اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44562 |
نام:
باران
شهر:
آسمان خدا
تاریخ:
9/22/2007 10:40:20 PM
کاربر مهمان
|
خداوند سلام است وسلام از اوست وبه سوي اوست
سالروز وفات حضرت خديجه همسر بزرگوار پيامبر (ص) و مادر فاطمه(س) را خدمت تمامي بزرگواران تسليت عرض مي كنم
مطابقت زندگي حضرت رسول اكرم با خديجه كبري وزندگي ما
http://rabeah.parsiblog.com
|
|
| 44561 |
نام:
مهدیه
شهر:
تهران
تاریخ:
9/22/2007 10:32:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام . خوب هستین خواهران و برادران دینیم
چرا کسی به من سر نمیزنه؟
|
|
| 44560 |
نام:
ali
شهر:
shiraz
تاریخ:
9/22/2007 9:40:55 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم به بهانه بحث خداشناسی برادران و.ه.ا.ب.ی-قبل از انکه وارد موضوع شوم لازم میدانم چند مقدمه را بیان کنم- اعراب عربستان بعلت ساده اندیشی کمی اطلاعات علمی در علوم مختلف بخصوص در علوم انسانی وعقلانی وفلسفی و بخاطر احساساتی شدید داشتن- کمترین هیجان های خود رامیخواستند ار طریق مجاز واستعاره بیان کنند بخصوص در شعر که ان زمان امری طبیعی محسوب میشود. . من یک دوست لبیائی در انگلستان داشتم روزی از پرسیدم اوضاع واحوالت در انگلستان چطور است- گفت من مانند مرغی هستم که خواست منزل همسایه اش را نگاه کند وچون روی یوار پرید وچون خانه را ازهمه لحاظ مهیاهمه چیز فراهم دید به انجا رفت با بودن همه چیز وقت غروبرو به دیوار خانه میکند وگردن خودش را دراز وخم میکند- یک دوست دانشجوی ایرانی داشتم روزی رو به من کرد وگفت در غرب از نماد در شرایط خاص زیاد استفاده میکنند اتفاقا این مطلب را هم یک خانم استادم به گفته بود که منهم به ان توجه کنم وادامه داد به گمانم مجاز واستعاره تو بیشتر مال فرانسه است ولی در انگلستان امروزه اول از نماد روسیه استفاده میکنند تو هم از نمادهای روسی زیاد استفاده کن اتفاقا من اطلاعاتم در باره فرهنگ روسیه بیش از اعراب و شبه قاره هند و غرب بود بعدا فهمیدم ادبیات کهن انگتستان تحت تاثیر روسیه است ومدیرت انها شکل اروپائی شوروی است فقط در فیلم و در مسائل عیش وعشرت که مخصوص افرادی است که در سطح کارهای فنی وپیچیده نرسیده اند ترغیب میکنند که روش خوشگذرانی امریکائی داشته باشند . این نما دها عبارت بود از قلعه های تاریخی و دشت های پر حادثه وکاخ ها وزندگی اچتماعی بعضی قشرها وغیره انگلیسها سعی میکنند مسائل خوشان را بیمن واژهای علوم انسانی که بدست اورنند خیلی رئال وحقیقی وبا استفاده ازهمان کشفیات علوم انسانی بیان کنند ولی بعضی مسائل حاد را با استعاره ومجاز و نماد ونقل قول از بزرگان استفاده می کنند.- من بار ها تجربه کردم- وقتیکه یک ایرانی بایک انگلیسی صبحت میکند چناچه فارسی را به انگلیسی ترچمه کند که الگو ی ترچمه فکرفارسی داشته باشد. فرد انگلیسی در حالت جدی باقی میماند وزیاد خلاقیت وشکوفا وبشاش نمیشود وچماچه با الگو وفکر انگیسی ترچمه کند فرد انگلیسی بشاش و خلاق و شکوفا میشود وبلعکس هم مینطور است اصولا با هر قومی این چنین است ومن این امر با برادران اذری هم تجربه کرده ام- حالا برویم سر مطلب – قران عزیز هم از همین روش استفاده کرده است مسائل فلسفی و توحیدی را باتشابه به خصوصیات انسانی بیان کرده است تا اعراب بتوانند پی به حالات واندیشه ها ببرنند واز گیچ ومنگ شدن وبی احساس شدن وپیداکردن مسائل جدید فکری جلوگیری کند.بعنوان مثال خداوند به جائی که بگوید بالذات میبیند ودیگر نیاز نیست که بگوید توجه صددرصد دارد چون خداوند ذاتا همیشه توجه صدر صد دارد ونیازی هم نیست که بگوید دقت کامل صد درصد دارد چون همیشه اینطور هست ویا انکه در تدبیر صد در صد میباشد میفرماید زیر دوچشمان من کشتی نوح ساخته شد تا ان مطب ذکر شده را القا کند ومابقی تشابهات هم بهمن دلیل است با ید توحید به این نحو فهمید که بصورت مجاز ما در خداوند غوطه ور هستیم وخداوند در ما غوطه ور هست ولی خداوند میفرماید من همراه شما هستم وباشما حرکت میکنم ودر عرش هستم ودر هم جا هستم ویر عرش مستقر شدم تامل کنید حرکت را بخوبی نشان میدهد وتدبیر یعنی تدبیر خاص پساز پایان یافتن خلقت شروع شد در ست مثل انسان پس ازساختن چیزی تدبیرش را دو چندان میکند درحالی که خداوند همیشه در تدبیر کامل است متاسفانه در طول تمدن اسلامی
|
|
| 44559 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
9/22/2007 9:08:14 PM
کاربر مهمان
|
جه فرقي مي كند توكل بخدا داشته باش ،اكركمكي از من بر مياد امربفرما ،خدا رابه علي ع كه جند شب ديكه محاسن شريفش با خون سرش حنا مي بندند ومظلوم �ست قسم ميدهم كه امور دنيوي وإخروي شما را خودش درست كنه وقلب نازنينت را از غم وغصه نجات بده ،بدرستيكه شنوا بدعاست خداي مهربون آمين ،حالا صلوات بفرست به نور ديده فاطمه مجمد ص
|
|
| 44558 |
نام:
LoverGod14Loversand
شهر:
عشق...
تاریخ:
9/22/2007 8:48:01 PM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و النفس الاماره...
بسم الله الرحمن الرحيم...
يا((الله))(ج)...يا ائمة الهدي(ع)...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر فان حزب الله هم الغالبون فان حزب الله هم المفلحون...
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته...
برادر ادمین کامل میذاشتید بهتر بود...حق مطلب ادا نشد...
ا.خ.خ.ب.ش.ا.ک.م.پ.ا...
یا حق با حق تا حق...
|
|
| 44557 |
نام:
اتنا صالحی.
شهر:
هشتگرد.
تاریخ:
9/22/2007 8:34:19 PM
کاربر مهمان
|
به نام خداوندی که عشق را افرید.
دراین دنیای کو چک بعضی از ادمها هستندکه واقعا
از ته دل عاشقن اما خیلی ها هم هستند که تا کلمه
عشق وعاشقی به گوشاشون می رسه زود فکرهای بد
می کنند .ای خدای مهربون مگه هرکی عاشق مهدی صاحبزمان عج بشه گناه داره.....
یا مهدی بیا که توی این
دنیای بی رحم وبی وفا هیچکس
نیست که به ندای قلب عاشقای توگوش
فرا بده وبتونه احساسات انارو به خوبی
درک کنه.
معبودا
ظهور عشق را نزدیک
کن.
والسلام.....
|
|
| 44556 |
نام:
نفیسه
شهر:
یه جایی همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/22/2007 8:31:00 PM
کاربر مهمان
|
بنام خدای کبوترهای عاشق جبهه ها
شهید زین الدین درمیان بسیجیها از محبوبیت عجیبی
برخوردار بود بچه ها وقتی اورا در کنار خود میدیدن
انگارازشادی میخواستند بال دربیاورند گاه باشورو
هلهله می دویدند دنبالش آن وقت سردست بلندش میکردن
وشعار میدادند:فرمانده آزاده آماده ایم آماده...
وبه این ترتیب ازجان گذشتگی خود رابه فرمانده خود
اعلام میکردند
دوستی میگفت:یکبار پس از چنین قضیه ای که آقا
مهدی زین الدین به سختی تونست خودشواز چنگ بچه
های بسیجی خلاص کندباچشمانی اشک آلود نشسته بود و
مشغول ادب کردن نفس خود بود با تشر به خود می گفت
مهدی !خیال نکنی کسی شده ای که اینها این قدر بهت
اهمیت میدن توهیچ چی نیستی تو خاک پای بسیجیانی...
