شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47022
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 11/19/2007 4:14:43 PM
کاربر مهمان
  السلام عليك يا امام الرئوف يا شمس اشموس يا علي ابن موسي الرضا المرتضي(عليك منا التحيه والثناء)

ميلاد نشانه اي ازجنت رضوان الهي امام علي ابن موسي الرضا (ع) بر همه دوستاني كه مهر رضوي بر دلهاشان مي درخشد مبارك باد.

سلام بر همه دوستاني كه با ديدن اسمشون چشم روشن و دل مطمئن و خاطرات زنده مي شن.

مجنون الحسين بزرگوار , آقا مقداد گل , محجوبه گرامی , سنگ گرامی صحرای کربلا و همه دوستان حاضر كه از مطالب و زحماتشون استفاده آخداوند به همه ما توفيق عنايت بفرمايد با ذكر صلواتي بر محمد(ص)و آل پاكش(ع).

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47021
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 11/19/2007 4:09:27 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی


آقا شکسته بال خیالم کجا روم
بی اشک و چشم و مال و منالم کجا روم

رویم خجل نه کاسه گندم نه آبرو
دل در خیال راه وصالم کجا روم

ای آسمان هشتم چشمان بی ریا
عمری فقیر اشک زلالم کجا روم

دعبل صفت ز گوشه چشمم ستاره ها
قد می کشد به اخر فالم کجا روم

من بی حضور چشم تو غم را خریده ام
از نسل رود های زوالم کجا روم

من در خیال چشم تو آقا شناورم
در پیچ و تاب کسب کمالم کجا روم

باشد همین نذر نگاهم طبیب دل
کی می دهی جواب سوالم کجا روم

47020
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 11/19/2007 3:34:27 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الذي خلق النور من النور

یا رب الحسین بحق الحسین بظهور الحجه

سلام بر همه دوستان

مردي از تبار مردان بي ادعا ((شهيد بزرگوار عباس بابايي))

***********************************************
شهيد بابايي علاقه وافري به خواندن دعا داشتند ، اكثر اوقات ايشان بصورت ناشناس به يكي از روستاهاي اطراف شهر تشريف ميبردند و شبهاي جمعه دعاي روحبخش كميل را خودشان در مسجد روستا ميخواندند
در يكي از شبهاي جمعه ايشان طبق معمول جهت خواندن نماز مغرب و عشاء به آن مسجد مراجعت كرده بودند
بعد از نماز، دعاي ملكوتي كميل را با آن صداي دلنشين و روح بخش هميشگي اش كه مردم روستا هميشه منتظرشنيدنش بودند خواند
بعد از اتمام دعا
يك نفر از بين جمعيت گفت : قبول باشه جناب سرهنگ
به يكباره تمام نگاهها به طرف مرد ناشناس چرخيد
عباس بابايي مثل هميشه سربزير داشتند
گويا از اينكه شخصي او را با عنوانش خطاب كرده بود ناراحت شده بود
مردم روستا نميدانستند كسي كه شبهاي جمعه دعاي كميل را به آن زيبايي برايشان ميخواند فرمانده پايگاه شكاري ست
خلبان شجاع و بي ادعا جناب سرهنگ عباس بابايي

از آن به بعد ديگر كسي در روستا عباس را نديد
شايد به صورت ناشناس به روستاي ديگر ميرفت
آخر او دوست داشت هميشه ناشناس بماند

پيداتر از آنی که ببينم تو را به چشم
در محضرت حضور تو را آه می کشم
می خوانمت به نام و نمی دانمت هنوز
من فرصت مرور تو را آه می کشم
************************************************
يا علي مددي



47019
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 11/19/2007 3:30:41 PM
کاربر مهمان
  هر چند كه زندگي آميخته به مشكلات باشد، ولي كيست كه مشكل نداشته باشد؟ مگر قرار است انسان هر چه آرزو داشت، فراهم باشد؟
47018
نام: yeki methe to
شهر: gom
تاریخ: 11/19/2007 2:55:32 PM
کاربر مهمان
  marzia az torento manam delam gerefte methe to barat doa kardam enshallah harja ke hasti aramesh va rezayat dashte bashi dar sayeye hagh farghi nemikone adam koja bashe faghat kafie khoda ba ma bashe ama donestane rahesh yekhorde ke na khaili moshkele!
47017
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 11/19/2007 2:34:47 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا امام الرئوف

هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)- قسمت ششم

سيد على رضا جعفرى

۷- تواضع و فروتنى

مرحوم شيخ صدوق به نقل از يكى از معاصران حضرت رضا(ع)مى‏نويسد: چون سفره انداخته مى‏شد، غلامانش حتى دربان و نگهبان نيز با اوسر يك سفره مى‏نشستند.
مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نيز مى‏نويسد:
روزى امام وارد حمام شد، مردى (كه حضرت را نمى‏شناخت) از وى درخواست كرد تا اورا كيسه كشد، امام نيز پذيرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفى‏كردند و او با كمال شرمندگى و سرافكندگى از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به كار خود همچنان ادامه داد.
مرحوم كلينى طبق حديثى فرموده:
شبى امام مهمان داشت، در ميان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواست‏آن را اصلاح نمايد ولى حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت.
مرحوم علامه مجلسى (متوفا به سال 1111) چنين نقل كرده است:
مردى از اهالى بلخ گويد:
در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وى سفره‏انداخته شد و خدمتكاران و غلامان، چه سياهان و چه غير ايشان، همگى را بر سر يك‏سفره نشاند، به امام عرض كردم:
فدايت‏شوم خوب بود براى اينها سفره جداگانه‏اى‏مى‏انداختيد. حضرت فرمود:
ساكت‏باش.
پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است و پاداش و جزا (فقط) به عمل‏بستگى دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).

8- احترام و محبت‏ به ديگران
مرحوم اربلى (از دانشمندان قرن هفتم) در خبرى‏كه نقل نموده است از قول يكى از معاصران امام رضا(ع) مى‏نويسد:
هرگز نديدم كه‏امام در سخن خويش نسبت‏به كسى بى‏احترامى كند و هرگز نديدم كه كلام ديگرى‏را قطع كند، و مى‏گذاشت تا سخنانش به پايان رسد .. هيچگاه در برابر كسى كه‏مقابلش نشسته بود پاهايش را دراز نمى‏كرد و تكيه نمى‏زد. هرگز نديدم به هيچيك‏از خدمتكاران و غلامانش ناسزا گويد ..
آن حضرت فرموده است:
محبت‏به ديگران‏نيمى از عقلانيت و خرد ورزى است.
و از آنجا كه درصد قابل توجهى از كينه‏ها ودلخورى‏ها به سبب سخنان بى‏مورد و بعضا نيش‏دارى است كه نسبت‏به يكديگر اظهارمى‏گردد و شايد در اكثر موارد نيز بى‏قصد و غرض باشد آن حضرت فرموده‏اند:
سكوت موجب جلب محبت مى‏گردد.
در پايان، از محضر نورانى امام رئوف و مهربان‏حضرت رضا(ع) پوزش مى‏طلبيم; چرا كه بيان يك ويژگى از ويژگيهاى خدايى ايشان ازعهده كسى ساخته نيست.
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم
ماهنامه كوثر شماره 15
47016
نام: مرضيه اصغري
شهر: تهران
تاریخ: 11/19/2007 2:06:13 PM
کاربر مهمان
  باصداي بلند ميخوانم تورا كه بشنوي صدايم را خدايا دوستم بدار توخدايي ومن بنده
اي پروردگار
47015
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 11/19/2007 1:52:36 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا امام الرئوف

هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)- قسمت پنجم

سيد على رضا جعفرى

يكى ديگر از ياران حضرت مى‏گويد:
به امام عرض كردم: شما خود را به اين امر (يعنى امامت) شهره ساخته و جاى پدرنشسته‏ايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مى‏چكد (و دوران اختناق عجيبى‏حكمفرماست، شما با چه جراتى چنين مى‏كنيد؟!) كه آن حضرت با پاسخ خود به وى‏فهماند كه اين مسائل و ماموريتهاى ائمه(عليهم السلام) قبلا از جانب الهى تعيين‏شده و هارون قدرت مقابله با حضرت را ندارد.
امام هشتم با هشيارى سياسى خويش‏ توانست پس از مرگ هارون (كه در سال دهم از امامت‏حضرت اتفاق افتاد) در دوران‏نزاع و كشمكش‏هاى ميان دو برادر (يعنى امين و مامون) به ارشاد و تعليم و تربيت‏شيعه ادامه دهد.
و بالاخره پس از به قدرت رسيدن مامون، با حركتها و موضعگيريهاى دقيق وحكيمانه نقش عظيم خويش را به خوبى ايفا نمود.
همانطور كه معروف است مامون در ميان خلفاى بنى‏عباس از همه داناتر و زيرك‏تربود، از علوم مختلف آگاهى داشت و تمام اينها را وسيله‏اى براى پيشبرد قدرت‏شيطانى خويش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فريبى وى بود.
وى با طرح‏يك نقشه حساب شده، ولايت عهدى حضرت را پيشنهاد كرد كه اهداف مختلفى را دنبال‏مى‏نمود از جمله: در هم شكستن قداست و مظلوميت امامان شيعه و پيروانشان،مشروعيت‏بخشيدن به حكومت‏خويش و خلفاى جور قبلى و كسب وجهه و حيثيت‏براى خويش،تخطئه شيعيان مبنى بر عدم اعتنا به دنيا و رياست، كنترل مركز و كانون مبارزات، دور كردن امام از مردم و تبديل امام به يك عنصر دربارى و توجيه‏گر دستگاه.
مقام معظم رهبرى حضرت آيه‏الله خامنه‏اى (مدظله العالى) ضمن برشمردن و توضيح‏اهداف فوق فرموده‏اند:
در اين حادثه، امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) در برابر يك تجربه تاريخى عظيم‏قرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مى‏توانست‏سرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد. در اين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را بدست‏داشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مامون بود.
مامون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم و درايتى بى‏سابقه قدم در ميدانى‏نهاد كه اگر پيروز مى‏شد و اگر مى‏توانست آنچنانكه برنامه‏ريزى كرده بود كار رابه انجام برساند يقينا به هدفى دست مى‏يافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادت‏على بن ابيطالب(ع) هيچيك از خلفاى اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانسته‏بودند به آن دست‏يابند يعنى مى‏توانست درخت تشيع را ريشه‏كن كند و جريان معارضى‏را كه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود بكلى‏نابود سازد.
اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون فائق آمد و او را درميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد و نه فقط تشيع‏ضعيف يا ريشه‏كن نشد بلكه حتى سال دويست و يك هجرى يعنى سال ولايتعهدى آن حضرت‏يكى از پر بركت‏ترين سالهاى تاريخ تشيع شد و نفس تازه‏اى در مبارزات علويان‏دميده شد و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانه‏اى بود كه آن‏امام معصوم در اين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد.
آرى نمونه‏هاى هشيارى وتيزبينى آن حضرت در قضاياى متعددى جلوه‏گر است مانند ماجراى نماز عيد كه هر چندبا پيشنهاد مامون بود اما حركت و شيوه حضرت به گونه‏اى بود كه مامون دستورجلوگيرى از اقامه نماز را صادر كرد و به قول رهبر عزيزمان مامون را درميدان نبردى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد.
47014
نام: سنگ
شهر: صحرای کربلا
تاریخ: 11/19/2007 1:51:01 PM
کاربر مهمان
  بسمه الله النور
سلام به همه دوستان بزرگوار
سلام به مسافر دورم

خیلی خوشحالم که غائبین دوباره شروع به نوشتن کردن انشالله که همیشه سلامتی باشه .

میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام بر تمامی دوستانم مبارک باد.

پند

شیطان به حضورحضرت موسی آمد وگفت :آیامیخواهی به تو هزاروسه پندبیاموزم موسی گفت:آنچه تومیدانی من بیشترمیدانم ونیازی به پندتوندارم.

درهمین حال جبرئیل واردشدوعرض كردای موسی خداوندمیفرمایدهزارپنداوفریب است اماسه پنداورابشنوموسی هم به شیطان گفت:سه پندازهزاروسه پندت رابگو.

شیطان گفت:

1-چنانچه درخاطرت انجام دادن كارنیكی راگذراندی برای انجام دادن آن شتاب كن وگرنه توراپشیمان خواهم كرد.

2-اگربازنان بیگانه ونامحرم نشستی ازمن غافل مباش كه تورابه گمراهی وادارمیكنم.

3-چون خشم وغضب برتومستولی شدجای خودراعوض كن وگرنه فتنه به پامیكنم.

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
التماس دعا
یا زهرا



47013
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 11/19/2007 1:39:33 PM
کاربر مهمان
  صدوق در عيون به سند خود از حسن بن خالد نقل می کند که : به رضا ( ع ) گفت : اي فرزند رسول خدا برخی روايت می کنند که پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند آدم را بر صورت خويش آفريد .

امام رضا فرمود : خدا بکشدشان آنان اول حديث را حذف کرده اند ، زيرا رسول خدا ( ص ) به دو نفر گذشت که به يکديگر دشنام می دادند .

پس شنيد که يکی از آنها به ديگری می گويد خداوند چهره تو و چهره کسی را که شبيه توست رسوا و زشت گرداند. پس رسول خدا ( ص ) به وی فرمود : ای بنده خدا به برادرت چنين مگوی که خدا عزوجل آدم را بر صورت خويش آفريده است .
<<ابتدا <قبلی 4708 4707 4706 4705 4704 4703 4702 4701 4700 4699 4698 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved