شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
45662
نام: مهدی معظمی
شهر: تهران
تاریخ: 10/15/2007 2:04:04 PM
کاربر مهمان
  پرودگارا!
الهی !
خود را به تو می سپارم تا با من آن کنی که می پسندی .
چه خوش است لحظلاتی در معرض آزمایش تو قرار می گیرم .
تو همیشه حاضری ای کاش بیدار باشم و آماده پذیرائی از مهمان عزیز و گرامی چون تو .
ای کاش بتوانم ذره ه ای ؛ فقط ذره ای از شور و اشتیاق وصف ناپذیر تو آگاه شوم .
کاش بتوانم همیشه و همه جا عطر دل انگیز وجود تو رابا عمق جانم لمس کنم .
45661
نام: مریم
شهر: هرجا که خدا هست
تاریخ: 10/15/2007 1:55:53 PM
کاربر مهمان
  عجب صبری خدا دارد...
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول که آنقدر ظلم می دیدم
از این مخلوق بی وجدان ؛
جهان را با همه زیبائی و زشتی
بروی یکدگر ویران می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه ها صدها گرسنه ؛
چند بزمی عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ؛ بر لب پیمانه می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان ؛
دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ؛
سراپای وجود بی وفا معشوقه را پروانه می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم مشوش عارف و عامی
ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش
به جز اندیشه مهر و وفا؛
محدود هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
به عرش کبریایی . با همه صبر و خدایی
تا که می دیدم
عزیز ناروائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد؛
گردش چرخ فلک را
وارونه بی صبر می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم...
*
چرا من جای او باشم
همین بهتر که من جایم نشسته
و او تاب تمام زشت کاریهای این مخلوق را دارد
و گرنه من بجای او چه بودم ؛
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم ...
*
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد ....
45660
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 10/15/2007 1:55:21 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

دوستان گرامی و بزرگوار سلام.
روزتون بخیر.

آقا شهاب گرامی،
پناه می برم به خدا از شر شیطان ملعون و رانده شده از درگاهت...این جمله همیشه بر زبانمون جاری باشه انشاءالله...تا اگر هم گرمای نزدیک شدن شیطان را حس کردیم خدا دستمون را بگیره...

آقا مقداد بزرگوار،
به روی چشم، اگر لایق باشم حتما دعا می کنم.
برای خانم دایی تون آرزوی سلامتی دارم اگر صلاحشون باشه... هیچ کدوم از ما نمی دونیم که ابتلای ما به یک بیماری خاص دلیلش چیه و چه حکمتی داره...خدا صبوری بهشون بده...انشاءالله.

مریم خانوم گل،
بازم از زحمتی که کشیدی ممنونم...من کی گفتم پدربزرگام مال خودم هستند!!!
ولی چقدر جاشون خالیه...
حاج خلیل که هر روز صبح بعد از نماز صبح نوای ترتیل قرآن با صوت خوششون اتاق را منور و معطر به رنگ و بوی آیات آسمونی می کرد...
حاج علی اصغر که سحرهای ماه رمضون وقت اذان با صدای بلند نوای اذان سر می داد و بعد از رفتنش چه سکوتی کوچه را فرا گرفته...
روحشون شاد...

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
45659
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 10/15/2007 1:32:33 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

کسی محبوب من را ندیده؟
یه نشونی کوچک یاعلی


اى همه آروزهايم!

من اگر مشتى گناه و شقاوتم، دلم را چه مى‏كنى؟

با چشم هايم كه يك دريا گريسته است چه مى‏كنى؟

با سينه‏ام كه شرحه شرحه فراق است چه خواهى كرد؟



عاشقان منتظرند!اگر مى‏دانستى كه چقدر به عشقى چون تو مى‏بالم يا صاحب الزمان .


45658
نام: ابراهیم
شهر: تهران
تاریخ: 10/15/2007 1:26:46 PM
کاربر مهمان
  توی دنیا عاشقا چه بی کسن
عاشقا عاقبتش خاروخسن
اینارو گفتم برات تا بدونی
عاشقی خیلی خطرناک حسن
45657
نام: سوته دیل
شهر: رشت
تاریخ: 10/15/2007 1:21:57 PM
کاربر مهمان
  هوالاول والآخر و الظاهر والباطن و هو بکل شی العلیم
45656
نام: سنگ
شهر: صحرای کربلا
تاریخ: 10/15/2007 1:05:43 PM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان
اوضاع زندگیم بهم ریخته . خواهش میکنم .
التماس دعا
دعا کنید همه چیز تمام بشه .
توروخدا برام دعاکنید ، التماس میکنم
45655
نام: مهرداد امامی رودسری
شهر: تهران
تاریخ: 10/15/2007 1:02:01 PM
کاربر مهمان
  عاشقان راگردرآتش می پسنددلطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمۀ کوثر کنم



بازم سلام

امیدوارم حالتان خوب باشد.بازقلم شکسته رادردست گرفتم ونوشتن آغازیدم.نمی دانم ازکجابیاغازم همین

بس که عشق رادلیل راه کنم وسررشتۀ کاررابه اوبسپارم.

گرچه می دانم

چون قلم اندر نوشتن می شتافت

چون به عشق آمدقلم برخودشکافت

دلم مانند شمعی بیصدا در خا نه می سوزد

زهجران وفراق شمع چون پروانه می سوزد

چه کنم زبانۀ این آتش تمام پیکرم رامی سوزاند. برآتش آن دیده چه سازدبجزریزش به بهانۀ فرونشاندن آتش

دل امازهی خیال باطل.

چه خوشترازدل برای این معامله یعنی معاملۀ سوزوسازوچه زیباترازجانبازی پروانه



خرم دل هر که یارش یاراست

خوشوقت هرآنکسی که بارش خاراست



بر سر بنهم کلاه خوش بینی زانک

هرکوکه ندید نیک کارش زاراست

چه کنم این همه دردراباکه قسمت کنم غم هجران یارغم غربت غم بی کسی بی حرمتی بی همدمی چه کنم همدمی

جزغم ندارم دردخودرباغم می گویم غم برویم نیشخندمی زند می گویدمگرتونبودی که می گفتی باغم یاردیگرکم ندارم

مگرتونبودی که می گفتی همۀ دنیااگرروی سرم هواربشه بازازهیچ کسی نمی ترسم پس چه شده که جازدی؟

به اومی گویم چرامن بودم من بودم که می گفتم

جزغم یارندارم هوسی

که نمادست برم همنفسی

بله خودم بودم باسربلندی می گویم که من بودم که می گفتم

بی غمت شاد مبادا دل غم پرور ما

غم خورای دل که بجزغم نبوددرخورما

بازهم می گویم

همۀ عالم اگرجمع شوندتاگوشه ای ازغم یارراازمن بگیرندحتی سرسوزنی ازآنرابه کسی نمی دهم.پس ازهمه

عذرمی خواهم اگرکمی روده درازی کردم

ای غم بگوازدست توآخرکجابایدشدن

درگوشۀ میخانه هم ماراتوپیدامی کنی

همین قدربس است تافرصتی دیگروغمنامه نه دلنامه ای دیگربدرود

زچشم بدرخ خوب توراخداحافظ

که کردجمله نکویی بجای ماحافظ


+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 18:4 توسط مهرداد امامی رودسری
45654
نام: احمدرضا نوري
شهر: مازندران_سوادكوه_زيراب
تاریخ: 10/15/2007 12:59:55 PM
کاربر مهمان
  باعرض سلام وخسته نباشيد خدمت شما مي خواستم درمورد گاز شهرهاي زيراب و پل سفيد فكري بكنيد وخواهشن مدارس اين شهرهارا مجهز سازيد كاكي خودمان و بچه هايمان و فرندانمان بايد زجر بكشند به اميد موفقيت شما و حضور دوباره ي شما در شهرستان سوادكوه.
45653
نام: سبكبار
شهر: يه كو شه دنيا
تاریخ: 10/15/2007 12:58:48 PM
کاربر مهمان
  عبدالزينب شما نيز خسته نباشيدبراي اينكه امورت دردنيا وآخرت خداي شه صلوات بفرست
<<ابتدا <قبلی 4572 4571 4570 4569 4568 4567 4566 4565 4564 4563 4562 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved