اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 45652 |
نام:
خسته دل
شهر:
اصفهان
تاریخ:
10/15/2007 12:49:06 PM
کاربر مهمان
|
خيلي دلم ميخواست توفيقي بهم دست بده و امسال ماه رمضان مثل امام علي تغذيه براي بچههاي يتيم ببرم
ولي انگار امسال انقدر گناهكار بودم كه...
راستي من امسال ماه رمضان ياد گرفتم كه غيبت نكنم
برام دعا كنيد كه اينطور بشه
|
|
| 45651 |
نام:
بنده گنهکار
شهر:
راه دور و دراز
تاریخ:
10/15/2007 12:26:56 PM
کاربر مهمان
|
به هنگام عبادت سر سجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
سلام
عیدتون مبارک ونماز وروزه هاتون قبول درگاه حق
اللهم عجل لولیک الفرج
حرف که زیاد دارم امیدوارم که همهی مردم همیشه در ارامش زندگی کنند یادتون نره واسه نوجوانهای فلسطینی وهمه ی بچه یتیمها دعاکنیم
وخداوند همه را به راه راست هدایت کند
|
|
| 45650 |
نام:
سودابه
شهر:
تهران
تاریخ:
10/15/2007 12:02:08 PM
کاربر مهمان
|
شانس چیست
|
|
| 45649 |
نام:
جامانده از قافله
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
10/15/2007 12:02:01 PM
کاربر مهمان
|
**** یسم رب الشهدا ***
خدایا دلم برای شهدا تنگ شده است
خدایا دلم برای شهدا تنگ شده است.
((((( التماس دعا از نور بالاها ))))
|
|
| 45648 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
10/15/2007 11:17:38 AM
کاربر مهمان
|
چگونه بي تو بمانم
تواز تبار بهاري چگونه بي تو بمانم
شميم عاطفه داري چگونه بي تو بمانم
تواز سلاله نوري تو آفتاب حضوري
به رخش صبح سواري چگونه بي تو بمانم
تويي كه باده نابي و گر نه بي تو چه سخت است
تمام عمر خماري چگونه بي تو بمانم
ببار ابر بهاري هنوز شهره شهر است
كرامتي كه تو داري چگونه بي تو بمانم
بيا به خانه دلها كه در فراق تو دل را
نمانده است قراري چگونه بي تو بمانم
حميد هنرجو
|
|
| 45647 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
10/15/2007 11:15:45 AM
کاربر مهمان
|
استجابت
بي تو چه سخت مي گذرد روزگار من
خود را به من نشان بده آئينه دار من
اي آفتاب ! خيره به راهت نشسته ام
رحمي به حال ديده چشم انتظار من
هر شب براي آمدنت گريه مي كنند
سجاده و دو ديده شب زنده دار من
اميد بسته ام كه مي آيي و مي كشي
دستي به روي اين دل اميدوار من
دل را براي آمدنت فرش كرده ام
بشتاب اي اميد دل بي قرار من
دست دعا و اشك و نيازم ظهور توست
كي مستجاب مي شود اين انتظار من
اسماعيل يكتايي لنگرودي
|
|
| 45646 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
10/15/2007 11:13:42 AM
کاربر مهمان
|
سر مي نهم به پاي تو يا صاحب الزمان
جان مي كنم فداي تو يا صاحب الزمان
تقديم ميكنم سرو جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صداي تو يا صاحب الزمان
صد مرحبا بر آن كه گرفته است توشه اي
از روي دلرباي تو يا صاحب الزمان
آري صفاي مجمع سوته دلان همه
مي باشد از صفاي تو يا صاحب الزمان
والله بر تمام سلاطين روزگار
دارد شرف گداي تو يا صاحب الزمان
بيگانه است با همه بيگانگان تو
شد هر كه آشناي تو يا صاحب الزمان
مشمول لطف حق نشود آن كسي كه نيست
مشمول او دعاي تو يا صاحب الزمان
از ارتكاب هر عملي قصد عاشقان
اول بود رضاي تو يا صاحب الزمان
شكر خدا كه با همه بي لياقتي
دل هاي ماست جاي تو يا صاحب الزمان
ما را براي روز جزا زاد و توشه اي
نبود مگر ولاي تو يا صاحب الزمان
كي مي شود به ديده ما جلوه گر شود
رخسار حق نماي تو يا صاحب الزمان
كي از كنار بيت خدا مي شود بلند
آن صوت جانفزاي تو يا صاحب الزمان
بر اين مريض جان به لب از درد افتراق
كي مي رسد دواي تو يا صاحب الزمان
خود واقفي كه « ملتجي » ات در تمام عمر
دارد به سر هواي تو يا صاحب الزمان
علي اصغر يونيسيان « ملتجي »
|
|
| 45645 |
نام:
مریم
شهر:
هرجا که خدا هست
تاریخ:
10/15/2007 10:29:00 AM
کاربر مهمان
|
سلام
روزتون به خیر .
مریم جون فکر کنم شکر خدا مسئله برطرف شده و دوباره می تونید حضور فعال داشته باشید . انشاء الله ار این به بعد این مسئولیت سنگین و شیرین بر عهده ی خودتون خواهد بود. ممنونم که منو کمک کردین . یه موضوع هم اینکه توی آمار اعلامی ، چون آمار جدید اینجا دانلود نشده بود ، من ندیدم که شما آمار رو کامل اعلام کردید ، جسارتن من دوباره اعلام کردم . یه نکته ی دیگه هم اینکه پدر بزرگ من و شما نداره که ، بیشتر توضیح نمی دم.
خوب کم کم دیگه همه ی مردم دارن از حال و هوای رمضون بیرون می یان ! از جمله برنامه های تلویزیون . البته من اهل تماشا کردنشون نبودم ولی یه شعر همیشه برای من گوشنواز و قشنگ بود : می شه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده !!!!!! واقعن جمله ی قشنگیه . اصلن تا حالا فکر کردین به این جمله ؟؟؟؟؟؟ منظور از لحظه های ساده یعنی کی ؟ چه وقت ؟ همین الان ! آره همین الان به پشت دست خوتون نگاه کنید ، نبض دستتونو می بینید ، داره می زنه ! خدا تو رگای ماست ! خدا همین جاست. اصلن تا حالا از تو چمن رد شدید که پروانه ها بیان دور و برتون و با قدمهای شما و کنارتون ، شما رو همراهی کنن ، چرخ بزنن و تا آخرش باهاتون بیان! خیلی حس قشنگیه!!!!!! یه جایی تو یه کتاب خوندم که می گفت پروانه ها معنای خوبی دارن! شگون دارن. ، به نظرتون خدا اونجا هم هست ؟ تا حالا کوه رفتید ؟ طبیعت خدا که بماند ! پروانه ها رو نمی گم ! صخره های قشنگ منظورم نیست! گلای رنگارنگو نمی گم !!! اصلن دقت کردید تا حالا سنگای سخت توی کوه که تیشه ی هیچ آدمی نمی تونه اونا رو از هم بازکنه! دقت کردید ؟ یه علف نرم ، یه تار نازک گندم ، یا جو یا هر چی انقدر قشنگ از توی اون سنگ بیرون زده و انقدر آروم رشد کرده !!!!! دلت می خواد تا شب بمونی فقط نگاه کنی ! نمی دونم به اون لحظه ، لحظه ی ساده می گن یا فوق العاده !!!!به نظر من خدا اونجا هم هست . تا حالا به چشای خودتون نگاه کردید ؟ اون کیه که داره نگاتون می کنه؟ کیست که از دیده برون می نگرد ؟ یا کیست سخن می نهد اندر دهنم . یا کیست که او می شنود آوازم ؟(مولانا) ، ای خدا من تو رو همه جا حس می کنم. خدایا به قول بچه ها دلمونو رمضونی نگه دار .
|
|
| 45644 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
10/15/2007 10:22:07 AM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین....
ما انجام وظیفه کردیم و روز عید فطر اومدیم و به همه عیدی دادیم....
نوشتمون که تموم شد اومدیم سیوش کنیم یه هو برق رفت...
مام گفتیم قسمت نبود...
اومدیم بیرون...
با تموم شکو هو جلالش رفت...
ولی دل ما خیلی گرفتست...
اصلا روزا خیلی بی خود شده...
دلم اینقدر می گیره موقع اذون...
اصلا زندگی برام بی خود شده...
لااقل ماه رمضون بود...
درسته گناهامون کمتر نشد که بیشتر شد...
ولی حضورش یلی واسه خودش بود..
دیشب خیلی دلم گرفته بود...
شدید...
هیئتی هم نبود بیریم لااقل خالی کنیم این سطل آشغال صاحاب مرده رو....
دیشب به خودم گفتم فردا حتما میرم پیشه حرف دلیها...
دلم تنگه خیلی چیزاست...
ولی حیف که خیلی چیزا قابل گفتن نیست.....
اینقدر تو این ماه رمضون تنبلی کردیم که...
سرمون خیلی شلوغ شده...
خب مام یه ماه رمضون دیگه باهاتون بودیم...
خیلی با حال بود..
با یه بچه های جدید...
خیلی حال داد....
دیگه حرفی ندارم...
با رفتن ماه رمضون مام میریم....
فکر نکنید که از دستم راحت می شید نه...
میام ولی یه کمی دیر به دیر...قربون همتون...
============================================
داداش مقداد....فراموشمون نکنیا...
داداش شهاب قربونت....خسته نباشی ...
سبکبار خسته نباشی....
و اما آقا رضا قربونت انشالله نجف کربلا البته با هم دیگه...قسمتت بشه...
سوته دل...آقا مجتبی... و دو تا خواهرهای بزرگوارمون منظورم مریم خانم هاست...خسته نباشید...
مبارز...شاهد...سورنا خانم...نرگس خانم...عبدالفاطمه
آقا صادق...
ذوالعرش..حاجی خروش...حاج ناشناس...حاجی بازمانده...داداش مجید.همه و همه...
آقا هادی....همه و همه...
دعا کنید برامون با این مشکلات زمونه ...
گر خاک شود این تن بیرون نشود درد تو از سینه ...
یا زینب....
|
|
| 45643 |
نام:
....
شهر:
.......
تاریخ:
10/15/2007 10:05:20 AM
کاربر مهمان
|
به جز از علي نباشد به جهان گره گشايي
هميشه بعد ماه رمضوني تو روز عيد دلم هواي مولا رو ميكنه اون قدر دلم ميگيره كه نگو تا اون حد كه بغضي به وسعت دنيا راه گلومو بند مياره برا همين امروز مي خوام از مولا بنويسم :
وهم غريبي در اين سخن نهفته است !
من دررازي سر به مهر نهان هستم
اما در طول قرن ها وبه بهانه هاي باور هاي غلط مذهبي توده مردم
علي را پيوسته ؛
در شمشير وخون ومحراب و جنگ ومرگ وكشتار و فقر يافته اند
بي شك به كژ راه رفته ايد اگر علي را در اين واژه گان جست وجويش كنيدنه علي را نجوييد كه نخواهيد يافت :
علي را در
لبخندو شعف وعشق
شوق وثروت
و شبنم وگل ونور جست وجويش كنيد
علي لبخند است
كه بر لبان عاشق سينه چاكش مينشيند
علي اشك است
اشك شادي سر ريز از چشمان كودكي يتيم كه از شوق مهرباني من وتو ميگريد
علي شادي است
كه در لباس قرص نان بر سر سفره ايثار محمل ميگزيند علي شبنم است كه در پگاه باكره فروردين
بر رخسار گل سرخ مينشيند
علي نور است
ماهتاب مهرباني
كه در ظلماني شب هاي
يارانش ميتراود
علي شميم شوقناك گل است
در ذهن خدا و در باور من وتو
علي ترنم طربناك موسيقي است
لحظه اي كه نسيم
اركستر برگها را به نواختن ميآورد
علي شوق است
وقتي كه ما نيمي از خويش را
تسليم نيازمندي ميكنيم
علي درد نيست
درس است
علي رنج نيست
تحمل جميل است
علي راح روح است
عطر عبور عشق ؟ نه !
علي خود عشق است
علي را در پيرهن رنگين پروانه
بوي نان تازه
باران بهاري
غروب پاييز
و در بيت بيت شعر عاشقانش بجوييد
علي را كف زنان بخوانيد
و پاي كوبان و دف زنان
شكر نوشان وشكر گويان
علي را در تبسم گل صداي صبح ؛لحن مهرباني ؛ در كوچه باغهاي معطر روستاي عشق بجوييد
علي را در طعم گس آشنايي ؛ عطر ترد دوست داشتن
بجوييد
دوست داشتن كسان كه ما را دوست ندارند
علي بشارت بهار است
ترنم باران ؛ خيمه خوبي ها ؛
اگر علي نبود
باران خيس نبود
گل عطر نداشت
مهتاب بي رنگ بود
و خورشيد بي نور
و قناري خيس سكوت
اگر علي نبود ؛ عشق وهم پوچي بود
شادي شيون ميكرد .
و هستي خاكستري بود ؛ بي معنا
پس !
علي را در فطرت سبز وشوقناك هستي بجوييد
در پرواز كبوتر ؛ گمان گل ؛ زلال آب ؛ و در شعله شمع
علي را در عرق سبز نشسته
بر پيشاني گل سرخ بجوييد
در لبان نمناك ماهي
نگاه مهربان آهو
علي ؛ تهاجم عشق است
آوار شادي ؛ يورش لبخند ؛ علي
پدر است بر يتيم نگاه ؛ من وتو چك چك نور است
قطره قطره شوق است
در تلخ كوير تنهايي
من و تو مزامير عشق است نجواي شعف ؛ حديث حضور ؛ علي يك اشناي ساده صميمي است از قبيله قربت
در نزديكترين فاصله از من وتو
علي بوي فاصله نيست ؛ عطر حضور است
اما براي درك حضورش
چشم ها را بايد شست ؛ جور ديگر بايد ديد .
اگه تنهايي !
اگه بي ديني !
اگه بي كسي !
اگه شوقي به موندن نداري
و در تف تلخ تكثيرتنهايي خويش ؛ سر گرداني
لحظه اي درنگ كن
و در خلوت خامشانه خويش
به سروش اسماني گوش فرا ده كه ميسرايد
به جز از علي نباشد به جهان گره گشايي
طلب مدد از او كن چو رسد
|
|