همین طور میگفت وآرام آرام می گریست...
|
|
| 44555 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/22/2007 7:00:41 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین.....
بابا ما رو با یه من عسل هم نمیشه خورد...
بهشت کجاست که برا من رقم بخوره....
آقا جان....
غیر اینکه شما ما رو بخری....
اومد به همسرش فرمود...
من همراه حسین ابن علی راهی کوفه میشم...
برگشت گفت...
تو روهم میخوام طلاق بدم....
چون مطمئنم که بر نمی گردم......
آقا خریدتش.....
قربون تو آقا بشم....
همیشه از کربلا یه بوی سیبش برام مونده.....
یه بوی سیبی که ماجرای قشنگی داره....جبریئل به به صورت دحیه کلبی به خدمت پیامبر رفت....
امام حسن و امام حسین نیزدر همین لحظه وارد اطاق شدن چون دحیه کلبی را دیدن....
ازاو چیزی طلب کردن.....
جبرئیل دست به آسمان برد....
و به و انار و سیبی به انان داد...
پیامبر ان را بویید...
و فرمود نزد پدر و مادر خود بروید..
چون رفتند...
و پیامبر بعد ان ها وارد شد...
هر چه تناول کردن تمام نشد.....
آن میوه همچنان نزد انها باقی ماند....
چون حضرت زهرا به شهادت رسید انار ناپدید شد....
وقتی حضرت علی به شهادت رسید....
به ناپدید شد...
وقتی به امام حسن زهر دادن...
سیب را به امام حسین داد...
امام حسین در کربلا وقتی تشنگی به او رو می آورد...
ان سیب را می بویید...
و اگر بر او تشنگی غالب می شد.....
دندان بر او فرو میکرد...
وقتی به شهادت رسیدند...
هر چه ان سیب را جستجو کردن نیافتند...
گاهی که به زیارت مرقد پدرم میروم بوی سیب از مزارش می رسد.....
====================================
خیلی دلم می خواست امسال ماه رمضون شورش به سال پیش برسه...
نمی دونم شاید به خاط وجودیه خودمه که به خودم حال نمیده.....
حتما هم همین طوره...
نمیدونم چرا؟
ما حاظر غائب کردیم....
ولی......
عیبی نداره.....
ما یه دو یا سه هفته دیگه تاعید فطر مهمونیم......
بعدم دیگه کار و زندگی نمیزاره......
به قول داداش مقداد گلم که می گفت چه خوب می شد روز عید فط می مردیم....
داداش من ما تو عمرون یه دو سه روز شادیم.....
اد تو همین عید فطر......
بابا یه روز شهادتی میگفتی بهتر بود...
نمیدونم شایدم حرف شما درسته......
نمی دونم چی این خواهرما رو آزرده کرده.....
دلم برا مبارز خیلی تنگ شده.......
برا آقا بازمانده گل....
حاجی شما رو به هر کی قسم....
حاجی من میگم سلام........
فقط برا اینکه جواب سلام واجبه ......
شمام باید بیای اینجا جواب من و بدی.....
تو رو خدا بیا....
دلمون برات یه ذره شده....بابا در به درتم....خرابتم....
داداش احسان بی مرام ما...که اصلا فداش بشم سری به ما نمی زنه
مجید از کرج....
عبد عاصی...
شلمچه...
Sara خانم..
فاطمه خانم...
نرگس خانم....
آقا هادی ما...
منتظر بی مرام...
علمدار....
دلتنگ کربلا دور از کربلا....
بی قرار (اقا مسعود...)
دکتر سلیما نی....
زهرا شدایی...
بنده خدا........
عمو علی...
عمر رضا...
باران...
کاکتوس آبی..
بسیجی.....
داداشا دلم براتون خیلی تنگه....
عبدالزهرا
عبدالرضا...
کنیزالزهرا......
خرمگس....
توبه...
مارال....
شاهد...
روشنک خانم....
بابا با همتونم..........
سلام به همتون.....
تو رو خدا بیاید.....
جواب سلام من عبدالزینب رو بی جواب نزارید.......
ت
|
|
| 44554 |
نام:
اتنا صالحی.
شهر:
هشتگرد.
تاریخ:
9/22/2007 6:11:59 PM
کاربر مهمان
|
ایمن.
|
|
| 44553 |
نام:
علی
شهر:
کرج
تاریخ:
9/22/2007 5:42:16 PM
کاربر مهمان
|
منتظر باش ولی عشق تحیر آرد
|
|