اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 46932 |
نام:
خاک نشین ملکوت
شهر:
شهر گناه
تاریخ:
11/17/2007 3:39:25 PM
کاربر مهمان
|
به نام خداوند شهیدان
سلام
یه چیزی که من رو همیشه آزار می داد این بود که نمی دونستم که چرا مسلمان شده ام آیا مثل خیلی های دیگه مسلمان شدم چون پدرم مسلمان بود پس بین من و بت پرستان جهان چه فرقی وجود داره آنها هم بت پرست شدن چون پدرانشون بت پرست بودن
دلایل قرآن برای اثبات حقانیت اسلام به میزانی هست که هر انسان حقیقت جویی را وادار به تعظیم کند.
من به برکت وجود قرآن به حقانیت یقین پیدا کردم ولی بین فرقه های اسلام که در بسیار از جهات باهم اختلاف دارند گیرم کردم .
تا اون روز من شیعه بودم ولی دلیل برای اثبات حقانیت شیعه نداشتم نمی دونستم کدام فرقه حق و کدام فرقه باطله
اگر به حقانیت مولا علی(ع) می رسیدم پس ابوبکر برحق نبود و اگر به حقانیت ابوبکر می رسدم مولا علی(ع) بر حق نبود چون هر دو در یک زمان خاص ادعای خلافت و جانشینی پیامبر رو کرده بودن پس یکی از آنها دروغ می گفت که در این صورت لیاقت خلافت مسلمین را نداشت.
رسیدن به این جواب به معنای رسیدن به جواب سوال خودم بود چرا که بزگترین و اساسی ترین اخلاف بین شیعه وسنی همین موضوع است.
گرچه خود این سوال یکی از برهان های اثبات حقانیت شیعه بود چون همان طور که گفتم یکی از این دو نفر که خود را خلیفه مسلمین می نامید دروغ می گفتن که در این صورت لیاقت امامت و خلافت مسلمین را نداشت. درحالی که اهل تسنن هر دو نفر را به امامت قبول دارند که این خود یک تناقص است
البته این اولین قدم بود و ممکن که در شیعه نیز چنین تناقضاتی وجود داشته باشه و در ضمن گروهی از مسلمانان تنها پیامبر را قبول دارند.
من متن بالا رو نوشتم تا شاید بتونم به کسانی که سوالات من در ذهن اوناهم هست کمکی هر چند ناچیز بکنم تا به یقین برسن در صورتی که دوستان بخوان باعث افتخار که گوشه ای از برهان هایی رو که بدست اوردم برای شما دوستان بنویسم
در پناه حق پیروز موفق باشین
|
|
| 46931 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
11/17/2007 3:38:21 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي كنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز كند پنهاني
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر سحر نزديك است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چه قدر تاريك است
خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟
صخره اي كو كه بدان آويزم ؟
مثل اين است كه شب نمناك است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليك غمي غمناك است
سهراب سپهری
|
|
| 46930 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
11/17/2007 3:17:38 PM
کاربر مهمان
|
اي علي موسي الرضا، اي پاك مرد يثربي، در طوس خوابيده
من تو را بيدار ميدانم
زندهتر، روشنتر از خورشيد عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگي سرشار ميدانم
گرچه پندارند ديري هست، همچون قطرهها در خاك
رفتهاي در ژرفناي خواب
ليكن اي پاكيزه باران بهشت، اي روح عرش، اي روشناي آب
من تو را بيدار ابري پاك و رحمت بار ميدانم
اي«چوبختم»خفته در آن تنگاي زادگاهم طوس
«در كنار دون تبهكاري كه شير پير آئين، پدرت،
آن روح رحمان را به زندان كشت.»
من تو را بيدارتر از روح و راه صبح، با آن طره زرتار ميدانم.
من تو را بي هيچ ترديدي«كه دلها را كند تاريك»
زندهتر، تابندهتر از هر چه خورشيد است در هر كهكشاني، دور يا نزديك
خواه پيدا، خواه پوشيده
در نهانتر پردهي اسرار ميدانم.
يا علي موسي الرضا درياب
مهدی اخوان ثالث
|
|
| 46929 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
11/17/2007 3:10:30 PM
کاربر مهمان
|
به نام حق
خواهرم، مریم خانم گل
کم طاقت شدی خانوم! می دونم گاهی اوقات آدم از همه چی می بره! بااینکه می دونه گره کار فقط به وسیله خدا باز می شه ولی انگار خستگی و کم صبری نمی ذاره باور داشته باشیم که فقط خدا می تونه کمک کنه.
مریم جان از خداوند شرح صدر و صبر بخواه. من خودم تا چند وقت پیش اسم شهرم بود شهر دلگرفته ها ولی حالا در شهری هستم که تنها یاد خدا است که آرومم می کنه و تنها امیدم به همراهی اوست...
خدایا!
با که گویم غم دل جز تو که غمخوار منی...
همه عالم اگرم پشت کند یار منی...
خدا بنده هاشو از یاد نمی بره.
این ما هستیم که درد و رنجهای دنیایی از یاد خداغافلمون می کنه.
مگه نمی بینی سردار این قلعه به این دنیا چی گفته؟ سیاره رنج!
و گفته که باید در این سیاره صبورترین انسانها باشیم.
پس صبور باش عزیز...
اندکی صبر سحر نزدیک است...
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 46928 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
11/17/2007 3:03:13 PM
کاربر مهمان
|
به نام الله
ختم جمعی قرآن کریم. (دور دوم)
دوستان عزیز و بزرگوار این ختم قرآن نیت خاصی ندارد و هر کدام از دوستان می توانند نیت قلبی خودشون را داشته باشند.
جزء اول: آقا شهاب بزرگوار.
جزء دوم: آقا شهاب بزرگوار.
جزء سوم: گل بی خار محترم.
جزء چهارم: گل بی خار محترم.
جزء پنجم: امیدوار به رحمت خدای بزرگوار.
جزء ششم: تنها ترین ستاره گرامی.
جزء هفتم: تنها ترین ستاره گرامی.
جزء هشتم: خاک نشین ملکوت بزرگوار.
جزء نهم: صبای گرامی از هفت آسمون .
جزء دهم:امیدگرامی از تهران.(بنده(شهاب)مدیر سایت نیستم بزرگوار بنده بر حسب وظیفه و به نیابت از مریم گرامی انجام وظیفه می نمایم از اشتباه پیش آمده هم عذر می خوام یک سر داریم و هزار سودا.)
جزء یازدهم:دوست گرامی از شهر همدلی (همیشه دلتون مالامال باشه از شمیم عطر خدا.)
جزء دوازدهم: محجوبه گرامی. ببخشید برای تاخیر
جزء سیزدهم:
جزء چهاردهم:
جزء پانزدهم:
جزء شانزدهم:
جزء هفدهم:
جزء هجدهم:
جزء نوزدهم:
جزء بیستم:
جزء بیست و یکم: گنهكار اما گرامي از كانادا.
جزء بیست و دوم: ساره خانم گل
جزء بیست و سوم: شهید گمنام شرمنده ام که از دور اول نتونستم در خدمتتون باشم
جزء بیست و چهارم: گنهكار گرامي از كانادا (مگه ميشه آدم آيات الهي رو بخونه و پاك نشه)
جزء بیست و پنجم:
جزء بیست و ششم:
جزء بیست و هفتم:
جزء بیست و هشتم:بوی سیب بزرگوار.
جزء بیست و نهم: گل نرگس بزرگوار(به امید ظهور منجی...التماس دعای خیر)
جزء سی ام: خودم به نیت خوشبختی همه دخترا و همه پسرای ایران زمین
منتظرتون هستیم...
یادمون باشه که آیات رو فقط از روی وظیفه رو خوانی نکنیم بلکه درک واقعی معانی آن را هم مد نظر داشته باشیم.
در پناه قرآن باشید .
|
|
| 46927 |
نام:
مریم
شهر:
یا الهی و سیدی من لی غیرک
تاریخ:
11/17/2007 2:50:24 PM
کاربر مهمان
|
سلام
اصلاح می کنم اینکه دل شکسته جای خداست احساس بدی نیستا . بلکه چون یه حالت دلمردگی دارم و این با اون خیلی فرق داره به نظرم خوب نیست . بد برداشت نشود لطفا .
مریم خانم انشاء الله امشب جزء قبلی رو تکمیل کنم فردا بتونم واسه ی جزء جدید درخواست بدم .
التماس دعا
|
|
| 46926 |
نام:
حوأ
شهر:
کابل- افغانستان
تاریخ:
11/17/2007 12:43:52 PM
کاربر مهمان
|
آیا در امتحان بست دوم مدیریت موفق میشوم یا خیر؟
|
|
| 46925 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
11/17/2007 12:32:58 PM
کاربر مهمان
|
سلام برمنتظر مهدي
اقا شهاب مومن راضي به زحمت نبودم
اگر اجازه بدي تا دوشنبه دنبال يك سئوال باشم اگر پيدا نكردم خبرت مي كنم
يا علي
|
|
| 46924 |
نام:
مریم
شهر:
یا الهی و سیدی من لی غیرک
تاریخ:
11/17/2007 12:26:01 PM
کاربر مهمان
|
سلام خدا
می دونم دل شکسته جای توئه
اما خوب دلم گرفته اس دیگه. خیلی احساس بدیه.
مریم خانم از سربلندی شما خوشحالم و امیدوارم موفق و خوشبخت باشید. التماس دعا
|
|
| 46923 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
11/17/2007 12:22:53 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس
فضايل-قسمت دوم
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
طبرسى در اعلام الورى گويد: درباره گوشهاى از خصايص و مناقب و اخلاق بزرگوارانه آن حضرت، ابراهيم بن عباس (يعنى صولى) گويد: رضا (ع) را نديدم كه از چيزى سؤال شود و آن را نداند. و هيچ كس را نسبتبدانچه در عهد و روزگارش مىگذشت داناتر از او نيافتم.
مامون بارها او را با پرسش درباره هر چيزى مىآزمود و امام به او پاسخ مىداد و پاسخ وى كامل بود و به آياتى از قرآن مجيد تمثل مىجست. آن حضرت هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و خود مىفرمود: اگر بخواهم مىتوانم در كمتر از اين مدت هم قرآن را ختم كنم اما من هرگز به آيهاى برنخوردهام جز آن كه در آن انديشيدهام كه چيست و در چه زمينهاى نازل شده است.
همچنين از ابراهيم بن عباس صولى نقل شده است كه گفت: هيچ كس را فاضلتر از ابو الحسن رضا نهديده و نهشنيدهام. از او چيزهايى ديدهام كه از هيچ كس نديدم. هرگز نديدم با سخن گفتن به كسى جفا كند. نديدم كلام كسى را قطع كند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هيچ گاه حاجتى را كه مىتوانستبرآورده سازد، رد نمىكرد.
هرگز پاهايش را پيش روى كسى كه نشسته بود دراز نمىكرد. نديدم به يكى از دوستان يا خادمانش دشنام دهد. هرگز نديدم آب دهان به بيرون افكند و يا در خندهاش قهقهه بزند بلكه خنده او تبسم بود. چنان بود كه اگر تنها بود و غذا برايش مىآوردند غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خويش مىنشانيد و با آنها غذا مىخورد.
شبها كم مىخوابيد و بسيار روزه مىگرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمىداد و مىفرمود: اين سه روز برابر با روزه يك عمر است. بسيار صدقه پنهانى مىداد بيشتر در شبهاى تاريك به اين كار دست مىزد. اگر كسى ادعا كرد كه فردى مانند رضا (ع) را در فضل ديده است، او را تصديق مكنيد.
طبرسى از محمد بن ابو عباد نقل كرده است كه گفت: امام رضا (ع) در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس بود. جامه خشن مىپوشيد و چون در ميان مردم مىآمد آن را زينت مىداد.
صدوق در عيون اخبار الرضا (ع) گويد: آن حضرت كم خوراك بود و غذاى سبك مىخورد. در كتاب خلاصة تذهيب الكمال به نقل از سنن ابن ماجه گفته شده است: امام رضا (ع) سيد بنى هاشم بود و مامون او را بزرگ مىداشت و تجليلش مىكرد و او را وليعهد خود در خلافت قرار داد. حاكم در تاريخ نيشابور گويد: وى با آن كه بيست و اندى از سالش مىگذشت در مسجد رسول خدا (ص) فتوا صادر مىكرد. و در تهذيب التهذيب آمده است: رضا با وجود شرافت نسب از عالمان و فاضلان بود.
صدوق در عيون اخبار الرضا (ع) به سند خود از رجاء بن ابو ضحاك، كه مامون وى را براى آوردن امام رضا (ع) ماموريت داده بود، نقل كرده است: به خدا سوگند مردى پرهيزكارتر و يادكنندهتر مر خداى را و خدا ترستر از رضا (ع) نديدم.
وى در ادامه گفتار خود مىافزايد: وى به هر شهرى كه قدم مىگذاشت مردم آن شهر به سويش مىآمدند و در خصوص مسايل دينى خود از وى پرسش مىكردند و او نيز پاسخشان مىداد و براى آنان احاديثبسيارى از پدر و پدرانش، از على (ع) و رسول خدا (ص) نقل مىكرد.
چون با امام رضا (ع) به نزد مامون بازگشتم وى درباره حالت آن حضرت در سفر از من پرسش كرد. من نيز آنچه ديده بودم از روز و شب و كوچ و اقامتش براى وى بازگفتم. مامون گفت: آرى اى ابن ابو ضحاك وى از بهترين مردم زمين و داناترين و پارساترین آنهاست
|
|