اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44622 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/24/2007 12:57:44 AM
کاربر مهمان
|
برخورد منطقى با سخن چين
شخصى سخن چين ، به حضور امام حسن رسيد.
عرض كرد:
فلانى از شما بدگويى مى كند.
امام به جاى تشويق چهره درهم كشيد و به او فرمود:
تو مرا به زحمت انداختى .
از اين كه غيبت يك مسلمان را شنيدم بايد درباره خود استغفار كنم و از اين كه گفتى آن شخص با بدگويى از من ، مرتكب گناه شده بايستى براى او نيز دعا كنم .
(اين آقا مجتبي حرف نداره ...................... ماشاءالله اطلاعاتش از بنده بيشتره ............. انشاءالله اين اطلاعات رو از بنده و بقيه حرف دليها دريغ نكنه ................ دعا يادت نره مومن
الحمدالله ذوالعرش و آشناي غريب هم كه دست به قلم شدن ........... انشاءالله بيشتر شاهد حضورشون باشيم
نه مومن من وبلاگ ندارم ..........)
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل ف۶رجهم وحشرنامعهم
|
|
| 44621 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/24/2007 12:55:44 AM
کاربر مهمان
|
چهار خصلت خدا پسند
خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى كرد كه من از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار صفت قدر دانى مى كنم .
پيغمبر صلى الله عليه و آله جعفر را خواست و موضوع را به ايشان خبر داد.
جعفر عرض كرد:
اگر خداوند به شما وحى نمى كرد، من هم اظهار نمى كردم .
يا رسول الله ! من هرگز شراب ننوشيدم ، زيرا مى دانستم كه اگر بنوشم عقلم نابود مى شود.
و هرگز دروغ نگفتم ، زيرا دروغ خلاف مروت و ضد كمال انسان است .
و هرگز زنا نكرده ام ، زيرا ترسيدم با ناموسم همان عمل انجام بشود.
و هرگز بت نپرستيدم ، زيرا مى دانستم كه بت پرستى منفعتى ندارد.
رسول خدا دست مباركش را بر شانه وى زد و فرمود:
سزاوار است كه خداوند به تو دو بال مرحمت كند، تا در بهشت پرواز كنى
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل ف۶رجهم وحشرنامعهم
|
|
| 44620 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
9/24/2007 12:17:05 AM
کاربر مهمان
|
فسبح باسم ربک العظیم...
***********************
سلام
شب همگی بخیر
التماس دعا
یا علی...یا علی...
|
|
| 44619 |
نام:
فاطمه
شهر:
کرج
تاریخ:
9/23/2007 10:38:10 PM
کاربر مهمان
|
دلم گرفته به وسعت تمام گیتی فکر می کنم تمام درهای اسمانی و زمینی به رویم بسته شده فکر می کنم نه مطمئن هستم که انقدر گناه کردم که خداوند رها یم کرده می دونم که خیلی نعمت در اختیارم قرار داده ولی در عوض مشکلاتی که مرا از پای در اورده
|
|
| 44618 |
نام:
علی
شهر:
ایران بزرگ
تاریخ:
9/23/2007 9:46:39 PM
کاربر مهمان
|
خداوند رحمت کند شهید آوینی عزیز را
|
|
| 44617 |
نام:
FARYAD(kabootar)
شهر:
NYC
تاریخ:
9/23/2007 9:18:09 PM
کاربر مهمان
|
Jenabe Meghdad ke arezooye shahid shodan dari,khob alan ke Amrika baghale gooshet too Iraq hast va shoma ham arezooye shahadat dari,chera nemiri bejangi? man agar arezooye chizi ro dashte basham va betoonam bedastesh biyaram matal nemikonam,pas chera nemiri? Amrika ke dor ta dore mantaghast...hameja hast,pas chera nemiri? lotfan javab bede va tafre naro....Admin agar nemikhahi too public in matlabo chaap koni ,mitooni mostaghim be Meghdad befresti?? mosalmoon basho ino ya chaap kon ya be daste Meghdad beresoon
|
|
| 44616 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/23/2007 9:14:02 PM
کاربر مهمان
|
ای کاش می توانستم درد دلم را بگویم
اگر قبلا یکم حرف دل میزدم الان دیگه حرف دل زدن هم برام مشکل شده چه برسه درد دل.
ادمین جان اون چند جمله آخر چه چیز ناجوری داشت نذاشتید.
من حس اعتمادم رو ...
دیگه نمی دونم اگر بخوام از جانم و وقتمو وپولم بدم آیا توی این سایت حرفم گذاشته میشه یا نه...
ایراد نداره... ولی باز حرف دل مینویسم انشاء الله
اما حرف دل کو تا درد دل
نماز روزهات قبول درگاه حق انشاء الله ... انشاء الله برسی به اون چیزی که باید برسی.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 44615 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
9/23/2007 9:09:45 PM
کاربر مهمان
|
مريم ازشهر دل كرفته ،خسته نباشي ،ايام رمضان ايام لبريز از بركات باشه برايت صلوات بفرست
|
|
| 44614 |
نام:
ذو العرش
شهر:
شهر موعود
تاریخ:
9/23/2007 8:58:43 PM
کاربر مهمان
|
یا رحمن
سلام بر عاشقان
****************************
يه روزی روزگاری
دو تا بچه بسيجی یا رحمن
سلام بر عاشقان
****************************
يه روزی روزگاری
دو تا بچه بسيجی
نمي دونم كجا بود
توفكه يا دوعيجي
تو فاو يا شلمچه
تو كرخه يا موسيان
مهران يا دهلران
تو تنگه ي حاجيان
تو اون گلوله بارون
كنار هم نشستند
دست توي دست هم
با هم جناق شكستند
با هم قرار گذاشتن
قدر هم رو بدونن
براي دين بميرن
براي دين بمونن
با هم قرار گذاشتن
كه توي زندگيشون
رفيق باشن وليكن
اگر يه روز يكيشون
پريد و از قفس رفت
اون يكي كم نياره
به پاي اين قرارداد،
زندگيشو بذاره
سالها گذشت و اما
بسيجي هاي باهوش
نمي ذاشتن كه اون عهد
هرگز بشه فراموش
يه روز يكي از اون دو
يه مُهر به اوون يكي داد
اون يكي با زرنگي
مُهر و گرفت و گفت: (ياد)
روز ديگه اون يكي
رفت و شقايقي چيد
برد و داد به رفيقش
صورت اونو بوسيد
گل رو گرفت و گفتش:
(بسيجي دست مريزاد)
قربون دستت داداش
گل و گرفت و گفت: (ياد)
عكسهاي يادگاري
جورابهاي مردونه
سربندهاي رنگارنگ
انگشتري و شونه
اين ميداد به اون يكي
اون يكي به اين ميداد
ولي هر كي مي گرفت
مي خنديد و مي گفت: (ياد)
هي روزها و هفته ها
از پي هم مي گذشت
تا كه يه روز صدايي
اينطور پيچيد توي دشت
يكي نعره مي كشيد:
عراقيها اومدن
ماسكهاتون بذارين
كه شيميايي زدن
از اون دو تا يكيشون
در صندوقو گشود
ماسك خودش بود ولي
ماسك رفيقش نبود
دستشو برد تو صندوق
ماسك گازشو برداشت
پريد، روي صورتِ
دوست قديمي گذاشت
همسنگر قديمش
دست اونو گرفتش
هل داد به سمت خودش
نعره كشيد و گفتش:
چرا مي خواي ماسكتو
رو صورتم بذاري
بذار كه من بپّرم
تو دو تا دختر داري
ولي اون اينجوري گفت:
تو را به جان امام
حرف منو قبول كن
نگو ماسك رو نمي خوام
زد زير گريه و گفت:
اسم امامُ نَبَر
ماسكو رو صورت بذار
آبرو ما رو بخر
زد زير گوشش و گفت:
كشكي قسم نخوردم
بچه چرا حاليت نيست؟
اسم امام رو بردم
اون يكي با گريه گفت:
فقط براي امام!
ولي بدون، بعد تو
زندگي رو نمي خوام!
ماسكو رفيقش گرفت
گاز توي سنگر اومد
وقتي مي خواست بپّره
رفيقشو بغل زد
لحظه هاي آخرين
وقتي مي رفتش از هوش
خنديد و گفت: برادر
(يادم ترا فراموش)
آهاي آهاي برادر
گوش بده با تو هستم
يادت مياد يه روزي
باهات جناق شكستم
تويي كه روزمرّگيت
توي خونه نشونده
تويي كه بعد چند سال
هيچي يادت نمونده
عكسهاي يادگاري
جورابهاي مردونه
سربندهاي رنگارنگ
انگشتري و شونه
هر چي رو بهت ميدم
روي زمين ميندازي
مي گي همش دروغه
(ياد) نمي گي مي بازي...
|
|
| 44613 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
9/23/2007 8:18:30 PM
کاربر مهمان
|
خدايا، اين ننگ را بر ما مپسند که نسبت به وقايع بيتفاوت باشيم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|