اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44502 |
نام:
صادق
شهر:
شیراز
تاریخ:
9/21/2007 11:13:39 PM
کاربر مهمان
|
ازانجای که درکتابهای مختلف نوشته شده است اقا امام عصر بجز ما باید اعمالمان رادرست کنیم تا امام غایب بیاید والسلام باتشکر ازدوستداران امام عصر
|
|
| 44501 |
نام:
ارسلان
شهر:
غربت
تاریخ:
9/21/2007 11:04:38 PM
کاربر مهمان
|
عزیزان منتظر: آیا خانه دل را برای پذیرایی از جان جانان آماده کرده ایم که ظهور اورا از خدا طلب می کنیم یا خانه هنوز آلوده به غبار گناه است وما منتظر ظهور یار .
|
|
| 44500 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
9/21/2007 5:42:43 PM
کاربر مهمان
|
فسبح باسم ربک العظیم
****************
عمریست که از حضور ، جا ماندیم
در غربت سرد خویش ، تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم
مائیم که در غیبت کبری ماندیم...
|
|
| 44499 |
نام:
صادق
شهر:
قـــم المقدسه
تاریخ:
9/21/2007 5:25:17 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء والصدیقین
سلام به علمداران قلعه دوستان خوب و باصفا
امیدوارم نفستون گرم و قلمتون پر رنگ باشه همیشه
یه معذرت خواهی به تمامی دوستان بدهکارم
شرمنده
واقعا ناراحت بودم
نمیدونستم چی کار کنم
اگر کسی از من ناراحت هست واقعا منو ببخشه
از همتون معذرت میخوام
شما بهنرین دوستان من هستین
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
همیشه به یاد همه هستم
دوستتون دارم
ادمین عزیز واقعا دستت درد نکنه ممنونم از زحماتی که برای تمامی دوستان میکشی
باز هم منو ببخشید
شهاب جان برادر خوبم ببخش
.....................
برای شادی ارواح طیبه شهداء صلوات
التماس دعا جمیعا
|
|
| 44498 |
نام:
ساغر
شهر:
تهران
تاریخ:
9/21/2007 4:18:18 PM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
همه ی ما سرانجام داوری خواهیم شد مهم این است که چقدر زندگی کرده ایم نه چقدر زنده بوده ایم چقدر بخشیده ایم نه چقدر راشته ایم چقدر خوب بوده ایم نه چقدر عظیم جلوه کرده ایم .
اگر روزی شان و مقامت پایین آمد نا امید مشو زیرا آفتاب هر روز غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید (افلاطون)
|
|
| 44497 |
نام:
نفیسه
شهر:
یه جایی همین نزدیکی ها
تاریخ:
9/21/2007 3:41:13 PM
کاربر مهمان
|
آکهی های روزنامه هارو که می خونم پره از درمان امراض مزمن وچاقی ولاغری موضعی و هزارتا راه حل دیگه ...پس امراض وحشتناک ارواح چی ؟کی اونارو درمون میکنه؟تناسب اندام روحمون چی؟چه فکری واسه تنهایی های قبرکردیم؟چرا نمی خوایم آینه مونو صیقلی کنیم تا صاحبمونو توش ببینیم ؟چرابه بهترین "معشوق " یه سرسوزنم عشق نداریم؟چراهدیه هاشو هرروز باز میکنیم وحق شکرش که هیچی بماند یه تشکر خشک وخالی یادمون میره چرا
دلمونو به زشتروهای غریبه رهن کامل می دیم ؟چراازمرگ که دروازه وصال اونه اینقدر بدمون میاد؟ چراگمش کردیم ؟کجاگمش کردیم؟تولایه های پیچ پیچ کدوم صفت رذیله؟تو خراب آباد کدوم ترک واجبی؟
چرا همت هامون به گرد" همت ها" نمیرسه؟چرا اراده هامون چیز قابل عرضی نیست؟
چرا نیمه شبااون بی بدیل بی مثال رو منتظرنجواهامون می ذاریم؟مگه خودش نگفته من منتظرم؟زمان کوتاهه و خدا درانتظار...مگه ازما چی میخواد؟چرا باید آک آک به قبرامون بریم ؟چراباغهای قابلیت شکوفه های بروز تواناییهامون روندیدن؟راستی چرا اینهمه مسئولیت وبال گردنمون شده مگه ماکی هستیم چرا اینقدر امرما عظیمه؟چرا اینقده خرده کاریامون رو حساب می کشن؟چرااینقده خدا دوستمون داره ؟چرامادوستش نداریم و اگه داریم چرا حق دوست داشتنشو ادا نمی کنیم؟شاید واسه اینه که سنگلاخ عشق اونو هر رونده ای تاب نمیاره... ولی مگه خودش نگفته هرکی از خونه دنیا خونه صفات مهاجرا" الی الله بیاد بیرون اگه بما رسید که فبهاوا گه نرسید جایزه اش باخودمه ...ولی داداش من کو قابلیت ؟ شاید مال اینه که گناها قلبهای باصفامونو از صفاانداختن شاید پای دل ما برا رفتن دنبال کاروان عاشقای خدا لنگ شده نکنه بهشون نرسیم نکنه دیر شده باشه نکنه ازین دنیا هیچ چی نفهمیم وبمیریم نکنه دیگرون برن وبرسندو مابمونیم
نکنه مارو اونجاها راه ندند نکنه آخرین خوشیمون راحت مردنمون باشه نکنه اونطرف مرز هستی مارو به اندازه یه پوست شکلات هم حساب نکنند آخه میگن ارزش هرکی به قدر همتشه ...ازهمه اینا بدتراینه که "او"رغبت حرف زدن بامنونداشته باشه نگاهی هم بهم نندازه محلم هم نذاره ...نه دیگه اون موقع باید رفت ومرد
فدای اون روی ماهت بشم که قشنگای دنیا رو شرمنده میکنه فدای اون مرام بی مثالت که لوطی های عالمو کشته چیکارکنم؟بدعادت شدم عادت کردم نازمو بکشی
عادت کردم که همیشه تو پیشقدم بشی تو پیغام پسغوم واسم بفرستی بهت عادت کردم هرکاری میخوای بکن ولی از خودت جدام نکن ...هرطورکه دوست داری آدمم کن ولی نذار قلبم خونه نامحرما بشه
خدایا خودمو به خودت برسون...
(اینهاروبراتذکر خودم نوشتم شماهاکه ایشالله همه مثبتید و با رفیق اعلی رفیق)
التماس دعا
|
|
| 44496 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/21/2007 3:22:09 PM
کاربر مهمان
|
سید خراسانی .............
اندكى پيش از ظهور حضرت، در ميان ايرانيان، شخصى با عنوان سيد خراسانى ظاهر شده که رهبرى سياسى مردم را به عهده مى گيرد وشعيب بن صالح نيز رهبرى نظامى را وايرانيان تحت رهبرى اين دوتن، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفا مى كنند. سيد خراسانى وشعيب جنگ را در مرزهاى ايران، تركيه وعراق هدايت مى كنند ونيروهاى مستقر در شام، خود را به پيش رانده ودر همان زمان، از دو جناح عراق وشام، آماده پيشروى بزرگ به سوى فلسطين وقدس مى شوند.
پيرامون شخصيت سيد خراسانى، سؤال هاى بسيارى مطرح است. از مهم ترين آن ها اين است كه آيا مراد از خراسانى در روايات، فرد معيَنى است ويا اين كه تعبير از رهبر ايران است كه در زمان ظهور حضرت مهدى (ع) وجود خواهد داشت؟ روايات به روشنى دلالت دارد بر اين كه آن شخصيت از ذريه امام مجتبى (ع) ويا امام حسين (ع) است وازاو به عنوان هاشمى خراسانى ياد شده است وصفات جسمى وى راكه داراى صورتى نورانى وخال برگونه راست ويا دست را ست دارد، بيان كرده است.
اما رواياتى كه در منابع حديث درجه اول شيعه مانند غيبت نعمانى و طوسى در خصوص اين شخص وارد شده است، احتمال دارد ايشان را به ياور خراسانيان ويا رهبر اهالى خراسان ويا فرمانده لشكر خراسان تفسيركرد. زيرا اين روايات تعبير به "خراسانى " تنها نموده نه هاشمى خراسانى، اما مجموعه قرائن موجود، پيرامون شخصيت اودلالت دارد كه مشخص است وى همزمان با خروج سفيانى ويمنى ظاهر مى شود ونيروهاى خود را به سوى عراق اعزام مى داردكه سپاهيان سفيانى را شكست مى دهند .
نسبت ايشان به خراسان به اين معنا نيست كه حتماً اهل استان خراسان فعلى باشد، چون در صدر اسلام، نسبت دادن به خراسان به مشرق زمين اطلاق مى شده است كه شامل ايران وساير مناطق اسلامىِ متصل به آن كه امررز تحت اشغال شوررى است، مى شود. بنابراين شخص خراسانى اهل هر منطقه اى كه از اين محدوده باشد، نسبت او به خراسان صحيح است، چنان كه از منابع درجه اول حديثى شيعه استفاده نمى شودكه او سيد حسنى ويا حسينى است آن گونه كه در منابع روائي برادران اهل سنت به آن تصريح شده است. سيد خراسانى، آخرين شخصى است كه پيش از ظهور حضرت مهدى (ع) بر ايران حكومت كرده ويا معاصر با آخرين فردى است كه فرمانرواى ايران خواهد بود .
منبع: عصر ظهور على كورانى ترجمه عباس جلالى
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 44495 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/21/2007 3:11:51 PM
کاربر مهمان
|
سلام یه دوست
اينم منابع احاديث به ترتيب
بحارالانوار ج 52 / ص 243
كنزالعمال ج 14 / ح 38657
سنن ابن ماجه ج 2/ ص 1366 بنقل از ولايت فقيه .
بحارالانوار ج 57 / ص 216
در مورد سخن حضرت آيت الله بهجت ( اعلي الله مقامه ) اين سخن توسط يك روحاني در مدينه گفته شد كه فيلمش در سايت موعود (http://www.mouood.org/)موجود ميباشد و بنده اين فيلم را از اين سايت دانلود كردم .
( اگر اعداد ناخوانا هستند از اینترنت خارج شوید و صفحه را ذخیره کنید بعد صفحه ذخیره شده را باز کنید اعدا خوانا هستند )
(اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم)
|
|
| 44494 |
نام:
....
شهر:
....
تاریخ:
9/21/2007 3:10:07 PM
کاربر مهمان
|
امروز تولدته،یادت هست؟؟
تولدت مبارک.
|
|
| 44493 |
نام:
سوته دیل(مجتبی)
شهر:
رشت
تاریخ:
9/21/2007 2:59:23 PM
کاربر مهمان
|
داداش مقداد دلمو شاد کردی
خدا الهی بحق اقا امام زمان دلتو در جایی که لازمه شاد کنه. الهی آمین
داداش مقداد می خواستم علائم ظهور رو ادامه بدم
و در مورد رابطه اون با این دوره زمونه بنویسم. که آیا واقعا این دوره زمونه دوره ظهور هست یا نه.
خدایی دلاوری. دمت گرم. دوست دارم.نمی دونی چقدر خوشحالم کردی.
تا می تونیم در مورد آقا بنویسیم.شاید نظری کنه که واقعا کرد. مثلا حقیر همینا رو که نوشته بودم. دوره ای شد برام و الان قلبم مطمئنه که ظهور نزدیکه. خیلی.
خودمونو آماده کنیم. نظر شما چیه؟ هم آمادگی روحی. هم آمادگی جسمی. چه ایرادی داره باشگاه بریم. مثلا گفتن که اینقدر بر یاران آقا سخت میگذره که غذاشون رو باید رو اسبا در حال سوار بودن بخورن. یا اینکه مثل اینکه غذاشون سنگه و از این نوع روایات. که البته دومی رو شنیدم.
خدا خیرت بده.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
---
بنده کوچک خدا، بنده دیروز سر سفره سحر نشسته بودم که پدر درمورد سحر و غذا و بوی غذا داشتن صحبت می کردند که یاد حرف شما افتادم که گفتید دعا کنیم. و یه دعای جانانه کردم انشاء الله
انشاء الله که در آخرت رحمت خدا فوران و فراوان بر شما بباره بباره مثل همون گریه های شبانه اهل عملی ها.
یا گریه آسمون در غم فراق...
و این دنیا سختیه دیگه... چه میشه کرد... یه چی تو مایه های از اون آمپول گاویا
---
خواستم از سوتی های خودم بگم اما بیخیال فعلا
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|