟
من اينجا تشنه يك جرعه مهر
تو آنجا خفته بر تخت خدايي!!

مگر چندان تواند اوج گيرد
صدايي دردمند و محنت آلود؟
چو صبح تازه از ره باز آمد
صدايم از صدا ديگر تهي بود

ولي اينجا به سوي آسمانهاست
هنوز اين ديده اميدوارم
خدايا اين صدا را مي شناسي؟
من او را دوست دارم،دوست دارم

از فروغ فرخزاد

..
التماس دعا
47033
نام: ..........
شهر: ................
تاریخ: 11/20/2007 12:49:32 AM
کاربر مهمان
  چه وقت با بدن اثيري خود مواجه مي شويد؟

هنگاميكه راه مي روي از را رفتنت آگاه باش وقتي ايستاده اي وقتي غذا مي خوري و هر فعاليتي كه با بدنت انجام مي دهي به آن آگاه شو.تو اگر نتواني از بدن زمخت خود كه با چشم قابل رويت است آگاه شوي آگاهي از بدن هاي ظريف غير مريي غير ممكن است.
پس با هر كنشي كوچك كه بدن مادي انجام مي دهد توجه به طور مطلق ضروري است.اين مراقبه است.انجام اعمال بدني با آگاهي كامل باعث مي شود همذات پنداري ما با بدن مادي شكسته شده و احساس جدا بودن از بدن مادي آغاز آگاهي از بدن اثيري است. فايده بدن مادي تنها در اين است كه به ما دريافتي از بدن هاي ظريفتر خود را مي دهد.از خواب بيدار شو و آگاهانه با بدنت زندگي كن.
<<ابتدا <قبلی 4710 4709 4708 4707 4706 4705 4704 4703 4702 4701 4700 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved