اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 45392 |
نام:
عبدالله
شهر:
ناکجاآباد
تاریخ:
10/9/2007 12:15:45 PM
کاربر مهمان
|
چه بیتابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری
یاابا صالح المهدی
|
|
| 45391 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
10/9/2007 12:02:59 PM
کاربر مهمان
|
بر زهرا بتول س وولد عم رسول صلوات ،جسم وروحت از آتش محفوظ صلوات بفرست
|
|
| 45390 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
10/9/2007 11:17:09 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا شهاب سلام علیکم برادر
آقا ادمین سلام علیکم ورحمه الله
عرض وادب واحترام خدمت بزرگواران اهل دل
بنده از این نوشتهایی که تو حرف دل قبلی نوشتم قصدم نه ناراحت کردن کسی بود نه منت گذاشتن به سر کسی... ولی داداش شهاب تو حرف دل وقتی می نویسیم خیلی از حالات منتقل نمی شه
بنده قصدم منت گذاری نبود... بنده هم قبول دارم حرف شما رو داداش شهاب
می دونم کار سختیه ... مسولیت داره... مشکله... باید دقت کرد... اما نمی گم چرا حذف شد... ولی شما نگاه کن چی نوشته... هرچی می خواهد دل تنگت بگو
خوب ما می گیم بنا بریکسری مسایلی قابل بارگذاری روی صفحه نیست بعضی چیزا... مثل سال اتحاد ملی.
اما بنده نمی دونم که دیگه چی چیزایی دیگه ای هستن که اگر نوشته بشه رو صفحه گذاشته نمی شه.که اگر بدونم خیلی بهتره
آقا ادمین بارها بنده ابراز ارادت کردم حالا دارم انتقاد می کنم... ایا انتقاد بنده باید باعث ناراحتی بشه... خوب پس چطور حرفمو بگم.
انتقاد بنده رو بزارید اصولی بگم:
۱- اگر چیزهایی هستند که اگر ما بنویسیم رو سایت نمی ره پس برای اونا یه قانونی بزارید...که دیگه فکر کنم شما وارد تر بشید.
۲- اگر بعضی چیزها که ما فرستادیم بنا به هر دلیلی رو سایت نرفت خوب ما که مطلع نیستیم ممکنه فکرای مختلفی به ذهن برسه...
۳- داداش ادمین بنده قصد منت گذاشتن نداشتم... خیلی چیزها است که بصورت نوشتاری نمی شه گفت چون خیلی از حالات بصورت نوشتاری منتقل نمی شه و ممکنه باعث ناراحتی بشه...
هدف بنده این بود که حداقل اگر حذف می کنید طبق یه اصولی باشه که بنده ضده نشم. نگم دارم بیهوده کار می کنم... بدونم پا فراتر گذاشتم پاک شد.
آقا ادمین شما هم مارو حلال کن بنده قصد ناراحت کردن نداشم... یاعلی مدد خدانگهدار شما
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 45389 |
نام:
ذوالعرش
شهر:
شهرموعود
تاریخ:
10/9/2007 11:17:03 AM
کاربر مهمان
|
یارحمن
اقا مقداد شیرینی ما همین بس که برادرما هدف و راهش مشخص شده ...همون یه دنیا ارزش داره
.
.
.
نمیدونم این روزای اخرماه مبارک انگار رو سرم هوار میشن
یه جورایی راه و رسم مهمونی رفتنوبلد نبودم یا شاید یادم رفته
اخه میگن میزبان خیلی غیرتیه
اگه بیاد و به گوشه دلت یه نگاه کردو دید ای بابادلتو واسه ادما و چیزای دیگه تنگ کردی یه جورای دل مکدر میشه
مثل اینکه میگه مگه تو ازل به ندای "الست " من "قالوا بلی" نگفتی پس چرا الان داری میزنی زیرش
اخ خدا ...
چی بگم که زمینگر شدم
چی بگم که پر پرواز من شکسته
چی بگم که میخوام بال مولا علی رو بگیرم و با هاش پرواز کنم اما اونقدر چشام به دونه هایی که بقیه رو زمین میپاشن میمونه که واویلا یادم میره باید پرواز کنم
میام نوک بزنمم میبنم دام هم مهیا شده
کاش حسرت یه نگاه اسمونی تو دلم نمیموند
نمیدونم شاید هم نگاه مهربونش دلمو ورانداز کرده من ندیدم
اخ که سیلی زدنش توی گوشم هم مهربونه نکنه اونو هم داره ازم دریغ میکنه
قربونش برم دستش شفاست به هرکی دست بزنه شفا میگیره
میگن هرجا روضه عموعباسشو بخونن اونجا حاضره
اما من میخوام واسه دلم روضه زینب بخونم
گمونم تو روضه بی بی اقام عباس هم میاد
لا اله الا الله
|
|
| 45388 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/9/2007 10:43:47 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدای قرآن کریم
آمار دور چهارم ختم قرآن کریم:
*به نیت پاک نمودن دلها از هرچه که خدایی نیست و شیطانی است و جایگزین نمودن نور و معنویت و درک و فهم الهی به جای ظلمت و جهل و شیطانیت و آماده شدن برای یک زندگی الهی در طی سال ان شاءالله.
جزء اول: ساره ی گرامی.
جزء دوم: صبای بزرگوار.
جزء سوم: شهاب.
جزء چهارم: هادی عزیز.
جزء چهاردهم: زهرای گرامی(به سفارش مریم گرامی از هرجا که خدا هست.)
جزء شانزدهم: مریم ازهر جا که خداهست.
جزء بیست و سوم: مسافرگرامی.
جز بیست و پنجم: امین مهربان.
جز بیست و ششم: آسمان عزیز.
جز بیست و هفتم: فرزاد گل.
جز بیست و هشتم: شهناز گرامی.
جز بیست و نهم: حاج علی بزرگوار.
جز سی ام: نیکای عزیزوآنای گرامی.
در این دور از ختم قرآن می خواهیم یاد بگیریم که هر چی کینه و نفرت تا حالا توی دلمون سنگینی می کرده کنار بگذاریم جز کینه دشمنان خدا و دلمون رو فقط و فقط واسه ی خدای بزرگ نگه داریم و زلال کنیم .
می خواهیم یاد بگیریم که همه ی اونهایی رو که تا حالا نبخشیدیم ، ببخشیم .
می خواهیم یاد بگیریم فقط کافی نیست دیگران رو ببخشیم ، یا دیگران مارو ببخشند ، بلکه خودمون هم باید خودمون رو ببخشیم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
|
|
| 45387 |
نام:
نخل سوخته
شهر:
دیار فراموش شده
تاریخ:
10/9/2007 10:40:25 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله
سلام علیکم
دوباره يك غروب دلگير به سراغـــم مىآيد و دستبر زخمهــــاى تنهايىام مىگذارد و مرا در بىكران خاطـــراتم مبهــوت مىگرداند .
غروب كه مىشود ياد بچــهها سراغ چشمهاى بارانى مرا مىگيرد و آن وقت است كه باران خاطرات را بر پهناى صورتم احساس مىكنم ...
مىخواهــم واگويه غمهاى نهفته در وجودم باشم درد بى شما بودن به حنجرهام چنگ انداخته است. دنيا چشمهايم را بسته است و امشب بار ديگر اذن دخول به خلوت خدايىتان آرزوى من است. يادش بخير خلوتهاى خوبى كه با شما و خدا داشتيم از نردبان كميل و توسل بالا مىرفتيم و در شرجى يك ندبه عاشقانه سرمست مىشديم. آنقدر تكرار «يا وجيها عندالله» شيرين بود كه وقتى به نام مهدى مىرسيديم مىخواستيم تا صبح در اين تكرار زيبا باقى بمانيم .
آه ارتفاعات مهران! قله قلاويزان! كربلاى يك! كجاييد كه دلتنگىام را مرحم باشيد. كربلاى يك; عاشـــــــورايى بود كه در ارتفاعات بلند مهران تكرار شد. آن وقتها كه به روضـــه اباعبدالله مىرفتيم آنچه چشمه اشكمان را مىجوشاند عطش بود، عطشى كه آنقدر بر لبان امام عشــــــق حسين بن على زيبا نشسته بود كه خيزران كفر تاب ديدن آن را نداشت و دستان پليد فرزندى از فرزندان سقيفه در صدد محو آن برآمده بود. كربلاى يك پيكار عاشقانه، و تجلــــى معاشقه خون و دل بود .
چقدر به خودم مىبالم كه جوانىام را باشهــــــــداى سر به دار سپرى كردم، چقدر خوشحالم ... اما چشمانم مرا چه افسوس است افسوس از نرفتن، ماندن و دنيايى شدن. امروز وقتى به گلزار شهـــدا مىآيم تا در خنكاى عطر ياد شما روح و جان تازه كنم به اندازه تمام قبرهاى آسمانى شما آه از نهادم برمىخيزد. من سالها با شما بودم اما نفهميدم كه چگونه و از كدام راه مىتوان به خورشيد رسيد شمـا هر شب در قنوتهايتان راه زمين و آسمـــــان مىپيموديد اما من در اولين گامها با بىلياقتى تمام مىماندم. سالها با شما بودم اما نفهميدم كه شبنمهـــاى لطيف از كدام سو بر انگشتان مناجات شما سبز مىشود نفهميدم ... نفهميدم ...
مىخواهم بار ديگر سر بر شانههاى استوارتان بگذارم و هاى هاى گريه كنم مگر من همراه شما خودم را به شط نزدم در والفجر 8 مگر زخمهايم و تركشهايى كه در بدن دارم با درياچه نمك بيگانه است؟ ... چرا چرا اينگونه در حسرت عروج مىسوزم .
آى شهدا اين دردها را به شما بايد گفت; آزادى مفهومى وارونه پيدا كرده است. غريبتر از كلام امام در شهرهـــا پيدا نمىشود، ولىعصر هم در جمكران تنهاست. حضرت معصومه چشم به درگاه آستانش دوخته تا شايد يك جفت چشم مثل چشمهاى آسمانى شما به او سلام كنند. آنقدر مطبوعات و حرفها و نوشتــــهها بوى گنداب مىدهد كه نمىتوان ديگر در اين فضا تنفس كرد لااقل براى امثال من كه عطر خاكريز هنوز در مشامم تازه استبوى ادكلنهاى كذايى و زرق و برق مطبوعـــــات و تشريفات حرفهــايى كه فقط موبايل مىتواند بشوند، ملال آور است. دوست دارم تمام عمرم را در گلزار شهـــــدا باشم. اما نه من حنجرهام از بوى خون و خدا لبريز است چون با شما مردان آفتابى همسفر بودهام فرياد خواهم زد قلم بدستخواهم گرفت تا حماسه شما را بسرايم آنقدر عطر ياد شما را در حوالى چشمهايم مىپراكنم كه ديگر جديدترين ادكلنهاى خارجى ياراى رقابتبا آنها را نداشته باشند من اگرچه سراچه افسوسم اما تا نفس دارم نام شما را فرياد خواهم كرد و با قلمى كه مثل دلم شكسته استبرايتان خواهم نوشت......
شادی روح طیبه ی شهدا صلوات
<
|
|
| 45386 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/9/2007 10:38:25 AM
کاربر مهمان
|
*هادی گرامی سلام و زیارت قبول. دوره صلوات فعلا تموم شده اما ختم قرآن رو چشم ثبت خواهم نمود براتون.
*مریم گرامی خدا قوت ان شاء الله که گرفتاریتون خیره ما رو بی نصیب نگذارید از حضور مسئولانه تون در حرف دل. التماس دعا.
*حقیر گرامی آی دی حقیر درسته نشانه تواضع شماست اما برای محب اهل بیت(علیهم السلام) و پاره قلب حضرت رسول (ص) خانم حضرت زهرا(س) مناسب نیست.در ضمن محتاجیم به دعا و از شما هم قبول باشه ان شاء الله.
با محمد و آلش محشور بشی صلوات محمدی(ص) بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 45385 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
10/9/2007 10:35:49 AM
کاربر مهمان
|
يه وقت دير نشه صلوات بفرستيد
|
|
| 45384 |
نام:
حــقیر
شهر:
یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
تاریخ:
10/9/2007 10:04:59 AM
کاربر مهمان
|
یا رب مــددی
ســـلام علیکم جمیعا
قبول باشه انشاءالله طاعات همه دوستان
اجرکم عــندالله
دعا فراموش نشه.
|
|
| 45383 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/9/2007 9:47:16 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدای قرآن کریم
آمار دور چهارم ختم قرآن کریم:
*به نیت پاک نمودن دلها از هرچه که خدایی نیست و شیطانی است و جایگزین نمودن نور و معنویت و درک و فهم الهی به جای ظلمت و جهل و شیطانیت و آماده شدن برای یک زندگی الهی در طی سال ان شاءالله.
جزء اول: ساره ی گرامی.
جزء دوم: صبای بزرگوار.
جزء سوم: شهاب.
جزء شانزدهم: مریم ازهر جا که خداهست.
جزء بیست و سوم: مسافرگرامی.
جز بیست و پنجم: امین مهربان.
جز بیست و ششم: آسمان عزیز.
جز بیست و هفتم: فرزاد گل.
جز بیست و هشتم: شهناز گرامی.
جز بیست و نهم: حاج علی بزرگوار.
جز سی ام: نیکای عزیزوآنای گرامی.
در این دور از ختم قرآن می خواهیم یاد بگیریم که هر چی کینه و نفرت تا حالا توی دلمون سنگینی می کرده کنار بگذاریم جز کینه دشمنان خدا و دلمون رو فقط و فقط واسه ی خدای بزرگ نگه داریم و زلال کنیم .
می خواهیم یاد بگیریم که همه ی اونهایی رو که تا حالا نبخشیدیم ، ببخشیم .
می خواهیم یاد بگیریم فقط کافی نیست دیگران رو ببخشیم ، یا دیگران مارو ببخشند ، بلکه خودمون هم باید خودمون رو ببخشیم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
|
|