شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
44552
نام: مزاحم
شهر: بی کسی
تاریخ: 9/22/2007 5:29:30 PM
کاربر مهمان
  چرا کسی که دوستش دارم حتی به یاد من نیست دوستم نداره چرا یکی به من بگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
44551
نام: میم
شهر: محرمانه
تاریخ: 9/22/2007 5:09:53 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه جان را فکرت آموخت
سلام
باعرض پوزش فراوان یک سوال داشتم...البته اگر اسائه ادب نباشد و بی ادبی نباشد و جسارت نباشد...

پس چی شد این چت روم؟
ما که فسیــــــــــــــــل شدیم.
با تشکر.
چاکر دیرینهء شما.ملتمس دعا/میم
44550
نام: مهدیه
شهر: تهران
تاریخ: 9/22/2007 4:33:20 PM
کاربر مهمان
  سرنوشت خویش را باور کن
که باری، همان توان نهفته ی توست
و نرم می شکفد
و زندگی را از آن دست می آراید
.که تو می خواسته ای

عقاب فاتح قله های زندگی باش
و مسافر صبور دشتهای بی کران آن
«و هم بدین سان است که واژه های « کار » و « زندگی
معنای اصیل خویش را باز می یابند
.و گلبوته های تلاش تو به گُل می نشیند

به دره های عمیق احساس خویش سفر کن
«که در آنجا کسی را جز خویشتن « خود
باز نمی یابی
و لحظه ها را غنیمت شمار
و آنان را بنیاد دنیایی کن
.هر یک به فراخور خویش

و هرگز نومیدوار از فراز صخره های سخت زندگی
آینده را نظاره مکن
با ایمان به توان خویش از آن میانه راهی بگشا
.به دنیای زیبای فرداها

و بدان که در امتداد هر راه که بر می گزینی
همواره دشواری در کمین است
که زندگی اگر نام آسانی داشت
دیگر بر زمین، تلاش معنای خویش را
از کف می داد
.و در آسمان، رنگین کمان
44549
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 9/22/2007 4:11:38 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا

كجاييد اي شهيدان خدايي
بلاجويان دشت كربلايي
كجاييد اي سبك روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوايي


بله ميخواهم از مرغان هوايي صحبت كنم ولي ميدونم كه ....
بگذريم
هفته دفاع مقدس با همه قداست اش از راه رسيد
دفاع مقدسي كه خيلي از نا جوانمردان روزگار ما به ياري و مدد حق نتونستن قداست اش رو خدشه دار كنن
دفاع مقدس براي ما ايراني ها يادآور بهترين صفات اخلاقي و ارزشي ست
دفاع مقدس هشت ساله ما كه بفرموده بنيانگذار كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) انقلاب ما را به تمام دنيا صادر كرد ، به تمام گردنكشان و و ظالمان دنيا فهماند كه ميتوان با پايبند بودن به ارزشهاي والاي انساني و اخلاقي با جنگ روبرو شد و پنجه در پنجه اهريمنان انداخت
ما در اين مدت هشت سال جنگ با تمامي شياطين و در راس آنها شيطان بزرگ رويارو شديم و باز هم به فرموده آن پير فرزانه ديديم كه شيطان بزرگ هيچ غلطي نتوانست بكند و زير پا له شد و اين عزت و سربلندي و سرافراز بيرون آمدن از امتحان الهي پاداش وعده داده شده اي بود از طرف خداوند متعال
دفاع مقدس ما خط بطلاني كشيد بر اين مدعا كه آنچه نصرت و پيروزي را به ارمغان مي آورد ايمان و توكل به قدرت لايتناهي خداوند منان است نه ارابه هاي پولادين
***********************************
يادم مياد كه بعد از فتح منطقه فاو قرار بر اين شده بود كه يكسري نيرو به جاي نيروهاي عمل كننده جايگيزن بشن تو منطقه فاو من اونموقع ها كوچيك بودم و بهمراه خانواده رفته بوديم براي بدرقه رزمندگان تازه نفس . اين رزمنده ها بچه هاي دبيرستان سپاه بودن . همه پدر و مادر ها براي بدرقه بچه هاشون اومده بودن
بين اين جوونها يه جووني بود كه با مادر بزرگ پيرش اومده بود ، پدر و مادرش گويا مرحوم شده بودن
موقع خداحافظي رسيد
از قبل يكسري اتوبوسهاي دوطبقه براي سوار كردن رزمنده ها در نظر گرفته شده بودن
رزمنده ها سوار شدن
اتوبوسها از ساختمان خارج شدن و وارد خيابون اصلي شدن اين مادر بزرگ پير يواش يواش بدنبال اتوبوسي كه نوه اش سوار اون بود شروع كرد به دويدن و با اينكه صداش خوب در نميومد شروع كرد به اشك ريختن و دويدن و تركي حرف زدن . اولش فكر ميكردم كه زياد دنبال اتوبوس نميره . منم شروع كردم دنبال اين پيرزن دويدن
خدا ميدونه كه خيلي حالم گرفته بود اين پيرزن دو سه تا ، چهار راه دنبال اتوبوس دويد منم بدنبالش
اين پيرزن ميدويد ، زمين ميخورد ، بلند ميشد و دوباره بدنبال اتوبوس ، گريه ميكرد و تركي حرف ميزد ، نميدونم چي ميگفت ، تنها حسي كه داشتم اين بود كه ايكاش زمين دهن باز ميكرد و منو ميخورد و اين صحنه ها رو نميديدم
بالاخره سرعتم و زياد كردم بهش رسيدم و هر جور بود نگهش داشتم كه خدا ميدونه اگه جلوشو نميگرفتم تا خود جبهه دنبال اتوبوس ميدويد
و خدا رو شكر ديديم كه آه مادران و همسران شهدا و اشك چشم دلسوخته ها بي نتيجه نموند و جنايتكار ها به سزاي اعمالشون رسيدن هرچند كه دلهاي ما اروم نميشه مگر به انتقامي كه به عدالت جهاني منجر بشه(انشاءالله)
من هم اگه لايق باشم دوست دارم به مناسبت اين ايام سراسر افتخار 121 صلوات به پيروي از ناشناس عزيز براي برآورده شدن حوائج و صحت و سلامتي سرداران عزيز و اهل دلم حاج آقا بازمانده و حاج آقا خروش هديه كنم . اميدوارم كه خداوند افتخار پيروي از راه و مسلك اين بزرگواران رو از ما دريغ نفرمايد(انشاءالله).

اللهم الحقني بالشهدا و الصالحين (امين يا اله العالمين).
44548
نام: نفیسه
شهر: یه جایی همین نزدیکی ها
تاریخ: 9/22/2007 3:39:52 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءو الصدیقین



عملیات خیبر عملیات دشواری بود وضع رقت باری داشتیم

کوه اگربودچکه چکه آب می شد گاه صدای فرمانده

گردان رو از بی سیم می شنیدیم که نومیدانه کمک

می خواست همین که امیدشون ازهمه طرف قطع می شد با

شهید زین الدین تماس می گرفتند اوهم باهمون آرامش

مخصوص جوابشونو میدادو آنها هم باقوت قلبی که از

فرمانده خود می گرفتند تا پای جان به مقاومت

می ایستادند.

بعدها خود شهید زین الدین در اولین سخنرانی اش پس

ازعملیات ضمن یادی از فرماندهان شهید گردانهای

عملیات خیبر با اشک و آه می گفت:

(( فرماندهان گردانهای ولی عصر (عج) امام رضا(ع)

موسی بن جعفر(ع)و سیدالشهداء(ع) تا جان در بدن

داشتند زیر ضربات خرد کننده دشمن که آهن را آب

می کرد مقاومت کردند واز دستورات فرماندهی اطاعت

نمودند بااینکه می دانستند تا لحظاتی دیگر شهید اسیر

یا مجروح می شوند وضعیت خط آن قدر اضطراری و نومید

کننده بود که گاه از بی سیم میشنیدم که می گفتند:

دیگر کسی زنده نمانده است ... خودمان تنها شده ایم

الان تانکها از روی بدنمان عبور می کنند... و آخرین

پیامشان این بود که :سلام ما را به امام برسانید

به حضرتش بگویید ماتا آخرین قطره خونمان مقاومت

کردیم .... تا اینکه صدایشان قطع می شد یا صدای

دشمن از پشت بی سیم می آمد...))

آن وقت بود که آقا مهدی خودش زار زار می گریست و

کوهی ازغم را می دیدی که بر چهره اش نشسته!
44547
نام: ابوالفضل
شهر: ابهر
تاریخ: 9/22/2007 3:31:38 PM
کاربر مهمان
  سلام فردی هستم ۲۰ساله که دست به هر چی زدم پوچ در امد بهترین کسمو از دست دادم گفتم شاید قسمت این بوده نمی دونسم نه قسمت نبود بلکه من یجور زندونی بودم در قفسم واسم خرف های عاشقون فرستادن امیدوارم ازدستم ناراحت تشی چون درد دل یه جون بود به هر حال از زیاد ناراحت نشی امیدوارم شما منو درک کنید کوچیک شما ابوالفضل
44546
نام: باران
شهر: آسمان خدا
تاریخ: 9/22/2007 3:20:56 PM
کاربر مهمان
  پيامبر اكرم(ص) در نخستين سير شبانه خود كه در ماه ربيع الاول، دو سال بعد از بعثت كه از خانة حضرت خديجه(س) انجام پذيرفت(22) هنگامي كه به سوي زمين باز ميگشتند از پيك وحي چنين مورد خطاب قرار گرفتند:

حاجَتِي ﺃَن تَقرَﺃَ عَلي خَديجَهَ مِنَ اللهَ وَ مِنّي السَلام
حاجت من این است كه از خداوند منّان و از مَنِ جبرئيل، بر خديجه سلام برساني.(23)

هنگامي كه پيامبر اكرم(ص) درود خداوند منّان را به حضرت خديجه ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: خداوند سلام است، سلام از اوست و به سوي اوست.(24)
پيك وحي يكبار ديگر به پيامبر(ص) عرضه داشت: اي محمد، به خديجه از پروردگارش سلام برسان.
حضرت خديجه(س) گفتند: خداوند خود سلام است، و سلام از اوست، و بر جبرئيل امين سلام باد.(25)
در يكي از تهاجمات ددمنشانه قريش و انتشار شايعه كشته شدن پيامبر(ص)، حضرت خديجه(س) در ميان درّه ها و صخره هاي اطراف مكه، به دنبال حبیبش مي گشت و سيلاب اشك بر صورتش روان بود. پيك وحي بر پيامبر رحمت فرود آمد و عرضه داشت: ملائكه آسمان به جهت گريه خديجه به گريه افتاده اند، او را به سوي خود فراخوان، درود مرا ابلاغ كن و او را بشارت بده، كه خدايش به او درود ميفرستد و او را با قصري در بهشت بشارت ده، كه در آن هيچ غم و اندوهي نيست.(26)



44545
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 9/22/2007 2:53:43 PM
کاربر مهمان
  همراه با رزمندگان

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در دوران جنگ که رئيس‌جمهور بودند به مريوان تشريف بردند و با مردم ديدار کردند. پس از ديدار، همراه ايشان به سوله رفتيم. بچه‌هاي ارتش، سپاه، بسيجيان و جهادگران، همه جمع بودند. در راهروي سوله سفره‌اي بزرگ انداختند. به آقا عرض کرديم، چون سوله شلوغ است، غذاي شما را به يک سوله ديگر ببريم و حضرت ‌عالي در آن مکان غذايتان را صرف کنيد. ايشان فرمودند: نه! کنار همين بچّه‌ها غذا را مي‌خوريم. جمعيت خيلي فشرده بود. رهبر معظم انقلاب در آن جمع فشرده و درميان رزمندگان اسلام نشستند و بچّه‌ها در خدمت آقا غذايشان را خوردند. براي من خاطره آن روز بسيار به ياد ماندني بود، خاطره‌ي که هرگز از ذهنم پاک نمي‌شود.

اميرسرتيپ احمد دادبين
44544
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/22/2007 2:40:54 PM
کاربر مهمان
  مرگهاى آسان و دشوار در روايات

1ـ امام مجتبى (ع) مرگ مؤمن را چنين توصيف مى‏كند:(مرگ بزرگترين مژده و نويدى است كه بر مؤمن وارد مى‏شود، زيرا از يك خانه پر مشقت به نعمتهاى جاودان منتقل مى‏شود.)
2ـ امام سجاد مى‏فرمايد: مرگ براى مؤمن بسان كندن لباس و باز كردن زنجير از پا است و مانند پوشيدن فاخرترين لباسها و خوشبوترين آنها است، مرگ براى مؤمن هموارترين مركب و مأنوس‏ترين خانه‏ها است .
3ـ امام صادق (ع) مى‏فرمايد:مرگ براى مؤمن بسان بوئيدن بوى خوش است كه به خاطر خوشى آن، به خواب سبك مى‏رود و همه دردها، از او رخت بر مى‏بندد .

4ـ امام مجتبى (ع) در اين باره مى‏فرمايد: مرگ براى كافران بزرگترين هلاكت است زيرا از بهشت خود (دنيا) به دوزخ و آتش هميشگى وارد مى‏شوند .
5ـ امام سجاد (ع) مرگ كافر را چنين توصيف كرده‏اند: مرگ براى كافران بسان تعويض لباسهاى قيمتى و پوشيدن كثيف‏ترين و خشن‏ترين لباسها است و يا انتقال از خانه‏هاى مأنوس و سكنى گزيدن در وحشت آورترين منازل و در كنار بزرگترين عذابها مى‏باشد .
قرآن كريم می‏فرمايد :
افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون .
آيا گمان برديد كه ما شما را ( با اينهمه تجهيزات و ساز و برگها ) عبث آفريديم و غايت و هدفی متناسب با اين خلقت و اين ساز و برگ‏ها در كار نيست و شما به سوی ما بازگردانده نمی‏شويد ؟ .
آری ، مرگ ، پايان بخشی از زندگی انسان و آغاز مرحله‏ای نوين از زندگی‏ او است .
مرگ ، نسبت به دنيا مرگ است و نسبت به جهان پس از دنيا تولد است‏ ، همچنانكه تولد يك نوزاد نيز نسبت به دنيا تولد ، و نسبت به زندگی‏ پيشين او مرگ است .
قرآن كريم مي‌فرمايد:
الذي خلق الموت و الحياة ليبلوكم ايّكم احسن عملا
(خدا مرگ و زندگي را آفريده تا بيازمايد كه كداميك از شما درست كارتريد.)
يعني دنيا كه تلفيق و تركيبي از موت وحيات است آزمايشگاه نيكوكاري بشر است.
بايد توجه داشت كه آزمايش خدا براي نمايان ساختن استعدادها و قابليّتها است. نمايان ساختن يك استعداد همان رشد دادن و تكامل دادن آن است. اين آزمايش براي پرده برداشتن از رازهاي موجود نيست، بلكه براي فعليّت دادن به استعدادهاي نهفته چون راز است. در اينجا پرده برداشتن، به ايجاد كردن است. آزمايش الهي، صفات انساني را از نهانگاه قوّه و استعداد به صفحه فعليّت و كمال بيرون مي‌آورد. آزمايش خدا تعيين وزن نيست، افزايش دادن وزن است.مرگ عزیزان و اطرافیان برای انسان یک آزمایش و امتحان است که ایمان صبر تسلیم و توکل انسان در معرض آزمایش قرار میگیرد .

(چقدر خوبه آدم روز عید فطر از دنیا بره .....)

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
44543
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/22/2007 2:40:48 PM
کاربر مهمان
  مرگ ..........

مرگ جدايي روح از بدن است كه براى همه موجودات بجز ذات اقدس خداوند متعال اتفاق مى‏افتد اما كيفيت آن در افراد مختلف متفاوت است براى بعضى بسيار آسان و براى بعض ديگر بسيار مشكل است مرگهاى دشوار و آسان انتقال از يك زندگى به زندگى ديگر به طور طبيعى بدون مشكلات نخواهد بود و اين نه تنها لحظه مرگ و انتقال از سراى دنيا به سراى آخرت است كه همراه با سختى و دشوارى انجام مى‏گيرد، بلكه نوزادى هم كه دوران كوتاه زندگى در رحم را، پشت سر مى‏گذارد، و مى‏خواهد گام به زندگى جديد نهد، دشواريهايى را احساس مى‏كند.بدين خاطر در روايتى از امام رضا (ع) سه مرحله به عنوان وحشتناكترين مراحل زندگى انسان معرفى شده است.
1ـ مرحله تولد.
2ـ مرحله مرگ.
3ـ مرحله برانگيخته شدن.
آنگاه فرمودند خداوند يحيى (ع) را در اين مراحل خوف آور، در پناه امنيت و آرامش خود قرار داده است، چنانكه مى‏فرمايد:
(و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيا) (مريم آيه 15) .
اگر چه مرگ از اين نظر بدون دشوارى و سختى نخواهد بود، ولى از نظر عوارض و دشواريهاى غير طبيعى به دو نوع تقسيم مى‏شود.
1ـ مرگ دشوار كه غالبا مربوط به ظالمان و گناهكاران است.
قرآن در اين باره مى‏فرمايد: (و جاءت سكرة الموت بالحق، ذلك ما كنت منه تحيد) . (ق/19) .
آمد سختيهاى مرگ (كه تقدير به) حق است، (به او گفته مى‏شود) اين همان چيزى است كه از آن گريزان بودى.
و در آيه ديگر مى‏فرمايد:(فكيف اذا توفتهم الملائكة يضربون وجوههم و ادبارهم) (محمد/27) چگونه است آنگاه كه فرشتگان جانشان را مى‏گيرند در حالى كه به صورت و پشت آنان (تازيانه) مى‏زنند.
2ـ مرگ آسان كه غالبا از آن صالحان مى‏باشد.
قرآن در اين باره مى‏فرمايد: (الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم) (نحل آيه 32) .
پرهيزكاران كسانى‏اند كه فرشتگان جان آنان را در حالى كه پاك و پاكيزه‏اند مى‏گيرند و به آنان مى‏گويند درود بر شما باد.
و در آيه ديگر مى‏فرمايد: (يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية) (فجر/28) .
اى انسان صاحب نفس مطمئن، برگرد به سوى پروردگارت، در حالى كه خشنود به پاداش، و برگزيده در نزد خدا مى‏باشى.

(چقدر خوبه آدم روز عید فطر از دنیا بره .....)

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
<<ابتدا <قبلی 4461 4460 4459 4458 4457 4456 4455 4454 4453 4452 4451 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved