اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 46052 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
10/25/2007 9:37:14 PM
کاربر مهمان
|
قاب خالی روز
کفشها جفت می شوند
میان اینهمه رنگ
میهمانها می آیند
سرخ ،زرد ،آبی
دست هر کدام گلی
سرخ، زرد، آبی
و جای تو خالیست
میان این همه رنگ
سرخ،زرد،آبی.
شيدا محمدي
|
|
| 46051 |
نام:
غریب
شهر:
هرکجاآباد
تاریخ:
10/25/2007 8:59:19 PM
کاربر مهمان
|
خواهد آمد روزی که با نسترن و یاس سراغم آیی
و به این باغچه تنگ دلم
نرگس و اطلسی و زنبق و رز هدیه دهی
با حضورت همه چلچله ها
ز تو خواهند سرود
|
|
| 46050 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
10/25/2007 8:31:08 PM
کاربر مهمان
|
بيانات مقام معظم رهبرى دراجتماع اساتيد و دانشجويان بسيجى
18 / 03 / 1382
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
بسيج يعنى آمادگى ؛
مجموعه اى از انسانهاى با فكر در هر جامعه اى از جمله در جامعه ما؛
سرشار و لبريز از آرمانها و آرزوهاى اجتماعى ، كه آرزوهاى شخصى آنها خيلى درخور توجه در اين مقام نيست .
شما هر جوانى را، بخصوص اگر دانشجو، اهل علم يا استاد و دانشگاهى باشد نگاه كنيد، مى بينيد براى آينده كشور، وضع كنونى و زندگى مادى و معنوى مردمش آرزوها و آرمانهايى دارد.
آن كسى كه آماده است تا براى اين آرمانها كار كند و در جهت تحقق آنها تلاش كند، اسمش بسيجى است .
خيلي ها آرزوهاى بزرگى دارند، اما فقط به داشتن و انديشيدن درباره آنها اكتفا مى كنند، لكن انسانهاى والا و با ارزشى هم هستند كه به اين اكتفا نمى كنند؛ قدم در راه تحقق اين آرمانها مى گذارند؛ اسم اين افراد بسيجى است .
***هفته بسيج بر بسيجيان مبارك باد***
شادي ارواح طيبه شداي بسيجي صلوات محمدي بفرست.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 46049 |
نام:
زهرا
شهر:
اصفهان
تاریخ:
10/25/2007 8:30:27 PM
کاربر مهمان
|
تقدیم به بهترینم......از من خواستی که برایت بنویسم و من اینبار می نویسم فقط به خاطر تو،تو که
مهربانترین هستی از برای من.
...... باز می خواهم برایت بگویم از خاطرات،از آنچه گذشت و نفهمیدم .چه جالب
بود آشنایی ما و چه سخت است انتظار کشیدن برای دیدن پایان این آشنایی.
یادت هست چقدر فکر کردن به رفتنت آزارم می داد، ولی چه راحت کنارآمدم با
این واقعییت...
آری ......... هیچ وقت دیگر فکر نمی کنم که تو " قشنگترینم " قرار است بروی .
فقط به این فکر می کنم که قصه سرنوشت ما چه خواهد بود .
به این فکر می کنم که خدای من ، خدایی که تو را به من هدیه داد چه قصه ای
برای بودنمان نوشته است ؟ پس هرچه باشد افسانه آفریدگار من است و بس ...
عشق پاکتر و زلالتر از آن است که من یک موجود زمینی درمورد آن بخواهم
سخن بگویم . عشق اهورایی است و توصیفش نیز زبانی اهورایی می طلبد ،
ولی من آنقدر گستاخم که هر بار و هر بار می گویم از عشق .
عشقی که در قلب وروح است و فقط زیبایی است که آن را می آفریند .
سالهایی بود که می گفتم دوست داشتن پدیده ای است آنی ، بی د لیل !! که گه گاه
در دل بروز می کند. این تعریف کودکانه من بود از عشق اما اکنون می گویم :
عشق نتیجه زیبا یی است ، دلبستگی به یک زیبایی کم نظیر که فقط من آن را در
وجود معشوقم می بینم، نه هیچکس دیگر .........
خوشبختی در چشمان ماست ،در همین چشمان روشن و براق .آری عزیزم در همین
دو شمع فروزان چهره تمام خو شبختی نهفته است. چرا که همین دو چشم ، همین
دو شمع ، زیبایی های وجود معشوق را به ما جلوه می کنند .
علت تولد یک عشق زیبایی است ، زیبایی که لطافتش با روح درک می شود ،
لطافتی از جنس بلور ، هفت رنگ چون رنگین کمان و لطیف چون پرنیان ....
تا حال نگاهی به عشق از دیدگاه فلسفه انداخته ای ؟؟؟ فلسفه عشق را دسته بندی
می کند ، واژه واژه اش را توجیه می کند و در نهایت می گوید این عشق اگر زمینی
باشد پست و اگر ملکوتی باشد قابل تجلیل است. وای که چه زشت است این فلسفه .....
اما عرفان ، هر آنچه را که باعث دلبستگی و بهانه های زیستن می گردد ، هر آنچه
از درون درک می شود و هرچه را که ذات پاک انسان آن را تقدیس می کند و زیبا
می بیند شایستۀ عشق می داند .
و این دو شمع فروزان چهره، این چشمها گاه چه زیبا این زیبایی ها را بر ما جلوه گر
می سازد و این بار من دیدم با همین چشمان لطافت روح تو را . لطافتی از جنس
آسمان ،هم رنگ نور و هم جنس ملکوت .
آن زمان که چشم بر هم می گذارم و طنین حرفهایت را با صدایی اهورایی در خاطرم
تکرار می کنم در عالمی فرو می روم جدا از این ز
|
|
| 46048 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
10/25/2007 7:38:25 PM
کاربر مهمان
|
غريبه بزرگوار از كرمان كوتاهي اي از بنده سر زده بزرگوار؟ ببخشيد بنده حدس مي زدم با فرد خاصي نيستيد و با معشوقي مهربان داريد درد دل مي كنيد.
|
|
| 46047 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/25/2007 6:13:03 PM
کاربر مهمان
|
*بوی سیب بزرگوار
خدا قوت دلاور ممنون از زحماتتون ابتکار جالبی بود که طی یک روز این همه مطلب به زبان ساده اما کاربردی کسب کنیم.
*ادمین بزرگوار ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت حضرتعالی و همکاران زحمتکشتون در سایت وزین سیدشهیدان اهل قلم شهید سیدمرتضی آوینی باید عرض کنم بنده هم بالاخره به شدت با نظر لاور گاد گرامی در مورد استفاده از ورژن های مناسب و جدید با ضریب امنیتی و اخلاقی بالا برای راه اندازی تالار گفتگوی سایت شهید آوینی که داریم به سالگرد تخریبش نزدیک می شیم موافقم و قبلا هم این موضوع رو بارها عرض کرده بودم که مورد مخالفت ریشه ای تعدادی از دوستان و بی تفاوتی بقیه دوستان واقع شده بود.
قطعا نمیشه انتظار داشت که حرف جور تالار گفتگو رو بکشه و بشه صحنه پرسش و پاسخ یعنی همون رسالتی که تالار گفتگو باید داشته باشه. با کمی دقت به حرف دلهای قدیمی می شه به راحتی دریافت که در گذشته هر کسی حرف دل داشت و می خواست که حرف دلش ثبت بشه و در جایی باقی بمونه به حرف دل میومد و اگه با افراد دیگه می خواست تبادل نظر کنه می رفت به تالار گفتگو. البته تبادل نظر در قالب شرع و دین منظورمه .این خلائیه که احساس می شه و نباید به کسی خرده گرفت که چرا انتظار دارید تالار گفتگو مجددا باز بشه.امیدوارم همان شود که به صلاح همه ماست.
*ضمن عرض سلام و ادب خدمت لاور گاد بزرگوار مورد انتظاره که ایشون مصادیق گناه رو که داره در حرف دل در حال حاضر انجام می شه دقیق و موشکافانه اعلام کنند تا همگی برای رفع و پاک نمودن و از بین بردن این گناهان اقدام لازم و عاجل رو انجام بدیم.چرا که بر تک تک ما واجبه که حتی اگر از فیلتر ادمین عزیز هم اگه مواردی رد شد برحسب وظیفه مقابله کنیم.
این که شما از طرفی قائل شده اید به اینکه باید تالار گفتگو با ورژن جدید باز بشه مایه امیدواری است اما از طرفی کاربر محترمی رو که نمی شناسید که نیتش چیه و نه آگاهی از شخصیتش دارید و می گید :در هر صورت دیدم که یکی از کاربران نوشته بود که تالار گفتگو باز بشه وقسم میداد...بنده فکر میکنم باز شدن همون تالار گفتگو با اون ورژن و نوع فعالیتی که میکردند قسم خوردنش هم گناه باشه برای باز شدن مجددش...
ومحکومش می کنید به اینکه ایشون نظرش اینه که با همون ورژن تالار جدید باز باشه در صورتی که ایشون همچین حرفی رو اصلا نزده اند همگی در تناقض با هم هستند و مصداق بارز تهمت و افتراء و تجسس در امور دیگران می باشند که امیدوارم در تالار جدید گفتگو این جور موارد هم که در گذشته به وفور یافت می شدند جلوگیری بشه و ان شاء الله مثل روابط نامشروع در تالار از بین بره و مقابله بشه باهاش.
خداوند همه مارو عاقبت به خیر کنه صلوات محمدی(ص) بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 46046 |
نام:
مریم
شهر:
هرجا که خدا هست
تاریخ:
10/25/2007 6:08:39 PM
کاربر مهمان
|
جناب آدمین خان از اینکه مطلب منو درج نکردید ناراحت شدم.
|
|
| 46045 |
نام:
یکی از بچه های تالار
شهر:
....
تاریخ:
10/25/2007 5:43:45 PM
کاربر مهمان
|
می خوام یه آدم دیگه ای باشم دعا کنید خواهش می کنم چون حس ندارم نمی تونم بیشتر بنویسم ای کاش خود کشی حروم نبود به خدا به جهنم هم راضیم ادمین یه فکری برا تالار بکن نذار قبل از اینکه دوستامو ببینم جهنمی بشم
|
|
| 46044 |
نام:
غریبه
شهر:
کرمان
تاریخ:
10/25/2007 4:17:54 PM
کاربر مهمان
|
اقا......فکرمی کردم شما جوابم رو می دید...ولی مثل اینکه باید با سوالاتم بمیرم............................................
|
|
| 46043 |
نام:
مریم
شهر:
هرجا که خدا هست
تاریخ:
10/25/2007 4:10:19 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله قاسم الجبارین
(همینطوری این عنوان توی ذهنمه ، همیشه! دوس داشتم اینبار با این عنوان خدا رو صدا کنم)
به یاد خدای مهدی
خدایا با من حرف بزن
مردی زمزمه کرد، خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک ترانه ای خواند اما او نشنید، دوباره فریاد زد : خدایا با من حرف بزن و یک رعد پرشکوه آسمان را روشن کرد، اما وی گوش نداد. مرد به اطراف نظری افکند و گفت خدایا اجازه بده تو را ببینم و یک ستاره در آسمان شروع به خودنمایی و درخشش کرد ، اما بازندید و فریاد زد ، خدایا به من معجزه ای نشان بده، و یک زندگی (کودک) متولد شد ، اما او اعتنایی نکرد، بنابراین با ناامیدی تمام فریاد زد :خدایا مرا لمس کن و اجازه بده که حس کنم تو همین جا هستی.در همان لحظه خدا پایین آمد و مرد را لمس کرد ، اما مرد آن پروانه را دور کرد*** واسه همینه پروانه ها رو دوست دارم(مریم)***و رفت .... مرد گریه کرد و گفت خدایا به کمکت احتیاج دارم! و همان لحظه یک ایمیل با خبری خوش و مسرت بخش به دست مرد رسید ، اما آن را پاک کرد و به فریاد زدن خود ادامه داد........ .
(بازم قابل توجه خودم!!!!!)
(این قسمت تو حرف دل قبلی جزء برش خورده ها بود)
بزگوار بزرگوار عزیز من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و عرض ادب . من کوچیکتر از اونی هستم که بخوام خدایی نکرده نصیحت یا ... به شما داشته باشم . فقط می بینم که ارادت خاصی نسبت به حضرت فاطمه (س) دارید. ایشون بیشتر از هفتاد اسم مبارک دارن که پیشنهاد من اینه به جای واژه ی ( حقیر) توی ستون اسم یکی از اسمهای مبارک ایشون رو انتخاب کنید . فکر می کنم حضرت فاطمه(س) اینطوری خیلی خیلی خوشحال ترن و شکست نفسی رو تا این حد (بازم فکر می کنم) قبول نداشته باشند. بازم شرمنده.
درد دلي با خدا
خدایا ماه بودن دشوار است
آسانم کن
خداوندا مرحم بودن گران است
بارانم کن
خدایا خداوندا آن نیستم که باید
آنم کن
آقای ادمین محترم سلام برش ندیها!
سلام مریم مهربون ، حالتون خوبه ، من راهنما رو نتونستم باز کنم، یعنی سایتش باز نشد . عضو شدم. اینجا رو دوس دارم ! چون لازم نیست آیدی و پسورد بدی ، یه ساعت وایسی بدش بهت بگه غلطه ، دوباره ایمیلتو باز کنی ، دوباره پسورد بدی ، بعدشم هیچی دستگیرت نشه!!!(آخه من یه خورده....)
می دونم بازم فردا موقع غروب آفتاب می مونم پشت پنجره و غروب رو نگاه می کنم! تا وقتی که خورشید رفت پشت کوه و باز آه می کشم، خدایا یه جمعه ی دیگه هم رفت.............
چشمم بر اين جاده خشک آمد و تو نيامدي
اين بغض سا لها تو را خواند و تو نيامدی
کاش فردا توی دلامون یه امید تازه بود.کاش فردا به همدیگه مژده ی ظهور بدیم. کاش فردا همه ی پیامکا(sms) این باشه(مهدی(عج) آمد!)
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله قاسم الجبارین
(همینطوری این عنوان توی ذهنمه ، همیشه! دوس داشتم اینبار با این عنوان خدا رو صدا کنم)
به یاد خدای مهدی
خدایا با من حرف بزن
مردی زمزمه کرد، خدایا با من صحبت کن
|
|