شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
46272
نام: غريبه
شهر: غریبستان
تاریخ: 10/31/2007 1:10:44 PM
کاربر مهمان
  الو سلام منزل خدا؟؟
این منم مزاحمی که آشناست...
این شماره را هزار مرتبه دلم گرفته است...
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست...
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است...
به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست؟؟؟
الو دوباره قطع و وصل می شود صدا،خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟......
----------
پایدار باشیدو شاد
---------
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
46271
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 10/31/2007 12:50:10 PM
کاربر مهمان
  جواب مسابقه:
اعتقاد به دوره اخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ ، عقیده ای است كه دراکثر ادیان از جمله اسلام، زردشت، یهود، مسیحیت وآیین هندو به طور كلی در میان مدعیان نبوت به مثابه یك اصل مسلم قبول شده و همگی بالاتفاق بشارت ظهور همچو مصلحی را داده اند. بشارت ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)علاوه بر قرآن مجید در تمام كتب مذهبی اهل ادیان آورده شده است. مسلمانان او رامهدى موعود منتظر(علیه السلام)، و پیروان سایر ادیان ومكتبها و ملّتها و توده هاى محروم، وى را مصلح جهانى یا مصلح غیبى، یا رهاننده بزرگ یا نجات بخش آسمانى و یا منجى اعظم مى نامند.
در دین یهودیت این منجی که ماشیح نام گرفته است, یك منجی انسانی است و از نسل داوود پیغمبر است.
در مسیحیت موعود شخصی است كه خود عیسی مسیح(علیه السلام) وعده امدنش را می دهد. مسیحیان این شخص را همان روح القدس می دانند كه اندك زمانی پس از مسیح(علیه السلام) ظهور می كند.
آیین زرتشت نیز به ظهور موعودی در آخرالزمان عقیده دارد.سوشیانت در واقع نام دیگر استوت ارت می باشد. سوشیانس به معنای كسی است كه در پایان جهان ظهور خواهد كرد.
آیین هندو نیز یكی از آیین هایی است كه اندیشه موعود در آن موجود است. این اندیشه با شخصیت كلكی یا كلكین شكل می گیرد.
آنچه در اینجا آورده شد به روشنى گواهى مى دهد كه مسأله ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) اختصاص به اسلام ندارد، بلكه از نظر همه اُمّتها و ملّتها یك امر قطعى و مسلّم است كه بدون تردید تحقّق خواهد یافت.
46270
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 10/31/2007 12:27:51 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

خدای خوبم...ای همیشه زنده...ای ازلی و ابدی
تا بی نهایت می خوانمت...
ذکر روز چهارشنبه
یا حی و یا قیوم

تعيين اسامى معصومين عليهم السلام به روزهاى هفته
چهارشنبه زيارت امام كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهم السلام
سلام بر شما اى دوستان خدا سلام بر شما اى حجتهاى خدا سلام بر شما اى نور(هاى ) خدا در تاريكيهاى زمين سلام بر شما و درود خدا بر شما و بر خاندان پاك و پاكيزه تان باد پدرم و مادرم به فداى شما كه براستى شما خداى را از روى اخلاص پرستش كرديد و آنطور كه بايد و شايد در راه خدا جهاد كرديد تا مرگ به سراغ شما آمد پس خدا لعنت كند همه دشمنانتان را از جن و انس و من به سوى خدا و شما از ايشان بيزارى مى جويم اى سرور من اى ابا ابراهيم - موسى بن جعفر - و اى مولاى من اى ابالحسن - على بن موسى - و اى آقاى من اى ابا جعفر – محمد بن على - و اى مولاى من اى اباالحسن - على بن محمد - من دوست شمايم ايمان به راز نهان و امر آشكار شما دارم و خود را در اين روز كه روز چهارشنبه است به مهمانى شما خوانده ام و به شما پناه آورده ام پس از من پذيرايى كنيد و پناهم دهيد به حق خاندان پاك و پاكيزه تان.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
46269
نام: محسن
شهر: مازندران - محمودآباد
تاریخ: 10/31/2007 12:04:20 PM
کاربر مهمان
  آقا بیا و مرحمی باش بر دل رنجورم
46268
نام: مریم
شهر: هرجا که خدا هست
تاریخ: 10/31/2007 11:25:41 AM
کاربر مهمان
  راستی می دونید شقایق چه طوری گل همیشه عاشق شد

شقایق به خنده گفت: نه بیمارم،
نه تب دارم اگر سرخم چنین آتش حدیث دیگری دارم.
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی!
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خکیده تنم در آتش می سوخت ،
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت ، شنیدم سخت شیدا بود .
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود
اما طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم ،
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند ، شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد ،
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یکدم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد بسوی من به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد
و به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم
و او هر لحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد
پس از چندی هوا چون کوره آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت : اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما !!!
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و من در دست او بودم
و حالا من تمام جان من می سوخت که ناگه روی زانوهای خود خم شد
دگر از صبر او کم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد
آنگاه مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت زهم بشکافت اما!
آه صدای قلب او گویی جهان را زیرورو می کرد
و آسمان را پشت ورو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ،
به جای آب خونش را به من داد
و بر لب فریاد بمان ای گل که تک تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل
و من ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد
46267
نام: ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 10/31/2007 11:22:11 AM
کاربر مهمان
  اللهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيله

سلام آقاي خوبم ، مهربونم ، نازنينم
عباسم .......
بازم بيمعرفت شدم كه اومدم سراغت ، آخه هر وقت دلتنگ و ماتم زده نامرادياي اين دنياي تاريك و تنگ ميشم ، تازه ياد تو مي افتم كه .......... آخ كه تو چقدر مهربوني و پاك ، نگاهت لطيف و نرم مثل نوازش دستاي پر مهر مادري كه آسمون دلش پره از ستاره هاي عشق و مهربوني

آخ كه چه دلتنگم من امروز

هر چي ميخوام برات بگم ، شرم ميكنم ، ميگم رد عاشقي رو گم كردي ..... برو پي كارت ، اما هر چي جلوتر ميرم بازم اين خاطره با تو بودنو و با تو موندنه كه قرار دل بيقرارم ميشه ،
صاحب دلم ، نميدونم با اينهمه مهربوني چرا دل نازنينت واسه غريبي من به رحم نمياد ، چرا يه نگاه نميندازي ببيني چه تلخ داره ميگذره عمري كه بي تو سر ميشه ،
ميدوني چي شد كه صبر از سرم گذشت ... ؟؟؟ يه عزيزي ، يه پرستوي مهاجر ، يكي كه خيلي دوست داره ، كلي از تو و دلتنگيش واسه تو برام گفت ........
من نميتونستم اشك بريزم ، چاره اي نداشتم بايد واسه خودت ميگفتم كه :

دلتنگم و ديدار تو درمان من است
بي رنگ رخت زمانه زندان من است

تا رد اشك كسي رو حيرون احوالم نكرده ، قسم به نداي برادري كه حسينت رو خطاب كردي .....

دل بيچاره ما رو درياب


ياعلي
46266
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 10/31/2007 11:19:38 AM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی


خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

زغم‌هاي دگر غير از غم عشقت رها کن

تو خود گفتي که در قلب شکسته خانه داري

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدايا بي‌پناهم، ز تو جز تو نخواهم

اگر عشقت گناه است، ببين غرق گناهم

چو نيلوفر عاشقانه چنان مي‌پيچم به‌پاي تو

که سرتا پابشکفد گل ز هر بندم در هواي تو

به دست ياري، اگر که نگيري، تو دست دلم را دگر که بگيرد

به آه و زاري، اگر نپذيري، شکسته دلم را دگر که پذيرد


شعر قيصر امين پور
46265
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 10/31/2007 11:05:01 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
حمایت ذوالجناح از امام علیه السلام
وقتی که امام مظلوم سلام الله علیه بواسطه تیرویا نیزه از اسب به زمین افتاده بود سپس از زمین برخاست و شمشیر به کف گرفت بقدر طاقتی که در او مانده بود در راه خدا جهاد نمود، در این وقت ذوالجناح دور امام علیه السلام می گردید و از آن غریب بی یار حمایت می کرد، آن قدر ایستادگی و پایداری نمود تا حضرت از پای در آمد چناچه ابن شهرآشوب در کتاب مناقب از ابومنحف واو از جلودی روایت می کند که:
لما اصرع الحسین علیه السلام فحمل فرسه یحامی عنه ویثب علی الفارس فیهبطه عن سرجه ویدوسه حتی قتل الفرس اربعین رجلا : یعنی چون حضرت امام حسین علیه السلام سرنگون شد اسب آن سرور از او حمایت کرد، می جست و با دندان گریبان سواران را می گرفت و از زین سرنگون می کردوبه زمین می کوبید تا چهل نفر از آن قوم بد اختررا به درک اسفل فرستاد.

آمدن ذولجناح به در خیام بانوان
مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب روایت نموده که:
ذوالجناج تمرغ فی دم الحسین و قصد نحو الخیمه وله صهیل عال و یضرب بیدیه الارض.
ذوالجناج سر وصورت خود را در خون حضرت رنگین کرد وسپس قصد خیام بانوان را نموده ودرحالی که صیحه کنان می دوید و می آمد قطره های خون از زخم های آن مرکب در ساحات طف می ریخت و دست و پا به زمین می کوبید و می دوید تا از بانوان حریم یار ویاور برای شاه تشنه لب بیاورد باهمین ناله وصدا به خیام با احتشام نزدیک شد آنجا که رسید صدای خود را بلند کرد و به گوش مخدرات رسانید همینکه اهل حرم صدای ذولجناج را شنیدند بی اختیار به در خیمه آمدند تا ببینند امام علیه السلام تشریف آورده یا نه به مجرد اینکه مرکب را بدون راکب دیدند و ملاحظه کردند که اسب بالجام گسیخته و زین واژگون و با یال غرقه بخون آمده گاهی شیهه می کشد و زمانی سم به زمین می کوبد و احیانا سرش را به خاک می زند شیون وفریاد آنها بلند شد ودانستند برامام علیه السلام بلائی نازل شده همگی از خیمه بیرون آمده وزلزله و ولوله درجمع خواتین محترمه افتاد و جملگی لطمه به صورت زده وگریبان ها دریدند با پاهای برهنه وسروصورت خراشیده وسینه های مجروح وموهای پریشان ودیده های اشگبار وا اماماه و واسیداه گویان دور ذوالجناح را حلقه زدند باری شصت وچهار زن و بچه دور اسب را گرفته، بعضی لجام آن حیوان را گرفته و از حال آقای خود سوال می کردند و برخی رکاب آن زبان بسته را بوسه داده همچون باران اشگ می باریدند دسته ای خم شده سر به سم های آن مرکب باوفا نهاده (الله اکبر)وجمعی تیرها را از بدن آن حیوان می کشیدند وگروهی خون امام علیه السلام را که در صورت آن حیوان بود به گیسو و صورت خود خضاب می کرده و به زبانحال می گفتند:
پیل تن اسب چرا با رخ مات آمده ای
شاه را بردی و تنها ز فرات آمده ای
-----------------
ذوالجناح با مخدرات هم ناله بود و همچون انسان با شعوری اشگ می ریخت . باری ذوالجناح از جلو سایر بانوان محترمه حتی کنیزان از عقب ذوالجناح شیون کنان روانه قتلگاه شدند غیر از امام زین العابدین علیه السلام که بیمار بود کسی دیگر در خیمه ها باقی نماند وچون همگی به قتلگاه رسیدند دیدند ظالمی دارد سر کسی را می برد غیر از علیا مخدره حضرت زینب خاتون سلام الله علیها و ذوالجناح احدی نمی دانست که آن مظلوم که به خاک افتاده ودارند سرش را می برند امام حسین علیه السلام است.
کتاب از مدینه تا مدینه برداشته شده از صفحات هفصد و بیست وهفت و هفصد و بیست و هشت و هفصد و بیست ونه
اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها وسر مست
46264
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 10/31/2007 11:03:41 AM
کاربر مهمان
  آسمون وارض برايتون باغستون بشه باذكر صلوات بر محمد وآلش ،،،،،،،دنيا وآخرت خوش خرم باشي صلوات بفرست
46263
نام: طيبه
شهر: بندرعباس
تاریخ: 10/31/2007 10:43:18 AM
کاربر مهمان
  اي كاش امام زمانمان بيادوهمه بدبختيهاوگرفتاريهاي اين عالم خاتمه يابد.انشاءا....
<<ابتدا <قبلی 4633 4632 4631 4630 4629 4628 4627 4626 4625 4624 4623 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved