شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
45992
نام: ن ن د ف
شهر: تهران
تاریخ: 10/24/2007 3:28:02 PM
کاربر مهمان
  بنام حضرت دوست
رد پاي دوست

. . . آري گاهي وقتا گذر بعضي از آدما تو مسير زندگي ما رد پائي رو بجا ميذاره كه اثرش تا انتهاي افق بر پرده دل نقش ميبنده، نقشي از نسيم؛ نقشي از رقص سبزه در دست باد؛ نقش پروانه اي كه كودكي شاداب و پرانرژي و خستگي ناپذير مدتها براي به دام انداختنش به هر سو ميدود، نه براي بدام انداختنش، كه از فرط رؤيت زيبائي هاي نهفته در اون به وجد آمده، ميخواد كه اونو از نزديك با دستاي كوچولو و بي گناهش لمس كنه؛ نقش زيباترين دلبرو بي پرواترين دلدار؛ نقش شاخه گلي در دست مشتاق ترين محب بهنگام ديدار محبوب با يك دنيا اميد كه نكنه پژمرده بشه، نكنه گلبرگاي نازش پرپر بشه ، نقش جويباري ضعيف اما پر اميد در پهن دشت تفتيده كوير كه فقط چند لحظه در طول سال و بر خلاف آداب جوي رو دستاي ترك بسته و محتاج خنكاي محبت كوير لوح ياد بود حك ميكنه؛ نقش ترنم باران ريز و تند بهاري كه از برخورد دونه هاش با گونه هات احساس جووني و تعلق به ابر و آسمان ميكني؛ نقش دردهايي كه گاه جز به اميد ديدنش و سر گذاشتن رو شونه هاش تورو التيام نميده؛ نقش پرنده اي كه در فضايي بس روحاني بي خيال صياد و دام ودونه تا اونجا كه قدرت داره پرميكشه، تا اون بالا بالاها، تا اونجا كه ديگه زمين با همه آدماش و هر چي كه تو دلاشون ميگذره نقطه اي بيش ديده نشه، نقطه اي كوچيكو بي ارزش؛ نقش نقاشي اي كه زبردست ترين نقاش به عنوان حسن ختام همه زندگي و تجربش رو بهترين بوم با شاد ترين رنگا و مناظر به تصوير ميكشه و آروم ميگيره؛ نقش كسي كه با ديدنش از قشنگ ترين آفريده ها ياد ميكني و ميخواي كه اون باشي؛ نقش رازهاي مگوي دريا با ساحل در دل شب؛ راز سجاده اي كه دلش براي صاحبش خيلي تنگ ميشه؛ نقش تابش پر فروغ خورشيد بر دلهاي كرخ و يخ زده ما يا نور خيره كننده مهتاب تو صحراي پر از انتظار شباي نيمه ماه؛ نقش كسي كه هر چي را با اون گذروندي زيباترين ها باشه و ديگه نخواي چيزي رو مگر با او تكرار كني و حاضر نشي كه از كوچه هاي تنگ و تو در تو و غبار گرفته آداب روزمره انساني به هر قيمتي بگذري؛ نقش كسي كه با نبودنش دلت اونقدر تنگ بشه كه سينت از غصه بتركه و قلبت چون گنجشككي محبوس تو يه قفس شيشه اي خودشو اونقدر به در و ديوار بكوبه تا ديگه نه نائي و نه اميدي برا پرواز داشته باشه، و به زيباترين و عميق ترين مفاهيم توسل و نيايش و آيات معجزه آساي قرآن متوسل بشي و محزون و خاموش فرياد بزني خداااااااااا
نقش خدا؛ نقش خدا؛ نقش خدا
45991
نام: مریم
شهر: تاریخی همدان
تاریخ: 10/24/2007 2:51:23 PM
کاربر مهمان
  گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
یا مهدی(عج)
45990
نام: شهید گمنام
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 10/24/2007 2:50:31 PM
کاربر مهمان
  روی یه دیوار نوشته بودعکس شهدا می بینیم، عکس شهدا عمل می کنیم!!!
یا علی مدد
45989
نام: اسماعیل رئیسی
شهر: نهبندان
تاریخ: 10/24/2007 2:47:53 PM
کاربر مهمان
  اشتیری یا نه
45988
نام: مریم
شهر: هرجا که خدا هست
تاریخ: 10/24/2007 2:35:17 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی
روزتون به خیر

مریم خانم سلام . من رفتم قسمت انجمن ها، اما نمی دونم وارد کدوم قسمت بشم . لطف می کنید منو راهنمایی کنید ؟
هر کدوم باشه مهم نیست ؟ یا انجمن خاصی رو انتخاب کنم ؟

برام دعا کنید . مرسی
45987
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/24/2007 2:25:31 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین...
خوش به حال هر کی که با آقاست...
تو حرم نشست ...تو شیش گوشه....
گفت جدا...
تو اگه تو اون زمون تو کربلا غریب بودی....
من الان بین این همه خلق غریبم...
رد می شدم ....
از حرفایی که میزد فهمیدم کیه....
دویدم...به طرفش رفتم...
سلام کردم...
نشستم...
با خودش درد و دل می کرد...
می گفت آقا جان ...
حسین...
یا جدا اگه شما ظهر عاشورا گفتید هل من ناصر من این زمونه هر روز می گم هل من ناصر....
گفت فلانی گفتم بله...
گفت فلانی من میخوام زیارت عاشورا بخونم...
گفت شما بخون...
گفتم چشم...
شروع کردم ولی نمیدونم چی شد...
گریه امونم نمی داد...
نتونستم...
گفت خودم میخونم...
السلام علیک یا اباعبدالله...
با هر تیکش گریه می کرد منمبا گریش گریه می کردم..
هر جایی که دلش خیلی می گرفت صدای گریش بالا
می رفت...
زیر لب می گفت...
حسین جان...حسین جان...حسین جان...حسین جان
تمام شد..
آخر یه جمله گفت جدامن هر شب حیرون بیابونام...
جایی ندارم تو بین این همه...
...برگشت گفت فلانی تو طلبه ای سعی کن من رو از طریق امام حسین به مردم بشناسونی..


================================================
خواهرمون پریشونه....
بنده خدا قشنگ گفت امون از دل زینب....
یه حرف قشنگی خدا زد....
گفت از شر شیطان به من پناه ببرید...
که پناه همه بی کسان خود خداست....
(این و بدونید که شیطون فقط خود شیطون نیست)

حالا دیگه هر جور پناه می برید...

داداش گلم...حاج مقداد...خدا رو شکر...خدا نگهش داشت...انشالله اون یه تیکشم با اون لیزرا رد
می شه...پدرش و در میارن حاجی...
اگه هم رد نشد...غمت نباشه....
بگی عبدالزینب گفته که سری بزنید برید...تمامه..
همین و بگی خودشون حساب کار میاد دسشون..
فدات بشم...آقا با شوخی های ما ناراحت نشی...
غرض فقط مزاحمت بود که به حمدلله حاصل شد....
حاظریه مام بزن...
یا زینب...

45986
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 10/24/2007 2:22:23 PM
کاربر مهمان
  جواب مسابقه عید جمعه:
بر اساس تحقیقی که کردم به دو دلیل اساسی این کار را انجام می دهیم:
۱-اول برای احترام به آن حضرت. چون به روایتی از امام صادق ع هرگاه شخصی از امام زمان (عج) یاد کند آن حضرت به او می نگرد،پس برای احترام وتعظیم از جای خود بر می خیزیم و از خدا می خواهیم ظهورش را نزدیک کند.
۲- با ایستادن در برابر اسم(قائم) آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام می کنیم و نشان می دهیم در صف نهضت جهانی امام زمان ایستاده ایم.
مسابقه جالبیه.آدم رو مجبور به تحقیق می کنه. دستتون درد نکنه.
45985
نام: اردیبشهت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 10/24/2007 2:20:56 PM
کاربر مهمان
  به خدای عز و جل
با سلام بر بزرگواران گرانقدر و پر ارزش .
غرض از این حضور اضافه بر عادت شنیدن بوی پولی سخت گرانبها و گرانبها تر از آن طمع صلوات(اللهم صل علی محمد و ال محمد)می باشد که ما را بر آن داشت تا دستی بر آتش زده و خود را نامزد دریافت این جایزه های گرانقیمت همی کنیم . که خدای تعالی برای این دنیایمان و آن دنیایمان تلاش بسیار همی پسندد.

و اما پاسخ مسابقه و صد البته با درک نیمه و ناقص خود از خردگی تا کنون که حدود سالی سیصد دهه بر من همی بگذشته است.

*************
به نظر بنده قائم یعنی ایستاده و زمانی که اسم مبارک ایشون می یاد و ما می ایستیم ، یه جور اعلام آمادگی برای همیاری و دستیاری ایشون در هنگام غیاب و همچنین امید برای همکاری ایشون در وقت ظهور ایشون هستش .ادای احترام دیگه .
خدای تعالی-عزه ذکره- ظهور ایشان را نزدیک فرماید.

*******************
و اما اگر آدمین بزرگواررخصت همی دهند و سپس شهاب خان نیز، قصد دارم پیشنهادی از برای جایزه های نقدیتان همی دهم که گر شما را امکان همی باشد ، مرا کارت اینترنتی صد ساعته بس همی بود و صد البته پرداخت سه ماه متوالی هزینه ی قبص ردیابمان که چه بهتر و ما را خوش خواهد آمد و شما را دعاگو خواهم بود .

یا علی با علی تا اعلا
45984
نام: شاهین یزدانیان
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/24/2007 1:58:44 PM
کاربر مهمان
  ز درد بی خانه ای بی چاره و اواره ایم...

یاامام زمان مددی
45983
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 10/24/2007 1:45:26 PM
کاربر مهمان
  یا الله
سلام
...
همین و بس
یا زهرا(س)
فاصله هاست بین دنیا و فناشدن...
یا زهرا(س)
<<ابتدا <قبلی 4605 4604 4603 4602 4601 4600 4599 4598 4597 4596 4595 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved