شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
46202
نام: بوي سيب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 10/29/2007 5:26:47 PM
کاربر مهمان
  سلام عليكم جميعا

مطلب دوازدهم:
امام صادق عليه السلام و دانش پزشكى

قسمت دوم:

- آن‏گاه امام(ع) چنين پاسخ‏گفتند:

به اين جهت‏سر از قطعات مختلف تشكيل شده و شكافهايى برايش‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نيازارد.

خداوند مو را بالاى سر رويانده تا به وسيله آن روغن لازم به‏مغز برسد و بخار مغز از طريق موها خارج شود. همين طور، پوششى‏براى سرما و گرما باشد. ولى در پيشانى مو نيافريده تا چشم‏هامزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگيرند.

ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم‏ها نوربرسد و نيز از رسيدن نور زياد جلوگيرى كند. چون زيادى نور، چشم‏را آزار داده و زمينه معيوب شدن آن را فراهم مى‏سازد.

چشم‏ها به شكل لوزى آفريده شده تا داروهايى كه با سرمه‏استعمال مى‏شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى ازآن به وسيله اشك خارج شود.
به اين جهت‏بينى را ميان دو چشم قرار داده است كه بينى نوررا به دو قسمت مساوى تقسيم مى‏كند تا نور به طور اعتدال به‏چشم‏ها برسد.

سوراخهاى بينى را در پايين آن آفريده تا چرك‏هاى انباشته شده‏در مغز از اين سوراخها بيرون شده و بوهاى معطر كه به وسيله هوامتصاعد مى‏گردد، از آن، بالا رود.

لب و سبيل را به اين جهت روى دهان قرار داده است تا از ورودكثافات دماغ به داخل دهان جلوگيرى كند. و نيز مانع آلوده شدن‏خوراكى‏ها گردد.
دندانهاى جلو را تيزتر آفريده تا غذا را قطعه قطعه سازند.

دندانهاى آسياب را پهن خلق كرده تا غذا به‏وسيله آن‏ها كوبيده ونرم گردند. دندانهاى انياب را درازتر آفريده تا ميان دندانهاى‏آسياب و دندانهاى پيشين، چون ستونى استوار باشند.

كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانيم اشياء را به‏وسيله آن‏هالمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماييم.

براى مرد ريش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد ونيز از زن بازشناخته گردد.

به مو و ناخن‏هاى تن انسان روح نداده تا چيدن و بريدن آن‏هادردآور و ناراحت كننده نباشد.

قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است تا هنگام آويختگى، نوك‏باريكش وارد ريه شده و از نسيم آن خنك گردد و نيز مغز سر ازحرارت آن آسيب نبيند.

ريه را در دوقسمت آفريده تا قلب ميان فشارهاى آن دو (هنگام‏باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگيرد.


اين كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به اين جهت است‏ كه انسان رو به جلو حركت مى‏كند. سنگينى بدن انسان رو به جلواست. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه‏رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى‏شود.

اين كه كف پاها را گود و قوسى‏مانند، خلق كرده به اين جهت است‏كه تمام كف‏پاها با زمين تماس پيدا نكند. زيرا اگر تمام كف پاهابه زمين تماس پيدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى‏بينند.

طبيب با تعجب‏پرسيد:

اين‏ها را از كجا مى‏دانى؟!

از پدرانم فراگرفته‏ام; پدرانم از رسول‏خدا(ص) آموخته‏اند; رسول‏خدا(ص) از جبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال فرا گرفته است.

طبيب هندى كه چنين شخصيت علمى را در عمرش نديده بود، به فكرفرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سيماى امام بود، چنين لب‏به سخن گشود:

تصديق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه جز خداى يگانه، خدايى نيست ومحمد(ص) فرستاده اوست.

طب الصادق، تحقيق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار،ج 14، ص 478
46201
نام: بوي سيب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 10/29/2007 5:08:14 PM
کاربر مهمان
  سلام عليكم جميعا

مطلب يازدهم:
امام صادق عليه السلام و دانش پزشكى

قسمت اول:

روزى امام صادق(ع) به مجلس منصور دوانيقى وارد شد. طبيب هندى‏كنار خليفه نشسته بود. او كتابهايى كه در موضوع «علم طب‏»نگاشته شده بود را براى خليفه مى‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن اوبر معلومات خليفه بيفزايد.
امام صادق(ع) درگوشه‏ى مجلس نشست. بارانى از هيبت و ابهت ازچهره حضرت مى‏باريد.مدتى گذشت. هنگامى كه طبيب از خواندن كتابهافارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق(ع) دوخته شد. لحظاتى مشغول‏تماشاى سيماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏را به سوى خليفه برگرداند و با اين سؤال سكوت را شكست:
اين مرد كيست؟
او عالم آل محمد(ص) است.
آيا ميل دارد از اندوخته‏هاى علمى من بهره‏مند گردد؟
نگاه خليفه روى امام قرار گرفت. قبل از اين كه چيزى بگويد،امام لب به سخن گشود:

نه!

طبيب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسيد:

چرا؟

چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختيار دارم.

چه چيز در اختيار دارى؟

گرمى را با سردى معالجه مى‏كنم و سردى را با گرمى، رطوبت رابا خشكى درمان مى‏كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پيامبراسلام(ص) فرموده به كار مى‏بندم و نتيجه كار را به خداوند وامى‏گذارم.

سپس به سخن جدش رسول الله(ص) اشاره كرده،
افزود: «معده خانه‏هربيمارى و پرهيز، سر هردرمان است.»
طبيب هندى براى اين كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسيد:
مگر طب غير از اين‏ها است كه گفتى؟!

امام فرمود:
گمان مى‏كنى من مثل تو اين‏ها را از كتابهاى طبى آموخته‏ام؟!

حتما، غير از اين، راهى براى فراگيرى علم طب وجود ندارد.

نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از ديگرى نياموخته‏ام. اكنون‏بگو كدام يك از من و تو در علم طب داناتريم؟
كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.
پس لطفا به سوالهايم پاسخ گوييد.

بپرسيد.

چرا سر آدمى يك پارچه نيست و از قطعات مختلف به وجود آمده‏است؟

نمى‏دانم.

چرا پيشانى مانند سر انسان از مو پوشيده نيست؟

نمى‏دانم.

چرا بر روى پيشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟

نمى‏دانم.

چرا ابروها در بالاى ديدگان انسان قرار گرفته است؟

نمى‏دانم.

چرا چشمهاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟

نمى‏دانم.

چرا بينى ميان دو چشم قرار گرفته است؟

نمى‏دانم.

چرا سوراخهاى بينى در زير آن خلق شده است؟

نمى‏دانم.

چرا لب فوقانى و سبيل در قسمت‏بالاى دهان آفريده شده
است؟

نمى‏دانم.

چرا دندانهاى جلوى، تيز و دندانهاى آسياب، پهن و دندانهاى‏انياب (نيش)، دراز آفريده شده است؟

نمى‏دانم.

چرا كف دست و پا، مو ندارد؟

چرا مرد ريش دارد ولى زن فاقد ريش است؟

چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟

چرا قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است؟

چرا ريه در دو قسمت آفريده شده و در جاى خود متحرك است؟

چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟

چرا ميان كف پا، گود است؟

امام(ع) به ترتيب به يكايك سوالهاى مطرح شده، چنين پاسخ‏گفتند: ...
ادامه دارد...
46200
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 10/29/2007 4:52:13 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-چند نکته با برادران وهابی-
اقایان در کتابچه ای که بزبان انگلیسی نوشته اند – این حدیث مشهور را نوشته اند – که هرکس اجتهاد کرد ( دقت کنید در مذاهب اهل سنت این امرتا حدودی نزدیک به مطلق است وبه خصوص که محمد بن عبدالوهاب جز حشویه است که هر حدیث ای را باید بپذیرد بر خلاف ابن تیمیه استاد راهنمای ایشان) اگر درست فهمید دواجر واگر اشتباه کرد یک اجر ودر ضمن ایشان وهم ابن تیمیه قبول کردند که احادیث فراوانی در باره اجر زیارت وطلب وعمل زیارت شده است واقایان بدون انکه بتوانند انرا رد کنند انها را جعلی میدانند خوب علمای سلف انان را صحیح میدانستند حال چطور میشود که اجتهاد اقایان قبول نیست ولی اجتهاد بدون دلیل اقای محمد بن عبدالوهاب درست است ودرهر حال اقایان علما حداقل یک اجر را دارا هستند چرا که هر اصلی که بدتر از کفر ارتدادی وکافران ومشرکین ومنافقین است دراینجا ایشان اصولی میشوند واز ملاک عقل میخواهد استفاده کند در حالیکه نص موجود است ولی زمانیکه فقه وهابی میگوید خانه کسی که کنار مسجد است نماز ایشان چه واجب ومستحب در هر حال باید در مسجد باشد وگرنه مود قبول نیست ومجازات دارد بحث عقلی را قبول ندارند واحادیث دیگر راهم قبول ندارند

دوم – کسی برسر قبر رسول الله که صلوات الهی بر او وبر اله او باشد را ما عبد الهی میدانیم واز مقام شامخ ایشان در نزد الهی وداشتن نعمت العظمی شفاعت ایشان کسب ابرو ووسیله نجات میکنیم وسپاسگزاری به کدام دلیل شرعی وعرفی وعقلی بت پرستی است. ولی چیزی که منرا متعجب کرده است که ابن تیمیه از احایث استفاده کرده است که بیشتر متعلق به احمد بن حنبل بوده است که در ان مسند احادیث ضعیف هم وجود دارد که حتی علمای حنبلی مخصوصا در ابراه توحید نمپذیرنند.و ابن تیمیه بیشتر ازان ها استفاده کرده است.

ولی جناب محمد بن عبدالوهاب از یک روشی سود جسته است که در اسلام اصلا محلی ازاعراب ندارد ومن این روش را نزد بعضی استادان انگلیسی وسیاستمداران انگلیسی مشاهده کردم که چه به عمد باشد یاسهو ویاغیره که یک دیوار ممتاز استدلالی را اول میسازند که اجر های ان باهم ارتباط دقیق منطقی زیبائی دارد اجر وسطی بو درستی به اطراف چسبید واجر بالائی هم خوانی منطقی با اجر پائینی دارد وهمدیگر را محکم واستوار نگاه میدارنند ولی بعد از مدتی یک اجر که درفضا قرار با یک استدلال که انسانی که زیاد مطلع نیست پرداخته میکنند که انسان فکر میکنند که روی اجر ردیف پائین قرار دارد من بارها باستادان سر این موضوع بحث میکردم اوایل سحت جا میخوردند وهم من هم ایشان سخت عضبانی میشدند ولی اجازه مگرفتند بروند مطالعه کنند وجلسه بهم میخورد ولی رفتار بسیار شایسته داشتند محمد بن وهاب هم دقیقا از همین روش استفاده فراوان کرده است
46199
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 10/29/2007 4:52:08 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی

این متن قسمتی از وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران است که خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده:


((عشق سوزان من فدای عشقت باد...))


وصیت میکنم به کسی که اورا بیش ازحد دوست دارم.به معبود من.به معشوق من .به امام موسی صدر .کسی که اورا مظهر علی می دانم
اورا وارث حسین می خوانم
تو ای محبوب من دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر وبیشتر آزمایش کند
تو به من مجال دادی تا پروانه شوم
تا عشق بورزم...
تابسوزم تا نور برسانم
جز محبوب کسی رانبینم
وتو ای محبوب من
دردورنج هزار ساله رابه دوش میکشی .اتهام و تهمت وهجوم نفرین وناسزای هزار وچهارصد ساله را همچنان تحمل میکنی .توفداکاری می کنی.
کینه هاوحسدهای جهانسوز را بر جان می پذیری.
توحیات و هستی خودرا فدای هدف و اجتماع انسانها میکنی و دشمنانت در عوض دشنام می دهند و خیانت می کنند ومردم جاهل رابرتو می شورانند...

وتو ای امام لحظه ای از حق منحرف نمی شوی .ازاین نظر تونماینده علی و وارث حسینی و من افتخار می کنم که در رکابت مبارزه می کنم ودر راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم.

میدانم که تو هم ای محبوب من در دریای عشق شنا میکنی انسانهارا دوست می داری به همه بی دریغ محبت میکنی وچه زیادند آنها که از محبت تو سوءاستفاده می کنند.حتی تورا به تمسخر می گیرند وبه خیال خود تورا گول می زنند ....تو اینهارا می دانی .ولی در روش خود کوچکترین تغییری نمی دهی ....

زیرا مقام تو بسی بزرگتراز آن است که تحت تاثیر دیگران عشق بورزی و محبت کنی .
عشق تو فطری است .تو همچون آفتاب برهمه جا می تابی
وهمچون باران بر چمن و شوره زار می باری و تحت تاثیر انعکاس سنگدلان قرار نمی گیری....

عشق سوزان من فدای عشقت باد که بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود توست وارزنده ترین چیزی است که مرا جذب تو کرده است
ومقدس ترین خصیصه ایست که در میزان الهی
به حساب آید......
46198
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 10/29/2007 4:45:36 PM
کاربر مهمان
  تو دل یه مزرعه - یه کلاغ روسیاه



هوایی شده بره - پابوس امام رضا



اما هی فکر می کنه - اون جدای کفتراست



آخه من کجا برم - یه کلاغ که روسیاست



من که تو سیاهی ها - از همه رو سیاه ترم



میون اون کبوترات - با چه روی بپرم



تو همین فکرا بودش - کلاغ عاشقونه


یه دلش می گفت برو - یه دلش میگفت نرو


که یهو صدایی گفت - تو نترس و راهی شو


به سیاهی فکر نکن - تو یه زائری برو
46197
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 10/29/2007 4:11:41 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی

باسلام به همه پاکدلان

ممنون از مطالب ارزنده تون

وسلامی خدمت شما بانوی دل آرام به یاد دوست

عرض ارادت بنده رو بپذیرید .ممنون از دعاهای روزانه تون که دل رو صیقل میده.
مطلبم این بود که آیا دیگه ختم آدرس مقدس محبوب در برنامه کارتون نیست ؟وای کاش که بود و ماروهم موفق به این توفیق می کردید.باز هم متشکرم.
46196
نام: جواد
شهر: طبس
تاریخ: 10/29/2007 3:57:45 PM
کاربر مهمان
  اللهم عجل الولیک الفرج
آمین
خدایا تا کی شب و روز جمعه بگذرد و ما در انتظار گمشدمان باشیم .
46195
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 10/29/2007 3:41:57 PM
کاربر مهمان
  InThe Name Of God

Dear palwasha our life is full of problems and difficulities .May be it is an unchangable rule of this life and is a general rule but it differs in its quality

every wise wishes can be possible only in one way that is :your strong will and your seriuos efforts .First we should rely on God and then try and try for our wishes .In this way we can get our purposes certainly.I hope your success
46194
نام: ساغر
شهر: تهران
تاریخ: 10/29/2007 3:34:06 PM
کاربر مهمان
  به نام حضرت دوست

سلام
دلم براتون تنگ شده بود.
التماس دعا.
46193
نام: سارا صالحیان )sara_salehian
شهر: کرمان kerman
تاریخ: 10/29/2007 2:55:50 PM
کاربر مهمان
  be nam khoda ey kashki agha miyamad del man ra shad mikard in hame zolm vase chieeeeeee khoda
akhe be keeeeee begam agha jan gorbonat beram elahi doreat begardam
<<ابتدا <قبلی 4626 4625 4624 4623 4622 4621 4620 4619 4618 4617 4616 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved