شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
45742
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 10/18/2007 1:14:55 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای عز و جل
دی متنی در باب نماز عید همی نوشتم و آن را سوی ادمینستان همی فرستادم که درج نگردید . آخر آه کدامین انسان مرا همی فراگرفت که چنین اتفاق سوی متن من همی افتاد . آخر این چه روزگاریست که ما همی داریم از برای چاپ نشدن متنمان و من اکنون فسرده ام بسیار. چرا چنین اتفاق بر من جاری همی گشت که من اندر تدارک آن چند خط زحمتی بس بزرگ برده بودم و اکنون آواز همی سر دهم که ای رئیسان بزرگوار مرا بار دهید پیغام بسی گذارم به دل خوش !!!!! آخر ما را دلی نازک اندر پوستی نازکتر همی بود .
45741
نام: حمیدرضا
شهر: ری
تاریخ: 10/18/2007 12:35:52 PM
کاربر مهمان
  میگن وقتی آدم هر چی دعا میکنه و جواب نمیگیره بهتره به دوستای خوبش بگه که براش دعا کنن .
رفقا التماس دعا .
تعجیل در فرجش و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات .
45740
نام: بی پناه
شهر: غریبه ها
تاریخ: 10/18/2007 11:58:05 AM
کاربر مهمان
  آرزوی من این رنج افتاده بر جسم بی تابو محتاج نگاه توست ... این ملتهب دل بی سکوت محتاج آرامش توست



این سیه جان بی آبرو محتاج مهر توست پس ای مهر عالم بتاب بر جان خسته ام ، بتاب بر قلب شکسته ام بر



دستان بسته ام بر عهد گسسته ام بتاب بر نا پاکیم بزدای......
45739
نام: نیلی
شهر: کرج
تاریخ: 10/18/2007 11:32:15 AM
کاربر مهمان
  سلام ممنون
45738
نام: بنده ی خدا
شهر: کووالامپور
تاریخ: 10/18/2007 11:12:20 AM
کاربر مهمان
  بسم رب شهدا
سلام آقاجون
به خوبا سر میزنی مگه بدا دل ندارن یه سرم به ما بزن ای خوب خوباآقاجون .
ولی واقعا ما منتظران واقعی نیستیم چون:
حضرت مهدی (عج)می فرمایند :شیعیان ما به اندازه آبخوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند وفرج ما میرسد.
45737
نام: منتظر
شهر: دلتنگي
تاریخ: 10/18/2007 10:57:15 AM
کاربر مهمان
  خدايا همه وقتي كه دلتنگ ميشن به تو پناه ميارن اما ....
اما من كه دلتنگ خودتم من كه دلتنگ اون چند ثانه با تو بودنم من كه دلتنگ اون عشق لايتناهي توام پس من به كجا پناهببرم ميدونم خيلي بدم ميدونم در برابر مهري كه بهم داري هيچ عكس العملي ندارم
ميدونم كه خيلي وقتا رهات كردم اما تو منو رها نكن
45736
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 10/18/2007 10:23:44 AM
کاربر مهمان
  سلامتي امام زمان ورهبر و جانبازان وبيماران وخودتان صلوات بفرستيد
45735
نام: نور
شهر: کویت
تاریخ: 10/18/2007 10:15:32 AM
کاربر مهمان
  راستش بخواي نمى دونم جى بكم ولى از داخل خيلى احساس دلتنكى مى كنم خيلى احساس تنهاي مى كنم وقتى عاشق هر كى شدم اخرش منو تنها مى زاره ميره يا نيتش با من صاف نيست خيلى دوست دارم ازدواج كنم تا دكيه كار اشتباهي انجام ندمتا ديكه خدا از من راضى بشه ولى كدوم انسان ارزش اين داره يا اينكه نيت ازدواج داره اين دور زمونه فقط با دخترا بازى مى كنند نه ازدواج
45734
نام: مصطفي
شهر: فسا
تاریخ: 10/18/2007 9:30:07 AM
کاربر مهمان
  كاش ميشد يك هواي تازه بود
كاش مي شد بي حد و اندازه بود
كاش مي شد در جوارت خانه داشت
كاش مي شد در سرايت لانه داشت
كاش مي شد كاشانه را ساكن شويم
كاش مي شد فرزانه را لايق شويم
45733
نام: ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 10/18/2007 9:21:45 AM
کاربر مهمان
  شرمنده ام

شرمگين ام

رو سياه ام!

چه بسيار لحظه ها كه بي ياد تو سپري كرده ام

و چه بسيار ثانيه ها

و چه بسيار دقيقه ها

و چه بسيار ساعت ها…!

و اكنون –كه راهي نمانده است تا پايان راه-

چه پشيمان ام

و چه تهي

و چه كوله سنگيني است بر پشتم از گناه

… گناه بي تو بودن،

خالي از ياد تو بودن،

تهي از عشق تو بودن

كه اينها همه يعني: نبودن!

و اكنون،

در آستانه رحيل،

شرم مي كشد مرا كه هيچ ندارم از حاصل عمر،

تا شايسته تقديم به تو باشد و در حد گوشه نا چيزي از جبران محبت تو

توي كه مهربان تريني براي من…

نه دعايي كه از عمق جانم خوانده باشم!

نه سرشكي كه از سوز فراقت ريخته باشم!

نه زخمي كه از درد عشقت داشته باشم!

نه دلي كه با ياد تو پيوند زده باشم!

نه چشمي كه به راه تو دوخته باشم!

نه…

شرمگين ام

شرمنده ام

شرم زده ام آقا!

… و اكنون من، پير درختِ بي بارِ شاخه شكسته آفتِ زمان زده،

آمده ام

تا دل را، همه

و همه دل را،

تقديم تو كنم!

مگو كه دير شده است…

مپرس كه تا به حال كجا بوده ام…

مخواه كه پيش از اين آب شوم از حرارت خجلت خود…

پس نگو،

نپرس،

نخواه…

كه به خدا، رسم مهرباني تو چنين نبوده است

و براي همين است كه اكنون –كه آسمان نزديك تر است از هميشه- طمع كرده ام بر مهر بي كران تو،

به يقين، حجم عظيم مهرباني ات، هر محتاج محبتي را به طمع خواهد انداخت

پس رهايم مكن…

در اين آخرين لحظات، به خود وا مگذارم

كه محتاج توام

سائل نيازمند توام

بينوا گداي توام

اي آيت مهر پيشه ارحم الراحمين!


واسه غريبي دل ما فقراي معرفت دعا كنيد.


ياعلي
<<ابتدا <قبلی 4580 4579 4578 4577 4576 4575 4574 4573 4572 4571 4570 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved